|
سال 1383 براي كشور و مردم افغانستان،
سال خوبي بود. در اين سال علاوه بر
بالا رفتن ضريبهاي امنيتي در كلان
شهرهاي كشور، سامان يافتن مراكز
دولتي و ادارات مربوطه، فعال شدن
مراكز ولايات و حاكم شدن امنيت نسبي
در آنها، افتتاح برخي ولايات، بازسازي
برخي جادهها و راههاي مواصلاتي و
همچنين به وجود آمدن تحركات اقتصادي
در ميان مردم و بالا رفتن اميد به
زندگي و بهبودي نسبي در معيشت مردم و
دهها حوادث و تحولات خوشايند ديگر،
اتفاقاتي در كشور رخ داد كه در خور
توجه و تأمل فراوان است. اهميت اين
رويدادها از آن حيث است كه تا حدود
بسيار زيادي با سرنوشت كشور و ملت
افغانستان رابطه تنگاتنگي دارد. بي
سابقه بودن اين جريانات يكي ديگر از
جنبههايي است كه به اهميت آنها
افزوده است. در اين نوشتهي كوتاه
نگاهي داريم به دو مورد مهم از اين
اتفاقات.
الف: انتخابات رياست جمهوري
18 ميزان (مهر) 83 افغانستان براي
اولين بار شاهد يكي از حساسترين و
سرنوشتسازترين رخداد در صحنه سياسي
خود يعني انتخابات رياست جمهوري بود.
اين رويداد علاوه بر اهميت استراتژيكي
خود به عنوان يك چارچوب قانوني براي
دولت و پايان بخشيدن به سالها
ديكتاتوري و قدرت سالاري، از زواياي
ديگر نيز در خور اهميت و توجه بود. از
جمله اينكه اين انتخابات در كشوري
برگزار ميشد كه هنوز مردم آن مفهوم
مشاركت سياسي را به معني واقعي آن درك
نكرده بودند و بسياري از آنان همچنان
حكومت را حق مطلق شاهان و قدرتمندان
تصور مينمودند و بر اين باور غلط
ديرينهشان پا برجا بودند. بديهي است
كه توجيه انتخابات دمكراتيك و برگزاري
موفقيت آميز آن در ميان مردمي با اين
طرز تفكر، امر مشكل و دشواري به نظر
ميرسيد. تهديد مكرر گروههاي
تروريستي از جمله بقاياي طالبان و
القاعده و همچنين نا امنيهاي موجود
در برخي نقاط كشور از ديگر فاكتورهايي
بود كه پيچيدگي و دشواري برگزاري
انتخابات را قابل پيش بيني نموده بود.
همين زمينهها موجب شده بود كه بسياري
از تحليلگران مسائل سياسي افغانستان،
برگزاري انتخابات سالم در اين كشور را
تقريباً موضوع غير ممكن و ناشدني تلقي
كنند و در اظهار نظرها با بدبيني به
آن نگاه كنند.
عليرغم پيشبينيهاي يأسآور و
مشكلات موجود در درون كشور، 18 ميزان
همه را غافلگير نمود و مردم با حضور
بسيار هوشيارانه، معقولانه و حماسي
يكبار ديگر بعد از شكست خفت بار ارتش
سرخ شوروي، جهانيان را وادار نمودند
كه انگشت حيرت به دهان بگيرند و شگفتي
عميق خود را ابراز نمايند. حضور تحسين
برانگيز و غرور آميز ميليونها
افغانستاني در پاي صندوقهاي رأي
علاوه بر ابطال پيشبينيهاي موجود،
پيامهاي بسيار روشن و در عين حال مهم
ديگري نيز داشت كه به چند مورد از
آنها اشاره ميشود
1. اين مشاركت عظيم نشان داد كه مردم
افغانستان به بينش و آگاهي لازم سياسي
دست يافتهاند و ديگر به دولتهاي
نامشروع و قدرتهاي ديكتاتوري روي خوش
نشان نميدهند و مجدّانه ميخواهند كه
سرنوشتشان را خود به دست بگيرند.
2. مردم از تجربه زندگي بدون دولت و
پيامدهاي زيانبار آن از جمله هرج و
مرج، نا امني، بيعدالتي، جنگ و
ويرانگري شديداً احساس ملالت و خستگي
ميكنند و ديگر به هيچ قيمتي حاضر
نيستند و اجازه نميدهند كه يكبار
ديگر خاطرات تلخ گذشته تكرار شود.
3. اين انتخابات نشان داد كه مردم
افغانستان از تهديدات گروههاي
تروريستي مانند طالبان و حاميان آن
هراسي ندارند و عليرغم تهديدات آنان
مبني بر حمله به رأي دهندگان، بدون
هيچ ترس و نگراني پاي صندوقها حاضر
ميشوند. اين مسأله پاسخ منطقي و در
عين حال محكمي بود براي امثال اين
گروهها و كساني كه نميخواهند در
افغانستان صلح و آشتي ملي نهادينه شود.
4. اين حضور هشداري به دولت مردان
فعلي و فرداي كشور نيز محسوب ميشد،
زيرا مردم نشان دادند كه ديگر نسبت به
سرنوشت سياسيشان بيتفاوت نيستند و
از نزديك دولت مردان را زير ذره بين
قرار ميدهند تا مبادا از چارچوب
قانون تجاوز كرده و دولت را به سمت
انحراف سياسي و كشور را به وابستگي
سوق دهند و هم چنين خيالات قدرت مداري
در سر بپرورانند.
5. مردم همانگونه كه براي پيشرفت
سياسي كشور علاقهمندند، براي پيشبرد
زمينههاي ديگر نيز مصمم و آمادهاند،
منتهي مدير مدبر و لايقي ميخواهند كه
از پتانسيل موجود در آنان بهره برداري
درست نموده و سامان دهي نمايد. مردم
در همه صحنهها و مهمتر از همه در
بازسازي كشور، آماده همكاري با دولت و
نهادهاي ذي ربط ميباشند به شرط
اينكه دولت مردان اهتمام لازم را قائل
باشند.
البته اين انتخابات نقاط ضعفي هم داشت
از جمله ميزان بالاي تقلب در فرايند
برگزاري آنچه در زمان توزيع كارت رأي
دهي و چه در روز برگزاري و چه در
شمارش آراء كه نبايد از نظر پنهان
بماند، ولي با توجه به شرائط موجود در
كشور اين مسائل تا به آن اندازه از
اهميت برخوردار نيست كه بتوان به
وسيلهي آن حضور شكوهمند مردم را خدشهدار
نمود. گرچه مردم افغانستان اميدوارند
كه ديگر شاهد اينگونه مسائل نباشند و
دست اندركاران امر انتخابات مصالح
عمومي جامعه و كشور را بر مصالح فردي،
گروهي، نژادي، مذهبي، منطقهاي و
زباني مقدم دارند. ما اميدواريم كه در
انتخابات پارلماني شاهد برگزاري
انتخابات سالم و شايستة ملت سر بلند
افغانستان باشيم.
ب: كابينه جديد
از ديگر تحولات بسيار مهم و سرنوشتساز
كه در سال 83 بعد از انتخابات رياست
جمهوري در كشور اتفاق افتاد، دگرگوني
ساختاري در درون دولت و حاكميت بود.
معمول است كه بعد از روي كار آمدن
رئيس جمهور جديد و يا انتخاب مجدد
رئيس جمهور پيشين در يك كشور، دگرگونيهايي
نيز در ساختار هيئت وزراء و كادر دولت
به وجود ميآيد و اين موضوع در صحنه
سياسي كشورها امر جا افتاده و پذيرفته
شدهاي است و هيچ عجيب به نظر نميرسد.
اما در افغانستان وضعيت تا حدود بسيار
زيادي متفاوت بود. تفاوتهاي بنيادي
قضيه از آنجا ناشي ميشد كه در اين
كشور براي اولين بار رئيس جمهور توسط
آراي مستقيم مردم برگزيده ميشد و
مردم كابينه متفاوت با دو كابينه دولتهاي
موقت و انتقالي كه بر مبناي سازش و
توافقات سياسي تعيين شده بود، انتظار
داشتند. از سوي ديگر اين خواسته به حق
مردم تضاد مستقيم با مطالبات، توقعات
و خواستههاي كشورهاي ذي نفع در
مسائل افغانستان اعم از كشورهايي كه
در افغانستان نيروي نظامي دارند و
كشورهاي همسايه و همچنين مطالبات
احزاب، گروهها، باندهاي نظامي،
چهرههاي ذي نفوذ و قوميتهاي انحصار
طلب در داخل، داشت كه اين موضوع در
جاي خود به حساسيت مسأله افزوده و
جريان را از حالت عادي خارج ساخته
بود.
سر انجام بعد از سپري شدن حدود سه ماه
از برگزاري انتخابات رياست جمهوري و
يك ماه از مراسم تحليف آقاي كرزي،
كابينه جديد اعلام شد. شايد يكي از
علتهاي به درازا كشيدن زمان اعلام
اسامي وزراي جديد، پيچيدگي و دشواري
كار بود كه رئيس جمهور را وادار به
پرهيز از شتابزدگي در اين باره نموده
بود. گرچه كابينه جديد حرف و
حديثهايي را به دنبال داشت. اما اگر
با نگاهي بازتر، عميقتر و واقع
بينانهتر به مسائل سياسي افغانستان و
شرائط فعلي اين كشور و مشكلات فراروي
آن نظر افكنيم، تا حدود بسيار زيادي
ديدگاه ما در رابطه با ساختار كابينه
جديد عوض خواهد شد و قضاوتي غير از
آنچه فعلاً داريم، خواهيم داشت. روي
سخن با كساني است كه كابينه جديد را
قابل قبول نميدانند.
نگارنده اين سطور نيز صد در صد به
ايدهآل بودن كابينه جديد اعتقاد
ندارد اما ويژگيهاي مثبت آن را بيش
از ويژگيهاي منفي آن ارزيابي ميكند.
براي صحت ادعاي فوق به نمونههايي از
برجستگيهاي كادر جديد دولت اشاره
ميشود.
1. در ميان وزراء چهرههايي ديده
ميشود كه از پتانسيلهاي لازم براي
احراز پست مورد نظر برخوردارند. كشور
ما در دولتهاي گذشته هيچ زماني در
كادر وزيران خود اين چنين افرادي
نداشته است. تخصص لازم، نداشتن سوء
سابقه و چهره مخدوش در ميان مردم، با
انرژي بودن و مصمم بودن، تعهد و پشت
كار از خصايصي است كه بسياري از وزراي
دولت جديد از آنها بهرهمندند.
2. بافت قومي و قبيلهاي كابينه جديد
در تاريخ كشور افغانستان بي نظير
است. در دولتهاي گذشته همواره اقوام
ضعيف و اقليتها از سهم گرفتن در دولت
محروم بوده است و تمام مناصب حكومتي
در محدوده يك قوم خاص دور ميزد. اما
در اين كابينه به طور نسبي جايگاه
اقوام و اقليتها در نظر گرفته شده
است، گرچه هنوز به وضعيت مطلوب نرسيده
اما زمينههاي اميدواري به وجود آمده
است كه در آينده اين موضوع به وضعيت
مطلوب خود برسد.
3. معمولاً در كشور افغانستان وزراء
از ميان چهرههاي پرنفوذ نظامي، قومي
و حزبي انتخاب ميشد اما اين بار تا
حدودي اين معادله به هم ريخته است و
شخصيتهاي مردمي هم در درون كابينه به
چشم ميخورد؛ چهرههايي كه به خاطر
شايستگي، تخصص و كارداني وارد كادر
شدهاند. اين مسأله از نقاط قوت اين
دولت است.
4. از ديگر امتيازات اين كابينه حضور
سه وزير زن است كه در نوع خود بي
سابقه محسوب ميشود. در افغانستان به
دليل حاكميت باورهاي سنتي قبيلهاي،
برداشتهاي سختگيرانه از آموزههاي
ديني و كج فهمي همواره زنان از حقوق
مشروع و مسلمشان در صحنههاي اجتماعي
و سياسي محروم بوده است به گونهاي كه
حتي تا همين اواخر يعني پايان تسلط
طالبان بر افغانستان، زنان فاقد تذكره
كه نشان دهنده تابعيت كشور است،
بودند. در كابينه جديد ميبينيم كه سه
وزارت را زنان تصاحب نمودهاند.
موارد فوق كه به عنوان نمونه ياد آوري
گرديد از برجستگيهاي كابينه جديد
است. گرچه همان گونه كه پيشتر نيز
تذكر داده شد، اين كابينه صد در صد
مطلوب نيست اما تضعيف آن و بي اعتماد
كردن مردم نسبت به آن هم به نفع كشور
و مردم افغانستان نخواهد بود. ما بايد
سعي كنيم با درك درست از واقعيتهاي
موجود در كشور، در صدد اصلاح
كاستيهاي آن برآئيم و نقش سازنده خود
را در اين قسمت ايفا نمائيم، گرچه
انتقادهاي سازنده، هدفمند و منطقي نيز
راهگشا است.
اين دو رويداد كه از رويدادهاي بسيار
مهم و حساس در صحنه سياسي كشور در
سال 83 بود، ما و مردم ما را اميدوار
ميسازد كه نسبت به آينده كشور خوش
بين باشيم و با تمام توان در راه
بازسازي ويرانيها و تجديد
زيرساختهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و
نظامي آن تلاش نمائيم. به اميد
افغانستان امن و آباد و نيرومند.
سردبير
|