سيد محمد علي موسوي
اشاره
سحر افسانهای شکست ناپذير رژيم صهيونيستي را در سال 2000م.
نخستين بار سربازان واقعي اهلبيت(ع) باطل کرد. از آن زمان تا
کنون صهيونيستها در پي جبران خسارتهاي مالي، جاني و ... در
لبنان است. ارتش اسرائيل با طرح قبلي و بهانه آزادي اسيران، در
بامداد 21 اسد (تيرماه) 1385 از زمين، هوا و دريا ديگر بار به
جنوب لبنان ريختند. اين راهبرد نظامي را ميتوان کاربست
گزارههاي اصولي اجرايي نقشه دراز
مدت و کلان واشنگتن – تل آويو، براي خاور ميانه به شمار آورد.
حزب الله همزمان به دفاع از خود، مردم و تماميت ارضي
لبنان، در برابر دستاندازي اشغالگران، قد برافراشت و بيش از
يک ماه پاي مردي، سرانجام اشغالگران را زمينگير کرد. آنگاه که
ماشين جنگي رژيم صهيونيستي را وطن دوستان لبناني خاموش کردند،
امريکا و اسرائيل ناگزير به راه حل سياسي تن دادند و در
چهارچوب قطعنامه (1701) شوراي امنيت سازمان ملل، اهداف
دستنيافتني خود را پيگرفتند.
نبرد بي بديل حزب الله با درونمايه شيعيگري، پيروزي
واقعي را براي خود، ملت لبنان، اعراب و مسلمانان به ارمغان
آورد. سر پرغرور رژيم صهيونيتي و حاميانش را در صخرههاي تيز
جنوب کوبيد و طرح خاورميانهاي منهاي مقاومت را فرو ريخت.
افکار، عواطف و همدردي آزادگان جهان را برانگيخت و براي دومين
بار در منازعه طولاني بيش از نيم قرن اعراب و اسرائيل، از
ميدان نبرد سربلند و برومند بيرون آمد.
تثبيت مقاومت و حفظ منافع لبنان
1. تثبيت هميشگي مقاومت
نخست وزير رژيم صهيونيستي و ديگر کارشناسان او همراه با
تحليلگران غربگرا، ميپنداشتند که در نخستين روزهاي جنگ،
پايگاههاي حزب الله برچيده ميشود و نيروهاي مقاومت از صحنه
سياسي و نظامي لبنان محو ميگردد. «روزنامه هاريو، چاپ تلآويو
در روزهاي اول نوشت: پيروز شديم، بعد از يک هفته نوشت: پيروز
ميشويم، در هفته سوم نوشت: بايد پيروز شويم ...»(1) و اکنون
بايد بنويسد شکست خورديم. ايهود اولمرت در مصاحبهاي گفت:
«ازبين بردن کامل حزب الله ممکن نيست و من آنها را دست کم
نگرفتهام». (2) پس از يکماه نبرد به رغم تلاشهايي که براي
سرکوب حزب الله صورت گرفت، (39) دشمن صهيونيستي به هيچيک از
اهداف تعريف شدهاي که به مردمش وعده دادهبود، دست نيافت و سر
انجام وزير خارجه اسرائيل اعتراف کرد: «اسرائيل نميتواند حزب
الله را خلع سلاح کند».(4)
2. ناکامي در خلع سلاح حزب الله
اسرائيل با وانهادن رويارويي آشکار، نقشه پنهاني خلع سلاح
مقاومت را کشيدهبود. اشغالگران با دو رويکرد داخلي و خارجي،
عملي شدن اين طرح را تسهيل و تسريع مينمودند: نخست دولت جديد
فلسطين را بر خلاف تمايلات دروني به ظاهر پذيرفت تا در آن واحد
درگير جنگ در دو سنگر نگردد. دوم روابط ديپلماتيک خود را با
کشورهاي غربي بويژه امريکا گسترش داد تا بيرون از مرزها دشمنان
سياسي را مهارکند. از اين رو، با تمرکز همهجانبه براي برچيدن
هميشگي حزب الله و خلع سلاح کامل آن به پيش تاخت.
حزب الله با اتخاذ سياست فعال، اين نقشه را درهم ريخت و
اسرائيل را از دستيابي به اهدافش ناکام گذاشت. وزير خارجه
قبلي رژيم صهيونيستي اعتراف نمود: «اسرائيل نميتواند حزب الله
را خلع سلاح کند».(5) و پس از يک ماه جنگ، وزير جديد رژيم
صهيونيستي گفت: «هيج ارتشي در جهان نميتواند حزب الله را خلع
سلاح کند».(6) پيش از آن نخست وزير رژيم صهيونيستي گفتهبود:
«حتي کنترل سايتهاي موشک اندازي حزب الله براي ما امکان
ندارد»(7) چه رسد به خلع سلاح!؟
3. برتري نظامي
استراتژيستهاي نظامي، ارتش اسرائيل را چهارمين قدرت نظامي
کارآمد، مدرن و مجهز به تکنولوژي روز به شمار ميآوردند و
هماوردي در ميدان نبرد براي آن در خاور ميانه نميديدند. همين
ارتش، در دام طنيدهشده يک گروه شبه نظامي چنان فرو افتاد که
هرچه بيشتر جنبيد، بيشتر نفسش بند آمد. تحليلگران گفتند: «حزب
الله بيکار ننشسته و به اندازه يک ارتش دولتي، توانسته
زيرساختهاي نظامي مدرن با تجهيزات کامل براي خود مهيا کند».(8)
خنثي کردن عمليات هلي برن کماندوهاي دشمن، زمينگيرکردن
تيپهاي زرهي، سر درگم ساختن نيروهاي دريايي و هوايي، کمينهاي
متحرک و تک پا تکهاي
ابتکاري جزء آثار برتر نظامي حزب الله به شمارميرود، حقيقتي
که خود اسرائيل در دفاع از سرافگندگياش ميگويد: «حزب الله
ارتش چريکي نيست، بلکه آموزش ديده، منظم و به زنجيره فرماندهي
مجهز و کاملا مسلح است».(9)
فرمانده تانک گردان 82 زرهي اسرائيل ميگويد: «جنگيدن با
نيروهاي حزب الله آسان نيست چرا که آنان تحرک بسياري دارند و
در گروهاي کوچک جا به جا شده و زمين نيز در دست آنان است ...
ما خسارات زيادي تحملکرديم و نيروهاي ما به سختي درجنوب لبنان
به پيش ميروند، زيرا دامهاي حزب الله هر روز افزايش
مييابد».(10)
4. توان بالاي تکنولوژيکي
افزون بر ايمان ديني، تعهد ملي، پشتکار و انگيزه الهي، توان
بالاي تکنولوژيکي مقاومت نيز در صحنههاي نبرد به اثبات رسيد.
ژنرالهاي ارتش اسرائيل موشکهاي هدايتشونده اهدايي امريکا به
اسرائيل را پايان حملات موشکي حزب الله به سر زمينهاي اشغالي
محاسبه ميکردند، ولي ايهود اولمرت اعترافکرد: «ما جنگ سختي
با حزب الله داريم و در يک لحظه نميتوانيم هم در خط مقدم با
حزب الله و هم در جلو خانههاي مان با آنها بجنگيم».(11) درهم
شکستن سه ناو پيشرفته نظامي، انهدام دهها تانک مرکاواي3 و4 و
ساقطکردن بالگردهاي نظامي، توان بالاي ابزار جنگي حزب الله را
براي اشغالگران به نمايش گذاشت و چتر بازي مصنوعي آنان را به
زير کشيد. يک ناوچه چند منظوره «ساغر پنج»که از نظر عملياتي در
ردههاي نخست ناوهاي جنگي دنيا قرار دارد و دو ناوچه
«سوپرديفورا» به همراه سرنشينان آنها توسط موشکهاي حزب الله
غرق شد. ناوچه «ساغر پنج» براي درهم کوبيدن زير درياييها و
ناوهاي غولپيکر جنگي طراحي شدهبود و توانايي شليک موشکهاي
دريا به زمين هارپون با برد بيش از 130 کيلومتر، موشکهاي زمين
به هوا با برد معادل 10کيلومتر را داشت و همچنين مجهز به
توپهاي 76mm، شش اژدرافگن داراي پيشرفتهترين رادارها، با قابليت حمل دو
بالگرد و برخوردار از 68 خدمه بود.(12)
5. ارائه الگوي جديد مبارزاتي
امروز صاحب نظران مسايل سياسي تمايز جوهري و بنيادين جنبش
پيشرو و روشنفکر حزب الله را با جريان دگمانديش و خشن
القاعده به خوبي فهميدهاند. آنان در يک ماه و سه روز نبرد،
مهر ورزي، بشر دوستي، عقلانيت، دليري و بردباري حزب الله را با
دشمن سنگ دل، ستمگر و بي خرد، مقايسه کردند و رفتار متعادل و
معقول جنگي اين نيروها را بارها آزمودند. دلير مردان حزب الله
جز هنگامه رويارويي دشمن اشغالگر آتش نگشود و هرگز از پشت به
آنان خنجر نزد و زنان و کودکان را با عمليات تروريستي نابود
نکرد. موشکهاي حزب الله مکانهاي نظامي را در داخل فلسطين
اشغالي در واکنش به عمليات هوايي دشمن نشانه رفت، نه منازل
مسکوني را؛ آنهم در برابر ريختن بمبهاي فراوان دشمن بر سر غير
نظاميان. رهبر خردمند حزب الله در توقف عملياتش گفت: «درهر
زماني که رژيم صهيونيستي تجاوزات خود را به دولت و ملت لبنان
متوقف کند، مقاومت اسلامي لبنان نيز به طور طبيعي اقدامات خود
را متوقف خواهدکرد».(13)
6. افزايش محبوبيت
محبوبيت 96 درصدي سيد حسن نصرالله در جهان عرب و بين مسلمانان
دنيا بي نظير و بيسابقه است.(14) هنگاميکه تنور جنگ در جنوب
داغ شدهبود 87 درصد مردم لبنان همايت خود را از حزب الله
اعلام کردند. ميزان اين محبوبيت اثر دوسويهاي برجاي نهاد: از
يکسو پايداري بيشتر مردم، جنبش مقاومت را دلگرم کرد و براي
دستيابي به اهداف، استراتژيهاي پيشگرفته استوارتر ساخت، از
سوي ديگر، به دشمنان بيروني و دروني، مردمي بودن حزب الله را
به اثبات رساند. خبر گزاريها گفتند: «نصرالله به اسطوره بي
بديل در جهان عرب و در ميان مسلمانان تبديل شدهاست».(15)
7. کسب تجارب نو
«نه» گفتن حزب الله در برابر استکبار، تجربههاي تازه جنگي،
تسليحاتي و فرماندهي در هماورديهاي بعدي براي اين جنبش به
دستآورد، پتانسيلهاي انباشته جنگي که فرداي روشن ديگر را
براي مقاومت نويد ميدهد. هر جنگ همين حقيقت را نويد ميدهد که
برخي مسايل را بايد آزمود تا از آن در زمان مناسب و برنامه
ريزي شده در برابر دشمن به کار گرفت. اين تجربهها به مثابه
بهترين و بزرگترين سرمايههاي پيروزي آينده، تنها در ميدان
نبرد حاصل ميشود، نه در آزمايشگاهها و دانشگاهها. افزون بر
اينکه نبرد حزب الله دستامدهاي حياتي و بي بديلي را براي ملت و
دولت لبنان نيز در پي داشت.
8. رهايي لبنان از کانون بحران
نخستين آثار مثبت نبرد حزب الله براي لبنان بيرون راندن بحران
خارجي از اين کشور بود، زيرا اين کشور عربي در خط مقدم جبهه
نبرد با اسرائيل قرار دارد و هرمسألهاي که با سرنوشت اعراب
گره بخورد اولين بار با دستان حزب الله لبنان گشوده ميشود.
رژيم صهيونيستي از نظر استراتژيک، سرزمين کوچک لبنان را شعاع
امنيتي خود دانسته و با کوچکترين احساس خطري بحران را به حوزه
اين کشور منتقل ميکند. صحنه لبنان همواره آسيبپذيرترين،
فوريترين و آسانترين عرصه انتقال و صدور بحرانهاي منطقهاي
اسرائيل و به منزله عامل تخليه فشار محلي و منطقهاي براي اين
رژيم بوده است، اما رويارويي اخير حزب الله با ارتش رژيم
صهيونيستي، نشان داد که اين برگ برنده نيز از دست سران تل
آويو خارج شدهاست.(16)
9. فروريختن طرح خاورميانه جديد
همانگونه که دبيرکل حزب الله پيش از اين اعلام کردهبود، دشمن
در پي تجزيه لبنان سياستهايش را تدوين و گام به گام ميخواهد
اجرا کند، اما لبنان بر تجزيه ميآشوبد.(17) تيزهوشي و
ژرفنگري سياسي دلير مردان مقاومت از توطئه دشمن پرده بر داشته
و راز اين طرح شوم را فاش و چهارچوبه آن را به هم ريختند.
چنانچه حزب الله رويکرد فعال نظامي را در برابر دشمن
وامينهاد، بدون ترديد در دراز مدت به تدريج لبنان رو به تجزيه
ميرفت. گروههاي طرفدار امريکا در لبنان و سران عرب بيميل
نبودند که بخشي از امکانات در دست و زير نظر آنان باشد و هر
زمان که بخواهند در لبنان از بيرون براي حفظ تاج و تخت خود
فشار آورند.
10. تأمين منافع ملي
در سايه مقاومت شکوه تاريخ، هويت و حيثيت لبنان همراه با منافع
کلان سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي حفظ شد. وزير خارجه لبنان
در مصاحبه خود با خبرنگاران بدين حقيقت اعتراف کرد و مقاومت را
جزو افتخارات ملت لبنان دانست.
سران هرکشور بهتر از ديگران منافع و مصالح ملي خود را
تشخيص ميدهند و ميدانند که به دست آمدن آنها درگرو چه
مؤلفهها و بايدها و نبايدها است. دولتمردان لبناني نه تنها
زيان مالي و تلفات غير نظاميان را به عنوان آثار منفي جنگ به
روي خود نياوردند که تنها پايداري حزب الله را ستودند. دبير کل
حزب الله تصريح کرد: «حزب الله لبنان آماده است در هر زماني که
دولت لبنان پس از هماهنگي با سازمان ملل و يا حتي دشمن
صهيونيستي هماهنگيهاي لازم را انجام دهد و اعلام آتش بس کند،
با اين آتش بس همراهي ميکند و خود را به آن ملزم
ميسازد».(18) اينگونه رفتار خردمندانه سياسي از آرمان حزب
الله براي تأمين منافع ملي لبنان حکايت ميکند.
11. گسترش و تعميق وحدت ملي
هر جنگي هرچند با تخريب زيرساختها، نابودي سرمايه، کشتار غير
نظاميان و زيانهاي خرد و کلان اقتصادي، فرهنگي و نظامي همراه
است، ولي ميان افراد يک ملت در برابر دشمن بيروني، همدلي،
همانديشي و همکاري وصف ناپذير بهوجود ميآورد. هنگام نبرد با
دشمن، منافع گروهي، تضادهاي مذهبي، قومي و سياسي فرو مينشيند.
بدين سان، رويارويي حزب الله با دشمن، تمام اقشار ملت لبنان را
در کنار ملت لبنان گرد آورد و آنان مقاومت حزب الله را چون
نگين درخشان در برگرفتند. ذهن و انديشه آنان فراتر از منافع
زودگذر حزبي و سياسي به منافع ديرپاي ملي رهنمون گشت. امروز
لبنانيها، بيش از آنکه حزب الله را يک جريان شيعي بدانند،
نماد مقاومت سياسي و سمبل نظامي لبنان در برابر بيگانگان
ميدانند.
12. جلوگيري از جنگ و تجزيه
بيترديد
نقشه دراز مدت دشمن، برافروختن آتش تفرقه و نفاق ميان پيروان
اديان و مذاهب گوناگون در لبنان بود. اختلاف افگني به صورت
پنهاني در فضاي ساختگي سياسي و سازش، بهتر و دقيقتر اجرا
ميشود، نه در فضاي طبيعي نظامي. دشمنان لبنان در کمين
نشستهبودند تا بار ديگر اين کشور را در کام جنگهاي داخلي پيش
از سال 2000م افگند و خود بهترين استفاده را از فضاي گرگ و ميش
ببرد. نبرد مقاومت با دشمن صهيونيستي، از يک جنگ داخلي از پيش
طراحي شده و پيچيده پيشگيري نمود و تجزيه لبنان را ناممکن
ساخت، اهداف پنهاني که رهبر مقاومت در نطق تلويزيوني خود از آن
پرده بر داشت.
پيروزي بر اشغالگران
1. تابوشکني
روزنامه القدس العربي با آشکار شدن برتري حزب الله نوشت: «حزب
الله لبنان با اقدامهاي شجاعانه خود کاري کرد که هيچيک از
دولتها يا سران عرب جرأت آن را ندارند».(19) خاطره جنگ شش
روزه سه ارتش مهم مصر، سوريه و اردن را که در سال 1967م اتفاق
افتاد و رژيم صهيونيستي، ساحل غربي رود اردن، نوار غزه و
بلنديهاي جولان را اشغال و به خاک خود ضميمه کرد، هنوز تاريخ
به ياد دارد. پس از آن جنگها نظر اعراب نسبت به اسرائيل دگرگون
شد و آنان هيچگاه خيال رويارويي با رژيم صهيونيستي را در سر
نپروراندند و کابوس شکست از مشت آهنين مناخيم بگين و اسحاق
شامير را هرشب به ياد ميآوردند، اما حزب الله با تکيه بر
نيروي فنا ناپذير الهي و اداي وظيفه در قالب «دفاع و مقاومت»
در برابر قدرت افسانهاي دشمن قد برافراشت و اين تابو را دومين
بار در هم ريخت.
2. به خطر انداختن موجوديت
پيش از اين کسي گمان نداشت اصل حضور فيزيکي اسرائيل روزي به
خطر افتد و اصل موجوديت آن ناپايدارگردد. روندکنوني، خانه
کاغذي اسرائيل را کنار شنهاي ساحل به ياد ميآورد که طوفان خشم
ملتهاي مسلمان و عرب نزديک است آن را به دريا اندازد. روزنامه
صهيونيستي «هاريو» چاپ تل آويو مينويسد: «چنانچه حزب الله
همچنان به راه خود ادامه دهد اين مسأله ميتواند سبب به وجود
آمدن روندي شود که موجوديت اسرائيل را به خطر خواهد
انداخت».(20)
3. بدترين شکست
هرچند پيش از اين نيز اسرائيل از حزب الله سيلي خورده بود، اما
در جنگ اخير شکست سنگيني را متحمل شد. درس به ياد ماندني را که
مقاومت در جريان اين نبرد براي ارتش پرادعاي اسرائيل داد در
تاريخ آن بينظير است. چيزيکه هنوز اشغالگران نچشيدهبود، طعم
تلخ شکست در رويارويي اينگونه و موشک باران شهرها و ... بود.
«بسياري از تحليلگران نظامي رژيم صهيونيستي با انتقاد شديد از
مقامات نظامي اين رژيم به علت شکست و ناکامي در رويارويي با
رزمندگان مقاومت حزب الله لبنان که فاقد هرگونه تسليحات
پيشرفته هستند معتقدند تهاجم کنوني به لبنان بدترين و سختترين
شکست در تاريخ اسرائيل است». (21)
4. تزلزل در فرماندهي
برکناري ژنرال پيشين ارتش در جنوب از ناتواني و سستي رو به
سقوط فرماندهي جنگي رژيم اشغالگر قدس حکايت ميکند و پرده از
کژيها و کاستيهاي فرماندهي در حال جنگ برميدارد.
استراتژيستهاي نظامي اسرائيل با تغيير فرماندهي حرکت موازنة
جنگ را به نفع خود ارزيابي ميکردند تاحزب الله شيعي. بسياري
از تحليلگران صهيونيست، تصميم رئيس ستاد مشترک ارتش اسرائيل
را در تعيين موشه کپلسيکي معاون خود به عنوان نمايندهاش در
جنوب لبنان و ناظر بر عمليات نيروهاي هوايي، دريايي و زميني
ارتش، نشانه ناراحتي از عملکرد عودي آدم، فرمانده منطقه نظامي
در شمال سرزمينهاي اشغالي پس از آغاز حملات رژيم صهيونيستي به
لبنان ميدانستند که نتوانسته بود به اهداف ارتش اسرائيل
دستيابد.(22)
پس از برکناري فرمانده پيشين اسرائيل در جنوب لبنان، نه
تنها موازنه قدرت به نفع اسرائيل تغيير نکرد، بلکه ميزان
خسارات جنگي و تلفات انساني و انهدام ابزارهاي نظامي اشغالگران
رو به فزوني نهاد.
5. تلفات انساني
با تغيير فرماندهي نظامي ارتش نه تنها پايگاههاي مقاومت تخريب
نشد و سکوهاي موشکاندازي آنها نابود نگشت که کمينهاي حزب
الله حلقههاي زنجيري ديگري بر گردن پيادهنظام اسرائيل افگند
و پرتاب موشکها نيز افزايش يافت. تصور غلط و خودبينانه و
اقدامات دور از واقعيت آنها از ميزان نيرو و حد و حجم ابزار
جنگي مقاومت، ديگر بار يأس و سرخوردگي را براي فرماندهان
صهيونيسم بر جاي گذاشت.
تهاجم اسرائيليها به شهر مسيحينشين مرجعيون با مقاومت
شديد حزب الله، به يکي از تلخترين شکستهاي اسرائيل مبدل شد.
بسياري از روزنامههاي بين المللي از اين روز به نام چهارشنبه
جهنمي اسرائيل نام بردند و ارتش اسرائيل بشترين تلفات را در
اين روز تحمل کرد.(23)
6. ضرر اقتصادي
موشک باران پيوسته بندر اقتصادي «حيفا» طي يک ماه، به نابودي
تأسيسات زير بنايي و داراييهاي فصلي اين رژيم انجاميد.
روزنامه اسرائيلي ها آرتص نوشت: «جنگ عليه لبنان تا کنون شش
مليارد دلار براي اسرائيل هزينه برداشتهاست».(24) بيش از 15
شهر اسرائيل در اثر شليک موشکهاي حزب الله آسيب ديدهاست.(25)
اشغالگران هيچگاه به اين ميزان خسارت فکر نکردهبودند.
رهبر مقاومت پس از آتش بس اعلاک کرد: «گذشت زمان ميزان بالاي
خسارت رژيم صهيونيستي را بهتر آشکار ميکند، نه آمارهاي حدسي
اندک فعلي».(26) بدون ترديد اين رژيم به دليل آوارهشدن دو
مليون اسراييلي، رکود گردشگري، 5/1مليون خزيده در پناهگاها و
نابودي تأسيسات و داراييهاي اسراييليها، متحمل خسارات سنگيني
شدهاست.(27)
7. مهاجرت دروني
مهاجرت دروني پديده بيسابقهاي بود که براي نخستين بار
صهيونيستها آن را تجربه کردند. هيچگاه به اين ميزان جامعه
صهيونيسم زندگي زير زميني و خزيده در پناهگاهها را تجربه
نکرده بودند که در طي اين نبرد غرش موشکهاي حزب الله آنان را
نگران کرد. همواره سياست تهاجم برون مرزي اسراييل بهگونهاي
تطبيق ميشد که روند زندگيِ طبيعي مردم يهود آسيب نميديد،
امّا اين بار اشغالگران سرش به صخرة مقاومت خورد و اين بحران
به درون اسراييل برگشت. گزارشها از تخليه شهرک کريات شمونه که
کاملاً خالي از سکنه شده، حکايت داشت.(28) مراکز ديگر اسراييل
به خوبي معلوم نبود چه ميزان مهاجر درون مرزي داشت.
8. مهاجرت معکوس
تئوري دور هرتسل بنيان صهيونيسم را با مهاجرت اجباري يهوديان
از ديگر کشورها به فلسطين اشغالي گذارد و اين سياست که همواره
ميان دولتمرادان اسراييل زنده و در حال اجرا است با مقاومت
سرسختانه حزب الله افزون بر جا به جايي درون مرزي، بسيار از
يهوديان مهاجرت معکوس را آغاز کردند. چيزي که اسراييل از آن
به عنوان آسيب جدي ملّي نام ميبرد و براي مهار آن با تمام
توان تلاش ميکند. از يک سو «آوارهگي يک ميليون شهرک نشين در
مدت چهار روز کابوس مهاجرت معکوس را بيش از پيش براي سران رژيم
صهيونيستي ملموستر و واقعيتر نموده است.»(29) و از سوي ديگر
«هدف قرار گرفتن عمق رژيم صهيونيستي توسط حزب الله لبنان،
استراتژي 50 ساله اين رژيم را در هم کوبيد و نشان داد که
ساکنان اراضي اشغالي، در هيچ نقطهاي از امنيت برخوردار
نخواهند بود.»(30) در واقع نکتهاي دوم عامل پديد آمدن مهاجرت
يهوديان شدهاست.
9. نا امن کردن شهرک نشينها
ديوار امنيتي اسراييل را رسانههاي غرب آن چنان بلند، آهنين و
عريض و طويل توصيف ميکردند که بازوان رستم نيز نميتواند در
آن رخنهاي ايجاد کنند چه رسد به پنجههاي مردم عادي و عربهاي
بيانگرد!
رفتن به درون دژ امنيتي اسراييل غير ممکن و محال به نظر
ميرسيد. از اين رو در تير رس قرار گرفتن تمام سرزمينهاي
اشغالي خاطره فرو ريختن پرشتاب خانه عنکبوتي نژاد پرستان
صهيونيسم را به ذهن ملتها باز آورد و نا امنيِ آفريده شدة
اسراييل را حزب الله به خودش باز گرداند. موشکهاي مرگبار با
پرواز بر فراز تل آويو روح بسياري از يهوديان صهيونيست را
گرفت.
10. ايجاد ترس و لرز
در جنگهاي ديگر اعراب و اسراييل، ارتشهاي عربي، با هواپيما،
موشک، توپ و تانک و ديگر تجهيزات پيشرفته نظامي آن روز
نتوانستند ارتش اسراييل را بلرزانند و ميان ساکنان اراضي
اشغالي وحشت بيافرينند. اين بار بر خلاف راههاي طي شده، جنبش
مقاومت مرگ را بر فراز شهرها و خانههاي يهوديان به پرواز در
آورد و گوش تمامي اشغالگران را با صداي رعد آساي گلوله خراشيد.
تحليلگران، در زمان جنگ ميگفتند: «از نظر نظامي نيز اسراييل
زيان راهبردي ديده و در داخل اسراييل نيز رعب و وحشت حاکم شده
است. اسراييليها در پناهگاهها به سر ميبرند يا آنکه به جنوب
اسراييل مهاجرت ميکنند.»(31)
11. آشکار کردن دروغگويان
مقامات سياسي و نظامي اسراييل شکست کوتاه مدت جنبش مقاومت را
قطعي ميشمردند و خلع سلاح آن را بدون موانع پيش بيني کرده
بودند. چنانچه اين ارزيابي را نداشتند هرگز به لبنان حمله
نميکردند. تحليلگران غربي از بيرون و روزنامههاي اسراييل از
درون «مقاومت حزب الله لبنان را در برابر چهارمين ارتش قدرتمند
جهان خود کشي واقعي ميشمردند.»(32) تا از يک سو به يهوديان و
ساکنان اراضي اشغالي نويد پيروزي و آرامش و کشورگشايي دهند و
از ديگر سو، بيم و ترس و تزلزل را در روح و جان مردم لبنان
بپرورانند. هدف آنها از اين شايعه پراکني و جنگ بسيار دقيق
رواني همراه با دروغ پردازي، دست برداري مردم از پشتباني حزب
الله بود تا اسراييل دست بسته مانند سرزمينهاي اشغالي آنان را
قتل عام کنند. اما پس از يک هفته پايداري ورق روزنامههاي غرب
برگشت و ناگزير اعتراف کردند: «بيشتر اسراييليها حرف ايهود
اولمرت نخست وزير اسراييل را دربارة پيروزي اين رژيم در جنگ با
حزب الله باور نميکنند.»(33) اين عين عبارتي بود که
روزنامهها از روزنامة صهيونيستيِ ها آرتص، چاپ تل آويو نقل
کردند. اين مهم، ره آورد مشت محکم دليران حزب الله به دهن
اشغالگران بود.
12. زمينگير شدن نظاميان
پيش از اين اشغالگران با عمليات برق آسا به هر سمتي که هجوم
ميآوردند افزون بر انهدم ابزار جنگي اعراب و کشتار سربازان و
مردم آنها طي چند روزي بدون خستگي پيروز ميشدند و روز به روز
بر وسعت جغرافيايي اراضي اشغالي ميافزودند. آنان در هرجنگي به
تدريج بخش زيادي از سرزمينهاي عربي را به خاک اوليه خود که
سازمان ملل آن را به رسميت شناخته بود ضميمه کرد و به وسعت ده
برابر آن افزود. تا کنون ارتش صهيونيستي طعم تلخ شکست را
نچشيده بود. حزب الله با جنگ فرسايشي، نيروهاي اشغالگر را
فرسوده کرد و قلههاي جنوب، آنان را از پاي انداخت به گونهاي
که تنها به راه برون رفت انديشيدند. «سربازان اسراييلي خواستار
پايان هرچه سريعتر جنگ با جنبش حزب الله لبنان بودند. آنها
ميگفتند رزمندگان جنبش حزب الله نيروهاي جنگ آزموده و ماهري
هستند که هيچ قدرتي نظامي جهان توان خلع سلاح آنان را
ندارد.»(34)
کسب حمايت مردمي در ميان مسلمانان
1. الگو دهي
الگو پذيري فلسطينيان از شيوه مبارزات حزب الله در برابر
اشغالگران يکي از مهمترين دستاورد نبرد مقاومت به شمار
ميرود. چنانچه اين موج از جنوب لبنان عبورکند بيترديد
سرزمينهاي اشغالي را فرا ميگيرد و در آيندة نزديک به طوفاني
تبديل ميشود که تا غرق کردن کشتي شکسته اسراييل آرام
نميگيرد، حقيقتي ناگوار که دولتمردان صهيونيسم هرگز دوست
ندارند جذر و مد آن را همراه با نابودي خود تماشا کنند. «وحشت
ناکترين پيام براي رژيم صهيونيستي انتقال الگوي مقاومت حزب
الله لبنان به کرانه باختري و نوار غزه است، الگويي که از
ظرفيتهاي شگرف و خارق العادهاي براي به زانو در آوردن
ارتشهاي متکي به سلاحهاي پيشرفته نظامي برخوردار است.»(35)
امروز فلسطينيها سيد حسن نصرالله را تنها حامي راستين و الگوي
مقاومت خود ميدانند.(36)
2. گسترش اسلام ناب
هماوردي پيروان راستين اسلام ناب محمدي(ص) با دست نشاندههاي
قدرتهاي استکباري، برتري درونمايه ايدئولوژيکي را در اين
نبرد به نمايش گذاشت، حقيقت تأثيرگذار و بيمانندي که جوهرة آن
را بلوک غرب و شرق در جنگ 8 ساله تحميلي بر جمهوري اسلامي
ايران و تهاجم ارتش سرخ به افغانستان آزمودند و مزه تلخ آن را
هنوز احساس ميکنند. اسراييل با پذيرش سخت و دشوار نگون بختي
امروزياش، انديشه و احساسات ديگر کشورها را عليه اسلام ناب بر
ميانگيزد تا آسانتر از ميدان نبرد جان به در برد و ديگران را
براي رهايي خود از دوام مبارزه به مدد گيرد. «معاون نخست وزير
رژيم صهيونيستي از جامعه بين المللي خواست تا از اعمال آنچه وي
امپراطوي مذهبي ايران بر خاور ميانه خواند جلو گيري کند.»(37)
امروز افکار عمومي قرائت کژ و دگم را از دين نميپذيرند به
همين جهت با بسياري از حرکتهاي خشن و کور و پر تعصب
مخالفاند. قرائت صحيح و پايدار شيعه از دين و عمل به
آموزههاي اسلام ناب محمدي(ص) ايدئولوژي غرب را نابود ميکند.
چيزي که در لبنان واقع شد فراتر از تصور بود.
3. پشتيباني دولتها
با تداوم پايمردي جان برکفان حزب الله، افزون بر پشتيباني
سراسري مسلمانان، برخي از دولتهاي اسلامي نيز با پشتيباني از
سپاه خداوند بزرگ برخواستند و با ارسال کمکهاي مادي به ملت و
مقاومت همدردي خود را ابراز داشتند. يکي از کشورهاي اسلامي
بدون ترس از تهديد قدرتهاي بزرگ و حاميان اسراييل فرستادن
اسلحه به حزب الله را عنوان کردند. «مالزي پشنهاد ارسال سلاح
براي حزب الله را مطرح کرد.»(38)
برخي ديگر، قطع روابط ديپلماتيک و ديگري ورود کالاهاي آن
رژيم را به بازار خود منع کرد. هنگام جنگ، سران کشورهاي اسلامي
در کنفرانس مالزي گرد آمدند و راه حلهاي مناسب براي حمايت از
جنبش مقاومت ارائه کردند. پس از آن نيز برخي وزيران خارجه
کشورهاي مسلمان در بيروت گرد آمدند و به مقاومت، دلگرمي
بيشتري دادند.
4. حمايت جهاني ملتها
راهپيماييهاي گسترده و پيوسته در سراسر جهان بهترين گواه بر
همنوايي و احساس همدردي و هم بستگي با جنبش مقاومت بود. بر
انگيختن اين احساسها و بيدارگري انديشهها بدون رويارويي در
صحنه نبرد با نظاميان اشغالگر ميسور و مقدور نبود. حمل
پرچمهاي لبنان و عکسهاي رهبر مقاومت همراه با آتش زدن
پرچمهاي اسراييل و آمريکا و آدمکهاي بوش و اولمرت، برخي از
اظهار همدرديهاي مردم از حزب الله در سراسر جهان به شمار
ميرود. افکار عمومي مردم با اين شيوه مقاومت حزب الله بيدارتر
شد و نفرت آنان از عملکرد نظاميان صهيونيستي در کشتن غير
نظاميان افزايش يافت.
5. بي اعتمادي مردم بر رسانههاي غرب
تنوّع و افزايش رسانههاي اطلاع رساني امروز تابوي انحصار و
سانسور خبر رساني را در هم شکسته و افقهاي تازهاي فراروي
حقيقت طلبان گشوده است. جانبداري پر تعصب شبکههاي غربي در
انعکاس رخدادهاي لبنان بر هيچ فرد عادي پوشيده نيست چه رسد به
نخبهگان و انديشمندان جامعه. از اين رو، سکوت معني دارد و لب
فروبستن از بازگويي پيروزيهاي مقاومت براي اين رسانهها نتيجه
معکوس داد و بر دستاوردهاي بيشمار حزب الله، در اين جنگ در
عرصهاي سياسي و رسانهاي، برگ زرّين ديگري افزود.
حقيقتي که رسانه هاي غرب از فزوني آن خشمگين ميشوند.
«تحليگران نظامي اسراييل معتقدند اعراب در گذشته رسانههاي
غربي و حتي رسانههاي اسراييلي را منبع مورد اعتماد در بيان
تحولات ميدانستند. اکنون رسانههاي عربي و حتي رسانههاي
وابسته به حزب الله لبنان به منبع اصلي خبرها ميان عربها
تبديل شده است.»(39)
6. رويارويي مردم با سازمان ملل
برخلاف سکوت سازمان ملل در کشتار بيگناهان لبناني و تصويب
قطعنامه بر خلع سلاح مقاومت، مردم جهان با بقاي نيروي حزب الله
در لبنان موافق هستند. شبکه تلويزيوني الجزيره در نظر سنجيِ
از طريق اينترنت نتايج تازة آن را اينگونه نشان داد: «بيش از
70 در صد مردم جهان با بقاي نيروهاي مقاومت در جنوب لبنان
موافقاند.»(40) امروز بر خلاف تصويب سازمان ملل افکار عمومي
با بقاي حزب الله پاياي و پويا در جنوب لبنان موافقت دارند و
اين يک تضاد آشکار ميان خواست مردم و خواست دولتمردان آنها
است. در واقع مردم جهان بهتر و برتر از نمايندگان خود در
سازمان ملل، حوادث را ميبينند و تجزيه و تحليل ميکنند آنگاه
تصميم ميگيريند.
7. اعتراف بر پيروزي
از درون صحنههاي جنگ هرگز تمام رخدادها آنچنانکه واقع ميشود
با تمام جزئيات به بيرون سرايت نميکند. اما رخدادهاي بيروني
را همگان ميتوانند به خوبي مشاهده کنند و چنانچه سر پوش روي
حقايق بکشند دير يا زود آن حقيقت سر بر ميآورد. در آغاز
پيروزيي حزب الله انکار ميشد يا از کنار آن به سادگي و سکوت
معني دار ميگذشتند ولي روند مقاومت رسانهها را وادار کرد تا
پيروزي حزب الله را برخلاف تمايل دولتمردان تل آويو و واشنگتن
به مردم بگويند و قدرت نفوذ اين جنبش را در ميان سايتهاي
اطلاعاتي بازگو کنند: «حزب الله با جمع آوري اطلاعات از سيستم
اطلاعاتي اسراييل و آتشباري دقيق روي مواضع دشمن، دولت و ارتش
رژيم صهيونيستي را مستأصل کرده است.»(41)
روزهاي پاياني نبرد و هفتههاي چهارم دشمنترين رسانه هاي
غرب پيروزي حزب الله را ناگزير اعلام کردند. روزنامه آلماني
تصويري از ويتنام گذشته را به ياد اسراييل داد و نوشت: «پس از
چهار هفته اکنون لبنان به ويتنام اسراييل و يک فاجعه براي
مقامات نظامي و سياسي اين رژيم تبديل شده است.»(42) يک شبکه
خبري ديگر غربي در گزارشي با تشريح ويژگيهاي حزب الله افزود:
«حزب الله هر چند همانند ديگر نيروهاي چريکي به نظر ميرسد،
اما همانند يک ارتش منظم و داراي يک ساختار فرماندهي خوب عمل
ميکند.»(43)
8. افزايش محبوبيت
ايستادگي و دليري حزب الله افزون بر پشتيباني درون ميهني،
حمايت بيروني را در افکار عمومي جهاني، نيز برانگيخت. در
روزهاي پاياني جنگ هر جا خبري از رسانهاي پخش ميشد نخست
تصوير قهرمان امت عرب را جلو صفحه ميآورد. حمايت از جنبش حزب
الله از يک سو ادامه دارد و از شخص رهبري آن از سوي ديگر. «سيد
حسن نصرالله در ميان مسلمانان شيعه و سني جهان اسلام از مغرب
تا اندونزي به سمبل مقاومت و پايداري در برابر رژيم صهيونيستي
تبديل شده است. مردم کشورهاي مختلف مغرب، کويت، لبنان،
پاکستان، انگليس، مصر، اسپانيا و... از نصرالله حمايت ميکنند.
پشتيباني از نصرالله در افغانستان به ويژه ميان اهل سنت افزايش
يافته است.»(44) «بسياري از خانوادههاي عرب و مسلمان نام
نصرالله را براي نوزادان خود انتخاب ميکنند.»(45)
بر خلاف تبليغات غرب و ارائه تصوير غلط از جنبش مقاومت،
حزب الله را مردم دوست دارند و قلب امتهاي اسلامي براي دلير
مردان مقاومت ميطپد. آناني که تنها براي خدا ميجنگند و بس.
پي نوشتها:
1.
روزنامه جمهوري اسلامي، 22 مرداد 1385.
2.
هفتهنامه شما، 21 مرداد 12385.
3.
روزنامه کيهان، 18 مرداد 1385.
4.
هفتهنامه شما، 21 مرداد 1385.
5.
همان.
6.
روزنامه رسالت، 23 مرداد 1385.
7.
روزنامه کيهان، 18 مرداد 1385.
8.
همان.
9.
همان، 22 مرداد 1385.
10. روزنامه خبر، 22 مرداد 1385.
20. روزنامه جمهوري اسلامي، 21 مرداد 1385.
21. روزنامه کيهان، 18 مرداد 1385.
22. روزنامه جام جم، 19مرداد 1385.
23
. روزنامه اعتماد، 21مرداد 1385.
24. روزنامه سرمايه، 23مرداد 1385.
25. روزنامه رسالت، 23مرداد1385.
26. سخنراني سيد حسن نصرالله پس از جنگ.
27. جام جم و رسالت، 19 و 23مرداد 1385
28.
جام جم و رسالت، 19 و 23 مرداد 1385 .
29
. روزنام جام جم، 19
مرداد 1385 .
30. هفته نامه صبح صادق، 21 مرداد 1387 .
31. همان.
32. روزنامه جام جم، 19 مرداد 1385 .
33. صادق صبا، تحليلگر،
bbc
.
34. روزنامه کيهان، 22 مرداد 1385 .
35. روزنامه جام جم، 19 مرداد 1385؛روزنامه رسالت، 23 مرداد
1385 .
36. هفته نامه صبح صادق، 21 مرداد 1385 .
37. روزنامه کيهان، 21 مرداد 1385 .
38. روزنامه شرق، 21 مرداد 1385 .
39. روزنامه اطلاعات، 19 مرداد، 1385 .
40. روزنامه جام جم، 19 مرداد 1385 .
41. روزنامه خبر، 21 مردادم 1385 .
42. روزنامه کيهان، 18 مرداد 1385 .
43. روزنامه جمهوري اسلامي، 21 مرداد 1385 .
44. روزنامه جام جم، 19 مرداد 1385 .
45. روزنامه جمهوري اسلامي، 21 مرداد 1385 .
46. روزنامه جمهوري اسلامي، 21 مرداد 1385. |