مرجعيت و بحران عراق

 
 

  محمد اميني


در طول هزار سال گذشته شيعيان نقش عمده و مؤثري در تحولات ديني، فرهنگي و اجتماعي بين النهرين داشته‌اند. در اين ميان شهر مقدس نجف كه سابقه و پيشينه‌ي علمي درخشان هزار ساله دارد، بسياري از مراجع عظام تقليد و انديشمندان بزرگ جهان تشيع از اين شهر مقدس برخاسته و شهره‌ي آفاق گرديده‌اند، از قداست و عظمت زيادي نزد مسلمانان،‌ مخصوصاً پيروان اهل بيت(ع) برخوردار است. بارگاه ملكوتي تنهاترين وصي پيامبر گرامي اسلام(ص) و مولي الموحدين حضرت علي(ع)  نيز در اين شهر قرار دارد كه جان و روح صدها ميليون انسان آزاد انديش از اقصي نقاط جهان با عشق، محبت و ولايت او شور و نشاط فوق العاده پيدا مي‌كند، و زنگار جان آنان با معرفت ذلال مكتب اهل بيت(ع)  شستشو و پالايش مي‌يابد.

اما بحران سه هفته‌اي كه در نجف به وجود آمد بسيار شكننده و دردآور بود. مكتب تشيع را آزار مي‌دادند. بي احترامي و هتك حرمت به حرم امام علي(ع)، كشتار و مجروح كردن مردم مظلوم و بي گناه اين شهر توسط اشغالگران سلطه جو، روح صدها ميليون انسان در جهان بويژه مسلمانان و پيروان مكتب اهل بيت(ع) را متأثر و جريحه‌دار كرد. جهان اسلام و انسان‌هاي آزادي خواه عالم ضمن محكوم كردن رفتار وحشيانه اشغالگران آمريكائي، بي صبرانه در انتظار پايان بحران به طور منطقي و مسالمت آميز به سر مي‌بردند تا هر چه زودتر كشتار مردم مظلوم نجف و شهرهاي ديگر عراق و محاصره حرم علوي(ع) خاتمه پيدا كند.

سرانجام با بازگشت آيه الله العظمي سيستاني مرجع عاليقدر شيعيان به عراق و تدبير بسيار شايسته‌ي ايشان براي توقف جنگ و كشتار مردم بي گناه نجف بخشي از خواسته‌هاي شيعيان تحقق يافت. اگر چه بحران نجف با تلفات سنگين مردم همراه بود، به گونه‌اي كه صدها نفر از مردم اين شهر مقدس شهيد و يا مجروح شدند، منازل و ساير امكانات زندگي‌شان از بين رفتند، ولي تدبير مرجعيت توانست نقشه‌ي مشترك اشغالگران و دولت بغداد را براي اشغال نظامي شهر مقدس نجف و حرم علوي و سركوب شيعيان خنثي سازد.

اكنون سؤال اساسي اينجا است كه شرايط و زمينه‌هاي پذيرش طرح آيه الله العظمي سيستاني از سوي بحران سازان چيست؟

براي روشن شدن پاسخ سؤال فوق ناگزيريم كه از يكسو نگاهي اجمالي و فشرده به وضعيت نيروهاي درگير بحران داشته باشيم و از سوي ديگر جايگاه و اهميت مرجعيت شيعه را بيان كنيم.

 

نيروهاي اشغا لگر آمريكا

مهمترين دليل تهاجم آمريكا و هم پيمـانانش به عراق وجـود سـلاح‌هاي كشتار جمعي و تخلف مكرر دولت صدام از قوانين بين المللي بود ولي پس از سقوط بغداد، بحث سلاح‌هاي اتمي عراق به يكي از معماهاي نظامي و سياسي تبديل شد، به طوري كه دولت مردان آمريكا براي توجيه موضوع به چالش‌هاي بزرگي افتادند.

چالش‌هايي كه كاخ سفيد گرفتار آن است به مشكلات داخلي و خارجي تقسيم مي‌شود

 

الف مشكلات خارجي

1.         زير سؤال رفتن سازمان اطلاعاتي و نظامي آمريكا، ‌زيرا هنوز هيچ گونه نشانه‌اي از وجود سلاح‌هاي كشتار جمعي در عراق كه دولت بوش مدعي آن بود پيدا نشده است.

2.         افزايش اعتراض و انتقاد افكار عمومي جهان نسبت به ادامه اشغال عراق، بگونه‌اي كه هر روز در نقطه‌اي از جهان به ويژه در كشورهاي اسلامي صدها انسان آزادي خواه عليه سياست نظامي كاخ سفيد تظاهرات مي‌كنند. آلبرايت وزير خارجه پيشين آمريكا با درك اين فشارها، از سياست‌هاي بوش به شدت انتقاد كرده و حضور آمريكا را در عراق يك افتضاح نا اميد كننده خواند و گفت كه جنگ عراق يك جنگي غير ضروري بود.[i]

 

 

ب. مشكلات داخلي

1. افزايش نارضايتي مردم موج نارضايتي و پاسخ طلبي مردم از دولت مردان آمريكا و بي جواب ماندن سؤالات از سوي مقامات رو به گسترش است بگونه‌اي كه حتي بعضي مقامات مدافع سياست‌هاي بوش به مخالفان آن پيوسته‌اند. سـناتور «جوزف ليبرمن» از اعضاي كميته روابط خارجي سنا، خطاب به «پل ولفو وتيز» معاون دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا اظهار كرد «چه زماني رئيس جمهور به مردم آمريكا گفت كه براي 3، 4، 5، 6، 8، يا 10 سال با هزاران نيرو و صرف ميلياردها دلار در عراق خواهيم ماند. به آنها نگفتند و شما اين را مي‌دانستيد كه ما مجبوريم آنجا بمانيم»[ii]

نيروهاي اشغالگر از آغاز هجوم به عراق تاكنون بيش از هزار نفر كشته و چندين برابر مجروح داده‌اند. يقيناً اين تلفات سنگين از ديدگان مردم آمريكا پنهان نخواهد ماند. همچنان كه مي‌بينيم موج نارضايتي و پاسخ طلبي مردم از مقامات حكومت روز به روز زيادتر مي‌شود. شهر نيويورك بارها شاهد تظاهرات گسترده‌ي افراد است كه با جرج بوش و سياست‌هاي وي مخالف هستند.[iii]

2. مشكلات اقتصادي اشغال عراق آن طور كه انتظار مي‌رفت باعث تقويت اقتصاد و افزايش نرخ دلار نشد. در اين مورد محترم آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران گزارش جالبي را بيان كرده است كه با مختصر تغيير آن را مي‌آوريم تابلوي بزرگي درست كرده‌اند به صورت نمايشگر كه مي‌گويند هفده متر ارتفاع آن است و در ميدان مركزي نيويورك گذاشته‌اند به عنوان نمايشگر هزينه‌هاي جنگ عراق.

هر روز صد و هفتاد و هفت ميليون و چهار صد هزار دلار، هر ساعتي هفت ميليون دلار و هر دقيقه‌اي يكصد و بيست و دو هزار و هشتصد و بيست دلار مصرف مي‌كنند. بنا به گزارش‌هاي ديگري از قول خود اينها در طول بحران‌هاي اخير هفته‌اي پنج ميليارد دلار هزينه كرده‌اند.[iv] با همه‌ چالش‌هاي فوق و مشكلات ديگري كه فراروي آمريكا وجود دارد، به وضوح مي‌بينيم كه موج تنفر، خشم و نارضايتي عميق مردم عراق روز به روز نسبت به حضور نيروهاي آمريكا در عراق زيادتر مي‌شود كه نمونه‌هاي آن را در اكثر شهرهاي عراق مشاهده مي‌كنيم. به دنبال اين تحولات و ناتواني آمريكا در حل بحران عراق به ويژه شهر مقدس نجف، جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در مصاحبه‌اي با روزنامه نيويورك تايمز گفت «فكر نمي‌كردم در عراق با اين همه مقاومت روبرو شويم»[v]

ملاحظه مي‌كنيد كه آمار هزينه‌هاي مالي آمريكا در عراق بسيار بالا است و با وجود اين تا هنوز هيچ گونه نتيجه و ثمره‌اي به دنبال نداشته است، زيرا معماي سلاح‌هاي كشتار جمعي همچنان باقي است.

 

دولت عراق

از زمان اشغال عراق تاكنون در معادلات سياسي و امنيتي، تأثير و ابتكار عمل دولت موقت عراق بسيار ضعيف و كم رنگ بوده است، و اينها همه گوياي اين حقيقت است كه دولت موقت از استقلال و توانايي لازم برخوردار نيست. به عبارت ديگر دولت مردان عراقي مانند سرنشين‌هاي ماشيني هستند كه فرمان و تعيين مسير آن فقط در دست نيروهاي آمريكا است، و از اين رو اينها تا هنوز هيچ گونه نقش استراتژيك و كار ساز در جريان تحولات عراق نداشته‌اند.

علاوه بر اين مقامات عراقي از نظر هماهنگي و وحدت ديدگاه بين خودشان نيز مشكل دارند. چنانكه اختلاف نظر و تناقض گوي اينها در بحران نجف به اوج خود رسيد. در ايام بحران نجف، مصاحبه مطبوعاتي نخست وزير عراق و دو تن از وزراي او، اوج عدم هماهنگي را به نمايش گذارد. اياد علاوي بر ادامه مذاكرات با مقتدي صدر تأكيد كرد و راه را براي تداوم فعاليت‌ سياسي صدر در صورت پذيرش شرايط دولت موقت باز دانست، حازم الشعلان وزير دفاع او را «حمله قريب الوقوع به صحن حيدري و پايان دادن به بحران خبر داد.»[vi] 

 

طرفداران مقتدي صدر

از جريان و تحولات سه هفته‌اي اخير عراق به خوبي مشخص مي‌شود كه مقتدي صدر از جايگاه و نفوذ اجتماعي زيادي برخوردار است. بگونه‌اي كه براي بسياري از تحليل گران مسايل سياسي غير قابل پيش بيني بود.

از حركت و جنبش طرفداران صدر تفسيرهاي متفاوت شده است. بعضي مي‌گويند اين گونه قيام‌ها بار ارزشي زياد دارد و بايد در كشورهايي كه گرفتار هجوم اشغالگران مي‌گردند، چنين قيام‌هايي صورت گيرد. بعضي مي‌گويند در شرايط كنوني اين گونه قيام‌ها هيچ گونه مصلحتي نداشته و ندارند. به نظر نگارنده لازم و شايسته بود كه مقتدي صدر با تأمل و تدبير بيشتري تصميم مي‌گرفت و با مطالعه دقيق و همه جانبه مصالح مردم عراق، وارد عرصه عمل و سياست مي‌شد تا از تلفات سنگين مردم بي دفاع جلوگيري به عمل مي‌آمد.

خوب است آقاي صدر از حضرت آيه الله سيستاني تبعيت كند، زيرا در شرايط حاضر عراق، يقيناً بهترين روش‌ همان سياست آيه الله سيستاني است و در اين صورت است كه از تلفات، تفرقه و پراكندگي مردم جلوگيري به عمل خواهد آمد.

 

جايگاه مرجعيت در عراق

واقعيت اين است كه بيش از 60% مردم عراق را شيعيان تشكيل مي‌دهند كه علاوه بر پشتوانه‌ي اعتقادي، از پايگاه‌هاي معنوي و فرهنگي نيرومندي نظير عتبات عاليات، قبور بسياري از بزرگان اسلام، حوزه علميه و اتصال و ارتباط با دنياي تشيع برخوردارند.

اگر چه در چند دهه اخير به دليل سركوب و فشار صدام، پتانسيل و ماهيت واقعي اين مجموعه و نقش آن در عرصه سياست نمود چنداني نداشت، اما خواست و اراده شيعيان و ديگر هموطنان‌شان براي استقلال عراق و حفظ هويت ديني كشور، هيچگاه از بين نرفته است.

استقبال چند ميليون نفر از مردم عراق از شهيد آيه الله محمد باقر حكيم در بدو ورود به عراق و تبعيت بسيار شكوهمند‌ مردم از ايشان و هم چنين اجتماع چند ميليون نفر از شيعيان عراق در روز اربعين در كربلا، سرآغاز درك جديدي از جامعه شيعه و اهميت نقش آن در اين كشور مي‌باشد.

خوب است يك بار ديگر رفتار  و عظمت مرجعيت شيعه را در عراق مرور كنيم تا ببينيم كه حضرت آيه الله سيستاني از چه شيوه‌اي براي مرهم گذاشتن بر زخم‌هاي عميق شيعيان عراق استفاده كرده و بحران نجف را مهار نموده است.

ايشان پس از انجام جراحي قلب براي بازگشت به عراق در اولين فرصت اصرار داشت و به محض ورود به عراق از بصره تا نجف را سريعاً پيمود تا خود را به كانون بحران برساند و آتشي را كه اشغالگران براي نابودي حرم علوي و مردم روشن كرده بودند خاموش كند. ايشان قدم نخست از پيروانش خواست كه به سوي نجف حركت كنند و تا زمانيكه او دستور ورود به شهر را نداده از وارد شدن به شهر امتناع كنند. به دنبال اين فرا خواني عام بود كه انبوه عاشقان اهل بيت(ع) بسوي نجف سرازير شدند.[vii]

روزنامه واشنگتن تايمز در اين باره نوشت «آيه الله سيستاني كاري كه نخست وزير موقت اياد علاوي با ناكامي سعي كرده بود ظرف سه هفته جنگ انجام دهد ظرف چند ساعت به اتمام رساند»[viii] 

يكي از بزرگترين و جامع‌ترين نظر سنجي‌ها در عراق پس از سقوط صدام را مؤسسه‌ي بين المللي جمهوري خواهان از شاخه‌هاي حزب جمهوري خواه آمريكا انجام داده است. بر اساس اين نظر سنجي براي اكثر عراقي‌ها وصل مجدد برق اولويت در باز سازي كشور است.

تقريباً 70% مردم اعلام كرده‌اند كه اسلام و شريعت بايد پايه اصلي قوانين باشد و 70% ترجيح داده‌اند كه كشور تبديل به كشور مذهبي شود، و تنها 22% كشور سكولار را پيشنهاد كرده‌اند. در اين نظر سنجي آيه الله سيستاني 73/89% حمايت‌هاي مردمي را از آن خود كرده است.[ix]

همانطور كه مشاهده كرديد از اين نظر سنجي اهميت و جايگاه دين و مرجعيت در عراق به روشني و شفافيت دانسته مي‌شود.

به هر حال با توجه به وضعيت نيروهاي درگير در بحران نجف بخوبي مشخص مي‌شود كه همه اينها در بحران سه هفته‌ي نجف گرفتار نوعي سر در گمي و بن بست شده بودند و در واقع هيچ كدام از اينها طرح و راه حلي مناسب كه براي همه مورد پذيرش باشد نداشتند، و از اين رو طرح حضرت آيه الله سيستاني مورد پذيرش همه واقع شد.

طرح صلح ايشان داراي پنج ماده است

1.       شهرهاي «نجف» و «كوفه» بايد عاري از سلاح شوند و تمامي عوامل مسلح بايد اين شهر را ترك كنند و هرگز به اين شهرها باز نگردند.

2.       پليس عراق مسئول برقراري امنيت و صلح در اين دو شهر است.

3.       نيروهاي چند مليتي تحت سرپرستي آمريكا بايد از اين دو شهر خارج شوند.

4.       دولت عراق بايد به افرادي كه در جريان اين بحران متحمل خسارت شده غرامت بپردازند.

5.       تمامي احزاب و جنبش‌هاي سياسي، اجتماعي و عقيدتي بايد به روندي كه به برپايي انتخابات عمومي و حاكميت كلي اين كشور منجر مي‌شود ملحق شوند و بايد فضاي در خور اين روند را بوجود آورند.[x]

روزنامه سورش سايتونگ، چاپ سوئيس درباره اهميت اين طرح و جايگاه آيه الله العظمي سيستاني مي‌نويسد «هيچ كسي ديگر جز آيه الله علي سيستاني قادر نبود، به بحراني كه سه هفته‌ي تمام آمريكا و دولت موقت عراق قادر به حل آن نبودند اين گونه پايان دهد. اين آيه الله كه نگران صدمه خوردن به دموكراسي در عراق بود با درايت و هوشمندي خود براي مردم عراق، نجات دهنده بود. در زمان حمله‌ي آمريكا به عراق نيز او مردم شيعه عراق را به اعتدال دعوت مي‌كرد. او هرگز پل‌برمر را به حضور نپذيرفت.[xi]

 

نتيجه‌گيري

آنچه كه از اين صغري و كبري بدست مي‌آيد امور ذيل است

1.       اشغالگران هر چه سريع‌تر، نيروهاي خود را از عراق خارج كنند، به نفع آنان خواهد بود.

2.       هيچ رژيم جديدي بدون مشاركت تمام اقشار جامعه به ويژه شيعيان در عراق پايه‌ي محكم نخواهد يافت.

3.       اساسي‌ترين دغدغه مردم عراق، دين است و از اين رو بايستي در اين كشور حكومت اسلامي به وجود آيد.

 

 

 

پينوشت‌ها



[i]  روزنامه جام جم 7/ 6/ 1383

[ii]  سياست نامه، سال دوم، شماره 9

[iii]  روزنامه جمهوري اسلامي 12/ 6/ 1383

[iv]  روزنامه جمهوري اسلامي 7/ 6/ 1383

[v]  همان، 12/ 6/ 1383

[vi]  روزنامه آفتاب 7/ 6/ 1383

[vii]  روزنامه جمهوري اسلامي 7/ 6/ 1383

[viii]  هفته نامه پرتو 18/ 6/ 1383

[ix]  روزنامه سياست 11/ 6/ 1383

[x]  روزنامه همبستگي 7/ 6/ 1383

[xi]  روزنامه رسالت 17/ 6/ 1383

بازگشت