سيرة تربيتی اهل‌بيت(ع) و نيازهای جسمی و روانی فرزند

 محمدجمعه شيخ‌زاده


چكيده
تربيت جسمی و روانی فرزند با نگاهی دينی، در دوران ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالي‌که اسلام در اين زمينه‌ها توجه عميق و برنامه‌های زيادي براي ارايه دارد. پژوهش حاضر، تربيت جسمی و روانی فرزند را در سيرة تربيتی اهل‌بيت(ع) به بحث گرفته است. مهم‌ترين عناصري كه مورد بحث و ارزيابي قرار مي‌گيرد، عبارتند از: شيرمادر، ورزش، اتاق شخصی، مشارکت در بازي‌های فرزندان، ابرازمحبت و زيبايی خواهی.
واژه‌هاي كليدي: فرزند، تربيت، تغذيه، ورزش، بازی، محبت و زيبايی خواهی.
مقدمه
تجربه بشری ثابت کرده است که انسان بدون كمك و راهنمايي دين، قادر نيست راه درست را پيش پاي فرزندانش بگذارد. «نشان دادن دورنماي زندگي ممكن نيست؛ زيرا زندگي اساساً راز نهاني است و رودخانه‌ي است كه سر چشمه آن نا پيداست و در سير تكامل آن نكته‌ها و باريكي‌های بي‌پاياني است كه انديشه را در آن راه نيست تا چه رسد به بيان و گفتار».۱
اهل‌بيت(ع) با الهام از منبع وحي، توانسته‌اند برنامه‌هاي جامع و كاملي براي فرزندان خويش ترسيم کنند و آنها را در رفتار خود با فرزندان عملي سازند.
تربيت صحيح فرزند به هزاران عامل دوخته شده است. از جمله آن هزاران عامل، تأمين نيازهای جسمی و روانی کودک است که مورد توجه اهل‌بيت(ع) بوده و در اين مقاله مورد کنکاش قرار گرفته است. با توجه به نقش آفرينی نگرش و اينکه يک مربی بايد نگرشش نگرشی مناسب باشد، ضروری است پيش از ورود به اصل بحث، نگاهي به نگرش اهل‌بيت(ع) نسبت به فرزند داشته باشيم.
نگرش اهل بيت(ع) به فرزند
برنامه ريزي دقيق و صحيح براي فرزند و به کارگيري آن، مبتني بر باورها و نگرش‌هاست. پس از شناخت و تعيين جايگاه و موقعيت اين عضو جديد و تازه از راه رسيده است كه مي‌توان رفتارهاي متناسب با آن را داشته باشيم.
1. فرزند گلي از گلشن رحمت الهي
انسان، سفير الهي در روي زمين است. معصومان(ع) با اين ديد و باور كه فرزند هدية است الهي، او را مانند نگين در بر مي‌گرفتند. پيامبر(ص) مي‌فرمايد:«اَلْوَلَدُ الصّالِحُ رَيْحانَةٌ مِنَ اللّهِ قَسَمَها بَيْنَ عِبادِهِ؛۲ فرزند شايسته، گلي خوشبو از جانب خدا است كه بين بندگانش قسمت كرده است». نيز مي‌فرمايد: « الولد ريحانة و ريحانتاي الحسن والحسين(ع)؛۳ فرزند، گل است و دو گل من، حسن و حسين(ع)هستند».
در اهميت و ارزش فرزند همين بس که امام علي(ع) او را در کنار نعمت‌هايی مانند اسلام و قرآن قرار می‌دهد و از بابت آن از خداوند متعال تشکر و قدردانی مي‌كند: «اللهم لك الحمد بالاسلام و لك الحمد بالقرآن و لك الحمد بالاهل والمال والولد و لك الحمد بالمعافاة والشكر؛۴ خدايا تورا سپاس مي‌گويم؛ به اسلامي که به من دادي و تورا سپاس مي‌گويم به قرآني که هديه‌ام کردي و تورا سپاس مي‌گويم به خانواده، دارايي و فرزندي که برايم ارزاني داشتي و تورا سپاس مي‌گويم به سلامتي و شکرگزاري كه الهامم فرمودي».
2. فرزند سعادت دنيا و آخرت
همة انسان‌ها دنبال سعادت می‌گردند. فرزند صالح، می‌تواند پدر و مادر را به سعادت دنيا و آخرت برساند.
پيامبر(ص) مي‌فرمايد: « اذا مات المؤمن انقطع عمله الا من ثلاث: صدقة جارية او علم ينتفع به او ولد صالح يدعو له.۵ زماني كه مؤمن بميرد، عملش قطع مي‌شود، مگر از سه چيز: صدقة كه جريان داشته باشد يا دانشي برجاي مانده كه ديگران از آن استفاده ببرند يا فرزند نيكوكاري كه او را دعا كند».
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: « ثلاث اشياء في كلّ زمان عزيزة : الاخ في الله والزوجة الصالحة... والولد الرشيد؛ و من اصابه احد الثلاثة، اصاب خير الدارين والحظ الاوفر من الدنيا؛۶ سه چيز در هر زماني گرامي است؛ برادر ديني، همسر نيكوكار... و فرزند دلير و هدايت يافته. هر كس يكي از اين سه تا را داشته باشد، خير دنيا و آخرت به او رسيده است؛ البته بهره‌مندي بيشتر در دنياست.»
از سخنان گران سنگ پيامبر(ص) و امام صادق(ع) استفاده مي‌شود: فرزند «نيكوكار» و «هدايت يافته» است كه شهد شيرين خوشبختي را به كام پدر و مادر مي‌رساند نه فرزند بما هو فرزند. بنابراين، فرزند در بدو تولد فقط استعداد و توانايي اين را دارد كه دست پدر و مادر را بگيرد و خوشبختي را به آن‌ها ارزاني دارد؛ اما شكوفا سازي و به مرحله ظهور رساندن اين استعداد، برنامه ريزي‌هاي دقيق، جامع، کامل و کارشناسي شدة پدر و مادر را مي‌طلبد.
تأمين نيازهاي جسمی و رواني
تربيت جسمی و روانی فرزند با نگاهی دينی، در دوران ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالي‌که اسلام در اين زمينه‌ها توجه عميق و برنامه‌های زيادي براي ارايه دارد.
سيرة عملي اهل‌بيت(ع) حکايت از آن دارد که آنان همة عوامل تأثيرگذار در روند رشد و تکامل فرزندان را مورد توجه قرار مي‌دادند. پيشوايان دين(ع) نسبت به غرايز، روحيات، عواطف، احساسات و ابعاد مختلف فرزندان، آشنايي کامل داشتند و با توجه به اين شناخت و درک، در همة آن ابعاد به برنامه ريزي مي‌پرداختند.
1. نيازهاي جسمی
در اين بخش به عملكردهايي اشاره مي‌شود كه غالباً پاسخگويي نياز‌هاي جسمي و مادي كودك است. ملاك در تقسيم بندي نيازها به جسمي و روانی، قيد غالبيت است و الاّ رفتار و عملكردي كه پاسخگويي نياز جسمي يا روحي فقط باشد، شايد وجود نداشته باشد.
1-1. تغذيه
بيشترين رشد كودك بعد از دوران جنين، سال‌های اوّل كودكي است. در اين مرحله، نخستين و شديد‌ترين نياز كودك را تغذيه‌ي سالم تشكيل مي‌دهد که عبارتند از:
الف) شير مادر
شير مادر، پاك‌ترين و سالم‌ترين غذاي نوزاد است. اين موهبت خداوندي، غذايی است كه كودك براي زنده ماندن به آن نيازمند است. معصومان(ع) شير مادر را ماده‌اي حياتي و داراي ارزش غذايي بي‌مانند براي كودك مي‌دانند. امام رضا(ع) از پيامبر(ص) نقل مي‌كند: «ليس للصّبي لبن خير من لبن امّه؛۷ براي كودك، شيري بهتر از شير مادرش نيست». ام سلمه از پيامبر(ص) در باره‌ي پاداش زناني كه خدمت به همسر و فرزندانش مي‌كنند سؤال مي‌كند، پيامبر(ص) پاداش‌هاي زيادي را براي زنان برمي‌شمارد و از جمله مي‌گويد: «فاذا ارضعت فلها بكلّ رضعة تحرير رقبة من ولد اسماعيل؛۸ هنگامي كه مادر به نوزاد شير مي‌دهد در هر نوبت شيردادن، پاداش آزادكردن يك بنده از فرزندان اسماعيل را مي‌برد».
تحقيقات علمي، اجزاي سازنده شير مادر را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «چهاردرصد چربي، ويتامين هاي A، C، Eو K، لاكتوز، موادمعدني ضروري، هورمون رشد، پروتئين، آنزيم و پادتن. شير يك مادر سالم، حاوي صد درصد چيزهايي است كه يك كودك براي زنده ماندن به آنها نيازمند است. چنين شيري، حتي حاوي نوعي وسيله دفاعي است كه در سال‌هاي بعد، كودك را در مقابل بيماري‌هايي چون ديابت و سرطان مصون مي‌دارد. شير مادر، بدن كودك را در برابر ميكروب‌ها مقاوم مي‌نمايد و به تقويت و رشد مغز و تبديل به كودك باهوش‌تر نسبت به همتايانش كه از شير مادر استفاده نكرده‌اند، مي‌انجامد»۹.
شير مادر علاوه برآن که تأمين كننده نيازهاي مادي كودك است؛ تأثيرات روحي و رواني فراواني ديگرهم بر کودک دارد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «انظروا من ترضع اولادكم فانّ الولد يشبّ عليه؛۱۰ به دايه‌اي كه فرزندان شما را شير مي‌دهد، ژرف بنگريد؛ زيرا كودك همانند وی مي‌شود». نيز مي‌فرمايد «تخيّروا للرّضاع كما تخيّرون للنّكاح، فانّ الرّضاع يغيّر الطّباع؛۱۱ براي شير دادن [ازميان دايه‌ها، دايه‌اي مناسب] برگزينيد،همانگونه كه در پيوند زناشويي [ازميان دختران، دختر مناسب] برمي‌گزينيد؛ چون شير دادن سرشت كودك را دگرگون مي‌سازد».
بنابراين، در انتخاب دايه، نبايد فقط شيردادن هدف باشد؛ بلكه پيامدهاي ديگر آن را نيز در نظر داشت و دايه‌اي را كه از هر لحاظ بهتر است انتخاب نمود. لذا مي‌بنيم كه پيامبر(ص) در زمان شيرخوارگي، بسياري از كساني را كه آمده بودند به حضرت شير بدهد، قبول نمي‌كند.
ب) غذاهاي جايگزين
سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) نشان مي‌دهد كه آنان بعد از به پايان رسيدن دوران شير خوارگي به فكر يك نظام صحيح تغذيه‌اي هستند كه بتواند جايگزين مناسب شير مادر و ضامن رشد و سلامت كودك باشد. امام علي(ع) سفارش مي‌كند: «اطعموا صبيانكم الرّمان فانه اسرع لالسنتهم؛۱۲ به كودكان خود انار بخورانيد؛ زيرا خوردن انار رشد زباني و گفتاري كودك شما را درپي مي‌آورد». زيد از پدرش علي بن الحسين(ع) نقل مي‌كند: «كان رسول الله(ص) يمضغ اللّحمة و التّمرة حتّي تلين، فيجعلها في فم علي و هو صغير في حجره؛۱۳ پيامبر خدا(ص) گوشت و خرما را مي‌جويد تا نرم مي‌شد؛ آنگاه در دهان علي(ع) که در کودکی در خانه آن حضرت بود مي‌گذاشت». امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «اسقوا صبيانكم السّويق في صغرهم، فانّ ذالك ينبت الّحم و يشدّ العظم؛ و من شرب السويق اربعين صباحا امتلات كتفاه قوّة؛۱۴ به نوزاد خود آردپخته شده(فرني گندم)بنوشانيد؛ چون اين نوع غذا گوشت را مي‌روياند و استخوان را محكم مي‌سازد. هركس چهل بامداد فرني گندم يا جو بياشامد، بازوانش پرانرژي مي‌شود». و نيز مي‌فرمايد: «انّ فاطمة(س) كانت تمضغ للحسن ثم للحسين(ع) و هي صائمة في شهر رمضان؛۱۵ فاطمه(س) غذاي جويده به امام حسن و سپس به امام حسين(ع) مي‌داد، در حاليكه خود او در ماه رمضان روزه‌دار بود».
دانشمندان تغذيه و سلامت معتقدند كه: «رابطه برخي از سموم غذايي با بروز انواع مختلف سرطان‌ها، ايجاد انواع اختلالات گوارشي بر اثر تغذيه نادرست، ارتباط بيماري‌هاي قلبي عروقي با رژيم‌هاي غذايي خاص و ده‌ها مورد ديگر، مؤيد ارتباط تنگاتنگ رژيم غذايي با سلامت بدني افراد جامعه است. به دليل اهميت فوق العاده مواد غذايي در رشد و نمو بدن، تغذيه، نقش عمده‌اي در دوران مختلف رشد ايفا مي‌كند».۱۶
2-1. ورزش
ورزش،۱۷ اجراي تمرين‌هاي مکرر بدني به منظور تكميل قواي جسمي و روحي است.۱۸ و بخش مهمي از نحوة زندگي كردن را به خود اختصاص مي‌دهد. اگر تمرين‌هاي بدني به طور منّظم انجام گيرد سلامت جسمي و عقلي را حفظ مي‌كند و كيفيت زندگي را در طول سال‌هاي آينده بهبود مي‌بخشد.
معصومان(ع) آموزش «شنا، كشتي و تيراندازي» را از حقوق فرزندان مي‌دانستند و فرزندان خويش را با اين ورزش‌ها آشنا مي‌كردند. پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «علّموا اولادكم السباحة والرماية؛۱۹ شنا و تيراندازي را به فرزندانتان آموزش بدهيد‍‍‍‍‍«. نيز مي‌فرمايد: «حَقُّ الْوَلَدِ عَلی والِدِهِ اَنْ يُعَلِّمَهُ الْكِتابَةَ، وَ السِّباحَةَ، وَ الرِّمايَةَ، وَ اَنْ لا يَرْزُقَهُ اِلاّ طَيِّباً؛۲۰ از حقوق اوليه فرزند بر پدر اين است كه به فرزندش نوشتن، شنا و تيراندازى تعليم دهد، و جز روزی پاك و حلال به او ندهد». در روايت آمده است: «حسن و حسين(ع) در حضور پيامبر(ص) كشتي، تيراندازي و اسب سواري مي‌كردند».۲۱
اهل بيت(ع) به فرزندان خويش كشتي، اسب سواري و تيراندازي آموزش مي‌دادند. شنا، اسب سواري و كشتي از مفرح‌ترين، مفيد‌ترين و طبيعي‌ترين ورزش‌هاي امروزي محسوب مي‌شود. «ورزش منّظم براي بيشتر دستگاه‌هاي بدن سودمند است. به ويژه دستگاه قلبي، عروقي، دستگاه عضلاني، اسكلتي و دستگاه تنفسي. ورزش كردن همچنين با فراهم كردن انبساط خاطر، كاهش استرس و ايجاد تغييراتي كه باعث بهبود خلق مي‌شوند، براي سلامت ذهني هم مفيد است»۲۲
3-1. اتاق شخصي
اعضاي خانواده در زير يك سقف و كنارهم زندگی می‌کنند تا پاسخ‌گوي نيازهاي يكديگر باشند؛ اما در ساعاتی از شبانه روز به فضاي اختصاصي نيز احتياج دارند. اين نيازها مي‌طلبد كه زن و شوهر و فرزندان، اتاق‌هاي جداگانه داشته باشند.
خداوند، نياز به حريم شخصي را در نهاد مقدس خانواده به رسميت شناخته و براي ورود به آن، زمان‌هاي معيني را معرفي كرده است و اعلام داشته كه ديگران حق ندارند بدون اجازه وارد اين حريم شوند. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ... ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ»۲۳ «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، بردگان شما و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‌اند در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند ... اين سه وقت خصوصي براي شماست».
اگر در سخن خداوند دقت كنيم، مي‌بينيم كه در بحث حريم شخصي، داشتن اتاق خصوصي، مسلّم است و بحث فقط در اجازه خواستن زمان ورود به اين حريم است. اتاق اختصاصي براي والدين زماني معنا پيدا مي‌كند كه فرزندان نيز اتاق‌ اختصاصي داشته باشند.
سيرة عملي اهل‌بيت(ع) حكايت از پاس داشتن اين حريم‌ها و فراهم کردن اتاق‌هاي خصوصي براي فرزندان دارد. بهترين و متقن‌ترين آثاري كه اين سيرة را نشان مي‌دهد آثار باقي ماندة تاريخي است. از اين رو به سراغ منزل امام علي(ع) در شهر كوفه مي‌رويم كه هنوز شكل اولية خود را حفظ كرده است. در اين منزل، دو اتاق براي حسن و حسين(ع) ساخته شده است كه حياط كوچكي اين دو اتاق را از بقيه اتاق‌ها جدا كرده است.
2. نيازهای روانی
اين نياز به نوبه خود از حساس‌ترين نيازهای فرزند به حساب مي‌آيد كه دقت و آگاهي زيادي را مي‌طلبد. پدر و مادر بايد با درايت و تيزبيني، اين نيازها را شناسايي و به آن پاسخ مناسب و مفيد دهند.
1-2. بازي
بازي، از طبيعي‌ترين فعاليت‌هايي است كه بيشترين وقت كودك را به خود اختصاص مي‌دهد. كودك، ساعت‌ها بدون اينكه احساس خستگي و كسالت كند به بازي مشغول مي‌شود. رمز اين شور و شوق در اين است كه ميل به بازي از درون او مي‌جوشد. اين خود از شگفتي‌هاي آفرينش است كه در اين سن و براي اين روح لطيف چنين شغل مورد علاقه‌ي را در نظر گرفته است.
معصومان(ع) به اين نياز كودك توجه ويژه‌ا‌ي داشتند. روزي پيامير(ص) از كنار محل كار عبدالله بن جعفر مي‌گذشت، ديد او از گِل، اسباب بازي براي كودكان مي‌سازد. بعد از سؤال و جواب در باره‌ي اين حرفه و خريد و فروش آن، حضرت در حق عبدالله اين گونه دعا مي‌کند: «اللهم بارك له في صفقة يمينه؛۲۴ خدايا به درآمد و دستمزد عبدالله بركت بده».
پيامبر(ص) همراه تعدادي اصحابش از جايي مي‌گذشت كه كودكان باهم بازي مي‌كردند، آن حضرت كنار يكي از آنان نشست و پيشاني اش را بوسيد و او را بسيار نوازش کرد. همراهان پيامبر(ص) از علت اين كار سؤال كردند، آن حضرت(ص) پاسخ داد: «انّي رايت هذا الصبي يوما يلعب مع الحسين و رايته يرفع التّراب من تحت قدميه و يمسح به وجهه و عينيه؛۲۵ هان، من روزي اين كودك را ديدم كه با حسين بازي مي‌كرد و خاك زير پاي فرزندم را برمي‌داشت و به صورت و چشمانش مي‌ماليد».
از مجموع گفتارها و رفتارهاي پيامبر(ص)، آنجا كه ساختن اسباب بازي بچه‌ها را به عنوان يك شغل مورد تأيد قرار مي‌دهد، آنجا كه هم‌بازي فرزندش را مورد محبت و نوازش قرار مي‌دهد، استفاده مي‌شود كه نياز كودك به بازي از نيازهاي مهم است كه بايد به آن توجه شود.
الف) مشاركت در بازي
کودک علاقه دارد پدر و مادرش هم بازی او باشند. معصومان(ع) نيز در اين بازيها شركت مي‌كردند و به آن رونق بيشتر مي‌دادند. روزي سجده‌ي پيامبر(ص) طولاني شد. بعد از اتمام نماز مردم پرسيدند: يا رسول الله(ص) ما فكر كرديم كه مسئله‌ي پيش آمده يا وحي بر شما نازل شده است؟! پيامبر(ص) فرمود: «كلّ ذلك لم يكن و لكن ابني هذا ارتحلني فكرهت ان اعجّله حتي يقضي حاجته؛۲۶ تمام آنچه گفتيد نبود؛ امّا اين فرزندم بر دوشم بالا رفته بود، از اين رو، سزاوار نديدم سجده‌ام را تمام كنم، تا بازي او تمام شود».
پيامبری که نماز را از ستون دين مي‌خواند، آنقدر سجده‌اش را طول می‌دهد تا بازی کودک تمام شود. اين رفتار پيامبر(ص) از اهميت اين نياز و رفتار مناسب با آن، حكايت مي‌كند.
از نگاه فروبل، «بازي‌هاي کودکان به منزله هسته حياتي براي همه دوره‌هاي زندگي است زيرا رشد بروز شخصيت کودک از راه بازي ميسر است و در حقيقت بازي موجب بروز استعداد و شخصيت کودک مي‌شود و از سوي ديگر مي‌توان بسياري از نابهنجاري‌هاي کودک را از طريق بازي درمان کرد».۲۷ خانم «ماريا مونته سوري» پزشک و مربي تربيتي، بازي را مدرسه بزرگي مي‌داند که کودک در آن پرورش مي‌يابد و نيروي بدني، ذهني و اجتماعي او رشد مي‌کند و براي زندگي کردن از هر جهت او را آماده مي‌کند۲۸.
ب) آموزش ضمن بازي
پيامبر(ص) و ائمه(ع) از بازي مورد علاقه كودكان براي ايجاد انگيزه و جذب فرزندان به علم آموزي استفاده مي‌كردند. اگر به نوع اسباب بازي‌هايي كه اهل بيت(ع) در اختيار فرزندانشان قرار مي‌دادند نگاه كنيم، روشن مي‌شود كه بيشتر بازي‌ها و سرگرمي‌ها، جنبة آموزشي داشتند. حسن و حسين(ع) خط نوشته بودند، هركدام مدعي بودند كه خطشان بهتر است. براي داوري خدمت مادر مي‌رسند. «فقالا لفاطمة(س) احكمي بيننا و كانت لها قلادة، فقالت لهما: انا انتشر بينكما جواهر هذه القلادة، فمن اخذه منهما اكثر، فخطه احسن؛۲۹ امام حسن و امام حسين(ع) نزد مادر مي‌آيند و به فاطمه(س) مي‌گويند: ميان ما داوري كن، در حاليكه فاطمه(س) گردنبندي داشت به آن دو فرمود: من ميان شما دانه‌هاي اين گردنبند را مي‌ريزم هريك از شما دانه‌هاي بيشتر چيند، خط او نيكوتر است». حضرت فاطمه(س) براي كه اين نوع سرگرمي‌هاي آموزنده را در فرزندانش تقويت كند، با به راه انداختن بازي ديگر به داوري مي‌پردازد. اگر به اين داوري با ديد منتقدانه بنگريم به ما مي‌گويد كه رقابت حسن و حسين(ع) يك رقابت جدي نبوده است يا لااقل مادر نمي‌خواسته كه فرزندانش وارد يك رقابت جدي شوند. از اين‌رو، حضرت زهرا(س) براي شور و هيجان بيشتر، دانه‌هاي گردن ‌بند را روي زمين پخش مي‌كند.
2-2. محبّت
محبت، از مهمترين و اساسي‌ترين نيازهای كودك است. حال بايد ديد معصومان(ع) نسبت به اين نياز فرزندان چه ديدگاهي داشتند و با آن چگونه و در چه زماني پاسخ مي‌دادند. امام صادق(ع) از پيامبر(ص) نقل مي‌كند: «من قبّل ولده كتب الله عزّ و جلّ له حسنة و من فرّ حه فرّحه الله يوم القيامة؛۳۰ كسي كه فرزندش را ببوسد، خداوند در پرونده او عمل‌نيك مي‌نويسد و كسي كه فرزندش را خوشحال كند، خداوند او را در روزقيامت خوشحال مي‌كند.»
در اهميت و ضرورت محبت به فرزند، همين بس كه خداوند بوسيدن او را عمل‌نيكو مي‌داند و براي مسرور كردن او پاداش قطعي در نظر مي‌گيرد. در ديوان عدل الهي، پاداش دادن‌‌ها بدون حساب و كتاب نيست؛ «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» انسانها براساس اعمال مفيدي كه انجام داده‌اند، مستحق در يافت پاداش مي‌شوند. پس اصل محبت و نياز فرزند به آن يك امر مسلم و پذيرفته شده‌ا‌ي است.
پيامبر(ص) و ائمه(ع) پاسخگويي به اين نياز فرزند را از همان زمان تولد شروع مي‌كردند؛ اما چگونگي و كيفيت آن در مرور زمان و در مراحل مختلف متفاوت است. معصومان(ع) گاهي با تبسم، گاهي با بوسيدن و گاهي با هديه‌دادن اين نياز فرزندان را تأمين مي‌كردند. در باره‌ي محبت پيامبر(ص) به امام حسن و امام حسين(ع) آمده است كه: «انه وضعهما في حجره و جعل يقبّل هذا مرّة و هذا مرّة؛ فقال قوم: أتحبّهما يا رسول الله؟ فقال: مالي لا احبّ ريحانتي من الدّنيا؛۳۱ فرستاده خدا(ص)، آن دو را به اتاق خود فرا مي‌خواند، گاه حسن(ع) را مي‌بوسيد و ديگر بار حسين(ع) را. گروهي به آن حضرت عرض كردند، اي فرستاده خدا، آيا آن دو را خيلي دوست داري، بي‌درنگ پيامبر(ص) فرمود: براي من در اين دنيا هيچ چيز دوست داشتني‌تر از دو دستة گلم وجود ندارد».
ثوبان، غلام پيامبر(ص) نيز در باره‌ي محبت كردن حضرت به دخترش فاطمه مي‌گويد: «پيامبر(ص) هروقت كه به مسافرت مي‌رفت آخرين نفر از افراد خانواده‌اش كه حضرت با او خداحافظي مي‌كرد و هنگام مراجعت، نخستين كسي را كه ملاقات مي‌كرد؛ فاطمه(س) بود»۳۲
درباره‌ي هديه دادن اهل بيت(ع) به فرزندانشان نقل شده است كه: «امام جواد(ع) از مدينه عازم عراق بود، به فرزند عزيزش امام هادي(ع) فرمود: از سوغاتي عراق چه چيزي را دوست داري كه براي تو بياورم؟ امام هادي(ع) عرض كرد شمشير. به فرزند ديگرش موسي فرمود: تو چه چيزي را دوست داري كه برايت بياورم؟ موسي عرض كرد فرش خانه و...»۳۳
محبت در زمان‌هاي مختلف، خاصيت‌هاي متفاوتي دارد. مهم‌ترين و نخستين آن، خاصيت ايمني و پيشگيرانه است. اگر شخصي كمبود محبت نداشته باشد، يعني به جا و به موقع اين نياز را دريافت كرده باشد، در مقابل بسيار از ناهنجاري‌هاي رواني و بيماري‌هاي جسمي بيمه خواهد شد. دوّمين خاصيت محبت كردن، خاصيت دارويي است. اگر شخصي به سبب عدم محبت يا به هرعلتي دچار اختلالات روحي و رواني و بيماري‌هاي جسمي شود، محبت براي او پادزهري بيش نخواهد بود كه سم‌هاي كشنده را از جسم و جان بيمار خارج مي‌كند.
الف) ابراز محبّت
امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «اذا احببت رجلا فاخبره بذلك فانه اثبت للمودة بينكما;۳۴ هرگاه شخصي را دوست داشتي، دوستي خود را به او اعلام كن، زيرا اين عمل انس و الفت را بين شما پايدارتر مي‌‏كند».
از سيره اهل‌بيت(ع) به دست مي‌آيد كه صرف دوست داشتن و رفتارهاي مهربانانه با فرزندان كافي نيست. مهم اين است كه در كودك اين باور به وجود بيايد كه كسي او را دوست دارد. بهترين راهكار عملي معصومان(ع) براي تقويت اين باور، ابراز و اعلام دوستي به فرزندان است.
امام علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) مي‌فرمايد: «وجدتك بعضي بل وجدتك كلي حتي كانّ شيئاً لو اصابك اصابني و... فكتبت اليك كتابي هذا مستظهراً به؛۳۵ من شما را قسمتي از خودم، بلكه خودم يافتم؛ به طوری كه اگر چيزي بر شما وارد شود، برمن وارد شده است و ... اين نامه را به شما نوشتم تا اين مطلب [محبت به تو] را برايت بيان كرده باشم».
ابو هريره نقل مي‌كند: «روزي حسن(ع) به محضر پيامبر(ص) آمد و در كنار رسول خدا(ص) نشست. حضرت دهانش را [به نشانه محبت] به دهان حسن(ع) نهاد و سه بار فرمود: «الهم انّي احبّهُ و احبُّ من يحبّه»۳۶ بار خدايا من او را بسيار دوست دارم و تو هرآنكه او را دوست بدارد، دوستش دار».
ب) مصلحت انديشي در ابراز محبّت
در محبت كردن به فرزندان، نکته‌ها و ظرافت‌هاي وجود دارد كه اگر به آنها توجه نشود، نتيجه‌اي معكوس در پي خواهد داشت. يكي از آن نكته‌هاي بسيار مهم كه اهل‌بيت(ع) به آن تأكيد داشتند، محبت كردن به فرزندان به طور مساوي است. در روايت آمده است: «نظر الي رجل له ابنان، فقبّل احدهما و ترك الاخر. فقال النبي(ص) فهلاّ ساويت بينهما؛۳۷ پيامبر(ص) مردي را مي‌بيند كه يكي از فرزندانش را مي‌بوسد، به ديگري اعتنا نمي‌كند. آن حضرت با مشاهده اين رفتار به او فرمود: چرا با فرزندانت به طور مساوي رفتار نمي‌كني».
امام صادق(ع) از پدر گرامي خود نقل مي‌كند: «به خدا قسم، رفتار من با بعضي از فرزندانم از روي تكلف و بي ميلي است او را بر روي زانوي خود مي‌نشانم، محبت بسيار مي‌كنم. و... با اينكه همه اين احترام و محبت، شايسته فرزند ديگر من است. به اين تكلُّف تن در مي‌دهم او[فرزند شايسته] و برادرانش را بيش از حد احترام مي‌كنم براي اينكه فرزند شايسته ام از شر آنان مصون باشد».۳۸
3-2. زيبايي خواهي
جلوه‌گري و زيبايي‌جويي، از ويژگيهاي جوان است. جوان دوست دارد خود را از اين طريق نشان دهد تا مورد توجه ديگران واقع شود.
حسن و حسين(ع) در روز عيد، خدمت جد بزرگوارش رسول خدا(ص) رسيدند و به آن حضرت عرض كردند، بچه‌هاي عرب لباس‌هاي نو و رنگارنگ پوشيده‌اند و ما لباس نو نداريم. از جدشان تقاضاي لباس نو كردند. پيامبر(ص) از يك سو، لباسي كه سزاوار گلهايش باشد ندارد و از ديگر سو، وقتي كه فرزندانش را با اين حال مي‌بيند گريان مي‌شود؛ طاقت نمي‌آورد كه فرزندانش نااميد و دل شكسته شوند. لذا، براي برآوردن اين نياز عزيزانش از خدايش طلب استمداد مي‌كند: «الهي اجبر قلبهما و قلب امّهما. فنزل جبرئيل و معه حلّتان بيضاوان من حلل الجنّة و ...؛۳۹ خدايا، دلهاي آنان را پرآرامش و دل مادر آن دو را نيز پرآرامش گردان. بدين سان، جبرئيل فرود آمد و دو دسته لباس سپيد از لباس‌هاي بهشتي همراي خود به آنها آورد».
علي(ع) به اتفاق قنبر از بازار دو لباس يكي به قيمت سه درهم و ديگري به قيمت دو درهم مي‌خرد. لباس سه درهمي را به قنبر مي‌‌دهد. قنبر مي‌گويد: شما به آن سزاوارتريد؛ چون بر منبر مي‏رويد و خطبه مي‌خوانيد. آن حضرت فرمود: «انت‏شاب و لك شرالشباب۴۰ تو جوان و شوق جواني داري.»
از رفتار و برخورد معصومان(ع) با اين نياز‌ جوان به دست مي‌آيد كه آنان زيبايي‌خواهي و جلوه‌گري را از مقتضاي سن جواني مي‌دانند. از اين رو، آنان نه تنها برآن خرده نمي‌گرفتند كه در حد توان، آن را برآورده مي‌كردند. از روايات استفاده مي شود که خداوند به اين نياز بنده خود توجه داشته است: الشعر الحسن من کسوة الله تعالي فأکرمه؛۴۱ پيامبر(ص) می‌فرمايد: موي زيبا از جامه‌هاي خداوند متعال است. آن را عزيز بداريد.
نتيجه‌گيري
برخی براين باورند که مخاطب تربيت دينی، روح و جان انسان‌هاست که به سعادت و رستگاری ابدی می‌انجامد؛ اما مسائل مرتبط با رفاه عمومی و امور دنيوی، همانند پروش جسم، تقويت ذهن و حافظه از حيطة تربيت دينی بيرون است.
آنچه که از سيرة تربيتی اهل‌بيت(ع) استفاده می‌شود اين است که نهال رستگاری ابدی در مزارع دنيوی-جسم انسان- غرس و پرورش می‌يابد. بين رشد اين نهال و تبديل آن به درخت کمال و جسم انسان، رابطه تنگاتنگ و دوسويه برقرار است. اين تأثيرپذيری از نگاه تيزبين ضرب المثل فارسی نيز به دور نمانده است «عقل سالم در بدن سالم است» از اين‌رو، دين اسلام در برنامه‌های تربيتی به هر دو بعد توجه کرده است.
رفتار أئمه‌(ع) نسبت به فرزندان، ما را به «اصل همه جانبه‏نگري» که يك اصل بسيار مهم و تسهيل كننده در روند رشد و تكامل است، رهنمون مي‌سازد. در برنامه‌های تربيتی آنان، هيچ يك از عناصر مورد نياز فرزند مورد غفلت قرار نگرفته‌اند. در اين ميان، سلامت جسم و جان از نياز‌هاي اوليه و ضروري فرزند به حساب می‌آيد.


پي‌نوشت‌ها
_________________
1. دورانت، ويليام‌جيمز؛ لذات فلسفه، چ14، ترجمة: عباس زرياب خويي؛ تهران: انتشارات علمي فرهنگي كتيبه، 1380، ص456.
2. كليني، محمدبن يعقوب؛ الكافي، ج6، چ4، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1365، ص2.
3. مجلسي، محمدباقر، بحار، ج43، بيروت: مؤسسه الوفاء، 1404هـ ق، ص264.
4. همان، ج97، ص196.
5. همان، ج2،ص22.
6. همان، ج74، ص282.
7. همان، ج103، ص323.
8. همان، ص251.
9. شير مادر، روزنامه كيهان، شنبه 29 مرداد 138، سال 64، ش 18310.
10. كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج6، ص44.
11. حرعاملي، محمدبن حسن، وسائل الشيعه، ج21، قم: آل البيت(ع)، 1409 هـ ق، ص468.
12. مجلسي، محمد باقر، بحار، ج66، ص155.
13. همان، ج38، ص323.
14. همان، ج104، ص105.
15. كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، ج4، ص114.
16. فاني، محمد، تغذيه وسلامت، روزنامه کيهان، چهارشنبه ۲ دى ۱۳۸۳.
17. . sport
18. معين، محمد، فرهنگ معين، ج4، چ8، تهران: اميركبير، 1371، ص5002.
19. كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، ج6، ص47.
20. ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج10، قم: دارالحديث، 1422، ص720.
21. اصفهاني،‌ عمادالدين حسين، زندگاني امام حسين(ع)، چ3، تهران: محمدناصر خسرو، زمستان 1366، ص34.
22. http://www.salamatiran.com.
23. نور/58.
24. نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، ج16، قم: مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1414هـ ق، ص389.
25. همان، ج44، ص242.
26. همان، ج5، ص432.
27. galaxyroad.com .عربي، فاطمه، روان شناسي كودك، 10/3/1384.
28. همان.
29. مجلسي، محمدباقر، بحار، ج43، ص309
30. كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، ج6، ص49.
31. مجلسي، محمدباقر، بحار، ج43، ص281.
32. رحماني همداني، احمد، فاطمه زهرا شادماني دل پيامبر(ص)، چاپ سوّم، ترجمه:حسن افتخارزاده سبزواري، [بي‌جا] دفتر تحقيقات و انتشارات بدر، 1376 » ص165.
33. سحاب، ابوالقاسم، سرورالفؤاد، تهران: كتاب فروشي اسلاميه،1364، ص115و116.
34. كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، ج2، ص644.
35. نهج البلاغه قم: دارالهجره، [بي‌تا] نامه31، ص391.
36. محمدي اشتهاردي، محمد، سيره چهارده معصوم(ع)، چ4، تهران: مطهر، 1381، ص235.
37. طبرسي، رضي الدين حسن‌بن فضل، مكارم الاخلاق، قم: شريف رضي، 1412 هـ ق، ص113.
38. ميرعظيمي، جعفر، حقوق والدين، چ سوّم، قم: رسالت، 1374، ص36.
39. مجلسي، محمدباقر، بحار، ج44، ص24.
40. حجازي، خسرو شاهي، دررالأخبار، ص71.
41. صدوق، محمدبن علي‌بن الحسين‌بن بابويه، من لايحضره فقيه، ج1، قم: جامعه مدرسين، 1367، ص129.

 

نظر دهيد

بازگشت