مؤلفه‌های تقريب بين مذاهب اسلامي در افغانستان

     سلمان‌علی برهانی

مقدمه

مسئله همبستگی و همزيستی مسالمت آميز از مسايل بسيار مهم و مورد نياز جوامع انسانی به شمار  می‌رود. جوامع اسلامي نيز از اين قاعده مستثنا نخواهد بود. در بيان اهميت و ضرورت همسويي و همدلی و گريز از اختلاف و پراکندگی، ميان اقوام و پيروان مذاهب و جوامع انسانی به خصوص پيروان مذاهب اسلامی همين بس که در قرآن مجيد، صراحتاً به اين مهم اشاره رفته است: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ..».(۱))و همگی به ريسمان خدا]قرآن، اسلام و هرگونه وسيله وحدت[، چنگ زنيد و پراگنده نشويد! و نعمت خدا را بر خود به ياد آريد که چگونه دشمن يکديگر بوديد و او ميان دلهای شما الفت ايجاد نمود).

بی‌ترديد، هر جامعه و کشوری اگر بخواهد بر نابساماني‌ها و مشکلات فرا راه شان فايق آيند، نيازمند تمسک به اصل وحدت و پرهيز از تفرقه هستند. در حال حاضر، يکی از چالش‌های بزرگ عالم اسلام، درد تفرقه و اختلاف است. لذا بجاست که پيروان مذاهب اسلامی با عنايت به محورهای مورد وفاق و اتخاذ راهکارهای مناسب، برای دست‌يابی به خواسته‌ها و تحقق اهداف الهی و انسانی شان و نيز تأمين مصالح عمومی، بيش از گذشته اهتمام ورزند، وانگهی در بر قراری ارتباط با يکديگر، مصلحت جمعی را به مصلحت فردی مقدم دارند تا در گفتار و رفتار اين مهم، نمود و ظهور يابد. از اين‌رو، بکار گيری اين شيوه از سوی افراد و مجموعه‌ای جهت بر قراری روابط سالم به قدری مهم و کار ساز است که خداوند نسبت به اهل ايمان می‌فرمايد:إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(۲)مؤمنان برادر يکديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهيد و تقوای الهی پِيشه‌کنيد, باشد که مشمول رحمت او شويد!).

آيه فوق انسان‌های مؤمن را به برادری و اصلاح ميان يکديگر فرا می‌خواند. بی‌ترديد، يکی از پيام‌هاي اصلی آيه آن است که مسلمانان و پيروان مذاهب اسلامی، همواره سعی و اهتمام شان بر اصلاح نابسامانی‌ها، رفع اختلافات مذهبی و تبيين و تقويت نقاط مشترک، گريز از عوامل نفاق و اختلاف باشد. بی‌گمان، تقريب مذاهب اسلامي و هم‌پيمانی کشورهای اسلامی، در گرو عزم عمومی و ارائه راهکارهای مناسب از سوی سران، علما، انديشوران، سياست‌گذاران و فرهنگيان و ... مي‌باشد. نوشته حاضر مي‌کوشد، برخی از محورها، زمينه‌ها، راهکارها، موانع و دست‌آوردهای تقريب مذاهب را مورد بحث قرار دهد. 

الف) محور‌های تقريب بين مذاهب اسلامي

هيج آيين و مکتبی به اندازه آيين حيات بخش اسلام و آموزه‌های آن نسبت به هدايت و کرامت انسانی اهميت نداده است. مکتب پويا و جهانی اسلام با ارائه برنامه‌های ارشادی و اصلاحی، بر هم‌انديشی، همدلی، همياری و همزيستی مسالمت آميز تأکيد ورزيده و کوشيده است نفاق، کينه، دشمنی را از جامعه بشری بردارد. محور‌های وحدت تقريب بين مذاهب اسلامي عبارتند از:

1. دين اسلام

با عنايت به اين واقعيت که حدود نود و نه در صد جمعيت افغانستان را مسلمانان تشکيل می‌دهند، از اين حيث آيين مقدس اسلام يکی از محورهاي مهم همبستگی و وحدت ميان پيروان مذاهب اسلامي به حساب مي‌آيد. قرآن مجيد برای آن که نقش و اهميت آيين روح بخش اسلام را در ايجاد وحدت، همبستگی و نيز نفی نفاق و اختلاف بيان نمايد، وضعيت نابسامان و دلخراش قبل از اسلام را ياد آور می‌شود، تشتت و جنگ‌های قبيله‌ا‌ی مردم آن روز گار را بيان مي‌دارد که بر سر موضوعات پوچ به نزاع و خون ريزی روی می‌آوردند و به ناحق خون ريزی و جنگ قبيله‌ای را به راه می‌انداختند. قرآن مي‌فرمايد: «اما خداوند با نعمت اسلام، بين شما الفت و محبت را حاکم نمود و از اختلاف و دشمنی که شما را به لبه‌ی پرتگاه قرار داده بود، رهای بخشيد».(۳)

امام علی در بيان ويژگی و اهميت اسلام مي‌فرمايد: «ستايش خدای را سزاست که راه اسلام را گشود، و راه نوشيدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود. ستون‌های اسلام را در برابر ستيزه جويان استوار کرد و آن را پناهگاه أمنی برای پناه برندگان، و ماية آرامش برای وارد شوندگان قرار داد».(۴)   

در بيان جايگاه و محوريت دين اسلام، امام صادق مي‌فرمايد:الاسلام يحصن به الدم و تؤدی به الامانة و تستحل به الفروج ...(۵) (بوسيله اسلام خون شخص محفوظ، امانت ادا و زناشوی حلال مي‌گردد). بی‌ترديد، کسی‌که مسلمان واقعی است معنا ندارد، دستش به خون برادر دينی اش آلوده شود. از شأن فرد مؤمن و معتقد به مسايل اسلامی بدور است که به اختلاف، دشمنی و خون ريزی روی آورد. يکی از توصيه‌هاي مهم دين اسلام امر به برادری و انسجام و اتحاد مسلمانان است. بنا بر اين بر ما مسلمانان است که بار ديگر به مسايل دينی و اعتقادی مان عميقا بينديشيم. آيا اين همه اختلافات به خاطر عدم آگاهی از آموزه‌های دينی ما نمي‌باشد؟ آيا منصفانه است که با عملکرد ناشايست خود مان، چهره دين اسلام را مخدوش نماييم؟!.

2. قرآن

از ديگر، محورهای مهم و اصلی در ارتباط با وحدت و همسويی امت اسلامی قرآن مجيد است. در ارتباط با جايگاه و عظمت کلام الله مجيد، افزون بر آيات خود قرآن(۶)، رسول خدا تعبير زيبايي دارند:عليکم بالقرآن، فاتخذوه اماماً و قائداً فانه کلام رب العالمين الذی هو منه و اليه يعود، فآمنوا بمتشابهه واعتبروا بامثاله»(۷) (با قرآن مأنوس شويد و آنرا پيشوا و رهبر خويش گيريد که قرآن گفتار خدای جهانيان است. از اوست و بسوی او باز مي‌گردد، به متشابه آن ايمان داشته باشيد و از مثل‌های آن عبرت گيريد).

امام علی در وصف قرآن می‌فرمايد: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذيرد، دريای است که ژرفای آن درگ نشود، راهی است که روندة آن گمراه نگردد، شعله‌ای است که نور آن تاريک نشود، جدا کننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنايي است که ستون‌های آن خراب نشود، شفا دهند‌ای است که بيماری‌های وحشت انگيز را بزدايد، قدرتی است که ياورانش شکست ندارند، و حقی است که ياری کنندگانش مغلوب نشوند. قرآن، معدن ايمان و اصل آن است، چشمه‌های دانش و درياهای علوم است، سرچشمه عدالت، و نهر جاری عدل، پايه‌های اسلام و ستون‌های محکم آن است، نهرهای جاری زلال حقيقت، و سرزمين‌های آن است».(۸)

 بی‌ترديد، عزت، اقتدار، توانايی و عظمت مسلمين در سايه قرآن و عمل به دستورات آن است. امام علی همچنين می‌فرمايد: «بر شما باد عمل کردن به قرآن که ريسمان محکم الهی، نور آشکار و درمانی سود‌مند است؛ تشنگی را فرونشاند، نگهدارنده‌ای کسی است که به آن تمسک جويد و نجات دهنده‌ای آن کس است که به آن چنگ آويزد».(۹)

همه مسلمانان قرآن را به عنوان منبع وحياني معتبر و تحريف نشده قبول دارند و در ارتباط با معارف قرآن، شيعه و سنی مطرح نيست، بلکه همگان نسبت به قرآن و دستورات آن، خود را معتقد، پايبند و عامل می‌پندارند، با اين حال متأسفانه عمل و رفتار ما مسلمانان با آموزه‌های قرآنی و دينی فاصله دارد. اغلب مسلمانان با اينکه دم از مسلمانی می‌زنند به بسيار از آيات الهی که به وحدت، برادری، برابری و دوری از اختلافات تأکيد ورزيده است، عنايت ندارند. بنائاً بر ماست که جهت حل مشکلات و رفع ناهنجاری‌های موجود، به اين دسته از آيات الهی اهتمام ورزيم و آن را در زندگی جمعی و فردی خويش به کار بنديم. بی‌ترديد، وقتی در متن قرآن و آموزه‌های دينی قرار می‌گيريم به خوبی در می‌يابيم که تمام بيانات الهی و احاديث نبوی اعم از نهی، امر، تهديد، تبشير و ...، همه برای تسهيل امور و رفع نابسامانی‌های فراروی بشريت تشريع گرديده است. بنابر اين، قرآن که در دربرگيرنده‌ی تمام معارف اسلامی و دستورات دينی است، خود می‌کوشد تا در نهايت، همه‌ی انسان‌ها را در يک جامعه‌ی آرمانی، هدفمند و منسجم گرد آورده، وانگهی به سمت کمال و انسانيت رهنمون باشد.

3. پيامبر(ص)

وجود نازنين رسول خدا برای تمام بشريت مايه رحمت است:«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»(۱۰) (ما تو را جز رحمت برای جهانيان نفرستاديم). آن حضرت نقطه‌ی پيوند و انسجام فرق اسلامی محسوب می‌گردد. امام علی می‌فرمايد: «خداوند پيامبر را هنگامی فرستاد که پيامبران حضور نداشتند، امت‌ها در خواب غفلت بودند و رشته‌های دوستی و انسانيت از هم گسسته بود».(۱۱)  

مسلماً، حضرت در امر اصلاح و رفع نابسامانی‌ها اهتمام خاصی داشت. اميرالمؤمنين در بارة او می‌فرمايد:... او شکاف‌های اجتماعی را به وحدت اصلاح، و فاصله‌ها را به‌هم پيوند داد و پس از آن که آتش دشمنی‌ها و کينه‌های بر افروخته در دل‌ها راه يافته بود، ميان خويشاوندان يگانگی برقرار کرد».(۱۲)

نام، آيين، آرمان و اهداف بلند نبی‌مکرم اسلام، مايه‌ی الفت و محور اخوت به حساب می‌آيد که برای تجمع آحاد مسلمين در هر زمان و مکانی نقش آفرين و حيات بخش بوده و می‌باشد. اين يک حقيقت مسلم است که وجود مقدس رسول الله، از هر حيث (عقلی، عاطفی، روحی، معنوی، اخلاقی و ...)، مورد وفاق فرق اسلامی است. از اين رو، پيامبر يکي از محورهای اصلي وحدت امت اسلامي و الگوی تام و کامل براي مسلمانان می‌باشد:«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراًً».(۱۳) (مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نيکويی بود، برای آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد می‌کنند). خداوند مؤمنين را به پيروی مطلق از آن حضرت فرا خوانده است:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ».(۱۴) (ای کسانی که ايمان آورده‌ايد! اطاعت کنيد خدا و رسول خدا را، و اعمال خود را باطل نسازيد). عمل به سيره پيامبر که همواره براي رفع اختلافات و دشمنی‌ها و ايجاد برادری و برابری و تأليف قلوب اهتمام مي‌ورزيد، مايه وحدت مسلمانان و نجات جامعه اسلامی و پيروان مذاهب اسلامي از آتش نفاق و اختلاف خواهد داد.

4. عزت خواهی

يکی ازعناصر و محورهايي که به اتحاد و يکپارچگی جهان اسلام و پيروان مذاهب اسلامی ختم می‌شود، بسط انديشه‌ عزت طلبی در سطح جهان اسلام است.(۱۵) بی‌گمان، عزت طلبي دينی و عظمت خواهی اسلامی، از سرمايه‌های بزرگ جوامع اسلامی به حساب می‌آيد. از اين‌رو، بايسته است که مسلمانان و پيروان مذاهب، با بهره‌گيری از آموزه‌های اصيل اسلامی«وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ »(۱۶)، در فکر پی‌ريزی بستر مناسب زندگی با عزت و شکوه‌مند انسانی و اسلامی، باشند و جهت فرهنگ سازی آن در سطح کشورهای اسلامی، بيش از گذشته بينديشند و همت‌گمارند. پيروان مذاهب اسلامی بايد به اين واقعيت توجه داشته باشند که عزت‌مندی و شوکت آنان در گرو شناخت اسلام ناب و عمل و پيروی از دستورات اسلامی و تمسک به سيرة نبوی است. هر قدر مسلمانان از معارف اسلامی و سيرة نبوی، فاصله بگيرند و در اجرا و عمل، کوتاهی نمايند به همان ميزان از عزت و عظمت شان کاسته شده و به وابستگی و بی‌عزتی بيشتر امت اسلامی منتهی خواهد شد. لذا، همگرايی و همبستگی، از اصول اساسی پيشرفت و توسعه کشورهاي اسلامي به شمار می‌آيد.

تأييد و رحمت الهی شامل حال کسانی می‌گردد که باهم متحد و منسجم باشند و از تفرقه بپرهيزند. بی‌ترديد جلب رضايت، تأييد و نصرت خداوند وقتی ممکن خواهد بود که مسلمانان از تفرقه و چند دستگی اجتناب ورزند و در راستای حفظ و تقويت مبانی ارزشی اسلام همت‌گمارند تا وعده الهی، «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»(۱۷) تحقق يابد. بنابر‌اين، پيروان مذاهب و امت اسلامی تا وقتی از اختلافات و تعصبات دست بر ندارند، از آن عزت و وقاری که خداوند بشارت داده است، بی‌نصيب خواهند بود. ملت ما که طعم تلخ تفرقه و تعصبات بی‌مورد قومي و مذهبي را درگذشته به خصوص طی اين دو سه دهه اخير، به خوبی درک کرده است بايد با عبرت گيري از گذشته‌ی غم‌بار بيش از ديگران در جهت وحدت و انسجام گام بردارند و به فردای روشن بينديشند.

ب) زمينه‌سازان تقريب

امروز افکار عمومی نسبت به تجديد هرج و مرج در کشور آمادگی ندارد، بلکه از آن به شدت بيم دارند و اين مهم نقطه‌ی عطف و عامل تعيين کننده‌ی جهت تقريب مذاهب و تفاهم ملی به شمار می‌رود. لذا جهت دست‌يای به اين مهم به برخی از عناصری زمينه ساز، اشاره می‌گردد.

ا. رهبران

ضرورت همسويي امت اسلامی در سطح کشورهای اسلامی و هم‌انديشی پيروان مذاهب در محدوده خاص يک کشور، جهت بسط نقاط مشترک و پرهيز از اختلافات و تقريب مذاهب در سطح جغرافيای ملی، برای پيشرفت و تحکيم اقتدار جوامع اسلامي، بيش از گذشته احساس می‌گردد. بنائاً وظيفه‌ی اصلی رهبران و انديشمندان اسلامی، به خصوص کشور افغانستان به شمار می‌رود که با رويکرد مناسب، زمينه‌ی ميانه‌روی و همزيستی مسالمت آميز را ميان اقوام و مذاهب، جهت اقتدار امت اسلامی و دفع هجمه تبليغات دشمنان، فراهم ساخته و با اتخاذ تدابير درست و عملکرد مناسب، برای خنثا نمودن فتنه‌های مذهبی و طايفه‌ای که از سوی دشمنان با طرفند‌های مختلف دامن زده می‌شود، وارد عمل شوند. مسلماً يکی از وظايفه مهم روئسای کشورهای اسلامی در حال حاضر اين است که برای حفظ مبانی اسلامی، استقلال ارضی، بسط ارزش‌های دينی، کرامت انسانی و عزت و اقتدار امت اسلامی، همواره پيروان مذاهب اسلامی را به ميانه روی، هم‌انديشی دينی، تعامل مذهبی و اخوت و برادری؛ تشويق و ترغيب نمايند و در اين ارتباط از ارائه هيج نوع راه حل‌های عملی و قابل اجرا، دريغ ننمايند.

سران کشور‌های اسلامی بايد به اين نکته توجه داشته باشند که براي دشمنان اسلام، شيعه و سنی فرقی نمی‌کند، بلکه سعی و تلاش آنان، ايجاد تفرقه و اختلاف ميان پيروان مذاهب اسلامی است تا از‌ اين طريق بر کشورهای اسلامی سلطه يابند.

ملت ما همواره از فقدان يک رهبری سياسي که تنها به دنبال مصالح کشور بوده و برای او نژاد، مذهب، زبان و قوم اهميت نداشته باشد، رنج می‌برد و وجود اين خلأ در طول تاريخ، موجب عقب‌ماندگی مردمی ما در تمام عرصه‌ها شده است؛ بنابر اين، تقريب مذاهب در سطح جغرافيای ملی، برای پيشرفت و تحکيم اقتدار کشور بيش از گذشته ضرورتش احساس می‌شود.

2. رسانه‌ها

يکی از عوامل مؤثر در همبستگی ملی و تقريب مذاهب، رسانه‌ها به خصوص رسانه‌ی ملی به حساب می‌آيد. رسانه‌ها بايد در ضمن بيان مبانی، اصول، ارزشها و ديدگاهاي اسلامی، به تقويت نقاط مشترک مذاهب و پرهيز از مواردی که موجب اختلاف و تفرقه ميان مذاهب و امت اسلامی، می‌گردد اهتمام ورزد. رسانه‌‌ها اعم از مطبوعات، راديو و تلويزيون، نقش اساسی و بی‌بديل در جهت تقويت و بسط اين مهم دارند:در جهان معاصر، رسانه‌های جمعی نقش مهمی اگر نگوييم، تعيين کننده در تبليغ و ترويج همگرايي دارند؛ اعم از اينکه در سطح خرد قومی، کلان ملی و ... باشند».(۱۸) بی‌گمان، رسانه‌ی ملی نقش کليدی در جهت افزايش سطح آگاهی عمومی و گسترش ارزش‌های فراگير، تقريب مذاهب و همبستگی ملی دارد:شکی نيست که اهميت رسانه‌های همگانی در مرحله گزار به دموکراسی بسيار زياد است؛ زيرا می‌توانند ارزش‌های جديد و الگوهای رفتار موافق با دموکراسی را در جوامع بپرورانند».(۱۹)

امروز، رسانه‌‌ها در هر کشوری از حيث جهت‌‌دهي و تأثير گذاري حرف اول را می‌زند. از اين‌رو، عنايت به نقش سازنده و حياتی رسانه‌ها می‌طلبد که دولت در قبال رسانه‌ها بی‌توجه نباشد، بلکه با تدوين قانون جامع که در آن مصالح دينی و ملی در نظر گرفته شود، بيش از گذشته اهتمام ورزد. با توجه به اهميت و جايگاه رسانه‌ها، ضرورت دارد که از آن در تقريب مذاهب و رفع نابسامانی‌ها به نحو مطلوب بهره جسته شود.

امروزه دشمنان اسلام به بهانه‌های مختلف همانند حقوق بشر، آزادی بيان، حقوق زنان، آزادی مطبوعات، همايت از اقليت‌های دينی و مذهبی و ... سعی می‌کنند تا ارزش‌های دينی و سنن ملی کشور‌های مسلمان را مورد هجمه و تبليغات سوء قرار داده و چهره‌ی اسلام واقعی را خدشه‌دار نمايند. از اين رو، همسويی و هدفمند کردن رسانه‌های کشور‌های مسلمان چه در داخل کشور‌ها و چه در سطح بين المللی، در برابر جوسازی‌ها و تبليغات سوء دشمن، جهت حفظ ارزش‌های اسلامی و بسط آن از طرفی و اتحاد و يک پارچگی ملی و اسلامی از طرف ديگر، بيش از گذشته‌ ضروری به نظر می‌رسد.

3. علما و انديشمندان

 رسالت اصلی علما و انديشمندان دينی چه در گذشته و حال اين بوده و هست که ضمن صيانت از مبانی، اصول و معارف اسلامی و نيز بيان آن به هدايت و راهنمايي افراد بشر همت می‌گمارند و به مقتضايان العلماء و رثة الانبياء»(۲۰) رسالت سفيران الهی را تداوم بخشند. مسلماً عالمان دينی که به عنوان وارثان انبيا و اوليای الهی و نيز ادامه دهندگان راه آنان به شمار می‌آيند، همانند انبياء عظام، جهت حل مشکلات اجتماعی و رفع ناهنجاري‌های موجود، همواره پيشقدم بوده‌اند و می‌باشند. لذا سزاوار است که عالمان ديني و صاحب نظران کشور افغانستان، افزون بر انجام رسالت دينی و الهی شان در جهت بهبودی نابسامانی‌های اجتماعی موجود و رفع و يا کم رنگ ساختن اختلافات قومی، لسانی، مذهبی و ... بيش از گذشته تلاش و همت نمايند.

 اهل علم و انديشمندان اسلامی، همانند انبيای الهی عهده دار اجرايي دستورات دينی و بيان معارف اسلامی می‌باشند. يکی از مهم‌ترين دستورات دينی که در آموزه‌های دينی (آيات و احاديث)، صراحتاً به آن اشاره رفته است، همانا امر به ايجاد اخوت و برادری ميان مسلمانان و پيروان مذاهب اسلامی است:«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ».(۲۱) شخص نبی مکرم اسلام و ائمه معصومين در عمل و سخن همواره به اين امر توجه داشتند. هر چند پس از رحلت نبی‌معظم اسلام، جامعه اسلامی دچار واپسگرايی و عقب‌ماندگی در برابر ديگران گرديده و در درون شاهد ناملايمات و نابسامانی‌های بی‌شمار قبيله‌گرايی، ارزش‌گريزی، انحصار طلبی، تعصبات مذهبی، دکم انديشی و ...گرديد، ولی با اين وجود، حضور و وجود علما و انديشمندان آگاه و متعهد اسلامی همانند سيد جمال الدين(۲۲)، عبده، اقبال، امام خمينی(ره) و ...، مانع از گسترش مشکلات فوق شده است. هر يک از اين عالمان و انديشمندان الگوی علمای جهان اسلام محسوب می‌شوند و آنان از معدود افرادی هستند که در اين زمينه اهتمام خاصی داشتند. در عصر حاضر، امام خمينی(ره) را مي‌توان يکی از چهره‌های بنام جهان اسلام دانيست که هميشه نسبت به وحدت امت اسلامی و رفع اختلافات مذهبی، بيش از ديگران در عمل و بيان اهتمام داشت:از امور مهم اخلاق اسلامی، قضيه تفرقه نداشتن و مجتمع بودن است».(۲۳) در جای ديگر می‌فرمايد:«يک دسته از مسلمانان، شيعه هستند و يک دسته از مسلمانان سنی، ... اينها دليل اختلاف نيست، ما نبايد با هم اختلاف و تضاد داشته باشيم، ما همه با هم برادريم، برادران شيعه و سنی بايد از هر اختلافی احتراز کنند».(۲۴) امام خمينی(ره) علاوه بر اتحاد و همبستگی جهان  اسلام، در فکر همبستگی و اتحاد ملل آزاده جهان نيز بود:همه ملل دنيا با هم متحد شوند و يک امت بزرگ پديد آورند».(۲۵)

اگر انديشمندان کشورهای اسلامی، شناخت درست از اسلام داشته باشند، وانگهی به آموزه‌های دينی و دستورات اسلامی پايبند و عامل باشند، ديگر امت اسلامی شاهد ناهنجاری‌ها و نا برابری‌های جانکاه نخواهد بود. نظرات و فتاوی علما که بر اثر دور انديشی و ژرف نگری جهت رفع اختلافات پيش آمده صادر می‌گردد از اهميت و ارزش بالايي بر خور دار است.

بدون شک، مردم افغانستان و ساير ملل اسلامی با محوريت علما و نيز همسويی آنان مي‌توانند در ايجاد وحدت و هدايت جامعه اسلامی و مقابله با فتنه انگيزی‌های دشمنان، نقش محوری داشته باشند. در پرتو همدلی و همسويی مردم با محوريت علمای دين، تمام تيرهای توطئه گران به سنگ خواهد نشست. بنائاً راه مقابله با هر نوع فتنه افگنی و توطئه‌ها‌ی دشمنان جهت ايجاد اختلاف ميان اقوام و مذاهب اسلامی، حفظ وحدت، همسويی و همبستگی دينی و ملی می‌باشد. سزاوار است که علماء و صاحبان انديشه و قلم با نگاهي به گذشته و حال کشور، احساس مسئوليت نموده و در راستای تقويت و نهادينه کردن فرهنگ تعامل، برادری و برابری بيش از پيش عنايت داشته باشند.

4. توده‌ مردم

از جمله زمينه سازان تقريب بين مذاهب اسلامی، توده‌ مردم هستند. مسلمانان، در عين حال که نسبت به تقريب و همدلی می‌انديشند، سعی داشته باشند که با عمل، رفتار و گفتار خويش نيز به اين امر، اهتمام ورزند. امام علی در توصيف فرد مسلمان می‌گويد:فالمسلم من سَلِمَ المسلمون من لسانه و يده، الا بالحق و لايحل أذی المسلم الا بما يجب»(۲۶) (پس مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او آزاری نبينند، مگر در مواردی که حق باشد، آزار مسلمان روا نيست جز در آنچه واجب باشد). يا نبی مکرم اسلام می‌فرمايد:من أذی مسلماً فقد اذانی و من اذانی فقد اَذی الله»(۲۷) (هر که مسلمانی را آزار رساند گويا به من آزار رسانده است و هر که مرا آزار دهد، خدارا آزار داده است).

مردم ستم ديده‌ی افغانستان پس از پشت سر گذاشتن جنگ و در گيری، حال که برای شان فرصت مناسبی مهيا گرديده است، بايد بيش از پيش به همسويی و وحدت مذهبي و ملی اهتمام و از اختلاف و دوئيت دوری نمايند:. وحدت ملی در ادبيات و محاورات سياسی عبارت است از: «اتحاد و همبستگی اقوام، گروه‌ها، نژادها و کليه افراد ملت برای حفظ منافع و امنيت ملی جهت دست‌يابی به اهداف ملی».(۲۸) لذا بايسته است که در حال حاضر مردم و دولت با تفاهم و همسويی، برای رفع نابسامانی‌ها و چالش‌های فراروی ايجاد وحدت و هم‌انديشی ملی، از هيج تلاشی کوتاهی نکنند. زيرا در صورت غفلت و کم توجهی به اين مهم و از دست دادن فرصت‌های مناسب، کشور به سمت آبادانی، پيشرفت، اقتدار و بالندگی حرکت نخواهد کرد، بلکه ما با عملکرد نسنجيده‌ی خويش در تشديد ناهنجاری‌ها کمک نموده‌ايم.

جای سوگواری و تأسف است که عده‌ای تمام افتخارات و دست‌آوردهای مردم غيور افغانستان را، در آتش تعصب مذهبی و قومی تبديل به خاکستر نمودند. جنگهای پس از خروج ارتش سرخ، جز ويرانی، فقر، آوارگی، عقب ماندگی، کدورت، تفرقه، دشمنی، حق کشی و ...، دست‌آوردی نداشت. امروز ملت ما بايد به اين نکته عنايت داشته باشد که تنها راه کاميابي در گرو، ايجاد وحدت و بسط انديشة همبستگی و همدلی، ميان اقوام و مذاهب است. لذا وظيفه دينی و ملی ايجاب مي‌کند که با ‌هوشياری و بيداری جلو هرگونه اختلاف و دسيسه را گرفته و نگذاريم که اختلافات و نا امنی تشديد گردد. روشن است، در اين مقطع حساس تاريخي، مردم مسلمان افغانستان، بيش از گذشته به همدلی و هم‌فکری، جهت رفع نابساماني‌ها و التيام دردهای گذشته‌ی شان نياز دارند تا از ارزش‌های ديني و ملي خود حفاظت و صيانت به عمل آورند.

5. هنر مندان

هنرمندان از ديگر زمينه سازان تقريب بين مذاهب و همگرايي اقوام به شمار می‌روند. پس مناسب است که هنر مندان متعهد و دلسوز وطن، با ارائه و پخش آثار هنری مناسب، بستر همسويي و هم‌انديشی را ميان اقوام و مذاهب اسلامی را به ارمغان آورند و برای رفع اختلافات و ناهنجاری‌های موجود، تلاش نمايند.

ج) راهکارهای تقريب

1. اعتدال و ميانه‌روی

بی‌ترديد آنچه جامعه اسلامی را از تفرقه و اختلاف مصون مي‌دارد، گريز از انديشه‌ها و رويکردهاي افراطی و تفريطی است. مسلمانان نبايد برای رسيدن به خواسته‌های شخصی شان مذهب را و سيله قرار دهند و يا از مذهب و دين تفسير غير واقعی نمايند. ما که مسلمانيم بايد به وحدت و همدلی بينديشيم و با تکيه بر محورهای وحدت يعني قرآن، پيامبر عظيم الشأن، اهل بيت و...، از مال و جان در تحقق آرمان‌های دينی و ملی مان مايه بگذاريم. پيروان مذاهب اسلامی بايد با اتخاذ رويه‌ی متعادل، روابط اجتماعی شان را بهبود بخشند.

يکی از راههايی که به همدلی و همبستگی امت اسلامی ختم می‌گردد، بسط عدالت اجتماعی و رفتار متعادل با يکديگر است. لذا عدالت محوری و رفتار به عدل به قدری مهم است که پيامبر می‌فرمايد:عدل ساعة خير من عبادة سنة»(۲۹) (يک ساعت رفتار عادلانه از يک سال عبادت برتر است). يا دارد:اعدل الناس من رضِیَ للناس ما يرضی لنفسه و کَرِهَ لهم ما کره لنفسه»(۳۰) (عادلترين مردم کسی است که آنچه برای خود پسندد برای مردم نيز پسندد و آنچه بر خود روا ندارد بر مردم روا ندارد). بسط و تقويت اين نوع رويه‌ی بايسته و معقول به همبستگی و همسويي اقوام، مذاهب و گروه‌های اجتماعی می‌انجامد.

2. پرهيز از تعصبات

تعصب، قشري نگری، خود محوری، نژاد گرايي، قبيله‌گرايی و ...، از آفت‌های بسيار خطر ناک و درد آوري است که وحدت و همسويی اقوام و فرق اسلامی را نشانه گرفته است. يکی از برجستگی‌های بی‌بديل اسلام آن است که از همان آغاز بر نظام قبيله‌ای، طبقاتی، اشرافيت‌گری، قوم پرستی و ...، مهر بطلان زد:«... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ...».(۳۱) (گرامی‌ترين شما نزد خداوند، با تقواترين شما است). از آيات و احاديث به خوبی استفاده می‌شود که در نظام دينی، قوم‌گرايي، قبيله‌گرايي، افکار و دسته بندی‌هايی از اين نوع که شخصيت و ارزش انسان را زير سؤال می‌برد قابل قبول نيست.

در مذمت کسی‌که به درد تعصب مبتلا است همين بس که نبی عظيم الشأن می‌فرمايد:من کان فی قلبه حبة من خردل من عصبية بعثه الله يوم القيامة مع اعراب الجاهلية.(۳۲) (هر که در دلش باندازه دانه خردلی تعصب باشد خدا او را روز قيامت با اعراب جاهليت مبعوث کند). مسلماً، تعصب و خود محوری کاذب انصاف و حق نگری را از بين برده و افراد را به سمت قضاوت‌های غير منصفانه و نا متعادل سوق می‌دهد:هذا من الانصاف و عدم التعصب ....(۳۳) از اين جمله به خوبی استفاده می‌شود که تعصب انصاف و حق نگری را از انسان گرفته و او را به مرض لا‌علاج بی انصافی مبتلا می‌سازد. مع الاسف پيروان مذاهب اسلامی گاهی خواسته و نا خواسته خنجرهای تعصب، دکم‌انديشی، قوم‌گرايی، نژاد پرستی و ... را بر سينه‌ی برادران دينی خويش، فرود  می‌آورند. اين يک درد و معضل بزرگ است که بايد به صورت اصولی و سنجيده شده، در مان گردد تا حيات، سربلندی، اقتدار، مجد و عظمت امت اسلامی، ديگر بار تجديد گردد. امروز در دنيای اسلام يكی از دردهای بزرگ، درد تفرقه و جدايي است.

يکی از شيوه‌های دشمنان در طول تاريخ، برای رسيدن به اهداف و خواسته‌های شان، ايجاد اختلافات و تشديد تعصبات قومی‌، لسانی، مذهبی، منطقه‌ای و ... بوده است. امروز بر ماست که از گذشته‌های تلخ عبرت گرفته و نژاد محوری و قوم گرايي را کنار بگذاريم و به فکر سرنوشت ملل اسلامی و مصالح ملی خود باشيم.

3. دوری از شايعه و افترا

 يکی از عوامل تفرقه و جدايي، تهمت و شايعه پراگنی جهت خدشه دار نمودن طرف مقابل است. گسترش اين گونه رفتارها، جامعه را به سمت درگيري و فنا سوق می‌دهد. اين پديده‌ی نا مبارک به علت اثر گزاری منفی که دارد، در آموزه‌های دينی به کرات مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است.(۳۴) بسط اين گونه انديشه، افزون بر پيامدهای ناگوار اجتماعی، موجب زدودن ايمان و باورهای قلبی فرد نيز می‌گردد:( اذا اتهم مؤمن أخاه انماث الايمان من قلبه کما ينماث الملح فی الماء».(۳۵) امام صادق(ع) می‌فرمايد: (همين‌که مؤمن برادردينی خود را تهمت زند، ايمان از دلش زدوده شود، چون نمک در آب). مسلماً در فضاي تهمت و افترا در جامعه، از برادری، محبت و احترام متقابل ديگر خبری نيست:من اتهم اخاه في دينه فلاحرمة بينهما.(۳۶) امام می‌فرمايد: (هر کسی برادر دينی خود را تهمت زند، احترامی ميان آن دو باقی نماند). پيداست، هر قدر ميان پيروان مذاهب رويه‌ی متعادل و حسن نظر حاکم باشد به همان ميزان صميميت، برابری، برادری، همدلی و ... پر رنگ خواهد بود. به جد، می‌توان گفت که بسياری از اختلافات موجود و ناهنجاری‌های اجتماعی، ريشه در شايعات، جوسازی‌ها و تبليغات مسمومی دارد که از سوی افراد نا باب و خود محور طرح و اعمال می‌گردد.

4. تأسيس مدارس مشترک

مدرسه که به عنوان يک پايگاه محکم و مطمئن در راستای نشر تعاليم اسلامی و ارتقای سطح آگاهی عمومی به شمار می‌رود، نقش مهم و سازنده‌ای در ايجاد همبستگی و انسجام پيروان مذاهب اسلامی دارد. بايد به اين واقعيت توجه نمود که بسيار از ناهنجاری‌های موجود و انديشه‌های بيمارگونه رايج در بسيار از کشورهای اسلامی و افغانستان که بعضاً به تکفير و نفی ديگری می‌انجامد، ناشی از عدم شناخت پيروان مذاهب اسلامی از آموزه‌های اصيل دينی می‌باشد. تأسيس مدارس مشترک، علاوه بر اينکه بستر مناسبی برای نشر متون درسی مشترک تلقی می‌گردد؛ خود باعث می‌شود تا مردم نسبت به واقعيتهای دينی و تحليلهای واقع بينانه، بيش از پيش روی آورند و به ارتقای کيفی آموخته‌های شان اهتمام ورزند. تحقق اين مهم به تقليل و يا زدودن بسياری از ناهنجاری‌های موجود که باعث رنجش و آلام مردم مسلمان افغانستان گرديده است، می‌انجامد. هدف از تأسيس مدارس مشترک، آن است که در آنها، تمام پيروان مذاهب اسلامی، بدون تعصب و لجاجت به آموزش مشترکات دينی پرداخته و انديشمندان اسلامی نيز به بيان مسايلی که جنبه‌ی همگانی و تقريبی دارد بپردازند. هر چند قدم‌هايي در اين زمينه بر داشته شده است(۳۷)، ولی کافی نيست. عموميت و تحقق اين مهم، همت همگانی را می‌طلبد تا به همبستگی و همدلی پايان پذيرد.

5. همسويی دولت و ملت

در اثر جنگ‌های دراز مدت، زير بناهای اصلی کشور از قبيل فرهنگ، سياست‌، اقتصاد،  ارتباطات و ... ، آسيب جدی ديده است. اين وضعيت می‌طلبد که مردم، دولت و نهاد‌های مربوطه جهت ساماندهی موارد ياد شده و رفع چالشهای موجود همت‌گمارند. مردم ستم ديده‌ی افغانستان پس از پشت سر گذاشتن مصيبت‌های غم‌بار و تحمل ستم‌های جانکاه، حال که برای شان فرصت مناسبی مهيا گرديده است، بايد با همدلی و تفاهم ملی به رفع چالشها و سامان بخشی امور خويش اهتمام نمايند. لذا بايسته است که در حال حاضر مردم و دولت با تفاهم و همسويی، برای رفع نابسامانی‌ها، چالش‌های فراروی و ايجاد وحدت و هم‌انديشی ملی از هيج تلاشی کوتاهی نکنند. زيرا ترميم و اصلاح بنيانهای اصلی اقتصاد، فرهنگ، سياست، ارتباطات، اقتدار، امنيت، آسايش عمومی و ... ، همت‌بلند و همه جانبه‌‌ی مردم و دولت را می‌طلبد.

روشن است، در صورت عدم توجه دولت به اين مهم، علاقه‌مندی و اعتماد مردم نسبت به دولت و همسويی مردم با دولت از ميان خواهد رفت که باز گرداندن آن و اعتماد سازی دو باره، هزينه آور و زمان خواهد بود. پس معقول و منطقی بنظر می‌رسد که دولت به فکر مشکلات مردم و راه حل آن باشند. مسلماً اهتمام دولت مردان، برای آبادانی، امنيت، آسايش و رفاه مردم، زمينه تعامل دولت و ملت، وحدت و هم‌فکری و رفع اختلافات را فراهم می‌گرداند.

6. پرهيز از شعارهای صوری

يکی از موانع وحدت و تقريب بين مذاهب، شعارهای فريبنده و ظاهر سازی‌های کاذب است که عمل را بدنبال ندارد. حقيقتاً امت اسلامی اگر در صدد همسويی و تعامل دينی و مذهبی هستند، در عمل پيشقدم شوند و از شعارهای صرفا ظاهري و فريبنده جداً خود داری نمايند. مسأله تقريب بين مذاهب يگانه آرزوی انسان‌های دلسوز و متعهد به آرمان‌های اسلامی بوده و می‌باشد که عده‌ای جهت تحقق و عملی شدن اين منظور همواره می‌کوشند، اما بعضي به صرف اين ادعا اکتفا مي‌کنند و به خاطر انگيزه‌های شخصی، دم از تقريب مي‌زنند. به هر دليل اين آرزو، وقتی عملی خواهد شد که ما از شعارهای بی‌روح و ظاهر سازی‌های فريبنده و غرض آلود بپرهزيم و در عمل پيش قدم شويم.

7. برپايي همايش‌های علمی

از ديگر راهی حلهای مناسب جهت تقريب و همسويی امت اسلامی و تقريب مذاهب برگذاری نشست‌های علمی جهت رفع چالشها، اختلافات و تبيين نقاط مشترک در راستای همبستگی و يک پارچگی امت اسلامی است.

8. رسانه‌هاي مشترک

با توجه به وسعت برد و به روز بودن رسانه، تأثير گزاری مستقيم، نوع عمل‌کرد و نقش فرهنگ سازی آن؛ راه اندازی رسانه‌هاي مشترک، جهت بيان معارف اسلامی و همسويي و همگرايی امت اسلامي در عصر ارتباطات، يک ضرورت است. بنابر اين، سزاوار است که کشورهای اسلامی، برای تحقق اين مهم به فکر تدوين منشور رسانة مشترک و تأسيس آن باشند.

رسانه‌ها با توليد و پخش برنامه‌هاي تقريبی مي‌توانند نقش بسيار مهم در جهت بهبودی نابسامانی‌ها و ايجاد همسويي ميان اقوام و مذاهب اسلامی داشته‌باشند. در اين گونه برنامه‌‌ها علاوه بر حفظ مصالح دينی و ملی، جهت تقويت مشترکات دينی و هم‌انديشی ملی نيز تلاش گردد. نمايش فيلم‌هايي با رويکرد اصلاحی و همسويی ضرورتش بيش از گذشته احساس می‌گردد. اين وظيفه اصلی هنرمندان با درک و درد کشور است که با همسويی و هم‌فکری، با ارائه برنامه‌های مورد نظر به تقويت انديشه‌ی تقريبی و تعامل دينی و ملی اهتمام ورزند.

در شرايط کنونی به خاطر نبود برنامه‌های منظم و کارشناسی شده از سوی دولت و نهادهاي مربوطه و نيز غفلت هنر‌مندان، انديشوران، برنامه‌ريزان و کادر فنی رسانه‌ها به خصوص رسانه‌ی ملی، مردم نسبت به مسايل دينی و ارزش‌های اسلامی در عمل بی‌ميلی نشان دهند. امروزه بيشتر برنامه‌هاي شبکه‌هاي تلويزيوني فغانستان را فيلم‌های خارجي تشکيل مي‌دهند که از شبکه‌های خصوصی و ملی پخش می‌شوند و خواسته‌ و ناخواسته تأثيرات روانی خود مي‌گذارند. اهل انديشه و هنر ما در عوض اينکه نظاره‌گر برون داده‌های هنری و بسته‌های فرهنگي ديگران باشند، خود با رويکرد ملی و دينی، جهت حفظ و تقويت مبانی دينی و مصالح ملی، انديشه و ‌هنرش را در قالب برنامه‌های متنوع و جذاب بيرون داده تا از اين طريق فرهنگ دينی و ملی، تقويت و ارتقا يابد. عنايت به اين مهم، وظيفة هنرمندان کشور را دوچندان مي‌نمايد.

9. تلاش برای همسويی اقوام و مذاهب

وحدت، مايه رحمت و موهبت الهی برای بشريت محسوب می‌شود.  تفرقه و جدايی که همان عصيان و سر پيچی از دستورات خداوند است، عذاب و خشم الهی را در پی دارد. قطعاً جامعه‌اي كه از درون مشكل داشته باشد، افراد آنجامعه رابطه‌ي صميمانه وبرادرانه نخواهند داشت. لذا قوم‌گرايی، طايفه‏نگري، تعصب مذهبی، نژاد پرستی و ... از موضوعاتي به شمار می‌آيند كه دين اسلام، پيروانش را بر حذر داشته است. بنابر اين، قوم، مليت، رنگ، نژاد و ... از نظر اسلام، ملاك تشخص و هويت اصيل انسان به حساب نمی‌آيند:... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ...(۳۸) به همين دليل، خداوند مسلمانان را به رفتار نيک و دوری از اختلاف فرا خوانده است:إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(39) در اين آيه نيامده است كه برادران سنی، شيعه و يا فلان مذهب نسبت به ديگری برتری دارند، بلكه هركسي به اسلام، قرآن، قبله، پيامبر و آموزه‌های اصيل اسلام، پايبندی و اعتقاد بيشتری داشته باشند به همان تناسب از روحيه برابری و برادری بيشتر برخوردار می‌باشند.

11. تقويت و بسط مشترکات

مسلماً اختلافات، دشمنی‌ها و جنگ‌هاي مذهبی و فرقه‏اي، دست‌يابی به همبستگی، همدلی، وحدت و انسجام اسلامی را غير ممکن می‌سازد. برای دست‌يابی به وحدت و تحقق اين مهم لازم نيست که فرقه‏های اسلامي از عقايد مخصوص خود دست بر دارند و عقايد ديگری را بپذيرند، و لی در اين ميان حرف اساسی اين است که بين فرق اسلامی موارد اشتراک، بيش از موارد افتراق و اختلاف است. لذا سزاوار است، پيروان مذاهب اسلامی علی رغم توطئه‌های دشمنان، جهت تقويت نقاط مشترک و گريز از اختلافات بيش از گذشته اهتمام ورزند. بنابر اين، پيروان مذاهب اسلامي اعم از سنی و شيعه، خود را متعهد سازند كه در اين راه از هيچ نوع تلاشی روی نگردانند، بلکه به محبت و تعامل برادرانة خويش بيش از پيش بيفزايند.

سخن آخر

در پايان، به يادآوري نکاتی که حاصل اين تحقيق است، مي‌پردازيم، اميد است که رضايت حق، اعتلای فرهنگ دينی و همبستگی امت اسلامی را در پي‌داشته باشد:

1. اعتقاد به آرمان‌های بلند اسلامی، عمل به احکام دينی، بسط ارزش‌های انسانی و کار‌بست دستورات الهی در فرايند زندگی فردی و جمعی، صلاح، رستگاری، عزت، شکوه و اقتدار امت اسلامی و تمام جوامع بشری را در پی‌خواهيم داشت؛

2. تنها راه نجات و رهای بشريت به خصوص مسلمين، از نابساماني‌ها و تأمين خواسته‌های بحق شان، در گرو شناخت از حقايق ديني، عمل به  معارف بلند دينی و پيروی از سيره نيکوی پيشوايان دين می‌باشد؛

3. با عنايت به فرهنگ اصيل اسلامی، بايد اظهار داشت که در شرايط کنونی خودباوری، همدلی، برابری، بيداری و بازيابی هويت اسلامی، برای پيروان مذاهب اسلامی بيش از هر زمانی ضروری به نظر می‌رسد؛

4. بايد به اين واقعيت اشاره کرد که تنها را نجات امت اسلامی، پرهيز از تعصبات مذهبی، شايعه افگنی‌های بی‌اساس و  عيب جوی‌های ناروا است. تحقق اين مهم می‌طلبد که مسلمانان در برخورد‌های شان حسن نيت به يکديگر داشته باشند و با رفتار متعادل، جلو خودسری‌های افراد نادان، اجير اجانب و متعصب را گرفته و نسبت به همديگر احترام متقابل داشته باشند؛

5. زمان آن رسيده است که مسلمانان جهان به خصوص مردم مسلمان افغانستان، جهت رفع موانع و حل مشکلات فراروی جامعه افغانستان از توانايی‌های علمی، هنری، سياسی و اقتصادی خويش برای آبادانی، امنيت، اقتدار، خود باوری، شکوه، آسايش و ...، بهره گيرند تا مرحمی باشد نسبت به دردهای گذشته‌ی مردم افغانستان؛ مسلماً اختلاف و تشتت قدرت انديشه و فکر نمودن را می‌گيرد:"الخلاف يهدم الرأی»(۴۰) (ختلاف نا بود کننده‌ای انديشه است.) بی‌ترديد، اختلاف و دوئيت ميان مسلمانان و پيروان مذاهب اسلامی، موجب عقب ماندگی و تضعيف جهان اسلام گرديده است؛

6. ملت ستم ديده‌ی افغانستان زمانی به عزّتمندی و اقتدار اسلامی و ملی شان دست می‌يابد که در راه عقيده و باورهای دينی شان ثابت قدم و استوار باشند. آنچه مايه تأسف و سر شکستگی امت اسلامی و پيروان مذاهب شده است، اينکه در انديشه و جهت‌گيری‌های شان موضع پايدار ندارند.

7.  اين يک واقعيت هميشه جاری است که دشمن همواره در صدد ايجاد تفرقه بين مذاهب و مسلمانان بوده و می‌باشد، ولی بيداری، هم انديشی، مصلحت نگری، و همسويی سبب می‌شود تا اين فرصت‌ها از دشمن گرفته شود. بنابر اين، تقويت و نهادينه نمودن انديشه همدلی و هم‌بستگی دينی و ملی تفرقه و تضادهای نژادی را کم رنگ و خاموش خواهد نمود؛

8. اختلافات پيروان مذاهب اسلامی، تهديد بزرگ براي جهان اسلام از سوی دشمنان به شمار می‌آيد. عنايت به اين مهم می‌طلبد که مسلمانان نسبت به سرنوشت شان بی‌تفاوت نباشند، بلکه با هم‌انديشی اسلامی و همسويی ملی، از تمام توان و پتانسل‌های موجود بهره گيرند و برای رفع اختلافات و تعصبات مذهبی، در عمل پيشقدم گردند.

 

پي نوشت‌ها:

۱ . آل عمران / 103.

۲ . حجرات / 10.

۳ . آل عمران / 103.

۴ . محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، خطبه106، قم: مشهور، چاب يازده هم، 1380، ص196.

۵ . محمد ابن يعقوب كليني، اصول الكافي، ج2، بيروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1411 ه ق – 1990 م، چاب سوم، ص .

۶ . اسراء / 9؛ جاثيه / 20 و آيات ديگر.

۷ . مرتضي فريد تنکابني، نهج الفصاحه، تهران: نشر فرهنگ اسلامی؛ چاپ يازدهم؛ 1383، ص523.

۸ . محمد دشتي، پيشين، خطبه 198، ص 416.

۹ . همان، ص 290.

۱۰ . انبياء / 107.

۱۱ . محمد دشتي، پيشين، ص 294.

۱۲ . همان، خطبه 231، ص 468.

۱۳. احزاب / 21.

۱۴ . محمد / 33، انفال / 1 و  آل عمران / 132.

۱۵ . با اينکه آموزه‌هاي ديني نسبت به اهميت و نقش آن تاکيد نموده است، ولي مع الاسف در شرايط کنوني از سوي امت اسلامي به خصوص سران کشورها، مورد غفلت قرار گيرفته است که خود به تشديد اختلافات و نابساماني‌ها کمک مي‌کند.

۱۶ . منافقون / 8.

۱۷ . محمد / 7.

۱۸ . داور شيخاوندي، ناسيو ناليسم و هويت ايراني، تهران: مرکز باز شناسي اسلام و ايران، چاپ اول، 1380، ص64.

۱۹ . همان، ص439.

۲۰ . محمد باقر حجتي، آداب تعليم و تعلم در اسلام، تهران: نشر فرهنگ اسلامي، چاپ شانزدهم، 1369، ص69.

۲۱. حجرات / 10.

۲۲ . ايشان در واقع از پيشگامان وحدت اسلامي به حساب  مي‌آيد؛ سيد جمال الدين چنان از انديشه ژرف و آرمان بلند اسلامي  بر خوردار بوده است که براي او مليت و محدوده‌ي جغرافياي به خصوصي ملاک نبود، وي جهت تحقق اهداف اسلامي و ايجاد وحدت کشور هاي اسلامي  در اکثر ممالک اسلامي سفر نموده است و همين امر نشانگر انديشه بلند و پيشگام بودن او در ايجاد وحدت امت اسلامي است. ما اگر بياييم سيد جمال الدين و امثال ايشان را به يک ملت و محيط جغرافياي خاصي محدود کنيم، مسلماً ظلم نموده‌ايم چون کساني مانند سيد جمال الدين که داراي انديشه ناب اسلامي و آرمان بلند الهي بوده است، حصارهاي اعتباري در محدود نمودن افکار و آرمان او تأثير ندارند.

۲۳ . روح الله خميني، صحيفه نور، ج16، قم: مؤسسئه تنظيم نشر آثار امام خميني، ص147.

۲۴ . روح الله خميني، رساله نوين، ج4، ص200.

۲۵ . همان، ج13، ص225.

۲۶ . محمد دشتي، پيشين، خطبه167، ص 320.

۲۷ . مرتضي فريد تنکابني، پيشين، ص 128.

۲۸ . همايون نعمت اللهي، واژه نامه سياسي( ويژه نوجوانان و جوانان)، تهران: عباسي، چاپ اول، 1379.

۲۹. مرتضي فريد تنکابني، پيشين، ص447.

۳۰ . همان، ص447.

۳۱ . حجرات / 13.

۳۲ .

۳۳ . رضي الدين استر آبادي، شرح الرضي علي الکافية، ج3، تهران: مؤسسه صادق، 1398هـ 1978م، ص218.

۳۴ . حجرات / 11 و 12.

۳۵ . محمد ابن يعقوب کليني، پيشين.

۳۶ . همان.

۳۷ . مانند تأسيس مدرسه خاتم الانبياء به هدايت و همت آية الله محسني در کابل.

۳۸ . حجرات / 13.

۳۹ . حجرات / 10.

۴۰ . محمد دشتي، پيشين، حکمت215، ص674.

نظر دهيد

بازگشت