بركات اتحاد و پيامدهاي اختلاف در قرآن   

   سيد محمد يعقوب موسوی سنگلاخی

 

مقدمه

تا آنجا که تاريخ بشر نشان مي‌دهد، انسان‌ها از آغاز به صورت گروهی و دسته‌جمعی زندگی می‌کرده و همواره در ميان آنان تعامل، ارتباط و همبستگی جمعی بوده‌است. حتی انسان‌های که در غارها و جنگلها می‌زيسته‌اند، در هر زمان و مکانی که نشانی از زيست و زندگی آنها سراغ داريم، حتی المقدور به صورت گروهی زندگی می‌کرده‌اند و از پراگندگی و تک‌زيستی نفرت داشته اند. ترديد، در آنکه آيا اين حالت برای انسان ها جنبه‌ی طبيعی دارد يا شماری از نياز ها مانند دفاع دسته جمعی در برابر دشمنان و نياز مندی‌های متقابل انسان‌ها به يکديگر موجب اين زندگی گروهي و همبستگی جمعي در ميان آنان شده است، در اصل مسأله که تأييد زندگی جمعی و همبستگی اجتماعی انسان است خلل و تغييری ايجاد  نخواهدکرد.

 در آموزه‌هاي ديني و معارف اسلامي ما نيز همواره انواع تعاملات و پيوندهای اجتماعی نظير اتحاد و همبستگي ستايش شده و پراکندگی، اختلاف و تفرقه مورد نكوهش قرار گرفته است و مردم به اتحاد و همبستگي فراخوانده شده و از اختلاف و تفرقه برحذر داشته شده اند. گذشته از آنكه در كتابها و مجامع روايي ما در رابطه با اين دو موضوع اساسي سخنان فراوان وجود دارد، در قر آن مجيد نيز از اين دو مسئله مهم اجتماعي سخن به ميان آمده و تعبيرات گوناگوني را در رابطه با اين دو موضوع به كار بسته و تا حدي روي مسئله تأكيد نموده كه از اتحاد و همبستگي به عنوان يكي از نعمت‌هاي خداوند ياد كرده(۱)و اختلاف و تفرقه را در رديف يكي از عذاب‌هاي الهي بر شمرده است.(۲)

قرآن مجيد گاهي مسئله را به صورت جملات انشائي دنبال نموده و صرفا به اتحاد و همبستگي فراخوانده و از اختلاف و تفرقه برحذر داشته و نهي كرده است و گاهي هم از آثار و پيامدهاي آنها سخن رانده و يا دست كم به آن شاره نموده است. در اين نوشتار ما در صدديم كه آ ثار و پيامدهاي هر دو موضوع را كه در قرآن مجيد از آن سخن به ميان آمده است بازگو نماييم.

الف) بركات اتحاد

1. پيرو زی در برابردشمنان

يکي از آثار و بركات اتحاد و يکپار چگي، پِيروزی در برابر دشمنان است؛ چرا که جامعه در سايه نعمت بزرگ اتحاد به موفقيت‌هاي بي‌شماري دست مي‌يابد و مردم با عزم راسخ در مقابل دشمنان داخلي و خارجي، ايستادگي مي‌كنند و پوزه دشمنان را به خاك ذلت مي‌سايند. در جامعه‌ي كه همبستگي وجود داشته باشد دشمنان هرگز به آن جامعه و آن مردم چشم طمع نخواهند داشت و آن جامعه از خطرات ايمن خواهند ماند؛ در نتيجه مردم آن جامعه، به خوبي مي‌توانند از حقوق حقه‌ي شان در برابر هر دشمني، با عزّت و سر بلندي تمام، دفاع نمايند و پيروزي‌هاي بي‌شماری را از آن خود سازند. اين امر گذشته از آنکه مورد تأييد عقل است، همواره در تاريخ تکرار شده و بارها به تجربه رسيده است. يک جامعه با اتحاد و همبستگی می‌تواند عزت و سربلندی خودشان را حفظ نمايند و از حقوق حقه‌ی خويش در عرصه‌های بين المللی دفاع نمايند. اين اتحاد و همبستگي راهکاری برای نجات هر ملت ستمديده و در بند است چه عراق، چه افغانستان چه فلسطين و چه ساير ملتها.

خداوند منان در قرآن مجيد مي‌فرمايد: «وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ».(۳) (به خاطر بياوريد هنگامي را كه شما در روي زمين، گروهي كوچك و اندك و زبون بوديد؛ آن‌چنان كه مي‌ترسيديد مردم شما را بربايند، ولي خدا شما را پناه داد و با ياری خود تقويت نمود). در اين آيه مباركه هرچند پيروزي مسلمانان در برابر دشمنان، تنها به خداوند كه علت العلل است نسبت داده شده است، ولي بدون ترديد مي‌توان اذعان نمود كه يكي از علت‌هاي مهم موفقيت مسلمانان در صدر اسلام همان اتحاد و همدلي آنان بوده است؛ چرا كه اولاّ، در آية ديگر قرآن به صراحت آمده‌است كه خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتي را تغيير نمي‌دهد مگر آنكه آنان آنچه را كه در خودشان هست تغيير دهند.(۴) يعني رفتار و كردار و حالات انسان‌ها در سرنوشت آنان اثر گذار است. ثانياّ يك نگاه ابتدايي به تاريخ اسلام ما را به اين نكته رهنمون مي‌گردد كه يكي از علتهاي پيروزي مسلمانان در صدر اسلام بر كفار و مشركان، اتحاد و همبستگي آنان بوده است؛ همانگونه كه در غزوه‌ي«اُحد» مسأله برعكس شد و با فزوني‏‏‏‎‎ِ جمعيتي كه داشتند باز در ابتداي كار شكست خوردند و پا به فرار گذاشتند؛ زيرا شماري از آنان تازه مسلمان بودند و طبعاً در ميان آنها جمعي از منافقان که براي كسب غنائم جنگي آمده بودند و گروهي بي‌هدف و بي‌خاصيت وجود داشتند و در نتيجه همبستگي و همدلي كافي در بين آنان وجو نداشت. با اين حال عامل پيروزي نهايي آنها ايستادگي پيامبر و علي و گروه اندك از ياران و يادآوري خاطره‌های پيمانهاي پيشين و ايمان به خدا و اتحاد آنان بود.(۵)

خداوند متعال مي‌فرمايد:«وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ».(۶) (خداوند، وعده‌ی خود را به شما (در باره پيروزی بر دشمنان در احد)، تحقق بخشيد؛ در آن هنگام (که در آغاز جنگ) دشمنان را به فرمان او به قتل می‌رسانديد؛ (و اين پيروزی ادامه داشت) تا آن که سست شديد و درکار خود اختلاف کرديد؛ و بعد از آنکه آنچه را دوست می‌داشتيد (از پيروزی بردشمن) به شما نشان داد نافرمانی کرديد بعضی از شما خواهان دنيا بودند و بعضي خواهان آخرت سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت؛ (و پيروزی شما به شکست انجاميد) تا شما را آزمايش کند و او شما را بخشيد؛ و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد).

در اين آيه مبارکه خداوند، يکي از علتهای مهم شکست مسلمانان را در غزوة «احد» ناهماهنگي و عدم اتحاد آنان می‌شمارد. همين طور در آيه ديگري از قرآن مجيد نيز با اشاره به اين معني مي‌فرمايد: «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً... »؛(۷) (و به هنگام نبرد بامشركان به صورت دسته جمعي پيكار كنيد، همان‌گونه كه آنها باشما به صورت دسته جمعي پيكار مي‌كنند». يعني، اي مؤ منان رمز پيروزي و موفقيت شما در آن است كه با همبستگي و هماهنگي كامل و به صورت دسته جمعي با دشمنان پيكار نماييد. اين نکته نه تنها از آيات کريمه‌ی قرآن قابل استفاده است، بلکه رفتار و گفتار پيشوايان معصوم نيز آن را تأييد مي‌کند. امام علي به هنگام استيلاي معاويه بر يمن لشكريان خويش را مخاطب قرار داده مي‌فرمايد: «به خدا سوگند مي‌دانستم كه اين مردم به زودي بر شما مسلّط خواهند شد؛ زيرا آنان در ياري از باطل شان متحدند و شما در راه حق و ياري از حق متفرق مي‌باشيد».(۸) در جاي ديگر نيز مي‌فرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندك اند اما با نعمت اسلام، فراوان و با اتحاد و همبستگي عزيز و قدرت مند مي‌باشند»(۹)

به هر حال يكي از آثار مثبت و يکی از بركات اتحاد و همبستگي که در قرآن مجيد از آن سخن به ميان آمده و مورد تأييد سنت نيز می‌باشد به‌ دست آوردن موفقيت و پيروزي در هر زمينه به ويژه در برابردشمنان است.

2. صلح وآشتی

يكي ديگر از بركات اتحاد و همبستگي صلح و آشتي است. صلح و آشتي يکي از نعمت‌های بزرگ الهي است که خدواند بر بندگانش ارزاني مي‌دارد. در سايه صلح و آشتي استعداد‌های افراد شکوفا مي‌شود و افراد شايسته به راحتي می‌توانند پله‌های ترقي را طی نمايند و به اهداف و آرزوهای شان برسند. در جامعه‌اي كه اتحاد و سازگاري وجود دارد مردم در آشتي و آرامش كامل به سر مي‌برند و در ميان آنان تفاهم وجود دارد و با اُلفت و مهرباني در كنار يكديگر زندگي مي‌نمايند و مردم از زندگي روزمره خويش لذت مي‌برند. قرآن مجيد در اين باره مي‌فرمايد:«وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ»؛(۱۰) (و نعمت بزرگ خدا را برخود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او ميان دلهاي شما الفت ايجاد كرد).

در اين آيه مبارکه افزون بر آنکه الفت بين قلوب و آشتی به عنوان يکي از نعمت‌های الهي خوانده شده به يکی از برکات اتحاد نيز اشاره شده است؛ به اين دليل که يکي از آثار الفت بين قلوب و همدلي که بهترين نوع اتحاد است، آشتي و عدم دشمني با يکديگر عنوان شده است. يعني، اين الفت و اتحاد قلبي سبب شد كه شما كينه توزيها و دشمني‌ها را كنار گزاريد و آتش جنگ در ميان شما خاموش گردد و در صلح و آشتي كامل، زندگي نماييد.

 در جامعه‌اي كه اتحاد و سازگاري باشد حتي در صورتيكه در بين شماري از آنان اختلاف جزئي بروز نمايد شمار ديگر به حل و فصل آن به پا مي‌خيزند و نمي‌گذارند كه آن جامعه به سوي پراكندگي و ناهمسازگاري به پيش برود؛ در قرآن به اين نكته مهم و اساسي نيز تصريح شده و چنين آمده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ».(۱۱) (مؤمنان برادر يكديگرند، پس برادران خويش را آشتي دهيد). در اين آيه مبارکه تعليق حکم به وصف صورت گرفته و تعليق حکم به وصف مشعر عليت است؛ به ديگر سخن، خداوند در اين آيه مبارکه حکم به اصلاح را معلق به برادری مؤمنان با يکديگر نموده است؛ يعني چون مؤمنان برادر همديگر هستند و در بين شان حد اعلای اتحاد که همان برادری است، وجود دارد مأمورند که اصلاح ذات البين نمايند. همين طور در آيه ديگری خطاب به مؤمنان که در دين مبين اسلام، برادران يکديگر فرض شده‌اند مي‌فرمايد:«وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا».(۱۲) (و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پردازند، آنها را آشتي دهيد).

3. اخوت و برادري

يكي ديگر از آثار و بركات اتحاد كه در قرآن به صراحت از آن ياد شده است، «اخوت و برادري» است. خداوند در قرآن مي‌فرمايد:«وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً».(۱۳) (و نعمت بزرگ خدا را برخود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاي شما الفت ايجاد كرد و به برکت نعمت او برادرشديد).

دراين آيه مباركه، افزون برآنكه به مسأله‌ي«صلح وآشتي» به عنوان يكي از آثار اتحاد اشاره شده، مسأله‌ي«اخوت و  برادري» نيز از آثار و بركات اتحاد و همبستگي بر شمرده شده‌است؛ زيرا در آيه مبارکه تصريح شده است که الفت، همدلي و اتحاد سبب اخوت و برادري است.

اخوت و برادري حد اعلاي الفت و صميمت و نهايت پيوند محبت آميز، بر اساس برابري است. در حديثي از پيامبر گرامي اسلام آمده است: «مثل الاخوين مثل اليدين ...». (دو برادر همانند دو دستند هركدام ديگری را مي‌شويد)(۱۴) يعني، با هم نهايت همكاري و همبستگي را دارند و زشتي‌هاي يكديگر را برطرف مي‌نمايند. دو برادر همانند دو عضوي از يك پيكر و دو درخت از يك ريشه و دو ميوه از يك شاخه هستند. امام صادق مي‌فرمايد: «المؤمن اخو المؤمن کالجسد الواحد اذا اشتکي شيأ منه وجد الم ذالک في سائر جسده و ارواحهما من روح واحدة»؛ (مؤمن برادر مؤمن است و همه‌ي آنها داراي اعضاي يك پيكرند، كه هرگاه عضوي از آن به درد آيد اعضاي ديگر نيز احساس درد مي‌نمايند، و ارواح همه‌ي آنها از روح واحدي گرفته شده است».(۱۵) در حديث ديگر نيز از آن امام همام چنين آمده است: «المؤمن اخو المؤمن عينه ودليله ،لايخونه و لايظلمه ولايغشه و لايعده وعدة فيخلفه»؛ (مؤمن برادر مؤمن است و به منزله‌ي چشم او و راهنماي اوست، هرگز به او خيانت نمي‌كند، و ستم روا نمي‌دارد، با اوغش و تقلّب نمي‌كند، و هر وعده را به او دهد تخلف نخواهدكرد».

4. گسترش امر به معروف و نهي از منكر

در اسلام امر به معروف و نهي از منكر يكي از مهم ترين واجبات است. موضوع امر به معروف و نهي ازمنكر در كتب فقهي شيعه بالاتر از حد يك واجب معمولي مطرح بوده و از جمله‌ي ضروريات دين مبين اسلام برشمرده شده، به گونه‌ي كه منكر آن- در صورت آگاهي و توجه به لوازم  انكار آن فريضه ي بزرگ - كافرشناخته شده است.(۱۶) در اهميت امر به معروف ونهي از منكر همين بس كه امير مؤمنان علي در باره آن مي‌فرمايد:«وما اعمال البرّ کلّها و الجهاد في سبيل الله عند الامر بالمعروف والنهي عن المنکر الا کنفثة في بحرٍ لجيّ».(۱۷) همچنين امام باقر مي‌فرمايد:«إنّ امر بالمعروف والنهي عن المنکر سبيل الانبياء و منهاج الصلحاء فريضة عظيمة بها تقام الفرائض وتأمن المذاهب وتحلّ المکاسب وتردّ المظالم وتعمر الارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر».(۱۸) (امر به معروف و نهي ازمنكر راه پيامبران و روش صالحان است فريضه‌ی بزرگی است كه در پرتو آن فرائض ديگر بر پا داشته مي‌شود، راهها امن می‌گردد، کسب ها حلال می‌شود، مظالم به صاحبان اصلی شان بر می‌گردد، سرزمين آباد مي‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و امر حکومت استقامت می‌يابد).

از جمله‌ي بركات اتحاد، گسترش امر به معروف و نهي از منكر و انجام هرچه بهتر اين فريضه‌ي بزرگ الهي است كه در قرآن مجيد به آن اشاره شده است. به دنبال آيه103سوره آل‌عمران كه در باره اتحاد و همبستگي بود، خداوند متعال مسأله‌ي امر به معرو ف و نهي از منكر را مطرح نموده و مي‌فرمايد:«ولتكن منكم امت يدعون الي الخير يامرون بالمعروف وينهون عن المنكر...».(۱۹) (و بايد همواره از ميان شما جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر نمايند». خداوند متعال در اين آيه مباركه در حقيقت به يكي از بركات اتحاد و همبستگي اشاره نموده است و دستور داده كه بايد همواره در ميان مسلمانان امَتي باشند كه امر به معروف و نهي از منكر نمايند و به اين فريضه بزرگ الهي عمل نمايند؛ چرا كه اولا، در آيات قبل و بعد اين آيه دستور به اتحاد و برادري داده شده و ازهرگونه اختلاف نهي شده است. ثانيا، در آيه از واژه «امت» استفاده شده و امت از ماده «امّ» گرفته شده و به معناي هر چيزي است كه اشياي ديگر به آن ضميمه گردد؛ به همين جهت « اُمّت» به گروهي كه يك جنبه‌ي وحدت و اتحادی در ميان آنها باشد گفته مي‌شود و بر اشخاص متفرق و پراكنده «امت» گفته نمي‌شود.(۲۰) يعني امر به معروف و نهی از منكر در صورتي بهتر و به نحو احسن محقق خواهد شد كه مسلمانان به شكل يك امت باشند.(۲۱) همين طور در آيه ديگر قرآن مجيد آمده است:«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ».(۲۲) (مردان و زنان با ايمان، ولي (و يار وياور) يكديگرند؛ امر به معروف و نهي ازمنكر مي‌كنند». يعني، انجام بهتر امر به معروف نهي از منكر اين فريضه‌ي بزرگ الهي، در سايه اتحاد و همبستگي ميسر است؛ چرا که اگر ميان گروهی ولايت و دوستی واقعی برقرار باشد حتما باهم اتحاد و همدلی دارند. به همين دليل در آيه ديگری از قرآن در باره منافقان به جاي «بعضهم اولياء بعض»جمله‌ي«بعضهم من بعض» به كار رفته و از واژه‌ي «اولياء» استفاده نشده و اين اشاره به آن دارد كه منافقان هرچند در صف واحدي قرار دارند و گروههاي مختلف‌شان در مشخصات و برنامه‌ها شريكند، ولي روح اتحاد و همبستگي واقعی در ميان آنها وجود ندارد و هرگاه منافع شخصي آنها به خطر بيافتد به دوستان خود خيانت خواهند كرد.(۲۳)

5. گشايش بركات

از ديگر آثار مثبت اتحاد و همبستگي گشايش بركات آسماني و زميني است، خداوند متعال در قرآن مجيد مي‌فرمايد: «ولو أنّ اهل القري آمنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من الّسماءِ والارض».(۲۴) (اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مي‌آوردند و تقوا پيشه مي‌كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مي‌گشوديم». « بركات»به معناي هر چيز كثيري از قبيل آرامش، آسايش، تندرستي، مال و فرزندان است كه غالباً انسانها با نداشتن يا از دست دادن آنها مورد آزمون واقع مي‌شوند.

اين آيه مباركه دلالت دارد برآنكه گشايش مجاري و دروازه‌هاي انواع بركات مسبب از ايمان و تقواي گروهها و جمعيت‌ها است نه يك نفر و دو نفر از آنها؛ چرا كه ايمان يك و يا چند نفر سبب نابودي فسق ديگران نمي‌گردد و در نتيجه سبب قطع بركات كه همان كفر و فسق است باقي است؛(۲۵) به ديگرسخن، گشايش بركات از نظر قرآن دو سبب دارد: يكي ايمان و تقوا، و ديگري دسته جمعي بودن. براي به وجود آمدن گشايش، هردو بايد محقق شود. يعني، تنها ايمان و تقواي همگاني است كه سبب مي‌شود درهاي بركات آسماني و زميني بر روي انسانها گشوده شود و اين ايمان و تقواي همگاني خود مستلزم اتحاد و همبستگي همگاني است؛ زيرا افزون بر آن كه بدون اتحاد و همبستگي عمل‌كرد گروهي و جمعي معنا پيدا نمي‌كند، در جامعه‌ي منهاي اتحاد و همدلي، اصلاً ايمان و تقوايي وجود ندارد و مردم بدون اتحاد و همدلي، مؤمن و متقي محسوب نمي‌گردند. قرآن کريم در اين باره می‌فرمايد: «و لا تتبعوا السُبلَ فتفرق بكم عن سبيله ذالک وصّئكم به لعلكم تتقون».(۲۶) (از راههاي پراكنده (و انحرافي) پيروي نكنيد، كه شما را از طريق حق دور مي‌سازد، اين چيزي است كه خداوند شما را به آن سفارش مي‌كند، شايد پرهيز گاري پيشه كنيد».

ب) پيا مد هاي اختلاف

1. سستي و ناتواني در برابر دشمنان

اختلاف و تفرقه سبب عدم موفقيت و پيروزي جامعه مي‌گردد در جامعه‌ي كه اختلاف و تفرقه بروز مي‌كند دشمنان داخلي و خارجي كه سالها با دلهاي مملو از كينه و دشمني ددمنشانه در كمين نشسته‌اند به آن جامعه طمع مي‌ورزند و خطرات ناگوار مردم را تهديدمي نمايد؛ چرا كه جامعه مانند يك پيكر و يك جسم است و در جسم واحد هنگامي كه بيماري بروز مي‌نمايد تمام تومور‌ها و سلولهاي سرطاني بدخيم كه مدتها در كمين نشسته‌اند و يا ويروس‌ها، ميكروب‌هاي داخلي و خارجي كه در انتظار چنين فرصتي از اين طرف به آن طرف پرسه مي‌زنند به طمع مي‌افتند تا از هر راهي بتوانند آن جسم را ميدان تاخت و تازخودشان بسازند. قرآن مجيد اين مطلب را به صورت بسيار زيبا ولطيف بيان نموده و به اين پيامد شوم تفرقه و اختلاف تصريح مي‌نمايد و مي‌فرمايد: «ولاتنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم».(۲۷) (نزاع و كشمكش نكنيد كه سست مي‌شويد و قدر ت و شوكت شما از ميان مي رود). آري خداوند در اينجا يكي پيامدهاي تفرقه را متذكر مي‌شود و به تبع آن، يكي از آثار اتحاد و همبستگي را نيز بيان مي‌نمايد و مي‌فرمايد: از پراكندگي و نزاع بپرهيزيد؛ چراكه نزاع و اختلاف نخستين اثر و پيامدش سستي و ناتواني در برابر دشمنان است و نتيجه‌ي اين سستي و فتور از ميان رفتن قدرت، شوكت و عظمت مي‌باشد، همانگونه كه اتحاد نخستين ثمره‌اش قدرت، هيبت و پايداري در برابر دشمنان است.«ريح» به معناي باد است و اينكه مي‌گويد: اگر به نزاع با يكديگر برخيزيد سست مي‌شويد و به دنبال آن باد شما از ميان خواهد رفت اشاره لطيفي به اين معنا است كه قوت و عظمت شما و جريان امور بر وفق مراد و مقصودتان از ميان خواهد رفت؛ زيرا هميشه وزش بادهاي موافق سبب حركت كشتي‌ها به سوي منزل مقصود بوده است و در آن زمان كه تنها نيروي محرك كشتي وزش باد بود، اين مطلب فوق العاده اهميت داشت. به علاوه وزش باد به پرچم ها نشانة برپا بودن پرچم كه رمز قدرت و حكومت است می‌باشد و تعبير فوق كنايه از اين معنا است.(۲۸) آري يكي ديگر  از پيامدهاي ناگوار و تلخ  اختلاف و تفرقه كه در قرآن از آن سخن به ميان آمده‌است، سستي و فتور و از ميان رفتن قدرت  و هيمنه و هيبت در برابر دشمنان مي‌باشد.

2. جنگ وخون ريزي

در بين مردمي كه اختلاف و تفرقه وجود دارد، مردم در آتش خانمان سوز جنگ و خونريزي مي‌سوزند و اين فرايند ناگوار همواره جان ‌آنان را مي‌فرسايد و تنها به كشته و معلول شدن جوانان، كودكان، سالخوردگان بسنده نمي‌كند كه دهها محروميت تلخ و ناگواري چون فقر، بي سوادي و... را نيز در فرجام دارد. يکی از نمونه‌های بارز آن را در سرزمين اسلامي ما افغانستان شاهد بوديم و ديديم که چگونه پس از پيروزی در برابر ابر قدرت شوروی، به دليل اختلافات و پراکندگی به وجود آمده در ميان صفوف مجاهدين، دست آورد سالها مبارزه و ايثار اين ملت به باد فنا رفت و سالها در آتش خانمان سوز جنگ و خون ريزی داخلی سوختند و دهها محروميت تلخ آن را تا کنون بردوش می‌کشند.

در بين مردمي كه اختلاف و پراكندگي حكم فرما باشد، هيچ كسي نسبت به ديگري احساس مسئو ليت نمي‌كند و حتي اگر در بين دو برادر نسبي هم اختلافي پيداشود، كسي پيدا نمي‌شود كه زمينه آشتي آنان را فراهم نمايد؛ قرآن مجيد به اين دو آثار شوم اختلاف و پراكندگي نيز اشاره نموده و فرموده است: «و كنتم علي شفا حفرة من النار فانقذكم منها»؛ (و شما برلب حفره‌ي از آتش بوديد، خدا شما را نجات داد». «شفا» در لغت به كنار چاه وياخندق و مانند آن گفته مي‌شود و شايد اطلاق «شفه» بر لب نيز به همين مناسبت باشد از همين رو استعمال اين كلمه در بهبودي از بيماري نيز به خاطرآن است كه انسان در كناره ي «سلامت» و تندرستي قرار مي گيرد.(۲۹) در اين كه منظور از نار در آيه آتش‌هاي دوزخ است يا آتش هاي اين جهان در ميان مفسران گفت و گو وجود دارد ولي از مجموع آيه برمي آيد كه واژه ي« نار» كنايه از جنگها و نزاع‌هايي است كه در دوران جاهليت هر لحظه و به هر بهانه بر افروخته مي شد ، قرآن مجيد با اين جمله اوضاع خطر ناك آن دوران را باز گو مي نمايد كه هر لحظه خطر جنگ و خون ريز ي آنهارا تهديد مي كرد و خداوند در پرتو نور اسلام آنها را از آن وضع نجات بخشيد.

3. پيدايش و تداوم حكومت طاغوت

استبداد گران و طاغوتيان در هر زمان از هر وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف پليد شان استفاده مي‌نمايند و خطرناكترين و مؤثرترين آن تفرقه و اختلاف است. تفرقه و اختلاف هم زمينه‌ي پيدايش سلطه‌ي استبداد و طاغوت را فراهم مي‌نمايد و هم سبب تداوم و بقاي آن مي‌گردد؛ زيرا در جامعه‌اي كه تفرقه و اختلاف وجود داشته باشد، مردم به جان هم مي‌افتند و اقتدارشان تضعيف و نابود مي‌گردد.

در سال 1907م. دولتهاي استعماري غرب كنفرانسي تشكيل دادند تا در زمينه‌ي مسائل مهم روز به مشورت و رايزني بپردازند. يكي از مهم‌ترين مسائلي كه در اين جلسه مطرح شده بود آن بود كه چگونه بين مسلمانان اختلاف و تفرقه ايجاد نمايند تا آنان خودشان را نتوانند از بردگي نجات بخشند. به دنبال اين تصميم، فرانسه الجزاير را به تصرف خود در آورد. انگلستان بر عراق و شيخ نشينهاي خليج فارس تسلّط پيدا كرد و آنان را برعليه دولت عثماني به شورش واداشت.(۳۰)

قرآن مجيد اين پيامد شوم اختلاف و پراكندگي را نيز بيان نموده و فرموده است :«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ».(۳۱)؛ (فرعون در زمين برتري جويي‌ كرد و اهل آن را به گروههاي مختلفي تقسيم نمود؛ گروهي را به ضعف و ناتواني مي‌كشاند، پسران شان را سر مي‌بريد و زنان شان را (براي كنيزي و خدمت) زنده نگه مي‌داشت؛ او به يقين از مفسدان بود).

قرآن كريم در اين آيه مباركه شگردهاي را كه فرعون، يكي از استبدادگران تاريخ، براي تقويت و استحكام پايه‌هاي حكومت استكباري خود به كار مي‌بست، بيان مي‌دارد، و  مي فرمايد: فرعون نخست كوشيد در ميان مردم مصر تفرقه بيندازد (و جعل اهلها شيعاً) يعني: نخستين شگرد فرعون براي استحكام پايه‌هاي حكومت استكباريش همان سياست «تفرقه بينداز و حكومت كن بود»، سياستي كه در طول تاريخ مايه و پايه اصلي حكومت مستكبران را تشكيل مي‌داده است؛ زيرا حكومت يك فرد يا يك اقليت ناچيز بر يك ملت و اكثريت بزرگ جز با شگرد «تفرقه» بينداز و حكومت كن امكان پذير نيست. مستكبران هميشه از اتحاد و انسجام وحشت داشته و دارند و از پيوستگي صفوف مردم به شدت مي‌ترسند و نگرانند؛ لذا از هر راهی و به هر وسيله‌ای که بتوانند به تخريب و تفرقه افکنی در جامعه می پردازند تا به راحتی بتوانند به مقاصد شوم خويش نايل آيند. به همين دليل فرعون مردم مصر را به دو گروه مشخص تقسيم كرد: «قبطيان» كه بوميان سرزمين بودند و تمام و سايل رفاهي و كاخ‌ها و ثروت‌ها و پست‌هاي حكومتي در اختيار آنان بود. «سبطيان» يعني: مهاجران بني اسرايل كه بصورت بردگان و كنيزان در چنگال آنان گرفتار بودند. فقر و محروميت سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و سخت‌ترين كارها بر دوش آنان بود بي آنكه بهره و سودي نصيب شان گردد.(۳۲)

دومين شگرد فرعون هم استضعاف گروه آن سرزمين بود. قرآن مي‌فرمايد: «آن چنان اين گروه را ضعيف و ناتوان كرده بود که پسران آنها را سر مي‌بريد و زنان آنان را برای خدمت زنده نگه می‌داشت: « يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ». از آنچه به طور اختصار در اين نوشتار بيان گرديد به خوبی آشکار می‌شود که اتحاد و يکپارچگي فوايد و  برکات زيادی را به دنبال دارد و تفرقه و اختلاف آثار منفی و ناگواری را در پی دارد.

4. رو سياهی و عذاب آخرت

يکی از بدترين آثار منفی و پيامد شوم تفرقه و اختلاف که قرآن از آن سخن به ميان آورده‌است، عذاب دردناک اخروی و روسياهی در عالم آخرت است. خداوند متعال در اين رابطه می‌فرمايد: «وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ».(۳۳) (و مانند کسانی نباشيد که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمی دارند (آن عذاب عظيم) روزی خواهد بود که چهره‌هايي سفيد و چهره‌هايي سياه می‌گردد؛ اما آنها که صورت‌های شان سياه شده (به آنها گفته می‌شود:) آيا پس از ايمان (و اتحاد و برادري در سايه ايمان) کافر شديد؟ پس بچشيد عذاب را به سبب آنچه که کفر می‌ورزيديد). يعنی افزون بر آن‌ همه آثار ناگواری که تفرقه و اختلاف در پی‌دارد، موجب تباهی، رو سياهی و عذاب در سرای آخرت نيز می‌باشد و از آنجا که جهان آخرت جای تجسم اعمال و هويدا شدن اسرار است، می‌شود نتيجه گرفت که تفرقه و اختلاف موجب روسياهی در اين جهان نيز می‌باشد.

از آنچه در اين نوشتار به طور فهرست‌ وار اشاره شد، به خوبی روشن می‌شود که هرملتی که می‌خواهد آزاد، سربلند و آبرومند باشد و از حقوق حقه‌ی خويش در برابر بيگانگان دفاع نمايد، ناگزير است که اتحاد و يكپارچگي خويش را حفظ نمايد و اختلاف و تفرقه را کنار نهد و بداند که با اتحاد و يکپارچگی بر هرگونه مشکلات فايق خواهند آمد. بنابر اين، ملت مسلمان افغانستان اگر می‌خواهند به رشد و ترقی واقعی برسند، در صلح و آرامش زندگی نمايند، سربلند و عزيز باشند، بايد اختلافات را کنار بگذارند و به اتحاد و همدلی روی آورند و برادران دينی و ملی همديگر باشند.

 

پی نوشت‌ها:

۱. سوره آل‌عمران، 103.

۲. سوره انعام، 65.

۳. سوره انفال، 26.

۴. سوره رعد، 11.

۵. ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج7، تهران: دار الكتب اسلاميه، نوبت چ26، 1382ش، ص343.

۶. سوره آل عمران، 152.

۷. سوره توبه، 36.

۸. نهج البلاغه، خ 25، ترجمه محمد دشتي، مؤ سسه انتشارات مشهور، چ2، 1379، ص70.

۹. همان، خ146، ص468.

۱۰. سوره آل‌عمران، 103.

۱۱. سوره حجرات، 10.

۱۲. سوره حجرات، 9.

۱۳. سوره آل‌عمران، 103.

۱۴. موسوي كركي، حسن، محجة البيضاء، ج3، ص332.

۱۵. كليني، محمدبن يعقوب، كافي، تحقيق: علي اكبر غفاري، دار الكتب الا سلاميه، چ4، 1365ش، ص65، ح3.

۱۶. امام خميني، روح الله، تحرير الوسيله، ج1، مؤسسه مطبوعاتي اسماعليان، ص462

۱۷. نهج البلاغه، خ 374، ص720.

۱۸. كليني، كافي، ج5، ص56، ح1.

۱۹. سوره آل عمران، 104

۲۰. مكارم شيرازي وديگران، تفسيرنمونه، ج3، ص47.

۲۱. قرائتي، محسن تفسير نور،ج2،  چ3، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381ش، ص129.

۲۲. سوره توبه، 71

۲۳. مكارم شيرازي وديگران، تفسيرنمونه، ج8، ص36.

۲۴. سوره اعراف، 96.

25. علامه‌طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج8، مؤ سسة انتشارات اسلامي، ص201.

۲۶. سوره انعام، 153.

۲۷. سوره انفال،46.

۲۸. مكارم شيرازي و ديگران، تفسيرنمونه، ج7، ص195.

۲۹. همان، ج3، ص 32.

۳۰. ‌دوست محمدي، هادي، تفرقه مؤ ثرترين شگرد استعمار، مجله مكتب اسلام، س23، ش9، ص23.

۳۱. سوره قصص، 4.

۳۲. مكارم شيرازي و ديگران، تفسيرنمونه، ج16، ص11.

۳۳. سوره آل‌عمران، 105و106.

نظر دهيد

بازگشت