جامعه
افغانستان،
دريافتهاند
كه آرامش،
اقتدار و
پيشرفت در
گرو
برادري، يك
رنگي و دست
در دست هم
دادن است.
به اين جهت
است كه
مردم رنج
ديده و درد
كشيدهي
ما از
وضعيت
موجود-
اينكه
تمامي
اقوام و
مذاهب
موجود در
وطن، به
فكر يك
زندگي
مسالمتآميز
افتاده و
قدمهايي
را نيز
برداشتهاند-
راضي هستند.
به اين
روزنه، چه
اميدها كه
نبستهاند.
اما ادامة
اين روند
تا تحقق
كامل آن،
نياز به
همت و تلاش
شبانه روزي
دارد. يكي
از معبرهاي
منتهي به
جامعه
دلخواه،
پايان دادن
به بي
عدالتيها
و احقاق
حقوق همه
اقشار ملت
است.
بياييم
صادقانه
كاستيها
را بازگو
نماييم و
در صدد رفع
آن به پا
خيزيم.
دانشآموزان
چه ميگويند
اكثريت
قريب به
اتفاق در
پاسخ اين
پرسش (از
وضعيت مكتب
و كتابهايتان
راضي
هستيد؟) ميگفتند
بله خوب
است. اما
كتاب ديني
ما، فقط از
احكام
برادران
اهل سنت
است. از
احكام ما (شيعهها)
چيزي ندارد.
كودكان با
اين جواب
چه را ميفهمانند؟
اين جواب،
اعتراض است
به يك
نابرابري.
قطعاً سؤالهاي
ديگري نيز
در اذهان
بچهها،
بوجود ميآيند،
بگونهاي
كه آنان را
در يك فضاي
تاريك و
سؤال
برانگيز
قرار ميدهند.
در حاليكه
دانشمندان
و صاحب
نظران
آموزش و
پرورش
رسيدن به
بروز
خلاقيت را
در فراهم
آوردن فضاي
مناسب و
باز ميدانند.[i]
به
آنان گفتم
در سالهاي
آينده اين
مشكل را
نداريد.
زيرا ماده 45
قانون
اساسي «دولت
نصاب واحد
تعليمي را،
بر مبناي
احكام دين
مقدس اسلام
و فرهنگ
ملي و
مطابق با
اصول علمي،
طرح و
تطبيق ميكند
و نصاب
مضامين
ديني مكاتب
را، بر
مبناي
مذاهب
اسلامي
موجود در
افغانستان،
تدوين مينمايد.»
به اين بي
عدالتي
پايان داده
است. بعد از
بررسي و
تحقيق
دريافتم كه
بين آنچه
در لوي
جرگه به
تصويب
نمايندگان
مردم رسيده
با آنچه كه
بايد در
عمل پياده
شود فاصلهي
زياد وجود
دارد. زيرا
در
وزارتخانههاي
مربوطه
كساني
هستند كه
هنوز هم
اسرار به
اشتباهات
گذشته
دارند، و
چنين توجيه
ميكنند
جامعه،
آمادگي
پذيرش
تمامي
حقايق را
ندارد.
اجراي
مصوبات
قانون
اساسي،
نياز
به زمان
دارد.
در حاليكه
جامعه
افغانستان
ثمره تلخ
بي عدالتيها
و... را،
بارها
تجربه و
لمس كرده
است. اگر
پاي درد دل
تك تك افراد
جامعه بنشينيم،
يك صدا ميگويند
همه اقوام
و مذاهب در
افغانستان
با
هم برادر
هستند.
حقوق همگي
بايد رعايت
شود. پس
بايد به
خود آئيم و
همه تقصير
را به گردن
جامعه
نيندازيم.
تعليم
و تربيت
دين
مقدس
اسلام،
اهتمام
زيادي به
امر تعليم
و تربيت
دارد. حضرت
علي(ع) هرگاه
از جهاد در
راه خدا
فراغت مييافت،
به آموزش
مردم ميپرداخت[ii]
پرورش
يافتهي
مكتب وحي
خطاب به
مردم ميفرمايد
اي مردم من
بر شما حقي
دارم و شما
نيز بر من
حقي داريد؛
اما حق شما
بر من،
نصيحت كردن
شما... و
آموزش دادن
شما است كه
نادان
نمانيد و
پرورش شما
است تا
آگاه شويد.[iii]
دكتر
خانم سراج
استاد
دانشگاه
مالزي در
مصاحبه با
نشريه (ندا)
چنين اظهار
ميدارد در
مالزي
آموزش و
پرورش خيلي
خيلي مهم
است چون
نقش آن
همانند يك
قلب در بدن
است. در
مالزي
آموزش و
پرورش
اولين
بودجه را
به خود
اختصاص
داده است و
نسبت به
ديگر
وزارتخانهها
از لحاظ
اهميت در
صدر قرار
دارد.
در
افغانستان،
امر تعليم
و تربيت را
وزارت
معارف عهدهدار
است. در زير
مجموعههاي
(مدارس و
دانشگاهها)
اين وزارت
است كه
افراد مورد
نياز جامعه
پرورش داده
ميشود.
اين كار را
از راه كمك
به رشد
شخصيت
پرورش
يابندگان و
آشنا ساختن
آنان با
علوم جديد
و معارف و
ميراث
فرهنگي و
اجتماعي و
نيز شكوفا
ساختن
استعدادهاي
گوناگون
آنان انجام
ميدهد. پس
وزارت
معارف از
عوامل
تعيين
كنندهي
سرنوشت ملت
و مملكت به
حساب ميآيد.
با
توجه به
اهميت
تعليم و
تربيت دو پيشنهاد
دارم. 1. براي
آگاهترين
و بالندهترين
قشر جامعه. 2.
براي وزارت
معارف
جنگ
خرمن سر
شديار
پيشنهاد
اول:
آگاهان
جامعه ما
ميدانند
كه
افغانستان
در حال
حاضر از يك
معبر دشوار
و تعيين
كننده در
حال عبور
است. پس بر
آگاهان است
كه از خود
سؤال كنند،
شرايط فعلي
افغانستان
چه آگاهيهايي
را ميطلبد؟
آيا وقت آن
نرسيده است
كه موجوديت
و حضور همة
اقشار
جامعه را
بيشتر از
اين تثبيت
كنيم؟ آيا
وقت آن
نرسيده است
كه ديگر
دانشآموزان
ما سر در گم
و سرخورده
نباشند؟
آيا وقت آن
نرسيده است
كه از
وزارت
معارف
بخواهيم
كتابهاي
تاريخ،
فرهنگ و
ديني را
فراگير و
جامع
تدوين
نمايد؟
البته
علماي
محترم در
كابل نسبت
به مضامين
ديني تلاشهاي
مثمر ثمري
را انجام
دادهاند،
كه مفصلاً
در فصل
بعدي به آن
خواهم
پرداخت.
اما راجع
به مضامين
تاريخ و
همين طور
فرهنگ چه؟
آيا در
آينده دانشآموزان،
نخواهند
سؤال كرد
كه چرا از
تاريخ و
فرهنگ
تمامي
اقوام و
مذاهب در
كتابهاي
درسي
نيامده
است؟ يكي
از
دانشمندان
معاصر هم
وطن بر اين
باور است
جامعهاي
كه تاريخ
ندارد
همانند كسي
است كه
حافظهي
خود را از
دست داده
باشد و
براي ادامه
زندگي بايد
از صفر
شروع كند.
تحقيق
در زندگي
امتهاي
گذشته و
آشنايي با
آداب و
رسوم و سنتهاي
خوب آنان و
پند گرفتن
از حوادث
ناگوار در
زندگي آنان
از مطالبي
است كه علي(ع)
بر آن
تأكيد داشت.
به فرزندش
امام حسن(ع)
ميفرمايد
پسرم، درست
است كه من
به اندازهي
همه كساني
كه پيش از
من زيستهاند،
عمر نكردهام؛
اما در
كردار آنان
نظر
افكنده، در
تاريخشان
انديشيدهام
و در آثار
آنان به
سير و
سياحت
پرداختهام
تا بدان جا
كه همانند
يكي
از آنها
شدهام.[iv]
جايگاه
واقعي خدمتگزاران
پيشنهاد
دوم با
توجه به
رسالت با
اهميتي كه
وزارت
معارف
دارد، حق و
انصاف اين
است كه در
برنامهريزيها
و سياستگذاريها
اخصاً در
قسمت تدوين
و تأليف
كتب درسي
از روشهاي
منطقي،
عاقلانه و
عالمانه
بهره گيرد
و از
غلطيدن به
ورطه بحرانزاي
شتابزدگي و
سطحي نگري
به شدّت
پرهيز
نمايد.
مهمتر از
همه اينكه
به ديدگاهها
و اظهار
نظرهاي
معقول و
درست جامعه
كه در
حقيقت
كارفرماي
تعليم و
تربيت است
اعتبار و
اهمّيت
قائل شود.
درك
اين حقيقت (كه
جامعه
كارفرماي
تعليم و
تربيت بلكه
تمامي دولت
است)
و شناخت
جامعه از
جايگاه و
موقعيت
خود، و
همين طور
جايگاه
اشخاص كه
از طرف
مردم در
ساختار
دولت
استخدام ميشود،
بسيار مهم
و حياتي
به نظر ميرسد.
متأسفانه
وقتي
آقايان
با پشتوانهي
مردمي در
ساختار
حكومتي جاي
ميگيرند،
ديگر
كارفرماي
خود (جامعه)
را نه تنها
فراموش كه
خود را كار
فرما ميدانند.
به
اميد آن
روز كه
خدمتگزاران
جامعه
جايگاه
واقعي خود
را درك
كنند.
علماء
و پيگيري
مادهي 45
قانون
اساسي
با
توجه به
گذشتهي
دردناك و
پر تنش
افغانستان،
تصويب
قانون
اساسي،
آيندهي
نسبتاً
روشن را
فرا روي
جامعه قرار
داده است.
اما عملي
شدن اين
فرايند، از
يكسو نياز
به آينده
نگري، و از
سوي ديگر
نياز به
پيگيري و
پشت كار
دارد.
بايد
بپذيريم كه
افغانستان
زمان
طولاني را
در جنگ و
فتنه سپري
كرده است.
نميتوان
ادعا كرد،
آثار آن
دوران به
كلي ريشهكن
شده است.
البته
پيامدهاي
ناگوار اين
دوران بر
احدي
پوشيده
نيست. هيچ
افغاني
راضي
نخواهد بود
كه آگاهانه
به آن
دوران باز
گردد. اما
ناخودآگاه،
از بعضي
افراد
عملكردهايي
سر ميزند،
كه نگران
كننده است.
لذا آگاهان
جامعهي
افغانستان
وظيفه
دارند كه
با آثار
شوم بر جاي
مانده از
دوران جنگ
و كينه
مبارزه
كنند.
علماي
بزرگوار در
كابل، براي
تحقق
بخشـيدن
ماده 45
قانون
اساسي تلاشهاي
زيادي را
انجام دادهاند.
اگر پيگيريهاي
آنان نبود،
به اين
زوديها از
عملي شدن «ماده
45» خبري نبود.
علما
با پيگيريهاي
مكرر، و
جلسات
متعددي كه
با رياست
تأليف و
ترجمه
داشتند، به
اين نتيجه
رسيده است
1.
كتب
ديني از
صنف اول تا
دوازده به
گونهاي
تدوين شود
كه در
موارد
اختلاف،
نظر هر دو
مذهب «جعفري
و حنفي»
آورده شود.
2.
در دوره
تحصيلات
عالي فقه
مقارن
تدريس ميشود.
براي اطلاع
بيشتر به
اصل سند
ارجاع داده
ميشود.