علما، مسؤليت پذيري و وظيفهشناسي

 

 احمد كاشفي

 

 

امام صادق(ع) مي‌فرمايد ان العلماء ورثه الانبياء* به راستي عالمان وارثان انبياء هستند. با دقت و تعمق، به مفردات كلام زيبا و نوراني حضرت، به چه چيزي دست مي‌يابيم؟ اهميت چه مسئله‌اي آشكار مي‌گردد؟ و چه روزنه‌اي فراروي ما گشوده مي‌شود؟ اولين چيزي كه زمينه‌ساز جواب دهي به سؤالات فوق و درك كلام امام(ع) مي‌شود، اين است كه بدانيم، عالم كيست؟ معيار در شناخت او چيست و وظايف شخص عالم و در كل، جامعه‌ي علما در قبال مردم چيست؟ انبياء مأمور چه بودند كه بعد از آنان دسته‌اي بنام علماء وارثان آنها معرفي گرديده است؟

  

علما در كلام امام(ع)

كسي كه از دانش،‌ آگاهي،‌ دانايي و معرفت برخوردار است به او عالم و به دسته‌اي از اين طيف علما اطلاق مي‌شود.

در مورد شناخت عالم، فاتح خيبر آن بزرگ معلم هدايت و آگاهي حضرت امام علي(ع) فرموده است كه ان للعالم ثلاث علامات العلم و الحلم و الصمت.[i] دانائي، حلم و خاموشي نشانه‌ي عالم است. و نيز فرموده است لا يكون السفه و الغره في قلب العالم.[ii] سفاهت و فريب در دل عالم نيست. با توجه به اين صفت، اوصاف علما نيز آشكار مي‌گردد.

 

 مسئوليت وارثان همان مسئوليت انبياء است

قبل از اينكه بدانيم مسئوليت وارثان چيست؟ به اين نكته بايد توجه داشته باشيم كه بين طرز تفكر و عملكرد يك نبي و جانشين او دوگانگي وجود ندارد. خداوند براي هدايت و راهنمائي بشر يك صد و بيست و چهار هزار هادي و رهنما فرستاد تا به سوي يكتا پرستي و دين حق دعوت نمايند.[iii]

انبياء وظيفة بسيار بزرگ، خطير و سرنوشت سازي داشتند تا بشريت را از وادي ظلمت و ضلالت، ‌با تعليم علم و حكمت و برنامه‌هاي تهذيبي به سوي وادي نور، حق و حقيقت رهنمون سازند. هوالذي بعث في الأميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته ويزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين.[iv]

پس جانشينان انبياي الهي، مسئوليت و وظايف‌شان همان مسئوليت و وظايف انبياء مي‌باشد كه هدايت و راهنمائي مردم است تا در بين مردم و قلب اجتماع‌ زندگي نموده و حضور داشته باشند و همواره مواظبت نمايند تا مردم در چنگال انحراف و نگون بختي و شرك، قرار نگيرند و چون شمع فروزان در بين مردم نور افشاني نمايند و به سوي صراط مستقيم هدايت‌گر بوده و نيكي‌ها، يكدلي و يگانگي را گسترش دهند.

 

 وظايف علما

1.         تفقه در دين ارشاد و راهنمائي مردم: علما با روشن بيني خاص طبق نياز زمان و مكان، بهترين راهكارها را براي مردم ارائه نمايند و با ساختن و تهذيب نفس. زشتي و بد كرداري را از بين برده و آئينه تمام نماي خلوص، صفا، مهرباني و يك دلي باشند.

2. برخورد قاطع با عالم نماها: ضربه‌اي كه از ناحيه‌ي عالمان بي عمل بر پيكر دين و جامعه علما وارد مي‌شود، بيشتر از ديگر موارد است. اين مهم بيش از هر زمان ديگر احساس مي‌شود كه علما براي اينگونه افراد ميدان باز نكنند و با صراحت و جديت تمام، برخورد قاطع داشته باشند تا نيت شوم‌شان را با چهره و لباس روحانيت در اذهان مردم تزريق نكنند.

3.  مديريت جامعه: با توجه به اينكه موفقيت در زمينه‌هاي مختلف خيلي مشكل است، نقش مديريت برجسته مي‌گردد كه اگر مديريت صحيح، بجا و به موقع صورت نگيرد، رشته‌ي امور از دست رفته و تمام زحمات هدر مي‌رود.

موفقيت علما در راهنمائي مردم، و انجام وظيفه و رسالت، نياز به مديريت دقيق دارد. بنابراين جهت دادن و رهبري جامعه بدون تدبير و تشخيص راهكارهاي مناسب و بجا امكان پذير نخواهد بود. به خصوص در زمان كنوني كه تمامي تيرهاي دشمن سرمايه‌ي اصلي مردم را نشانه رفته كه همان گوهر انساني مردم است و با گسترش رذائل اخلاقي به جنگ فضائل اخلاقي برخواسته‌اند، بدون مديريت قوي و بالا در اين جبهه پيروزي ممكن نخواهد بود. توانائي هر چقدر هم كه بالا باشد بدون مديريت موضع‌گيري سريع و بجا كارآيي ندارد و شكست را حتمي مي‌سازد.

  

كلام امام صادق(ع) بيانگر چيست؟

پس از دقت و توجه، در مي‌يابيم كه فرمايش حضرت، بيانگر اهميت وظايف و قدر و منزلت علما و همچنين طريقي است براي ما كه علما را چگونه و با چه خصيصه‌اي بشناسيم و با در نظر داشت نقش حياتي عالمان راستين، قدرشان را بدانيم كه چگونه در طول تاريخ بزرگان سخت‌كوش، متعهد و دلسوز به حفاظت و حراست از دين بر خواستند و نقش هدايت و رهبري جامعه را به عهده گرفتند و در مقابل سلطه‌ي مستكبران و دشمنان دين و ديانت، ايستادند و در اين راه از جان‌شان گذشتند و شربت گواراي شهادت را نوشيدند.

 

 افتخار توأم با رنج

در عصر حاضر، و جامعه‌ي امروزي خود كه مي‌نگريم، ابتدا به خود مي‌باليم و افتخار مي‌ورزيم كه چه شخصيت‌هاي آگاه، پر اطلاع و دانائي داريم. اما مشكلي كه به نظر مي‌رسد و انسان را رنج مي‌دهد اين است كه چرا  با وجود چنين شخصيت‌هائي، هنوز عقب مانده‌ايم؟

 مشكل از كجا است؟

واقعيت اين است كه به احكام اسلام آن طور كه شايسته است عمل نمي‌شود. آيا مشكل از ناحيه‌ي مردم است و نسبت به علماي خود بي اعتنا هستند؟ اگر چنين باشد بايد مردم ما منتظر پيامد تلخ و ناگوار اين كفران نعمت خويش باشند. براي يك ملت سزاوار نيست كه با علماي خود اينگونه برخورد داشته باشند. در اين صورت بايد مردم را از بيراهه روي و اشتباه‌شان آگاه كرد، تا قدر نعمت‌ها را بدانند و از آنها استفاده نمايند؛ تا چه وقت  سرمايه‌ي علمي داشته باشيم و از بيگانه تمنا كنيم؟

يا اينكه مقصر، مردم نيستند و مشكل از ناحيه برخي از شخصيت‌ها و علماي ما است كه اينگونه عقب مانده‌ايم و روز به روز شاهد افت فكري و عقب گرد علمي جامعه‌ي خود مي‌باشيم؟

 

 پذيرش واقعيت تلخ

به نظر مي‌رسد كه حضور علما در بين مردم، آن طوري كه انتظار مي‌رود و مسئوليت‌شان ايجاب مي‌كند به چشم نمي‌خورد. واقعيت تلخ اين است كه جاي علما‌ي واقعي و مسئوليت‌ پذير و دردمند در بين جامعه‌ خالي است. به جد مي‌توان مي‌گفت مردم افغانستان پذيراي علماي راستين و صادق هستند.

 


نياز به يك تشكل منظم

شرايط موجود جامعه ما بيش از پيش اين را مي‌طلبد كه، تشكلي منسجم و منظم داشته باشيم و هدف‌مندانه حركت كرده و كاستي‌ها را مرتفع و نقاط قوت را گسترش دهيم، تا هم در شرايط سخت و ناگوار در كنار مردم و ياورشان باشيم و هم  ملت را جهت داده و اميد را در دل آنان زنده نگهداريم، تا مردم ما زنده و سر بلند باشند.

جامعه‌اي زنده و سر بلند خواهد بود كه، از فرهنگ زنده، متعالي و پويا برخوردار باشد و اين سربلندي در گرو راهكارهاي صحيح و معقولانه‌ي فرهنگيان و عالمان است. تنها راه حركت به سوي رشد فكري و برخورداري از انديشه‌ي عالي، انسجام، اتحاد و هم فكري و تشكل عملي آگاهان فرهنگي و عالمان متعهد و دلسوز ديني ما است.

 

امكان پذيري تشكل عملي در سايه‌ي تهذيب نفس  

تحقق اين مهم كه از تشكل عملي فراگير در تمامي زمينه‌ها برخوردار باشيم، زماني امكان پذير است كه سر لوحه‌ي كارمان تهذيب نفس باشد و متصف به صفات ارزشمند عالمان واقعي باشيم، آري اين تقوا است كه روح همگرائي و هم انديشي را به وجود مي‌آورد.

حضرت امير المؤمنين علي(ع) در قسمتي از سخنانش كه بيانگر ارزش عالم وارسته و خود ساخته است، مي‌فرمايد «والعالم اعظم اجراً من الصائم القائم الغازي في سبيل الله.»[v]

عالم اجرش از روزه‌گير شب زنده‌دار، و مجاهد در راه خدا بزرگتر است.

امام جعفر صادق(ع) ارزش عالم فقيه را اينگونه به تصوير مي‌كشد «ما من احد يموت من المؤمنين احب الي ابليس من موت فقيه.»[vi] مرگ هيچكس نزد ابليس از مرگ عالم محبوب‌تر نيست. كسب چنين ارزش و مقام و منزلت بالا فقط با داشتن تقوا است. پس آنگونه باشيم، كه شياطين از مرگ ما خوشحال و از زندگي ما پريشان و ناراحت باشند.

 

پاورقي



[i]  اصول كافي، ج 1، ص 104

[ii]  همان، ص 102

[iii]  علامه طباطبايي، محمد حسين، آموزش عقايد و دستورهاي ديني، چ 1، ص 42

[iv]  جمعه، آيه 2

[v]  اصول كافي، ج 1، ص 104

[vi]  همان، ص 106

* همان، ج 1 ، ص 88و 96

بازگشت