|
حبيبالله
شريفي
چکيده
تربيت انسانها به ويژه كودكان، از مهمترين مباحث تربيتي، تلقي ميشود.
يكي از عوامل مؤثر در تربيت کودک، نهاد خانواده است؛ به همين منظور،
تحقيق حاضر به دنبال بررسي نقش خانواده در تربيت كودك از ديدگاه
آيات و روايات، همراه با توصيف و تحليل روان شناختي آن ميباشد.
کليد واژهها: تربيت، خانواده، کودک، مفهوم و نقش.
مقدمه
خانواده از جمله موضوعاتي است كه اكثر مربيان و دانشمندان علوم
تربيتي به آن پرداختهاند و نسبت به کارکرد و جايگاه آن توجه نمودهاند.
از جمله مباحث مهم پيرامون خانواده، نقش آن در تربيت كودك ميباشد.
تمام دانشمندان تربيتي به نوعي نقش خانواده را برجسته و ممتاز
دانسته و تأكيد داشتهاند كه خانواده عميقترين و ماندگارترين اثر
به لحاظ تربيتي روي كودكان ميگذارد: «اهميت تربيت خانوادگي در حدي
است كه قصور و تقصير در باره آن را با هيچ معياري نميتوان توجيه
كرد. فرزندان خانواده اسباب بازي نيستند و جزوه اموال خانواده به
حساب نميآيند، بلكه به خودي خود شخصيت مستقل و حقوقي دارند كه
نخستين و مهمترين آنها بهرمندي از تربيت درست خانوادگي است».۱
به گفته روسو: «براي اصلاح اجتماع بايد نه از دولت، بلكه از
خانواده شروع كرد. اگر بخواهد اصلاحي در آداب و رسوم عمومي پديد
آيد، بايد در بدو امر با اصلاح آداب و رسوم خانوادگي آغاز شود و
اين امر مطلقا برعهده پدران و مادران است».۲
بنابراين، خانواده بالاترين و عميقترين نقش را در تربيت كودك دارد.
مقاله پيشرو با نگرش به آيات و روايات، اين موضوع را مورد بررسي
قرار داده است.
نقش خانواده در تربيت كودك
خانواده نقش عمده در تربيت كودك دارد و ميتواند ابعاد وجودي او را
به لحاظ تربيتي در بعد ديني، اخلاقي، عاطفي، جسمي تحت تأثير قرار
داده و به شكل خاصي پرورش دهد. به برخي از نقشهاي آن در تربيت
کودک، در ذيل ميپردازيم:
1. تربيت مطلوب
كودك مستعد فراگيري است، فكر و ذهن او از آلودگيها پاك است و براي
يادگيري دانش، کسب خصلتهاي نيک، پيشه قرار دادن عادات پسنديده
و...، آمادگي دارد. اين خانواده است كه بهترين مسائل را به او
بياموزد و به بهترين شكل ممكن كودك را تربيت نمايد. امام علي(ع) در
نامهاي خطاب به فرزندش امام حسن(ع) ميفرمايد: «وَ إِنَّمَا قَلْبُ
الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ
قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ
قَلْبُكَ وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْيِكَ
مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ كَفَاكَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْيَتَهُ
وَ تَجْرِبَتَهّ. (قلب كودك مانند زمين خالي است كه هر بذري در آن
بكارند ميرويد، از اين رو، تربيت تو را در كودكي و پيش از آن كه
قلبت را سخت و ذهنت را مشغول سازد، آغاز كردم تا تو حقيقت آنچه را
كه اهل تجربه تو را از تجربه مجدد آن بينياز ميسازد، با رأي قاطع
بپذيري).۳
امام صادق(ع) فرمود: «بادروا احداثكم بالحديث قبل أن يسبقكم السهيم
المرجئة». (پيش از آن كه گروه مرجئه، جوانان شما را گمراه كنند به
آنها حديث بياموزيد).۴
از احاديث به دستميآيد كه كودك قلبش پاك و در عين حال آماده
پذيرش معارف و تربيت ميباشد. از اين جهت، ضرورت دارد قبل از آن كه
گرفتار مفاسد و ناپاكي شوند به تربيت سالم و درست آنها پرداخته شود
و اين فرصت از دست نرود، فرصتي كه ميتواند تمام عمر انسان را تحت
پوشش قرار دهد.
2. الگوي نيک
كودك به خاطر ويژگيهاي كودكي, ضعيف و ناتوان است و نيازي به
مساعدت ديگران دارد. در اين جهت، بالاترين انتظار را از والدين
دارد و والدين را برتر از خود ميپندارد؛ زيرا تمام اعمال و رفتار
آنان به عنوان الگو براي كودك است. به همين دليل، پيامبر اسلام(ص)،
توصيه ميكند: «احبّوا الصبيان و ارحموهم فإذا اوعدتموهم فوفوا لهم
فإنهم لايرون إلا انكم ترزقونهم». (كودكان را دوست بداريد و بر
آنها ترحم كنيد. هر گاه به آنها وعدهاي داديد، به وعدة خود وفا
كنيد، زيرا كودكان، شما را تنها روزي دهندة خود ميدانند).۵
3. انگيزه قوي
در هركاري وجود انگيزه نقش اساسي در انجام و استمرار آن دارد تا
انگيزه قوي و لازم وجود نداشته باشد، هيچ كاري به صورت مطلوب و
شايسته انجام داده نميشود؛ به ويژه كارهاي كه انجام آنها نياز به
پشتكار، پيگيري و مداومت دارد. تربيت فرزند از اين نوع فعاليت است
كه به صورت تدريجي و چندين سال طول ميكشد تا او تربيت گرديده و
استعدادهاي نهفتهي شان كامل و شكوفا گردد. اگر مربي انگيزه كافي و
قوي نداشته باشد، نميتواند كاري تربيتي را به صورت مطلوب انجام
دهد. بنابراين، كسي موفق ميشود که فعاليت تربيتي را به نحو احسن
انجام دهد و انگيزه بسيار قوي داشته باشد. بديهي است كه در ميان
نهادها و سازمانها، نهاد خانواده بالاترين و قويترين انگيزه را
براي تربيت فرزندانشان دارد؛ زيرا هرخانواده بيش از ديگران به
دنبال اصلاح، رستگاري، عزت و سعادتمندي فرزندانش است.
دانشمندان علوم تربيتي، عوامل زيادي را برشمردهاند كه در تربيت
افراد مؤثر است. با اين حال، هميشه اين سؤال مطرح است كه كداميك
از اين عوامل نقش بيشتري دارد؟. عالمان تربيتي بيشترين نقش را براي
عاملي در نظر گرفتهاند كه متربي بيشترين وقت را در آنجا سپري
ميكند. معلوم است كه معمولاً كودك بيشترين زمان را در خانه و
خانواده سپري ميكند. اساسيترين، صميمانهترين و ريشهدارترين
تعامل را كودك با خانواده دارد. ازاينرو، به تدريج صفات و خصوصيات
روحي، اخلاقي و رفتاري والدين به كودك منتقل ميشود و او را تحت
تأثير قرار ميدهد.۶ به گفتهي انديشمند علوم تربيتي: دوره كودكي
كه ميتوان گفت طولانيترين و بهترين دوره زندگاني بشر است،
عاليترين فرصت براي بهرهور ساختن حيات و زندگي ميباشد. كودك در
اين مرحله به پدر و مادر خود متكي است و دوران اتكاء كودك به پدر و
مادر به طور شايسته بهرهبرداري شود، بهترين نتايج و ثمرات تربيتي
به دست خواهد آمد.۷
آشنايي خانوادهها با مفهوم و شيوههاي تربيت
اگر خانوادهها بفهمند و درك كنند كه تربيت چيست؟ و براي انجام آن
چه روشهاي را به كار گرفت و از چه اصولي پيروي نمود، در اين صورت
نقش تربيتي خود را بهتر ميتوانند، ايفا نمايند. در غير اين صورت
ممكن است اقدام به كارهاي بكنند كه هيچ ارتباطي با تربيت نداشته
باشد: «برخي افراد با نيت پاك، تعليمات ديني را به كودك ميآموزند،
ولي به خاطر نداشتن شناخت كافي روح كودك را تباه ميكنند».۸
در تربيت مانند هر علم ديگري، نيازمند به شناخت مباني، اصول و
روشهاي آن است: «يا كميل! ما من حركة إلا و أنت محتاج فيها إلي
المعرفة». (امير المؤمنين(ع) به کميل ميفرمايد: اي كميل! هيچ
حركتي نيست مگر اين كه در آن نيازمند معرفت و شناخت هستي).۹ اگر
آگاهي و شناخت نباشد، انسان مسير را وارونه طي ميكند و از هدف
دورتر ميشود. مانند كسي است كه از بيراهه حركت كرده و هرچه سرعت
و شتابش بيشتر باشد، از مقصد بيشتر فاصله ميگيرد: «العامل علي غير
بصيرة كالسائر علي غير طريق لايزيد سرعته السير إلا بعداً».۱۰
هركس بدون علم به عملي اقدام نمايد، خراب كردن او بيش از اصلاحش
است: «من عمل علي غير علم كان مايفسد اكثر مما يصلح».۱۱ يكي از
علتهاي به كارگيري روشهاي آسيب زا، ناآگاهي مربيان از اصول و
روشهاي صحيح تربيت است.۱۲ بنابراين، جهت آشناي کامل خانوادهها به
مفهوم، مباني، اصول و شيوههاي تربيت، ميطلبد که به انواع تربيت،
اشاره گردد.
1. تربيت ديني
يكي از انواع تربيت، تربيت ديني است. در قرآن كريم به والدين امر
شده است كه نسبت به تربيت فرزندانشان اهتمام ورزند: «يَا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً
وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»۱۳ (اي كساني كه ايمان
آوردهايد! خود و خانواده خود را از آتشي كه هيزم آن انسانها و
سنگها است نگاه داريد). با توجه به اين نکته كه نگاه داشتن خود و
خانواده از آتش دوزخ، جز از راه عمل به دستورهاي خداوند متعال حاصل
نميشود و از سوي ديگر، عمل به دستورهاي خداوند نيز متوقف بر تربيت
ديني صحيح است. اين آيه دلالت دارد كه خداوند متعال والدين را
مسئول تربيت ديني فرزندان ميداند.۱۴
در اين ارتباط، خداوند متعال به پيامبرش ميفرمايد: «وَأْمُرْ
أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا»۱۵ (خانواده خود را
به نماز امر كن و بر آن شكيبا باش). در اين آيه خداوند مسئوليت
تربيت ديني را به عهده سرپرست خانواده گذاشته است. در آيهي خداوند
محصول خانواده سالم را، افراد صالح و تربيت شده معرفي ميكند:
«وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ
وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً».۱۶ (سرزمين
پاكيزه-شيرين-، گياهانش به فرمان پروردگارش ميرويد؛ اما
سرزمينهاي بدطينت-شورهزار- جز گياه ناچيز نميرويد). در تفسير
اين آيه چند احتمال است از جمله اينكه انسانها تشبيه به گياهان
شدهاند و محيط زندگي آنها به زمينهاي شور و شيرين. در محيط آلوده
پرورش انسانهاي پاك مشكل است. همانگونه كه قطرات حياتبخش باران
هرگز در شوره زار سنبل نميروياند. به همين دليل براي تهذيب نفوس و
تحكيم افراد صالح بايد به اصلاح محيط اهميت فراوان داد.۱۷
يكي از محيطهاي كه بالاترين نقش را دارد و اصلاح آن، اصلاح افراد
جامعه را به دنبال دارد، محيط خانواده است. در روايتي از حضرت امام
علي(ع) آمده است: «حسن الاخلاق برهان كرم الاعراق» اخلاق نشانة
سرنوشت نيك خانوادگي است. پيامبر اكرم(ص) اصحاب خود را از ازدواج
با «خضراء دمن» باز ميدارد. وقتي اصحاب از او ميپرسند كه خضراء
دمن كيست؟ ميفرمايد: زيباروياني كه در خانوادههاي ناصالح رشد
كردهاند. اين خود بيانگر تأثير سرنوشتساز خانواده در تربيت فرزند
است.۱۸ امام علي(ع) در فرمان خود به استاندار مصر چنين ميفرمايد:
«براي اداره كشور افرادي را برگزين كه از خانوادههاي شريف و اصل و
خوشنام باشند. آنان كه سابقه نيكو داشته باشند، دلاور، شجاع و
مهربان باشند؛ زيرا چنين كساني جامع صفات ارجمند و شاخ و برگهاي
درخت نيكوي هستند».۱۹
2. تربيت اخلاقي
يكي ديگر از نقشهاي مهم خانواده، تربيت اخلاقي كودك است كه چه
ارزشهاي را در وجود كودك پرورش دهد و او را به لحاظ اخلاقي چگونه
بار آورد: «كودك از والدين خود، خصوصيات اخلاقي، عقيدتي، شخصيتي و
ديگر گرايشها و نگرشها را ميآموزد و در اين زمينه از آنان تقليد
ميكند. اينكه مردم در قضاوتهاي خود رفتارهاي مختلف كودك را به
حساب پدر و مادر كودك ميگذارند، حاكي از واقعيتي است كه از
مطالعات فراوان به دست آمده است».۲۰ چنين چيزي را عرف نيز پذيرفته
و حتي در گذشتههاي دور نيز چنين بوده است. لذا، هنگامي كه كودك
معصوم حضرت مريم متولد شد، براي مردم شگفت انگيز بود. شگفتي مردم
به خاطر اين بود كه چگونه ممكن است مريم كودك نامشروع به دنيا
بياورد، در حالي كه پدر و مادر مريم هيچ كدام آلوده دامان نبودند:
«يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا
كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيّاً».۲۱ (اي خواهر هارون! نه پدرت مرد بدي
بود و نه مادرت زن بدكارهاي). در اين آيه نيز اشاره شده كه مردم
آن زمان به نقش و جايگاه خانواده توجه داشتهاند و هر گونه حوادث
اجتماعي را با توجه به اعضاي خانواده تحليل و تفسير مينمودند.
قرآن كريم نصيحت حضرت لقمان را به فرزندش اين گونه بيان ميكند:
«وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ
مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ
وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ»۲۲ (پسرم! با
بياعتنايي از مردم روي مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه
خداوند هيچ متكبر مغروري را دوست ندارد. پسرم! در راه رفتن، اعتدال
را رعايت كن، و از صداي خود بكاه). موارد ياد شده نمونههاي از
تربيت اخلاقي است كه قرآن كريم به آنها اشاره نموده و نقش خانواده
را مهم دانسته است. چنانكه خانواده ميتواند صفات نيك و شايسته را
در وجود كودك شكوفا سازد، ميتواند برخي باورها و صفات ناپسند را
نيز در وجود كودك پرورش دهد.
ازاينرو، برخي گفته است: «نقش خانواده در بروز اين نابسامانيها
(باورهاي خرافي)، آشكار است گاهي افراد خانواده خود اين واديهاي
تاريك زندگي را در مقابل روي فرزندان قرار ميدهد. جاي كه پدر و
مادر خود اسير باورهاي خرافي باشند، رسوخ آنها در ذهن كودكان قطعي
است. مادر براي آن كه كودك را بخواباند وي را به اتاق خواب برده و
از ديد جنّ و پري و... ميگويد. كودك بيگناه را براي همه شب در
رؤياهاي وحشتناك غرق ميسازد كه همانها زمينهساز وحشت ديرپاي وي
از حوادث زندگي در همه عمر اوست».۲۳ در جاي ديگر آمده است که در
تربيت اخلاقي به جاي پند و اندرز و ايجاد محدوديت از الگوي سالم
روابط گروهي بايد سود گرفت. حسن خلق، مهرباني، ادب، تقوا، امانت،
پاكدامني، نيك انديشي، خيرخواهي و...، فقط با عمل و استمرار آن در
وجود افراد، خانه ميكنند. بنابراين، بهترين و مؤثرترين شيوة ايجاد
اين گونه فضايل اخلاقي همان است كه خانواده و جامعه به اين گونه
ارزشها مجهز و از كجرويها مبرا باشد.۲۴
3. تربيت اجتماعي
يكي ديگر از نقشهاي مهم خانواده، تربيت اجتماعي كودك است.
ازاينرو، گفتهاند: «فرآيند اجتماعي شدن كودك از خانواد شروع
ميشود، خانواده براي كودك كم سن و سال معرف همه دنيايي است كه او
را احاطه كرده است. تصور خود در نزد كودك، انعكاس احساسي است كه
اعضاي خانواده نسبت به او دارند. بنابراين، تصوري كه فرد از خود و
نيز از جهان پيرامون و از افرادي كه در پيرامون اويند دارد به طور
مستقيم تحت تأثير وجهه نظر و باورهاي خانوادههايشان قرار دارد.
ارزشهاي كه فرد ميپذيرد و نقشهاي مختلفي را كه از او انتظار
ميرود ايفا كند در بدو امر، در درون شبكه روابط خانوادگي آموخته
ميشود و كودك آنها را فرا ميگيرد. اگر به نتايج بررسيهاي مختلفي
كه تا كنون به عمل آمده نظري بيفگنيم، خواهيم ديد كه ميان طبقه
اجتماعي خانواده و اجتماعي شدن كودك روابط مستقيمي وجود دارد.۲۵
يا دارد: كودك هنجارهاي اجتماعي را از طريق خانواده فرا ميگيرد؛
زيرا نسبت به افراد ديگر جامعه، زمان بيشتري را با اين گروه صميمي
و خودماني ميگذراند. خانواده كودك را به انجام رفتارهاي منطبق با
انتظارات جامعه بر ميانگيزاند و براي اين كار به رفتارهايي كه با
هنجارهاي جامعه مطابق و با انتظارات آن هماهنگ است، پاداش ميدهد و
در برابر رفتارهاي كه با آن هماهنگ نيست او را تنبيه و مجازات
ميكند.۲۶
حضرت لقمان به فرزندش ميگويد: «يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ
وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى
مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ».۲۷ (پسرم!
نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن و در برابر
مصايببي كه به تو ميرسد شكيبا باش كه اين از كارهاي مهم است). در
اين آيه حضرت لقمان دو چيز مهم را مورد تأكيد قرار داده: يکي برپا
داشتن نماز و ديگري امر به معروف و نهي از منكر كه هر دو جنبهاي
اجتماعي دارند به ويژه فريضه امر به معروف و نهي از منكر كه اصولاً
كاربردش در اجتماع ميباشد. از اين آيه به نوعي استفاده ميشود كه
پدر خانواده وظيفه دارد مهمترين مسائل ديني و اجتماعي را به فرزندش
بشناساند و او را با هنجارهاي ديني و اجتماعي آشنا سازد مانند
رعايت حقوق ديگر، امانت داري، فداكاري و ... اساس اين خصلتها در
دوران كودكي كه احساس پاك و صاف كودكان زمينه پذيرش آن را دارد،
بايد گذاشت. خانواده و روابط خانوادگي در پيريزي چنين روحيهاي
نقش اساسي دارد.۲۸
4. تربيت عاطفي
از نقشهاي مهم ديگري خانواده، تربيت عاطفي كودك است. خانواده
ميتواند اعتماد به نفس، خلاقيت، صميميت و... را در وجود كودك
پرورش دهد. كوپر اسميت، نتيجه مطالعه و تحقيق خود را اين گونه بيان
كرده است: «پسراني كه از عزت نفس بالايي برخوردارند، معمولاً داراي
والديني هستند كه اعتماد به نفس، ثبات، هيجان و اتكايي به خود از
ويژگيهاي شخصيتي آنان به شمار ميرود و در اعمال پرورش و تربيت
فرزندان، بين آنها و فرزندانشان توافق كاملي مشاهده ميشود.
مطالعات كال دول و همكارانش نيز درباره شكل گيري هوش در جريان
تأثير محيط خانواده نشان داده كه كودك با هوشتر معمولاً كساني
هستند كه در خانوادههاي صميمي رشد كرده و از امكانات تربيتي و
فرهنگي بيشتري برخوردار بودهاند».۲۹
برخي ديگر از دانشوران علوم تربيتي با توجه به تربيت عاطفي، مسائل
مانند خودكفايي را مطرح نموده و گفتهاند که مراد از خودكفايي،
آمادگي براي شناخت به موقع موقعيتها، تشخيص راه مقابله، توانايي
براي تصميم گيري، اقدام خود بخودي و برخورد با مسائل خرد و بزرگ
زندگي است. خودكفايي را در خانه از نخستين مراحل رشد بايد دنبال
كرد و به اميد دگرگونيهاي دوره بلوغ نبايد گذاشت كه نوجوان كم
توان را هجوم دشواريهاي گوناگون زندگي مجال نميدهد.۳۰
5. تربيت بدني
از جمله نيازها و ضرورتهاي كودك، توجه به بعد جسماني و بدني آن
است. پاسخگويي به اين نياز در مرحلهي نخست به عهده خانواده است.
در واقع خانواده مسئول سلامتي كودك ميباشد و بايد تلاش نمايد كه
خواستههاي بدني را مانند غذا، آب و هوا، خواب و استراحت، بازي و
امثال اينها را براي كودك تهيه نمايد و او را در رشد سالم جسماني
كمك نمايد. امام صادق (ع) فرمود: «اسقوا صبيانكم السويق في حضرهم
فإن ذلك ينبت اللحم و يشد العظم».۳۱ (به كودكان خود سويق-غذايي كه
از آرد گندم و جو تهيه ميشود- بخورانيد؛ زيرا تغذية اين گونه
مواد، گوشت بدن را ميروياند و استخوانها را محكم ميگرداند).
رسول اكرم(ص) تعليم ورزشهاي لازم را يكي از حقوق كودكان بر پدران
معرفي فرموده است: «حق الوالد علي الولد إذاكان ذكراً أن يستقر امه
و يستحسن اسمه، و يعلمه الكتابة و يطهره و يعلمه السباحة»۳۲ (حق
فرزند بر پدر (در صورتي كه پسر باشد)، اين است كه مادرش را مسرور
گرداند و نام نيكو نهد و نوشتن را به او بياموزد و او را پاكيزه
نگاه دارد و فنّ شنا را به او تعليم دهد). امام علي (ع) فرمود:
«يربّي الصبي سبعاً، و يؤدّب سبعاً و يستخدم سبعاً».۳۳ (كودك به
مدت هفت سال تربيت ميشود و به مدت هفت سال ادب آموزي ميشود و به
مدت هفت سال به خدمت گمارده ميشود). در بيان فوق، منظور از تربيت،
تربيت و رشد بدني و اشتغالاتي است كه به رشد صحيح جسماني كودك كمك
ميكند و مصداق بارز آن، بازيهاي بچگانه است.۳۴
نتيجهگيري
در بررسي نقش خانواده در تربيت كودك از ديدگاه آيات و روايات اين
نتايج بدست آمد:
1. در قرآن كريم و روايات امامان معصوم(ع)، توجه خاصي به تربيت
كودك شده و نقش خانواده در آن بسيار مهم به حساب آمده است. خانواده
به عنوان يك نهاد اجتماعي بالاترين نقش را در تربيت ديني، اخلاقي،
عاطفي، جسماني و اجتماعي كودك دارد. اگر بخواهيم كودك خوب و سالم
داشته باشيم، قبل از آن بايد خانواده خوب و سالم داشته باشيم. به
همين دليل، اكثر مربيان و صاحب نظران تربيت در بحث خانواده و تربيت
فرزند، اهتمام جدي به انتخاب همسر داشتهاند و ملاكها و معيارهاي
خاصي را براي تشكيل خانواده معرفي نمودهاند؛ به اين دليل كه آغاز
تربيت همان تشكيل خانواده و انتخاب همسر مناسب است.
2. كودك به دليل وابستگي عاطفي، شناختي، امنيتي، ضعف وجودي و... در
مجموع، بالاترين اطاعت و پيروي را از خانواده دارد. اين بهترين
فرصت براي خانواده است كه به تربيت فرزندش پرداخته و اجازه ندهد تا
اين فرصت طلايي از دست رود.
3. كودك نه تنها در يك بعد از ابعاد تربيت متأثر از خانواده است،
بلكه در تمام ابعاد؛ يعني ديني، اخلاقي، اجتماعي، عاطفي، جسماني
و...، كودك متأثر از خانواده است. به عبارت ديگر دين، اخلاق، روابط
اجتماعي خانوادگي، نحوه زندگي والدين، رفتار، گفتار، عقايد،
صحبتكردن، ارزشهاي كه خانواده به آن پايبند هستند و...، كودك را
تربيت ميكند.
4. خانواده در عين اينكه اولين عامل تربيت به شمار ميرود و
بالاترين نقش را دارد، ولي براي ايفاي نقش بهتر و مناسبتر، ضمن
آشنايي با فرآيند تربيت، شيوهها، اصول و...، بايد با بقية عوامل
تربيتي مانند مدرسه، جامعه و نهادهاي آموزشي و پرورشي در تعامل
باشد.
پينوشتها
1. معيري، محمدطاهر، بچههاي خوب، پرورش بد، چ2، تهران: اميرکبير،
1383، ص147.
2. شاتوژان، مربيان بزرگ، ترجمه غلامحسين شكوهي، ص188.
3. سيد رضى نهج البلاغه، قم: هجرت, 1406, نامه 31, ص391.
4. روضة المتقين، همان، ص651.
5. كليني، محمديعقوب، كافي، ج6، ص50.
6. شريفي، حبيبالله، دلايل نقش خانواده در تربيت اخلاقي، نشريه
نويد فردا، سال دوم، شمارههاي 9 و 10، ص7.
7. حجتي، محمدباقر، اسلام و تعليم وتربيت، همان، ص 37.
8. نقش دين و خانواده در آموزش و پرورش كودك، مجله معرفت، شماره
57، ص67.
9. تحف العقول، ص191.
10. كليني، محمديعقوب، كافي، ج1، ص 34.
11. همان.
12. قائميمقدم، محمدرضا، روشهاي آسيب زا در تربيت، قم: پژوهشگاه
حوزه و دانشگاه، صص169 و 170.
13. سوره تحريم/ 6.
14. داودي، محمد، سيره تربيتي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) در تربيت
ديني، چ2، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1384، ص 270.
15. سوره طه/ 132.
16. سوره اعراف/ 58.
17. شيرازي، مكارم، اخلاق در قرآن، ج1، ص152.
18. به نقل از: داودي، نقش معلم در تربيت ديني، قم: پژوهشكده حوزه
و دانشگاه، 1384، ص101.
19. نهج البلاغه، نامه53.
20. بيريا، ناصر و ديگران، روان شناسي رشد، ج2، تهران: سمت، 1383،
ص 855.
21. سوره مريم/ 28.
22. سوره لقمان، آيات 18 و 19.
23. معيري، محمدطاهر، ص125.
24. همان، ص142.
25. بروس كوئن، مباني جامعه شناسي، ترجمه غلام عباس توسلی و رضا
فاضل, چ10، تهران: سمت، 1382، ص110.
26. همان، ص122.
27. سوره لقمان/ 17.
28. معيري، محمدطاهر، ص127.
29. بيريا، ناصر و ديگران، روان شناسي رشد، ج2، ص855.
30. معيري، محمدطاهر، ص130.
31. مجلسي، محمدباقر، بحار، ج14، ص845.
32. محجة البيضاء، ج2، ص 65.
33. روضة المتقين، ج8، ص651، به نقل از: خانواده در قرآن، احمد
بهشتي، ص250، قم: انتشارات دفتر تبليغات.
34. بهشتي، احمد، خانواده در قرآن، قم: دفتر تبليغات، ص250.
|