بايسته‌هاي يك مبلغ در شرايط كنوني افغانستان

محمد جواد برهاني

 ايده‌ي آغازين

در اسلام تبليغ و امر به معروف و نهي از منكر از جايگاه بسيار بالايي برخوردار است. شايد به يك معني بتوان گفت همه‌ي مسلمانان وظيفه دارند از اسلام تبليغ كنند و مردم را با گفتار و رفتار نيكوي خود به خوبي‌ها تشويق نمايند و از بدي‌ها باز دارند. طبق احاديثي كه از معـصومينE وارد شده اسـت >همه مسئولند تا به وظايف ديني و اسلامي خود عمل كنند و ديگران را نيز بدان تشويق نمايند.< از آن هم كه بگذريم امر به معروف و نهي از منكر از واجبات مسلم دين ما است كه بر هر مسلماني واجب و لازم است به اين اصل مهم عمل نموده و مردم را به انجام كارهاي نيكو تشويق و از انجام كارهاي ناشايست ممانعت نمايد. در تبليغ و رساندن پيام الهي لازم نيست حتماً با تشكيل جلسه اقدام به اين واجب نماييم بلكه از آن مهمتر تبليغ عملي است كه ما با عمل نيكوي خود موجب دلگرمي ديگران به دين اسلام گرديم.

در شرايط كنوني،‌ جهان اسلام مورد تهاجم فرهنگ غرب قرار گرفته است و هر روز ما شاهد ورود فوج فوج از نظاميان غربي به كشورهاي اسلامي هستيم كه ورود آنها با مقاصد شومي همراه است كه در پشت پرده آن را مخفي مي‌دارند و در واقع هدف غرب اين است كه بر جوامع اسلامي مسلط شود و فرهنگ خود را بر آنها تحميل نمايد. در شرايط فعلي، افغانستان از جمله كشورهاي اسلامي است كه غرب در آن مستقيماً‌ وارد گرديده است. غربي‌ها از سال‌ها پيش محصولات فرهنگي خود را در جوامع اسلامي فرستاده بودند و در هر كشوري تعدادي را به عنوان مزدور آلت دست خود تربيت كـردند كه به قول سيد جـمال الدين اگر اين تربيت شدگان غربي نمي‌بود، مشكل بود غربي‌ها بتوانند در كشورهاي اسلامي نفوذ كنند.

در شرايط كنوني افغانستان،‌ بنيان آموزش‌هاي سنتي يكي پس از ديگري از بين مي‌رود. اگر در گذشته‌ي نه چندان دور،‌ مكتب خانه‌هاي ما فعال بودند و مردم احكام اسلامي خود را در آنجا فرا مي‌گرفتند و فرزندان ما در همين مكتب خانه‌ها با اسلام آشنا مي‌شدند، امروز ديگر از وجود اين مكتب خانه‌ها خبري نيست و سيستم آموزشي به گونه‌ي ديگري دگرگون گرديده است كه نونهالان ما در آن نمي‌توانند با اسلام آشنا شوند.

مشكل ديگري كه جامعه‌ي ما با آن مواجه است، وجود انواع مؤسسات خارجي است؛ مؤسساتي كه تحت عناوين مختلف امروز در افغانستان فعاليت مي‌كنند، شديداً بر نهادهاي سنتي افغانستان تأثير گذاشته و مي‌گذارند. به رغم اينكه اكثر مؤسسات، هدف اصلي خود را پنهان مي‌كنند و در ظاهر به صورت يك مؤسسه‌ي خدماتي مشغول خدمتند، اما در واقع وجود اين مؤسسات براي جامعه‌ي ما بسـيار خطـرناك است. پوشـش‌هاي ظاهـري آنها >مخصوصاً زنان خارجي كه بي‌حجاب در افغانستان حضور دارند< براي نسل آينده‌ي ما الگوي بسيار بدي مي‌تواند باشد. حال در چنين شرايطي كه كشور ما آماج حملات فرهنگي دشمن قرار گرفته است ما چه وظيفه‌ داريم؟

بدون شك در چنين شرايط وظيفه‌ي فرد فرد مسلمان كشور ما دو چندان مي‌شود. نبايد فراموش كرد كه اسلام عزيز براي ما به آساني به دست نيامده بلكه با مشكلات فراوان حفظ گرديده تا به ما رسيده است و امروز وظيفه‌ي ما است تا از اين اسلام پاسداري نماييم.

حال سؤال اساسي اين است كه يك مبلغ ديني در شرايط كنوني چه ويژگي‌هايي را بايد داشته باشد تا در انتقال پيام، موفق بوده و بتواند در برابر تهاجم فرهنگي غرب بايستد. اين تحقيق در صدد پاسخ‌گويي به اين سؤال اساسي است كه نگارنده با استفاده از تجارب تبليغي، و مطالعات كتابخانه‌اي تلاش مي‌كند تا به اين سؤال اساسي پاسخ گويد.

 

ضرورت تبليغ

در ضرورت تبليغ همين بس كه خداوند تفقه در دين را براي عده‌اي از هر قوم واجب گردانيده تا بعد از فراگيري احكام دين مردم خود را تبليغ نموده و آنها را نسبت به مسايل ديني آشنا سازد[1] و هم‌چنين امر به معروف و نهي از منكر براي مسلمانان واجب قرار داده شده است. بنابراين، تبليغ دين وظيفه‌ي هر مسلمان است.

 

عناصر تبليغ

در هر تبليغي چهار عنصر مهم وجود دارد 1. فرستنده: يعني مبلغ كه بايد تلاش كند پيام را از منبع معتبر (قرآن، روايات) تهيه و در اختيار مردم قراد دهند. 2. پيام: كه عبارت است از محتوا و مطالب كه فرستنده آن را آماده مي‌كند. 3. وسيله‌ي ارتباطي: مجرايي كه پيام از طريق آن به مخاطب ارسال مي‌شود، مثل سخنراني از طريق تلويزيون، بلندگو يا راديو و يا به صورت انتشار و... 4. گيرنده يا مخاطب: گيرنده‌ي پيام عنصر اصلي در تبليغ است كه مبلغ مي‌كوشد تا در قدم اول مخاطب را شناخته و با او ارتباط بر قرار كند و او را مستمع خود قرار دهد.[2]

 

تعريف تبليغ

براي تبليغ تعريف‌هاي متعدد بيان شده است اما از آنجا كه مقصود ما در اين مقاله تبليغ اسلامي است از ساير تعريف‌ها صرف نظر كرده به تعريف تبليغ اسلامي مي‌پردازيم: 1. تبليغ اسلامي عبارت است از رساندن پيام الهي به شيوه‌ي روشنگرانه از طريق ايجاد ارتباط و تشويق به پذيرش محتواي مورد نظر با استفاده از ابزارهاي مشروع هر عصر.[3] بايد توجه كرد كه در تبليغ الهي مهم رساندن پيام است و در محتواي پيام، مبلغ يا فرستنده نبايد چيزي كم و يا زياد نمايد. ديگر اينكه بايد از ابزار مشروع استفاده نموده و از حيله‌ها و ترفندها پرهيز كند.

تعريف امام خميني از تبليغ اسلامي: mتبليغات كه همان شناساندن خوبي‌ها و تشويق به انجام آن و ترسيم بدي‌ها و نشان دادن راه گريز و منع از آن است، از اصول بسيار مهم اسلام عزيز است.n[4] در اين تعريف به امر به معروف و نهي از منكر توجه شده است كه مهمترين اصل در تبليغ اسلامي است. اصولاً مبلغ واقعي يعني آمر به معروف و ناهي از منكر.

تعريف مختار

تبليغ عبارت است از رساندن پيام الهي به مردم، در تبليغ اسلامي لازم است انسان پيام الهي را در گام اول خود فهم كرده و بعد آن را از طرق مشروع به مردم برساند. گاه ممكن است انسان پيام الهي را از طريق سخنراني، فيلم، نامه، مجله، روزنامه و ساير وسايل ارتباط جمعي يا فردي پيام مذكور را به مخاطب خود برساند.

هدف از تبليغ

1. آشنا كردن مردم با اسلام (امر به معروف) و باز داشتن آنها از منكر (نهي از منكر) 2. ايجاد تغيير اساسي در اعتقادات غير الهي مردم[5]

بايسته‌هاي مبلغ

1. ايمان قلبي

براي يك مبلغ ديني لازم است، به آنچه كه مي‌گويد ايمان كامل داشته باشد. و هيچ انگيزه‌اي جز خير و مصلحت مردم و رضاي خدا نداشته باشد. اگر مبلغ ديني خود به گفته‌هايش ايمان داشته باشد و سخنانش از اعماق جانش سر چشمه بگيرد در اين صورت است كه بر مخاطبان تأثير مي‌گذارد. به قول شاعر >سخن كز جان برون آيد نشيند لاجرم بر دل< اما اگر مبلغ خود به آنچه بر زبان مي‌آورد ايمان نداشته باشد، انتظار نداشته باشد كه بر مخاطبان تأثير كند >ان الكلام اذا خرج من القلب دخل في القلب و اذا خرج من اللسان لم يتجاوز الاذان<[6]

ايمان قلبي به خدا بزرگترين نيرويي است كه با آن مي‌توان بر همه‌ي مشكلات و سختي‌ها غلبه كرد و اگر مبلغ اين صفت را داشته باشد هم پشتكارش قوي مي‌شود و هم سخنانش بر دل اثر مي‌گذارد. شايد بتوان داشتن ايمان قلبي براي يك مبلغ را از قرآن نيز استنباط كرد. خداوند مي‌فرمايد: >شما بهترين امت بوديد كه مردم را به نيكي امر مي‌كرديد و از بدي نهي مي‌كرديد و به خدا ايمان داشتيد.n[7]

2. تطابق كردار با گفتار

براي يك مبلغ لازم و ضروري است آنچه كه مي‌گويد مـطابق رفتـارش باشد. به تـجربه ثابت شده اســت كه >پيام خوب< وقتي مي‌تواند اعتماد پيام گيرنده را به خود جلب كند كه از پشتوانه‌ي عملي برخوردار باشد. فرض كنيد مبلغ در مورد غيبت و مذلت آن سخن بگويد، اما در عمل جلسات خود را با شيريني غيبت بيارايد و رفتارش مخالف گفتار او باشد، در اين صورت حرف او تأثيري بر مخاطب نمي‌گذارد.

قرآن كريم نيز به اين اصل اشاره كرده مي‌فرمايد: mاي كساني كه ايمان آورده‌ايد، چرا چيزي به زبان مي‌گوييد كه در مقام عمل خلاف آن رفتار مي‌كنيد؟ اين عمل كه انسان سخني بگويد و بر خلاف آن عمل كند خداوند را به خشم مي‌آورد.n[8] يك مبلغ ديني قبل از اينكه با زبان تبليغ كند بايد با عمل نيكو و رفتار اسلامي‌اش آنچه را كه از معارف اسلامي آموخته است، به نمايش بگذارد. وقتي با زبان مي‌گويد دروغ حرام است تهمت حرام است، آبروي مؤمن ارزشش از خانه‌ي خدا هم بيشتر است،‌ بايد با عمل نيز ثابت كند و از دروغ، تهمت بردن آبروي مؤمن جداً پرهيز نمايد. در حديثي از امام صادقu مي‌خوانيم كه حضرت خطاب به شيعيان فرمود: mاز اسلام و معارف حقه‌ي اهلبيت با عمل و رفتار خود تبليغ كنيد.n[9] بايد رفتار يك مبلغ طوري باشد كه مردم مجذوب او گردد.

توجه به اين نكته بسيار مهم است كه مبلغ بداند مردم نسبت به شيوه‌ي زندگي او و خانواده‌اش بسيار حساس هستند و از كسي كه سخن خدا و رسول و ائمهF را به زبان جاري مي‌كند توقع صفا و اخلاص و وارستگي و پارسايي دارند. قرآن كريم شديداً از كساني كه مردم را به نيكوكاري دعوت مي‌كند اما خود را فراموش كرده و خلاف آنچه كه مي‌گويند عمل مي‌كنند، انتقاد مي‌كند.[10]

3. پرهيز از گروه‌گرايي

در جامعه‌ي ما‌ مانند هر جامعه‌ي ديگر، گروه‌ها و اقشار مختلف وجود دارند كه داراي سليقه‌هاي متنوعند. براي يك مبلغ ديني در جامعه‌اي مانند افغانستان در شرايط كنوني لازم است تا از گروه‌گرايي اجتناب نمايد و مردم را به اتحاد و يك دلي فرا خواند. تجربه نشان داده است كه در كشور ما مبلغاني مؤثر بوده‌اند كه پيام‌هاي الهي و رسالت دين خود را فراتر از چارچوب گروه‌گرايي براي مردم رسانده‌اند. مبلغاني كه خود را در اختيار گروهي خاص قرار دادند و از منافع آنها حمايت كرده‌اند، در جامعه‌‌ي ما موفق نبودند.

4. با زبان مردم حرف زدن

يكي از اموري كه براي يك مبلغ در افغانستان لازم و ضروري است و متأسفانه مشاهده مي‌شود مبلغان ما آن را رعايت نمي‌كنند عبارت است از ساده‌گويي و با زبان مردم حرف زدن. مبلغان ديني چون بيشتر با زبان عربي و فارسي سروكار دارند، لذا وقتي وارد جامعه خود مي‌شوند، اصطلاحات مادري خود را فراموش مي‌كنند و در سخنراني‌هاي خود از اصطلاحات بيگانه استفاده مي‌كنند.

5. ميانه‌روي در گفتار

معمولاً ديده مي‌شود كه مبلغان كشور ما وقتي بالاي منبر مي‌روند، ‌دلش نمي‌خواهد به زودي پائين بيايد. در حالي كه بايد در سخنراني رعايت حال همه را نمود و از طولاني كردن سخنراني پرهيز كرد. يادم هست در مسجدي براي سخنراني دعوت شده بودم، شب محرم بود يكي از علما كه بعد از من به ايراد سخن پرداخت، در حدود يك و نيم ساعت سخنراني كرد. بنده و هم‌چنين ساير مستمعان كه صبر و حوصله را از دست داده بوديم و برخي هم به خواب رفته بودند- نامه به آقا نوشتيم كه سخنراني‌اش را مختصر نمايد. ساعت نزديك يك بعد از نصف شب بود. موضوع صحبت اين آقا درباره‌ي اهميت نماز بود، باور كنيد صبح آن روز بنده نمازم قضا شد؛ چون خواب مانده بودم و شايد خيلي از افراد ديگر مثل نگارنده نماز صبحش قضا شده بود. بنابراين لازم است مبلغ در گفتار خود راه ميانه را در پيش گيرد و به مقتضاي حال سخن گفته رعايت حال مستمعان را بنمايند تا آنها شب ديگر نيز در جلسه حضور به هم رسانند. شايد بتوان از احاديث ائمهF استفاده كرد كه طولاني كردن سخن باعث مي‌شود تا انسان بيشتر خطا بكند.[11] و اطاله‌ي سخن نه تنها مفيد نيست بلكه مضر نيز هست.

 

6. پرهيز از بيان مطالب اختلاف برانگيز

در افغانستان همه‌ي ما مي‌دانيم كه شيعيان در اقليتند و اكثر افراد جامعه را برادران سني تشكيل مي‌دهند. در برخي از جاها شيعيان با سني‌ها از لحاظ جغرافيايي خيلي نزديكند و چه بسا در برخي از جلسات شيعيان سني‌ها نيز شركت مي‌كنند. در اينجا براي يك مبلغ لازم است تا از بيان مطالب جنجال برانگيز پرهيز نمايد. در يك جلسه فاتحه دعوت شدم، متوفي يك از محبان اهلبيتF بود. بنده به عنوان سخنران و روضه خوان آنجا دعوت شده بودم. وقتي وارد مسجد شدم يكي از برادران حاضر در جلسه كنارم آمد و بسيار مؤدبانه از من خواست تا از بيان مطالب تنش‌زا و لعن و نفرين بر صحابه رسول خدا بالاخص ابوبكر، عمر و عثمان پرهيز نمايم؛ چون در اين جلسه تعدادي از برادران اهل سنت نيز شركت كرده‌اند. ايشان اضافه كرد كه آقاي شيخ ببخشيد من اين تذكر را به شما دادم و علت آن اين بود كه چندي پيش در يك مناسبت ما از يك روحاني دعوت كرديم تا براي ما سخنراني و روضه‌خواني نمايد، اما او وقتي بالاي منبر رفت موضوع صحبت خود را درباره غصب خلافت امام عليu قرار داد و مرتب به آن سه توهين مي‌كرد و لعن مي‌فرستاد و اين سخنراني باعث شد تا روابط حسنه‌ي ما با بسياري از برادران اهل سنت بهم بخورد و از طرفي ما ناگزيريم تا با آنها روابط حسنه داشته باشيم.

يك مبلغ دين بايد توجه داشته باشد كه با فحش و توهين، نمي‌توان حق را اثبات كرد. مبلغ بايد اهل منطق و استدلال باشد،‌ نه اهل فحش و بد زباني. اميرالمؤمنينu در اين باره مي‌فرمايد: mاز سخنان زشت و مستهجن پرهيز كن؛ زيرا يك رابطه‌ي تكويني بين تعابير بد (از قبيل فحش و توهين به ديگران) و شنيدن جواب ناشايست وجود دارد. اگر شما به كسي فحش گفتيد او نيز به تو فحش مي‌گويد و در نتيجه وقتي زبان انسان به فحش عادت كرد آدم‌هاي با كرامت از او متنفر مي‌شود و اطرافش خالي مي‌گردد و در عوض افراد پست اطرافش جمع مي‌شود.n[12]   

يكي ديگر از نكات مهم كه براي يك مبلغ در شرايط كنوني افغانستان لازم است، پرهيز از بحث‌هاي قومي و نژادي و تعصب‌هاي كوركورانه است. دشمن همواره در كمين است و از طرق مختلف مي‌خواهند در قدم اول اسلام را نشانه گرفته و در ميان آنها اختلاف بياندازند كه اختلاف شيعه و سني يكي از نمونه‌هاي آن است. در قدم بعدي، دشمن تلاش مي‌كنند تا در ميان شيعيان اختلاف بيندازند. در شرايط كنوني افغانستان عده‌اي ظهور كردند كه شعار سيد، هزاره، قندهاري، هراتي و... را مطرح مي‌كنند. دامن زدن به چنين بحث‌ها براي جامعه‌‌ي شيعه‌ي افغانستان بسيار خطرناك است. همه‌ي ما مي‌دانيم كه شيعيان در افغانستان در اقليتند و همين اقليت شيعه نيز چنان با هم درگيرند كه كمتر همديگر را تحمل مي‌كنند. در شرايط فعلي بر مبلغان دلسوز و دردمند كشور ما لازم است تا از بحث‌هاي نژادي پرهيز نموده و خود بنابر رسالت ديني كه دارند به ارشاد و هدايت مردم بپردازند، وحدت و برادري را در ميان آنها ترويج نمايندكه >انما المومنون اخوة<. بدتر از بيان مطالب اختلاف برانگيز، اختلاف خود مبلغان است كه خداي نخواسته تمام توان خود را در جهت تضعيف رقيب خود مصرف نمايد و اين مصداق اين ضرب المثل است  كه: >هر چه بگندد نمكش مي‌زند واي از آن روزي كه بگندد نمك<

باز به تجربه ثابت شده است كه در جامعه‌ي ما مبلغاني موفق بوده‌اند كه وظيفه‌ي ديني خود را ايفا كرده و از تعصبات نژادي و مذهبي اجتناب ورزيدند و در عين حال حق را قرباني نكرده و زبان تبليغي خود را به زيور حق و عدالت آراسته و در همه حال از خداوند مدد خواسته‌اند تا او را در ايفاي وظيفه شرعي‌شان موفق داشته >و سينه‌اش را گشاده گرداند و مشكلات را برايش آسان و گره را از زبانش بگشايد تا با زبان رسا به تبليغ پرداخته و مردم سخنش را به راحتي دريابند.<[13]

7. آگاهي لازم

تبليغ دين علاوه بر اخلاص و توفيق الهي نياز به معلومات وسيعي دارد كه مهمترين آنها عبـارت است از:

الف) آشنايي با قرآن كريم و سيره پيامبر اسلام و ائمه معصومينE؛ قرآن كتابي است كه مطالب گوناگون در آن وجود دارد و هر كس به اندازه‌ي فهم و توانايي خود مي‌تواند از آن استفاده نمايد. اما متأسفانه اين كتاب آسماني در جامعه‌ي ما بسيار مهجور مانده است. از آنجا كه در مطالب قرآني هيچ شبهه‌اي وجود ندارد و از طرفي ديگر قرآن تنها كتابي است كه همه‌ي‌ مسلمانان آن را قبول دارد و اكثريت مردم جامعه‌ي ما را هم برادران اهل سنت تشكيل مي‌دهند پس به جا است كه مبلغان محور صحبت‌هاي خود را قرآن قرار دهند و مردم را بيشتر با قرآن آشنا سازند.

ب) آشنايي با شعر، تمثيل و زبان مردم و در رأس آنها روايات معصومينF

ج) آشنايي با داستان‌هاي آموزنده.

د) آشنايي با اصول و فروع دين و تسلط بر مسايل مبتلا‌به.

8. انتخاب مطلب

با وجود اينكه همه‌ي مبلغان محترم مي‌دانند كه بايد مطالبي ارائه نمايند كه براي مخاطبان سودمند و قابل استفاده باشند. اما بسيار ديده شده است كه مطالب منتخب مبلغ براي اكثر مستمعان سودمند نبوده است. بنده در يكي از جلسات شركت كردم، آقاي مبلغ براي مردم سخنراني مي‌كرد، اكثريت قريب به اتفاق شنوندگان را كارگران ساده و دهقان‌ها تشكيل داده بود و مجلس هم به خاطر در گذشت يك جوان برگزار شده بود. اما سخنران محترم مجلس موضوع خود را درباره‌ي >انقلاب افغانستان< قرار داد و با ارائه‌ي چندين دليل مي‌خواست ثابت كند كه به كار بردن انقلاب در تحولات افغانستان اشتباه است. بعد ايشان براي اثبات مدعاي خود انقلاب افغانستان را با انقلاب روسيه، چين و... مقايسه كرد و در پايان ويژگي‌هاي انقلاب را بيان نمود و نتيجه گرفت كه از لحاظ علمي نمي‌توان به شورش مردم افغانستان در برابر شوروي سابق انقلاب گفت. مبلغ ديني بايد چشم مسأله‌‌ياب داشته باشد‌ و درد مردم را يابيده موضوع مناسب را براي سخنراني خود انتخاب نمايد. مسائل زياد ديني در جامعه‌ي ما وجود دارد كه بسيار مبتلابه است، اما متأسفانه مبلغان ما به آن نمي‌پردازند و شايد هم پرداختن به آن را براي خود كسر شأن مي‌دانند. مبلغ ديني بايد در حوزه‌ي رسالت ديني خود گام بردارد و مردم را با مسائل ديني‌اش آشنا سازد.

پس شناخت مخاطب در تعيين موضوع صحبت بسيار مهم است كه مبلغ بايد به آن توجه نمايد و موضوع مناسب حال را انتخاب نموده و پيرامون آن سخن بگويد.

9. صبر و پايداري

)فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ([14] يعني >پس شكيبايي كن،‌ همچنان كه پيامبران اولوالعزم،‌ شكيبايي و صبر كردند و براي مردم عذاب را به شتاب مخواه.<

در شرايط كنوني افغانستان كه محروميت از در و ديوار آن مي‌بارد، مبلغان ديني بايد با صبر و حوصله در كنار مردم به تبليغ بپردازند. عده‌اي هستند كه چون در ناز و نعمت زندگي كرده‌اند، شرايط موجود افغانستان براي‌شان غير قابل تحمل است. در شرايط فعلي،‌ مبلغي مي‌تواند موفق باشد كه از محروميت با آغوش گرم استقبال كند و تبليغ را وظيفه‌ي شرعي خود دانسته بدون توقع مادي در پي انجام رسالت ديني خود تلاش كند. بسيار ساده‌انگاري است اگر گمان كنيم با يك سفر تبليغي- تفريحي مي‌توانيم گره از كار مردم بگشاييم و آنها را به راه راست هدايت نماييم. همه‌ي ما مي‌دانيم اكثر مبلغان ما فصل تابستان را براي تبليغ خود انتخاب مي‌كنند، چون از طرفي حوزه تعطيل است و از سوي ديگر گرماي محل تحصيل قابل تحمل نيست. اما بدون شك اين فصل در افغانستان فصل مناسب براي تبليغ نيست. چون شغل اكثر مردم افغانستان را كشاورزي تشكيل مي‌دهند كه قسمت اعظمي كار كشاورزي در تابستان مي‌باشد. در نتيجه مبلغ وقتي در تابستان جهت تبليغ اعزام مي‌شود با يك عده از افراد خسته از كار مواجه مي‌شود كه تا لب به سخن بگشاييم مي‌بينيم مستمع ما به خواب مي‌رود. اما در زمستان اكثر مردم روستا در افغانستان بيكارند و دنبال جايي مي‌گردند تا اوقات فراغت خود را پر كنند. اين نكته را نيز نبايد مبلغ فراموش كند كه مدارس افغانستان بر خلاف مدارس ايران در زمستان تعطيل است كه دانش‌آموزان نيز در زمستان در بدر دنبال جايي مي‌گردند كه اوقات فراغت خود را پر كنند. با توجه به مطالب فوق چنين نتيجه مي‌گيريم كه فصل زمستان بهترين فصل براي تبليغ است، هم براي عامه‌ي مردم و هم براي دانش‌آموزان مدارس.

10. استفاده از هنر

سه نكته‌ مهم در باب هنر

1. انسان طبيعتاً طوري آفريده شده است كه از هنر لذت مي‌برد و از آن سو از شنيدن مطالب خشك و يكنواخت متنفر است.

2. امروز، استعمارگران و دشمنان اسلام براي رسيدن به اهداف شوم خود،‌ كمتر مردم را به طور مستقيم به آن راه دعوت مي‌كنند، بلكه به طور غير مستقيم و با استفاده از هنر تلاش مي‌كنند آرام، آرام مردم را با خود همراه سازند.

3. وقتي سخن از هنر به ميان مي‌آيد دايره‌ي بسيار گسترده‌ي را شامل مي‌شود كه فيلم،‌ كارتون، تئاتر، نقاشي، گرافيك، مجسمه‌سازي،‌ خط، مسابقه،‌ معما و... نمونه‌هايي از هنر است.

يك تذكر: تبليغ منحصر به سخنراني نيست، چون مراد از تبليغ رساندن پيام است و سخنراني يكي از وسايل و ابزاري است كه توسط آن شخص پيام خود را به مخاطب مي‌رساند.

شرايط امروز در افغانستان غير از شرايط ديروز است. ديروز در مناطق روستايي افغانستان از تلفن، ماهواره، كامپيوتر، ويدئو،‌ سي‌دي و انواع فيلم و تلويزيون خبري نبود. اما امروز همين وسايل ارتباطي را ما و شما در منطقه‌ي خود مشاهده مي‌كنيم. اگر ديروز تصور اينكه روزي خانه‌هاي گلي روستا با لامپ‌هاي مهتابي روشن شود دشوار بود،‌ امروز اين امر واقع شده است. اگر ديروز شما حضور تلويزيون در روستا را،‌ به اين زودي‌ از محالات مي‌دانستيد امروز تلويزيون همراه با ماهواره،‌ مهمان خانه‌هاي ما شده است و برنامه‌هاي ضد اخلاقي را براي جوانان ما پخش مي‌كند. برنامه‌هاي كابلي از كابل شروع شده اما به زودي به ساير شهرها نيز به پيش مي‌رود.

حال يك مبلغ ديني چگونه مي‌تواند جلو اين پديده ويرانگر را بگيرد. يكي از راه‌هايي كه يك مبلغ بايد بپيمايد استفاده از هنر است. اگر دشمنان امروز در افغانستان دست به شبيخون فرهنگي زده‌اند و انواع فيلم‌هاي ضد اخلاقي را پخش مي‌كنند و ما نيز نمي‌توانيم جلو آن را بگيريم، پس نبايد دست روي دست گذاشت، بلكه بايد هنرهاي خود را به كار برده و فيلم‌هاي مذهبي و سازنده را وارد جامعه نماييم.

11. شجاعت

>عده‌اي هستند كه پيام‌هاي خدا را به مردم مي‌رسانند و جز از خدا از هيچ كسي نمي‌ترسند چون خدا براي حساب و مراقبت كار خلق به تنهايي كفايت مي‌كند.<[15] در شرايط كنوني كشور ما، مبلغ ديني بايد هميشه خدا را در نظر بگيرد و فقط از او بترسد. مبلغ مذهبي را ممكن است امور متعدد تهديد كند و در چنين شرايطي تنها چيزي كه مي‌تواند بر موفقيت يك مبلغ بيفزايد عبارت است از شجاعت او كه شهامت بيان حق را داشته باشد و به جز از خدا از هيچ‌كس ديگري نترسد و هدفش نيز رضايت خدا باشد نه به دست آوردن خرما و يا رضايت اين و آن.

12. تشكيل جلسات خودماني

تجربه ثابت كرده است كه در كنار سخنراني، تشكيل جلسات خودماني بسيار مفيد است. مبلغ، وقتي تصميم مي‌گيرد در جلسه‌ سخنراني كند، خود يك موضوع را انتخاب مي‌كند و بعد تلاش مي‌كند تا در مدت معين پيرامون آن صحبت نمايد. در اين نوع صحبت ممكن است شنوندگان و مخاطبان زياد استفاده نبرند. اما با تشكيل جلسات خودماني و ايجاد فضاي صميمانه مخاطبان فرصت پيدا مي‌كنند تا سؤال‌هاي اساسي و مبتلا به خود را مطرح نمايند و پاسخ سؤالش را بشنود. در اينجا مبلغ متكلم وحده نيست،‌ بلكه با سؤال‌هاي مطرح شده از جانب مخاطبان جلسه به صورت فعال تبديل مي‌شود، علاوه بر اينكه جلسه از حالت يكنواختي خارج گرديده و صميميت بر جو جلسه حاكم مي‌گردد؛ فايده‌ي ديگري كه عايد چنين جلسه‌اي مي‌شود اين است كه زبان مردم حاكم بر فضاي ايجاد شده مي‌گردد. بر خلاف سخنراني كه در آن مبلغ سعي مي‌كند تا از زبان رايج بين مردم فاصله گرفته و سخنان خود را به صورت رسمي ايراد نمايد.

13. سخن مستند

يكي از امور كه براي يك مبلغ لازم است، خودداري از اظهار نظر بيجا و بي سند است. مبلغ بايد به اين نكته هميشه توجه نمايد كه دين خدا به ما به امانت سپرده شده است، پس در امانت خيانت نكنيم، ما به هيچ وجه حق نداريم حلال خدا را حرام و يا حرام خدا را حلال معرفي كنيم، يا نعوذ بالله، بر خدا افترا ببنديم. انسان اگر پاسخ سؤالي را نمي‌داند بايد بگويد نمي‌دانم، نه اينكه خود را صاحب نظر دانسته و در هر چيزي نظر بدهد. چه بسا همين نظر دادن‌ها باعث بوجود آمدن بدعت‌هاي زيادي در دين گرديده است. در اينجا است كه خرافات در دين رخنه مي‌كند. پس مبلغ بايد مستند حرف بزند و اگر نمي‌داند بگويد نمي‌دانم.

14. اجتناب از مواضع تهم

 يكي از ويژگي‌هايي كه براي يك مبلغ ديني لازم است،‌ پرهيز از مواضع تهم است. به اين معني كه مبلغ نبايد خود را در معرض اتهام قرار دهد. براي پيش‌گيري، مبلغ بايد حتي از جاهايي كه احتمال گناه مي‌رود پرهيز نمايد؛ ذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه مبلغ ديني مانند يك پارچه‌ي سفيد مي‌ماند كه كوچكترين سياهي در آن از دور پيدا است و اگر در پاكي آن دقت نگردد، خيلي زود آلوده مي‌گردد.

بنابراين براي مبلغ لازم است كه از نزديك شدن به هر چيزي كه آبروي او را خدشه‌دار نمايد اجتناب ورزد. خدا نكند آبروي يك مبلغ خدشه‌دار گردد و الا مردم آن را دو چندان كرده در هر جلسه نُقل صحبت‌هاي خود قرار مي‌دهند. از طرفي ديگر برخي از مردم بر گناه جري مي‌شوند، چون سخن آنها اين خواهد بود كه روحاني كه ديگران را تبليغ مي‌كند و از قيامت با خبر است، اين كار را انجام مي‌دهد ما چرا انجام ندهيم و از سوي ديگر، سخن مبلغ اثر خود را از دست مي‌دهد و مردم به سخنان او گوش نمي‌دهند.

چند نمونه از مواضع تهم: 1. اگر در منطقه‌ي تبليغي شما زن بيوه وجود دارد شما نبايد در خانه‌ي او رفت و آمد داشته باشيد. 2. اگر هم مجرديد در خانه‌ي كساني كه دختران جوان دارند زياد رفت و آمد نكنيد. 3. پول‌هاي بي وجه مردم را قبول نكنيد. 4. پول‌هايي كه صاحبان دعوا به عنوان سهم امام به شما مي‌پردازند و بعد انتظار دارد شما از او طرفداري نماييد،‌ از گرفتن اين نوع پول كه عنوان حلال هم بر آن گذاشته شده است بايد اجتناب گردد.

 

خلاصه و جمع‌بندي

نگارنده در اين مقاله سعي كرده است در گام نخست به ضرورت تبليغ در شرايط كنوني افغانستان بپردازد. بدون شك جهان اسلام در كل و كشور ما به خصوص مورد تهاجم فرهنگي غرب قرار گرفته است. امروز محصولات فرهنگي غرب بيش از هر زمان ديگري وارد جامعه ما گرديده است كه اين امر خود بار مسئوليت مبلغان ديني را سنگين‌تر مي‌كند.

از سوي ديگر نظام آموزشي سنتي در افغانستان از بين رفته است. در گذشته مردم و به ويژه جوانان و كودكان ما از طريق مكتب خانه‌ها با اسلام آشنا مي‌شدند اما با دگرگوني نظام آموزشي و خلأ كتاب‌هاي اسلامي مخصوصاً كتاب‌هاي شيعي كه در نظام آموزشي جديد يك سطر نيز درباره‌ي آن وجود ندارد، تبليغ اهميتش بيشتر مي‌گردد.

           

پيشنهادات:

1. پيشنهاد اول بنده اين است كه آن دسته از علما و مبلغان عزيزي كه اكنون از حوزه فارغ التحصيل گرديده‌اند به آيه‌ي >نفر< عمل كنند و به كشور برگردند و تشنگان معارف اهلبيت را سيراب نمايند.

2. مبلغان عزيز بايد تلاش نمايند تا اندوخته‌هاي علمي خود را به روز نمايند، به اين معني كه از امكانات جديد بهره گرفته و هنر را در خدمت دين فرا خوانند.

3. چه خوب است يك مبلغ ديني اقدام به تهيه نوار آموزشي احكام به زبان ساده، (يعني زبان مردم) نمايد. البته اين كار شايد از عهده‌ي يك نفر خارج باشد اما گروه بسيار كوچك (سه يا چهار نفر) مي‌توانند اين كار را انجام دهند‌ كه در قدم اول يك جزوه‌ي آموزشي به زبان بسيار ساده تدوين گردد و بعد از روي جزوه اقدام به تهيه نوار شود و همين كار را براي گروه‌هاي سني آماده نموده در اختيار علاقه‌مندان در داخل قرار دهند. عين همين كار را مي‌توان در زمينه‌ي عقايد نيز  انجام داد.

4. مبلغان ديني بايد جزوه‌هاي آموزشي را قبل از قبل تهيه نمايند و در داخل، از حوزه‌هاي علميه سر بزنند و در آنجا اقدام به تربيت معلم احكام، معلم قرآن و معلم عقايد نمايند. گاهي ما به يك طلبه‌ي مبتدي ماهي مي‌دهيم و گاهي هم به او ماهي‌گيري ياد مي‌دهيم، پس چه خوب است كه ما به آنها شيوه‌ي تدريس احكام، عقايد و قرآن را بياموزيم.

5. نظام آموزشي سنتي هر چند از بين رفته، اما هنوز در فصل زمستان كودكان در مكتب‌ خانه‌ها مي‌آيند، مبلغان در اين زمينه بايد فكر اساسي نمايند و دو كار مهم را انجام دهند: 1. به ملا امامان قريه شيوه‌ي فشرده‌ي تدريس را ياد بدهند. 2. متون آموزشي را تغيير دهند. متأسفانه هنوز كودكان ما قاعده‌ي بغدادي و پنج گنج (پنج كتاب) و حافظ را در مكتب خانه‌ها فرا مي‌گيرند. كه قاعده‌ي بغدادي بسيار كتاب قديمي است و براي يادگيري زبان و الفبا بسيار وقت‌گير و مشكل است. پنج كتاب هم كه احكام سني‌ها را بيان مي‌كند و هيچ لزومي ندارد كه يك دانش‌آموز شيعه آن را بخواند. حافظ شيرازي نيز بسيار مشكل است كه بايد جاي همه‌ي آنها عوض گردد.

6. خواندن عقد نكاح بسيار مهم است كه متأسفانه اكثر ملا امام‌هاي قريه به درستي نمي‌توانند آن را بخوانند، براي اين كار لازم است مبلغ ديني حداقل براي هر مسجدي يك دوره از نوارهاي >ايضاح النكاح< مرحوم وجداي فخر را همراه با كتاب ايشان تهيه نموده و در اختيار متصديان اين كار مهم قرار دهند.

7. يك مبلغ ديني بايد كاري كند كه مردم به دين علاقه‌مند گردد و اين در صورتي ممكن است كه مبلغ ديني در قدم اول خود را ساخته باشد و هم و غم خود را در دين الهي قرار دهند نه دنيا و ماديات كه آبروي انسان را مي‌برد و بسيار هم زودگذر است. مبلغ ديني بايد زندگي بسيار محترمانه را در پيش گيرد كه شايسته‌ي يك روحاني و مبلغ است و از گدا بازي، حرص بيش از حد و صفت‌هاي ناپسند اخلاقي جداً‌ پرهيز نمايد و هميشه با تواضع، صبر، حوصله و اخلاق نيكوي اسلامي مبلغ راستين اسلام باشد تا خداوند در دنيا و آخرت زندگي گوارا براي او عطا فرمايد.

پي‌نوشت‌ها:


 

[1] . )وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ(  توبه/ 124

[2] . خندان؛‌ محسن؛ تبليغ اسلامي و دانش ارتباطات اجتماعي؛ ص 191؛ قم: سازمان تبليغات؛ 1374

[3] . رهبر؛ محمد تقي؛ پژوهشي در تبليغ، ص 98 ؛ قم: سازمان تبليغات؛ 1371

[4] . همان؛ ص 98

[5] . محي آبادي؛ محمدشبان؛ آسيب شناسي تبليغ در قرآن و حديث؛  ص 127 ؛ قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني؛ پايان نامه‌ي كارشناسي ارشد الهيات؛ 1381

[6] . مطهري، مرتضي، سيري در سيره نبوي؛ ص 199 ؛  قم: صدرا

[7] . آل عمران؛110

[8] . ص؛ 3

.[9]  mكونوا دعاة للناس بغير السنتكمn الحياة؛ ج 1؛ ص 113

.[10]  )أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُون(َ  بقره؛ 44

.[11]  mمن كثر كلامه كثر خطائه،‌ الكلام كالدواء قليله ينفع و كثيره قاتلn يعني سخن مانند دارو (دواء) است كه كمش نافع و زيادش كشنده است.

.[12]  امام عليu mاياك ما يستهجن من الكلام فانه يحبس عليك الشام و ينفر عنك الكرامn غرر الحكم؛ ص 156؛ شماره‌ي 91

.[13]  بر گرفته از آيات 29، 25 سوره‌ي طه؛ )قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي  وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي(

.[14]  احقاف؛ 35

.[15]  )الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً(  احزاب؛ 39

نظر دهيد

بازگشت