|
سيدعليحسن مصطفوي
چکيده:
اين نوشتار، پيشينه تربيت معلم را در نظام آموزشي افغانستان که در
دو بخش عمده؛ يعني دارالمعلمينهاي اساسي همانند دارالمعلمين سيد
جمالالدين، دارالمعلمين مستعجله و ليسههايي که به دارالمعلمين
تغيير نمودهاند و همچنين مراکزعالي تربيت معلم مانند دارالمعلمهاي
عالي کابل، مؤسسه تعليم و تربيت، آکادمي تربيت معلم را به بحث
گرفته است. در ضمن به وضعيت تربيت معلم، در زمان کمونيستها و
حکومت جديد نيز اشاره نموده است.
واژهاي كليدي: تربيت، تعليم، معلم، دارالمعلمين و معارف.
مقدمه:
تعليم و تربيت امر پيچيده، زمانبر و در عينحال بسيار مهم و
ارزشمند ميباشد. كارآمدي اين جريان مستلزم برنامهريزي، سازماندهي،
مديريت و تشكيلات بزرگي همانند نهاد عظيم آموزش و پرورش ميباشد؛
برای اينكه نيرو و امكانات انساني و مالي هدر نرود و از اين سرمايههاي
با ارزش در جهت تأمين اهداف آموزشي استفاده بهينه صورت گيرد.
آنچه بيش از همه در اثر بخشي فرآيند تعليم و تربيت مؤثر است،
معلمان حرفهاي و آموزش ديده ميباشد كه در سازمانهاي تربيت معلم
پرورش يافته اند، به هر ميزاني كه سازمان هاي ياد شده داراي كيفيت
بهتر و كارايي بالاتري باشند به همان حد اثر گزاري نظام آموزش و
پرورش ارتقاء مييابد. از جانب ديگر نظام هاي آموزشي را ميتوان از
طريق اعتبار و جايگاهي كه جريان تربيت معلم درآن نظام دارد،
شناسايي نموده و مورد ارزيابي قرار داد.
لازم به يادآوري است، مراكز تربيت معلمان در افغانستان بر دو نوع
ميباشند که اين تحقيق به آنها پرداخته است.
1. دارالمعلمينهای اساسی (دوره ابتدايي)
با قطع نظر از تغيير و تحولاتي كه در برنامهها و ساختارهاي آموزشي
آنها واقع گرديده است، هدف اصلي اين مراكز تربيت معلمان مدارس
ابتدايي بوده و سطح آموزش تا مقطع فوق ديپلم (كلاس چهاردهم) قرار
داشت.
قبل از بررسي دارالمعلمين اساسي، لازم است نگاهي گذرا به شکل اوليهي
دارالمعلمين، افغانستان داشته باشيم. برنامهي تربيت معلم در
افغانستان تقريباً همزمان با آموزش رسمي مورد اجراء قرار گرفت. در
زمان حکومت اميرحبيبالله اولين مركز براي تربيت معلم به نام «دارالمعلمين»
در سال 1291 هـ ش، در مدرسهشاهي كه در منطقه چوب فروشي كابل واقع
بود راه اندازي شد. شخصي به نام «غلام محيالدين قندهاري»، مشهور
به خانصاحب مديريت آن را بر عهده گرفت. در اين مرکز، عدهاي از
آموزگاران مدارس ابتدايي شهر کابل براي شغل معلمي به تربيت گرفته
شدند.
ازدياد مدارس و افزايش روزافزون فراگيران، دستاندركاران امور
آموزش و پرورش را ناگزير كرد تا تشكيلات دارالمعلمين را بسط و
توسعه بخشند. براساس اين نيازها بود که فارغ التحصيلان كلان سال
مكاتب ابتدايي را در سال1299 وارد دارالمعلمين نمودند.۱
تا سال 1302 دارالمعلمين شكل ساده و ابتدايي داشت. افراد بزرگسالي
كه از سواد و معلومات اندكي برخوردار بودند، بدون هيچ قيد و شرطي
در دارالمعلمين پذيرفته ميشدند تا با كسب دانش و معلومات بيشتري
توأم با فنون و مهارتهاي ياددهي به معلمي بپردازند.
مطابق اصول موضوعه طلاب جديد از فارغالتحصيلان مكاتب شهر انتخاب و
در سال 1302 شامل دارالمعلمين گرديدند. از همين تاريخ دارالمعلمين
اساسي پا به عرصه وجود نهاد.
1-1. دارالمعلمين سيدجمالالدين(1316)
باتوسعه آموزش و پرورش و گسترش مدارس از پايتخت به ولايات، در
پروسه تربيت معلم نيز تحولاتي پديدار گشت. مدرسه دارالمعلمين از
مركز كابل به منطقه پغمان نقل مكان نمود و داراي دو بخش گرديد كه
يكي به نام دارالمعلمين اساسي و ديگري دارالمعلمين متوسطه ياد ميشد.
در هر دوبخش، فارغ التحصيلان كلاس هفتم پذيرفته ميشدند.
دارالمعلمين اساسي، معلمان مكاتب ابتدايي را تربيت مينمود که
داراي برنامه آموزشي دوساله بوده است. در اين دوسال، افزون بر
مضامين عمومي، مضامين مسلكي(تخصصي) مانند روحيات(روانشناسي)، فن
تدريس و غيره، تدريس ميگرديد.
در بخش دارالمعلمين متوسطه، مدت آموزش چهارسال بوده است که در کنار
دروس عمومي و حرفهاي، تدريس زبان انگليسي نيز مورد تأکيد قرار
داشت.
در سال 1318 «در منطقه خوش آب و هواي چهاردهي كابل بناي يك
دارالمعلمين اساسي و عصري را كه گنجايش بيش از هزار متعلم را به
صورت درست داشته باشد، گذاشته شد.»
در همين سال دارالمعلمين متوسطه از پغمان به اين مكان جديد انتقال
داده شد و دارالمعلمين اساسي (ابتدائي) چهار سال بعد يعني در سال
1322 نيز «از پغمان به كابل انتقال داده شد و با دارالمعلمين
متوسطه يك جا در تعمير فعلي دارالمعلمين سيدجمالالدين»۲ به ارائه
خدمات آموزشي و پرورشي براي تربيت معلمان پرداختند.
2-1. دارالمعلمين مستعجل(1317هـ. ش)
اوايل سدهي چهارده كه دوره ثبات افغانستان بود، وضعيت تعليم و
تربيت رو به شكوفايي گذاشته شد. مدارس و مراكز آموزشيِ زيادي تأسيس
گرديد. براي تأمين سريع معلم براي اين مدارس، مركزي با عنوان
دارالمعلمين مستعجل در سال 1317 در كابل ايجاد شد. اين
دارالمعلمين داراي دورههاي آموزشي كوتاه مدت نه ماهه بود.
دارالمعلمين مستعجل كه به صورت شبانهروزي فعاليت ميكرد. «متعلمين
آن عبارت از فارغالتحصيلان مكاتب ابتدايي و جوانان لايق و نويسنده
بودند كه به صورت خصوصي تحصيلات ابتدايي را فراگرفته و براي اجراي
وظيفه معلمي به دارالمعلمين مستعجله»۳ راه يافته و مشغول يادگيري
بودند.
اين مركز در سال اول آموزشي فقط داراي يك شعبه بود كه به زبان
فارسي(دري) تدريس ميشد. در سال دوم «1318 در دارالمعلمين مستعجله
شعبه تعليم و تدريس زبان پشتو هم تأسيس گرديد.»۴
پس از برگزاري دو دوره برنامه آموزشي كوتاه مدت و تربيت 362 نفر
معلم براي مدارس دوره ابتدايي، دارالمعلمين مستعجله از طرف وزارت
معارف وقت منحل گرديد.
3-1. تغيير ليسهها به دارالمعلمين
كمبود شديد معلمين آموزشديده از يك سو، فقر اقتصادي كشور از جانب
ديگر مسؤلين وزارت معارف را ناچار کرد تا چند ليسه را در سال 1335
كه آغاز پلان پنجساله اول توسعه بود به دارالمعلمين تغيير دهد.
اين ليسهها عبارت بودند از:
۱. ليسه ميرويس: اين مدرسه در سال 1318 در شهر قندهار تأسيس شد وتا
سال 1335 به عنوان يك ليسه فعاليت آموزشي داشت. در اين تاريخ به
دارالمعلمين ميرويس تغيير داده شد.
۲. ليسه ننگرهار: ليسه ننگرهار در سال 1299 در ولايت ننگرهار ايجاد
گرديد و تا سال 1335 به عنوان يك مدرسه عهدهدار برگذاري
برنامههاي آموزشي دورهي متوسطه بود. در اين سال از ليسه به
دارلمعلمين تغيير نام پيدا كرد به ارائه برنامههاي تربيت معلمان
پرداخت.
۳. ليسه جامي: اين مدرسه در زمان حكومت امير اماناللهخان در شهر
تاريخي هرات تأسيس شد و تا آغاز برنامه اول توسعه به شيوهي ساير
مدارس عمل ميكرد. از آن زمان به بعد در حكم يك دارالمعلمين
درآمد.۵
2. مراكز عالي تربيت معلم
اين مراكز كه به منظور تربيت معلمان در سطوح بالاتري علمي و
حرفهاي ايجاد گرديدهاند. بطور عمده دانشجويان داراي مدرك پايان
دوره متوسطه تحصيلي (ديپلم) را پذيرش مينمودند. مدت تحصيل در اين
مراکزعالي بستگي به نوع دوره دارد که از يكسال تا چهارسال بوده
است. فارغالتحصيلان اين مراكز مدارك تحصيلي معتبري همانند فوق
ديپلم، ليسانس و يا فوق ليسانس را در يافت ميکردند.
1-2. دارالمعلمين شبانه
ضرورت تربيت معلمين ورزيده و حرفهاي، دولت به ويژه دستاندركاران
امور تعليم و تربيت را ناگزير كرد تا مركزي را به نام دشپي
دارالمعلمين۶ در سال 1321 در پايتخت ايجاد كند. اين مركز در ابتدا
با نام دشپي پوهنخي۷ ياد ميشد و براي بالا بردن تخصص و مهارت
معلمان راهاندازي شده بود.
دانشجويان دشپي دارالمعلمين را افرادي تشكيل ميدادند كه دوره
آموزش دارالمعلمين اساسی را سپري كرده بودند. دشپي دارالمعلمين
چهار شعبه داشت:
1. شعبه رياضي ـ فيزيك
2. شعبه شيمي و زيست شناسي
3. شعبه تاريخ و جغرافيا
4. شعبه تعليم و تربيت
در سال سومِ پس از تأسيس، شعبات چهارگانه درهم ادغام گرديد و تبديل
به دو شعبه اجتماعيات و علوم شد.
دورههاي آموزشي دارالمعلمين عالی سهساله بود و اولين دسته از
دانش آموختههاي اين مركز در سال 1324 فارغالتحصيل و به جامعه
افغانستان به خصوص نهاد آموزش و پرورش تقديم گرديد.
بايد يادآور شد كه برنامههاي آموزشي دارالمعلمين شبانه در مقطع
معادل ليسانس براي تربيت معلمان برگذار ميگرديد و همان طوري كه از
اسمش پيداست، ساعات درسي آن در نوبت شب و يا ساعات بعد از عصر
اختصاص داشت.۸
2-2. دارالمعلمات عالي كابل
رويكرد نظام آموزشي افغانستان نسبت به آموزش و پرورش دختران، حرفه
آموزي بود. براي تأمين اين منظور در برنامههاي آموزشي سال 1325
ليسههاي ملالي و زرعونه كه از دبيرستانهاي دخترانه و معتبر
امروزي افغانستان است، بيشترِ برنامههاي تربيت معلم، به اجرا
گذاشته شد.
به دليل اينكه در اين دو مدرسه فقط تا كلاس يازده و بعداً تا
دوازده تدريس ميشد و اين مقدار تحصيل براي تربيتِ معلمينِ زنِ
ماهر و توانمند كافي نبود، وزارت معارف افغانستان در سال 1327
مركزي را به خاطر تربيت معلمات با تحصيلات و مهارت بيشتر به نام
دارلمعلمات عالي در كابل تأسيس كرد. اين دارالمعلمات که شباهت به
يک دانشكده را داشت، داراي دو شعبهي علوم و ادبيات بود.
فارغالتحصيلان پس از چهار سال تحصيل، مدرك ليسانسيه را اخذ و به
حيث معلم در مكاتب نسوان مقرر ميشدند.۹
برنامه آموزش ضمن خدمت راه ديگري بود براي تربيت خانمهاي معلمه كه
چند سال بعد به اجرا گذاشته شد. بايد خاطر نشان كرد كه دارالمعلمين
عالي كابل و اكادمي۱۰ تربيه معلم كه در صفحات بعد بيان ميشود به
صورت مراكز مختلط (خانم و آقا) پيشبيني شده بود و به همان صورت
فعاليت ميكرد.
3-2. مؤسسه تعليم و تربيت
تا سال 1333 چندين مركز در راستاي اجراي برنامه تربيت معلم، در
كشور به وجود آمده بود. به خاطر سازماندهي و هماهنگسازي
برنامهها و خدمات تعليمي و تربيتي، وزارت آموزش و پرورش مرکزي را
به نام مؤسسه تعليم و تربيت ايجاد نمود که داراي اهداف زير بود:
ـ به عنوان مركز هماهنگي و سازماندهي همهي مدارس تربيت معلمان
براي آنها متون، مواد، تجهيزات و امكانات آموزشي فراهم ساخته و
برنامهاي آموزشي ترتيب نمايد؛
ـ علاوه بر اجراي برنامه تربيت معلم در زمينه آموزش حرفهاي پرسنل
و مديران آموزشي نيز فعاليت داشته باشد؛
ـ با راهاندازي شعبهي مخصوصي به پرورش معلمان زبان انگليسي
بپردازد، تا نياز نهاد آموزش و پرورش را در خصوص معلمان اين زبان
برطرف كند.
اين طرح پيشنهادي، وزارت معارف بعد از تصويب شوراي وزيران به امضاي
شاه مملكت محمدظاهر رسيده و اجرايي گرديد.
مؤسسه تعليم و تربيت از ابتداي تأسيس تا سال 1347 داراي شعبههاي
زير بود:
۱. شعبه ساينس۱۱: كه عهدهدار تربيت معلمين فيزيك، شيمي و زيست
شناسي بود.
۲. شعبه علوم اجتماعي: اكثر برنامههاي اين شعبه در ارتباط با
تربيت معلمين علوم اجتماعي و انساني بود.
۳. شعبه تعليمات ابتدايي: تربيت معلمان دورهي ابتدايي بيشتر توسط
اين بخش انجام ميشد.
۴. شعبه انگليسي: كه در دو محور فعاليت داشت:
۱ـ۴. تربيت معلمين زبان انگليسي پيش از خدمت.
۲ـ۴. تربيت معلمين زبان انگليسي ضمن خدمت
۵. شعبه نشريات انگليسي: در اين بخش كتب، مجلات آموزشي و كمك
آموزشي به زبان انگليسي تهيه ميگرديد.
۶. شعبه تأليف و ترجمه: كه موظف به تدوين و ترجمه كتب و مواد درسي
و كمك درسي دارالمعلمينها بود.
۷. شعبه مجله ماهانه تعليم و تربيه: در اين مجله كه در هر ماه چاپ
و به صورت رايگان توزيع ميشد، مطالب و مقالاتي به چاپ ميرسيد كه
براي افزايش دانش و مهارت معلمين و مديران آموزشي مفيد بود.
۸. شعبه تهيه لوازم و كمكهاي درسي با شعبه سمعي بصري: در اين بخش
وسايل و ابزار آموزشي مانند ماكتها، مدلهاي بيولوجيكي، ابزار
نقشه كشي، گچ سفيد و رنگي عالي، وسايل بازي اطفال از چوب و لوازم
حساب براي مكاتب ابتدايي، چارتهاي عكاسي چارتگيرها و غيره. تهيه
ميشد. همچنين اين شعبه براي دارالمعلمينها اسلايد و پروژكتر
تهيه كرده، روش استفاده از اين تكنولوژي آموزشي را براي معلمان
آموزش ميداد.
۹. كتابخانه مؤسسه تعليم و تربيت: اين كتابخانه «داراي كتب تربيتي،
اجتماعي و علوم طبيعي ميباشد. اما در سال 1340 موفق شده كه بر
تعداد كتب بيافزايد، چنانكه بيشتر از شش هزار جلد كتاب به زبانهاي
پشتو، فارسي، عربي و انگليسي در رشتههاي متذكره به آن افزوده
است.»۱۲
۱۰. شعبه نقاشي و كارهاي دستي و تدبير منزل: اين بخش در ليسه
ملالي مركزي را افتتاح كرده است كه قصد آن كمك آموزشي به معلمان زن
مكاتب ابتدايي و متوسطه در خصوص توسعه معلومات راجع به فعاليتهاي
كارهاي دستي مانند دوخت، كار چرم، گلدوزي و آموزش پيرامون جنبههاي
ششگانه زندگي همانند: تغذيه و غذا، البسه و بافندگي، تربيت اطفال و
روابط بين فاميلها و بستگان، اقدامات بهداشتي و كمكهاي اوليه،
كارهاي دستي و تزئيني، تربيت و تنظيم منزل و غيره، فعاليت ميکرد.
اين بخش هنري سعي داشت تا معلومات معلمين را در ارتباط با زيبايي،
زيباشناسي و نقاشي، كارها و صنايع دستي بالا ببرد.
۱۱. شعبه امتحانات: در اين شعبه پيرامون انواع ارزيابي و كنترل؛
آثار و نتايج مثبت و منفي ارزيابي و كنترل كار ميشد.۱۳
4-2. آكادمي تربيت معلم
احساس نياز به معلمينِ با تحصيلات عالي و تخصص كه توان تدريس در
دارالمعلمينها و مراكز آموزش عالي را داشته باشند، وزارت معارف را
ناگزير كرد تا اكادمي تربيه معلم را با همكاري سازمانهاي بين
المللي يونسكو و يونيسف در سال 1343 تأسيس كند.
«به اساس كنفرانسهاي توكيو، كراچي و بنكاك كه به سطح وزراي معارف
حوزههاي مربوط داير شده بود، تجويز به عمل آمد تا جهت انكشاف و
رشد اجتماعي و اقتصادي ممالك درحال رشد و انكشاف، تعليمات ابتدايي
را به صورت مجاني و اجباري در ممالك خويش تصميم نمايند. براي اينكه
تمام اطفال كه سنشان قابليت شمول در مكتب را داشته باشد و شامل
مكاتب گردند، ايجاب مينمايد تا معلمين كافي جهت تأسيس مكاتب تربيه
شوند، ازاينرو براي توسعه معارف و تكميل كمبود معلمين و تربيه
معلمين كافي موازي با انكشاف معارف ايجاب آن را مينمايد كه به
تعداد دارالمعلمينها افزودي به عمل آيد و براي تربيه معلمان
دارالمعلمينها در پلان گزاري چنين تجويز به عمل آيد كه يك مؤسسه
عالي بنام اكادمي تربيه معلمان تأسيس گردد.
همان طوري كه بيان گرديد هدف اصلي اكادمي، تربيت معلمين
دارالمعلمينها بود، لذا در اكادمي تربيت معلمان اشخاص پذيرش
ميگرديد كه ميزان تحصيلات آنها كمتر از لسانس نباشد هردورة آموزشي
در اكادمي مدت يكسال طول ميكشيد فارغ التحصيلان اين دوره هاي
تربيتي براي تدريس در دارالمعلمينها و مراكز آموزش عالي گماشته
ميشدند.
براي تعدادي از دانشجويان ممتاز اكادمي از طرف سازمان جهاني
«يونسكو» بورسية تحصيلي تعلق ميگرفت، آنان که موفق به استفاده از
چنين امتيازاتي ميشدند بعد از پايان تحصيل و برگشت به وطن به
عنوان اعضاي دايم و ثابت اكادمي به جاي متخصصين خارجي برگزيده
ميشدند. تا از دانش و معلومات آنها در بهبود و توسعة آموزش و
مديريت مدارس تربيت معلمان بهره گيري صورت گيرد.۱۴
اكادمي تربيه معلمين به عنوان مركز كلان آموزشي كه در جهت مثمرسازي
و توسعه پروسه تربيت معلم برنامه گستردهاي را مورد اجراء قرار
داده بود. مركز ديگري به نام «دارالمعلمين نمونه» در كنار و به
تعبيري در زير مجموعهي اكادمي ايجاد گرديد. اين دارالمعلمين هدف
دو منظوره داشت. از يك سو از فارغ التحصيلان كلاس نهم مدارس به
عنوان دانشجوي تربيت معلم پذيرش ميكرد و بعد از سه سال تعليم و
تربيت، آنها را به عنوان معلم براي مدارس ابتدايي معرفي ميكرد. از
جانب ديگر دارالمعلمين نمونه مكاني بود كه دانشجويان دوره
فوقليسانس اكادمي درآنجا زير نظر اساتيد و معلمان شان به تمرين
معلمي ميپرداختند.۱۵ و به همين دليل هم داراي پسوند نمونه بود.
يعني دانشجويان دوره ديده نمونه و الگوي تدريس خود را درمقام عمل
در معرض ديد و قضاوت اساتيد قرار ميدادند.
5-2. مكتب تجربوي دارالمعلمين نمونه
دارالمعلمين نمونه كه خود محلي براي تمرين و آموزش عملي معلمين
دارالمعلمينها بود، به نوبه خود اساتيدي را پرورش ميداد كه براي
مدارس ابتدايي تدريس مينمودند. بنابراين مستلزم مدرسهاي بود كه
اين معلمين تحت آموزش در آن مدرسه به صورت عملي آموزش ببينند.
بنا براين مدرسهاي به نام مكتب تجربوي در كنار دارالمعلمين
نمونه ايجاد شد تا شاگردان دارالمعلمين نمونه زير نظر اساتيد
خودشان نحوهي تدريس و معلمي را تمرين نمايند. از جانبي هم در اين
دو مركز (دارالمعلمين نمونه و مدرسهي نمونه) برخي از مواد آموزشي
عملي بود به دانشجويان داو طلب معلمي به صورت عملي آموزش داده
ميشد.»۱۶
به اين ترتيب، براي اكادمي تربيت معلمان سه منظور خاص را بايد در
نظر داشت:
۱. تربيت معلمان در مقطع فوق لسانس براي دارالمعلمينها و مراكز
آموزش عالي كه اين كار به كمك و همكاري علمي و آموزشي صاحب نظران و
اساتيد خارجي و داخلي كه تحصيلات عالي داشتند انجام ميگرفت.
۲. تربيه معلمين مكاتب ابتدايي بوسيلة دارالمعلمين نمونه.
۳. فراهم نمودن فرصت تعليم براي شاگردان دوره ابتدايي از راه مكتب
تجربوي.
اكادميتربيت معلمان
تربيت معلمان دارالمعلمينها محل تمرين و آموزش معلمان
دارالمعلمين نمونه
تربيت معلمين مدارس ابتدايي محل تمرين و آموزش عملي معلمان
مكتب تجربوي نمونه
تعليم و تربيت دانشآموزان
6-2. دارالمعلمين عالي كابل
همانطوري كه بيان شد دارالمعلمينها به استثناي اكادمي تربيت
معلمان، دارالمعلمات و دارالمعلمين شبانه و مؤسسة تعليم و تربيت
طبق روال گذشته از فارغ التحصيلان كلاس نهم براي فراگيري دوره
تربيت معلم پذيرش ميكردند و افرادي كه دوره سه ساله را به اتمام
ميرساندند، براي حرفهي معلمي و تدريس در دورة ابتدايي و در صورت
نياز براي دورة متوسطه" گزينش ميشدند. پس از اين تاريخ در نتيجهي
بررسي و مطالعاتي كه از طرف سازمان يونسكو انجام شد، اين ميزان
تحصيلات براي تدريس در دورهي متوسطه ناكافي محسوب گرديد.
بنابراين وزارت معارف ملزم شد در اولين اقدام، مركزي را براي تربيت
معلمين دوره متوسطه ايجاد نمايد. و در سال 1341 بود كه
دارالمعلمين عالي كابل را با همكاري مالي سازمان ملل متحد و
سازمان جهاني يونسكو در كنار مرقد شاه دوشمشيره تأسيس نمود.
دوره تحصيل در اين مركز تربيت معلم دو سال است و كساني را پذيرش
ميكند كه داراي مدرك اتمام كلاس دوازدهم (ديپلم) باشد.
دارالمعلمين عالي كابل داراي خوابگاه بود و به دانشجويان علاوه بر
غذا مقداري پول به عنوان مدد معاش نيز ميپرداخت.
در سال 1346 در زير مجموعهي دارالمعلمين عالي، آموزشگاهي براي
معلميني كه درحال انجام كار معلمي بودند به وجود آمد كه در اين
آموزشگاه برنامههاي آموزشي تربيتي، دورههاي آموزش ضمن خدمت مورد
اجراء قرار ميگرفت اين دورهاي نيز دوساله بود و به كسانيكه دورهاي
آموزشي ذكر شده را سپري ميكردند، مدرك فراغت آن دورها را دريافت
مينمود كه داراي مزاياي علمي و كاري بود.۱۷
7-2. دارالمعلمين عالي قندهار و بلخ
سزاوار توجه اينكه از زمان آغاز بكار مراكز تربيت معلمان سال1291
تا آخر برنامه دوم توسعه، هشت باب دارالمعلمين اساسي (ابتدايي) در
افغانستان به وجود آمده بود:
دارالمعلمين سيدجمالالدين در كابل؛
دارالمعلمين ميرويس در قندهار؛
داراالمعلمين در مزار؛
دارالمعلمين در جلال آباد؛
دارالمعلمين در هرات؛
دارالمعلمين در گرديز؛
دارالمعلمين در چاريكار؛
دارالمعلمين روشان در كابل.
پس از راهاندازي دارالمعلمين عالي کابل و شروع برنامه سوم توسعه
از 1345 تا 1350، وزارت معارف ناگزير گرديد تا چند باب دارالمعلمين
عالي ديگر را نيز تأسيس كند كه در سال 1347 و1348دو دارالمعلمين
عالي كابل با همكاري مالي و انساني ملل متحد در دو ولايت پشتو
زبان قندهار و فارسي زبان بلخ در كنار دارالمعلمينهاي اساسي آن
ولايات، ايجاد گرديد.
«دارالمعلمين عالي قندهار و دارالمعلمين اساسي قندهار از معارف
ولايت قندهار و در صورت لزوم از ولايت همجوار از قبيل هلمند، زابل،
ورزگان نيز وارسي نموده به كمك معلمين دارالمعلمينهاي قندهار، به
سويه معلمين ابتدائي و متوسطه پروگرامهاي داخل خدمت طرح و مورد
تطبيق قرار ميدهد.»
به همين صورت دارالمعلمينهاي عالي و اساسي ولايت بلخ براي تربيت
معلمين مدارس ابتدائي و متوسطه حوزه شمال شرقي كشور «سمنگان،
جوزجان، بدخشان و ...» در برنامههاي آموزش ضمن خدمت و قبل از خدمت
ميكوشيد.۱۸
3. تربيت معلم در زمان كمونيستها
بعد از 7 ثور 1357 جريان تعليم و تربيت متأثر از جنگ گرديده به
آشفتگي كشيده شد. همه مدارس و ادارات متولي امور تعليم وتربيت به
جز از مراكز ولايات و كلان شهرها تعطيل گرديد.
به خاطر بيرون شدن اكثر مناطق روستايي و برخي از شهرها از تسلط
دولت، توان مادي و انساني حكومت در تمامي بخشها از جمله آموزش و
پرورش به چند مركز مهم تمركز پيدا كرد.
از روي ناچاري سعي ميشد ضعف كمي در جهت كيفي آن هم در چند شهر
بزرگ جبران شود. بنابراين توجه به توسعه پروسه تربيت معلم به منظور
بهبود و كيفيت بخشي فرآيند آموزش و پرورش يكي از راههاي دستيابي
به مقصد بود.
از مهمترين اقدامات كه در اين دوره در خصوص توسعه تربيت معلم
انجام يافت ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
- راهاندازي دورههاي تابستاني و زمستاني آموزش ضمن خدمت براي
معلمين در سطح وسيع. (البته در مناطقي كه در كنترول دولت بود.)
- برگذاري نشستها و سمينارهاي علمي و مهارتي جهت اصلاح و رشد
برنامه تربيت معلم همانند سمينار «اداره و منجمنت تعليم و تربيت»
كه در سال 1359 در كابل برگذار گرديد. كه محور بحث در اين سمينار
موضوع تربيت معلم قرار داشت.
- ايجاد دارالمعلمين در برخي از ولايات همانند:
1- دارالمعلمين عالي بدخشان كه در سال 1364 در ليسه پامير آن استان
تأسيس گرديد.
2- دارالمعلمين عالي جوزجان كه در سال 1365 در شهر شبرغان ايجاد
شد.
به نقل از آمار و ارقام نشريات آن دوره تا پايان عمر حكومت
ديموكراتيك افغانستان در سراسر كشور هجده مركز كه نام برده ميشود،
در قسمت تربيت معلم فعاليت ميكرد.
1- دارالمعلمين سيدجمالالدين در كابل
2- دارالمعلمين روشان در كابل
3- دارالمعلمين رودكي در بلخ
4- دارالمعلمين جامي در هرات
5- دارالمعلمين ميرويس در كندهار (قندهار)
6- دارالمعلمين فارياب
7- دارالمعلمين هلمند
8- دارالمعلمين كندوز
9- دارالمعلمين تخار
10- دارالمعلمين پروان
11- دارالمعلمين سمنگان
12- دارالمعلمين جوزجان
13- دارالمعلمين كنرها
14- دارالمعلمين بدخشان
15- دارالمعلمين پكتيا
16- دارالمعلمين ننگرهار
17- آكادمي تربيت معلم در كابل
18- مؤسسه تربيت معلم در كابل
اما اينكه چه تعداد از اين مراكز در آن دوره ايجاد شده مدركي پيده
نشد، نبايد ناديده گرفت كه اينها مراكزي بودند كه فقط به خاطر
تربيت معلم تأسيس شده بودند، والا مراكز ديگري مثل برخي از
دانشكدههاي دانشگاه كابل هم در حوزه تربيت معلم كار ميكردند.
حكومت وقت به هدف بالا بردن سطح علمي و حرفوي معلمين در چند استان
بزرگ از جمله: كابل، هرات، بلخ و ننگرهار مراكزي را بنام «انستيتوت
پداگوژي» تأسيس كرد. انستيتوها كه هر كدام داراي سه تا چهار
دانشكده بودند در مقطع كارشناسي در رشتههاي زبان و ادبيات دري و
پشتو، علوم، تاريخ و جغرافيا، رياضي فيزيك معلم تربيت ميكرد.
برنامه تربيت معلم در مقطع كارشناسي ارشد نيز جزء برنامههاي
آموزشي اين مراكز بود، اما به گواهي اسناد تا پايان سال1369 به غير
از انستيتوت پيداگوژي كابل، اين طرح اجرايي نگرديد.
درخور توجه بيان اين نكته است كه دوره پنج ساله آموزشي تربيت معلم
كه از فارغين كلاس هشتم، دانشجو پذيرش ميكرد، نيز به صورت برنامه
فرعي در اين انستيتوتها جريان داشت.۱۹
4. تربيت معلم در حكومت جديد
بعد از دو دهه جنگ و تخريب در سال 1380 صفحه ورق خورد و كشور
افغانستان وارد مرحله نويني از تاريخ خود گرديد. با عزم مسؤلين و
مساعدتهاي چشمگير جامعه بينالمللي حركت به سكون نشستهي آموزش و
پرورش باز به حركت افتاده، شتاب گرفت.
دارالمعلمينها و موسسات تربيت معلم كه بر اثر جنگ ويران شده بود،
دوباره اعمار و بازسازي گرديد و مراكز جديد جهت تربيت معلم در
مناطق نيازمند، از نو ساخته شد.
تا سال 1385، 20 دارالمعلمين شروع به كار كرد. بنابر اظهارات وزير
معارف، ارده و عزم جدي براي توسعه و گسترش برنامه تربيت معلم وجود
دارد که براساس همان مبناء وزارت معارف و با همکاري منابع خارجي،
بنا دارد تا برنامه تربيت معلمان را تا سطح ولسواليها و مكاتب
گسترش يابد، به نحوي كه در هر ولسوالي 60 سوپروايزر براي تربيت
معلم توظيف ميگردد كه هركدام مسؤليت تربيت 50 معلم در مجموع
حدود300 معلم را دارا خواهند بود. گذشته از اين برنامههاي تربيت
معلم قبل از خدمت و داخل خدمت نيز ادامه داشته است.
نبايد ناديده گرفت، تمامي كارها و اقداماتي که در مدت پنج سال نسبت
به آموزش و پرورش بخصوص جريان تربيت معلم صورت گرفته است، به حمايت
مادي و معنوي جامعه جهاني انجام بوده است. بعنوان نمونه ميتوان به
برخي از اين كمكها اشاره نمود. بانك جهاني مبلغ 35 ميليون دلار،
مؤسسه USAID۲۰ مبلغ 75 ميليون دلار، كشور نوروژ مبلغ 5 ميليون دلار
را براي بهبود كيفي معارف و پروسه تربيت معلم در افغانستان به
وزارت معارف كمك كرده است.۲۱
نتيجهگيری
در نظام آموزشي كشور افغانستان، پروسه تربيت معلم از اهميت و
جايگاه نسبتاً قابل ملاحظهاي برخوردار است؛ و از ابتداي ترويج
آموزش رسمي برنامه تربيت معلم نيز به عنوان جزء تفكيكناپذير آن،
از ديد تيزبين مديران و برنامهريزان آموزشي دور نمانده است.
هرچند حركت اين فرآيند از سير كلي فرهنگ و معارف افغانستان مستثناء
نشده و بارها دستخوش بيثباتي و فروپاشي گرديده است. اما مهم
اهتمام متوليان امور حكومتي و آموزشي و پرورشي است كه در فرصتها و
شرايط فراهم آمده از پرداختن به توسعه و گسترش كمي و كيفي جريان
تربيت معلم غفلت نورزيدهاند.
كه كارهاي همانند راهاندازي برنامههاي آموزشي بلندمدت تربيت معلم
در دارالمعلمينها و دارالمعلماتها، دارالمعلمبنهاي عالي، مؤسسه
تعليم و تربيت، آكادمي تربيت معلم، انستيتوهاي پداگوژي، دانشكدهها
و در نهايت در دانشگاه تعليم و تربيت، و دورههاي كوتاه مدت در
داردالمعلمين مستعجله، دورههاي آموزشي ضمن خدمت، برنامه مستعجله
تربيت معلم، برنامه شبانه تربيت معلم، برگذاري سمينارهاي آموزشي،
جرگههاي تربيتي؛ اجراي برنامه تربيت معلم از طريق برنامههاي
راديوي تعليمي و تربيتي؛ استخدام معلمين ورزيده خارجي جهت تربيت
معلمين؛ اعزام دانشجو به خارج از كشور در رشته تربيت معلم؛ همكاري
و قرارداد با كشورها و مؤسسات بينالمللي در راستاي بهبود کيفي و
کمي برنامه تربيت معلم، همه و همه گوياي توجه مسؤلين حكومتي
افغانستان به فرآيند تربيت معلم است.
از سه برنامه توسعه كه از سال 1335 تا 1350 در كشور افغانستان به
اجرا گذاشته شد و بدون شك در توسعه آموزش و پرورش افغانستان مفيد
واقع گرديدند، برنامه سوم (از سال 1345 تا 1350) بر محور توسعه
تربيت معلم و كيفيت آموزش قرار داشت.
رويكرد اصلاحات معارف كه در زمان حكومت داودخان (از1352 تا 1357)
روي دست گرفته شد نيز به سمت بهبود كيفي معارف و در ضمن تربيت معلم
بود.
حكومتهاي احزاب خلق و پرچم از سال 1357 تا 1370، ولو در محدوده
چند شهر، كارهاي قابل توجه در خصوص تربيت معلم انجام دادند.
پينوشتها
1. زهير، پاينده محمد، دافغانستان دمعارف تاريخ، كابل، بيتا،
ص120.
2. وزارت تحصيلات عالي، سيمنار ملي اداره منجمنت تعليم و تربيت،
كابل، ۱۳۵۹، ص4.
3. دافغانستان دمعارف تاريخ، پيشين، ص 122.
4. همان، ص 133.
5. همان، ص 140.
6. دارالمعلمين شبانه.
7. دانشكده شبانه.
8. دافغانستان دمعارف تاريخ، پيشين، ص 139.
9. همان.
10. آكادمي اسم فرانسوي به معناي فرهنگستان است (انوري، حسن، فرهنگ
سخن، پيشين، ج ۱، ص ۱۳۴.
11. Scienc (علم تجربي).
12. مؤسسه تعليم و تربيت، تاريخ معارف افغانستان در پنجاه سال
اخير، ۱۳۴۷، ص 150.
13. همان، ص 151.
14. همان، ص 245.
15. دافغانستان دمعارف تاريخ، پيشين، ص 265.
16. همان، ص 265.
17. همان، ص 267.
18. معارف افغانستان در پنجاه سال اخير، پيشين، ص 108.
19. عبدالكريم ميرزا زاده، تاريخ تعليم و تربيت در افغانستان،
كابل، 1369، ص 111.
20. اسم يكي از مؤسسات آمريكايي است كه در بخش بازسازي در
افغانستان كار ميكند.
21. ماهنامه عرفان، اول، 1385، ص10.
|