وحدت و انسجام امت اسلامي در نگاه پيامبر(ص)

(نگاهي به مسأله مؤاخات اسلامي)

    سيد محسن سجادي

 

مقدمه

آنچه که به عنوان يک پرسش اساسی مطرح بوده و اين نوشتار در تلاش جدی برای پاسخ آن است اينکه چرا پيامبر اسلام(ص) مسئله مواخات اسلامی را جزء يکی از اولويت‌ها و برنامه‌های مسلمانان پس از حضورش در مدينه قرار داد؟ جهت درک عميق پاسخ به اين سؤال لازم است به دو مطلب توجه داشته باشيم.

الف) اهميتی را که ما مسلمانان بعد از گذشت قرنها، با وجود فرق مختلف و قرائت‌های گوناگون از احکام و فروع اعتقادی و فقهی، برای اتحاد مسلمانان و انسجام آنان احساس کرده‌ايم، پيامبر اکرم(ص) نه تنها از همان ابتدا رسالت خود بر ضرورت آن آگاهی داشت، بلکه مأمور به ابلاغ و عمل به آن بود.(۱)

ب) بدون ترديد، رفتار و سيرة پيامبر(ص) در ميان مسلمانان باعث وحدت و يک رنگی مسلمانان بوده است؛ به تعبير قرآن وجود آن حضرت برای همگان سرچشمة رحمت است،(۲) و اين رحمت بودن نه مربوط به مکان خاصی بوده، نه افراد خاصی را در بر می‌گيرد و نه زمان خاصی می‌تواند آن را محصور نمايد، زيرا اگر غير آن بود، سيره و رفتارش نمی‌توانست در اين زمان برای ما به عنوان بهترين الگو و سرمشق معرَفی گردد.(۳) لذا اگر امروز ما در سرزمين افغانستان با اقوام و مذاهب گوناگون و ساير مسلمانان در ديگر کشورها انسجام مسلمانان را يک نياز و ضرورت می‌دانيم به جهت همان الگويي است که ما از اسلام و پيامبر اکرم(ص) داريم. با درک اين دو مطلب، مسئلة مواخات اسلامی را بايد يک اقدام سنجيدة سياسی و اجتماعی از سوی پيامبر(ص) دانست. اين اقدام توانست باعث ايجاد الفت بين مسلمين شود که در شعاع بزرگتر وحدت، انسجام و يکرنگی آنان را در صحنة سياسی موجب گرديده چنانکه توانست عاملی باشد که کينه‌های قديمی قحطانی و عدنانی را از دل‌ها پاک کند، خصومت‌های هميشگی اوس و خزرج را به دوستی تبديل سازد، قلوب انصار و مهاجرين را لبريز از محبت و ايثار نسبت به يکديگر نمايد و از همه مهمتر جايگاه موالی را در جامعة اسلامی همسان ديگران ارتفاع بخشد. در آن دوران موالی از سوی عرب‌ها چه عدنان و جه قحطان دائماً مورد خصومت قرار می‌گرفتند و مهر تحقير به پيشانی آنان زده می‌شد و عجم؛ يعنی غير عرب، بی زبان، بی‌نژاد و گنگ خوانده می‌شد.(۴)

واژگان کليدی

1. انسجام؛ واژة انسجام مرادف کلمه اتحاد بوده و اين دو کلمه در معنا يکسان تفسير شده است. معانی که برای اين دو بيان شده عبار تست از يگانگی، پيوستگی، وحدت، سازگاری، سازش، توافق، هماهنگی، هم‌رأيي، دمسازی، وفاق، موافقت، ترکيب، ادغام، آميختگی و هم‌پيمانی که همگی بيان‌گر نوعی يکپارچه بودن می‌باشد.(۵)

2- مواخات؛ اين کلمه از ريشة(أخ)، گرفته شده است. اَخْ در لغت به قرابت نَسَبی و گاهی نيز در مورد دوست و همراه به کار می‌رود.(۶) گرچه « الإخاءُ، المُواخاةُ، التأخّی و اَلاُخوّةِ» همگی به معنای اَخُ می‌باشند،(۷) اما مواخات مشهور شده است در مورد آنچه که پيامبر(ص) ميان مهاجرين و انصار در ساية اسلام و ايمان، عهد برادری بر قرار نمود. تا اين گونه دلهای آنان را به يکديگر نزديک نمايد. از اين جهت مواخات به پيمان برادری ميان مسلمانان با يکديگر اطلاق می‌گردد .(۸)

قرآن و مسئله مواخات

خداوند متعال در دو مورد در قرآن کريم اخوت بين مسلمانان را ياد آوری می‌فرمايد و اين سنت را که پيش از اسلام وجود نداشت بر قرار می‌سازد. مورد اول در سورة مبارکه حجرات: « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ »(۹) و ديگر در سورة مبارکه احزاب: « ادْعُوهُمْ لآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا »،(۱۰) مفسرين برای هر کدام از اين دو آية شريفه به طور جداگانه تفسيرهای گوناگون نموده‌اند.

وقتی اين دو آيه شريفه را در کنار هم قراردهيم، خواهيم ديد که دارای يک پيام مشترک می‌باشند. آن پيام مشترک عبارتست از الفت و پيوند عاطفی و اجتماعی بين همة مسلمان‌ها که موالی هم جزئ از آنها شمرده می‌شود. در آية اول خداوند متعال آيه را با«إنّما» آغاز نمود تا اين مفهوم را برساند که هر مسلمانی ولو در دور ترين نقطة غرب است با مسلمانی که در سوی ديگر عالم قرار دارد برادر می‌باشد. در آية دوم خداوند ابتدا مسأله اخوت را مطرح می‌کند و می‌فرمايد اگر پدران کسی را نمی‌شناسيد،‌آنان را برادران دينی خود قرار دهيد و بعد می‌فرمايد: « و مواليکم »، آنان را در کنار « إخوانکم فی الدين » قرار می‌دهد و به منظور ايجاد الفت و پيوند اجتماعی ميان گروههای مختلف جامعه، موالی را که پدران شان برای عرب ناشناخته بودند و همينطور جزء طبقة پايين جامعة آن روز بودند، برادران دينی ديگر مسلمانان می‌خواند. بدين گونه اسلام برپاية همين برادری و حفظ آن استوار شده است، لذا عدم اهتمام به اين اصل موجب می‌شود پايه‌»های اسلام سُست شود و قدرت آن تضعيف گردد.

پيشينة تاريخی مواخات

اکثر مورخان اشاره به اين دارند که پيامبر(ص) دو بار پيمان برادری را در ميان امت اسلامی اجراء نمود، يک مرتبه بين اصحاب خويش در مکه و بار ديگر ميان مهاجرين و انصار در مدينه. به نظر می‌رسد قول درست هم‌چنين باشد، زيرا مخالف اين قول فقط افرادی مثل ابن تيميه است که نه تنها موضوع برادری بين اصحاب پيامبر(ص) را در مکه نفی نموده، بلکه اين مسأله را که رسول الله(ص)، حضرت علی(ع) را به برادری بر گزيد منکر شده است.(۱۱) همان گونه که اشاره کرديم واقعيت مضبوط در تاريخ چيز ديگری است، زيرا مورخين حتّی به اسامی افرادی که پيامبر(ص) ميان آنان پيمان برادری ايجاد نمود، اشاره نموده‌اند.

جريان مواخات در مکه و مدينه

بلاذری از جمله نويسندگانی است که هم به جريان برادری مسلمانان در مکه اشاره دارد و هم در مدينه و هر دو جريان را به تفکيک آورده است. او در مورد مسئله برادری در مکه می‌گويد: پيامبر(ص) ميان حمزه « عموی خود » و زيد بن حارثه ( که يکی از موالی آن حضرت بود )، پيمان برادری بست و همچنين بين ابو بکر و عمر، عثمان و عبد الرحمن بن عوف، زبير و عبد الله بن مسعود، عبيدة بن الحارث و بلال حبشی، مصعب بن عمير و سعد بن ابی و قاص، ابی عبيدة بن جراح و سالم ( مولای ابی حذيفه ) سعيد بن زيد عمر و بن نفيل و طلحه ابن عبد الله برادری بر قرار نمود و در آخر علی(ع) را نيز به برادری خويش بر گزيد و فرمود: « انت اخی »(۱۲) حضرت همينطور به مسأله برادری ميان مهاجر و انصار در مدينه پرداخته می‌گويد: در آن جريان ميان چهل و پنج نفر از مهاجرين و همين تعداد از انصار توسط پيامبر(ص) پيمان برادری بسته شد و هر مهاجری کنار يکی از انصار قرار گرفتند.(۱۳) ابن هشام موضوع اجرای برادری در مکه و مدينه را به اختلاط ذکر نموده و می‌گويد، پيامبر(ص) فرمود: « تآخوا فی الله أخوَين أخوَين » و بعد از آنکه علی بن ابی طالب(ع) را به عنوان برادر برای خود بر گزيد، ميان حمزة بن عبد المطلب عموی خويش با زيد بن حارثه ( که يکی از موالی آن حضرت بود ) و نيز سلمان فارسی ( يکی ديگر از موالی آن حضرت ) با ابو درداء ( از تيرة بلحارث بن خزرج ) ، بلال مؤذن رسول خدا(ص) با ابو رويحه از تيرة خثعم اخوت بر قرار نمود.(۱۴) همين مسأله اخوت بين حمزه و زيد بن حارثه بود که باعث الفت بين آن دو گرديد، لذا حمزه قبل از جنگ احد که در آن به شهادت رسيد به برادر خود زيد و صيت نمود تا در صورت شهيد شدنش به وصايای او عنل نمايد و زيد نيز چنين کرد.(۱۵)

تقوی عامل برتری مسلمانان بر يکديگر

قندوزی و ديگران به مطلبی تصريح نموده‌اند که ذکر آن در اينجا می‌تواند دارای اهميت بسيار باشد. در نظر اسلام و ديدگاه پيامبر(ص) چيزی که فضيلت و مقام به حساب می‌آيد تقوی و ايمان واقعی می‌باشد، لذا اسلام بر روی تمامی اموری که در دوران پيش از اسلام به عنوان مقياس و معيار برتری تلقی می‌گرديد، خط بطلان می‌کشد. بر همين اساس، پيامبر(ص)، علی(ع) را به برادری خويش مفتخر ساخت و فرمود تو نسبت به من مانند هارونی نسبت به موسی، جز اينکه پس از من پيامبری نيست، تو برادر و وارث من هستی؛ يعنی کسی که در تقوا و مقام و جايگاه و ايمان واقعی وزان حضرت باشد جز علی(ع) نيست. از اين‌رو، بر اساس همين معيار و در ساية ايمان به خدا، زيد بن حارثه با قطع نظر از اينکه عنوان مولی بودن را داراست، می‌تواند برادر حمزة بن عبد المطلب ( که عموی پيامبر(ص) و از با شرافت‌ترين تيرة عرب می‌باشد )، بوده باشد. اتّفاقاً حمزه هم به اين مسأله افتخار می‌کند و زيد را بعد از خود وصی قرار می‌دهد. همچنين، عبيدة بن الحارث و بلال حبشی که غلامی است سياه و اهل حبشه در پرتو ايمان به فرمان نبی مکرم اسلام(ص)، پيمان برادری می‌بندند. يا ابو عبيدة که از بزرگان قوم خويش و دارای مکنت و مقام بوده از جانب حضرت دستور داده می‌شود که با سالم ( که خدمت کار حذيفه بن يمان می‌باشد ) برادر شود. بی‌ترديد، اين گونه پيمان‌های انسانی و مصلحتی جز با معيار اسلام که سفير وحی به آن واقف است با چيز ديگری نمی‌تواند نه برای ابو عبيدة و نه برای سالم توجيه پذير باشد، همين طور سلمان فارسی که يک عجم است به عنوان برادر در کنار ابو درداء خزرجی که تيرة او يکی از دو قدرت بزرگ مدينه است، قرار می‌گيرد.

 نتيجه گيری

باتوجه به مباحث مطرح شده، نکات زير را می‌توان به عنوان نتيجه بحث مطرح کرد:

1. اتحاد ميان مسلمانان در هر شرايط و زمان و مکانی از اولويتهای مهم، مورد تأکيد اسلام و سيرة نبوی می‌باشد که حفظ آن می‌تواند موجب افزايش قدرت، پيشرفت و پويايي اسلام گردد، و هيچ مسلمانی نبايد با بهانه‌های واهی موجبات درهم شکستن اين يک پارچگی مسلمين را فراهم آورد.

2. توجه به آحاد و اقشار مختلف جامعه و رعايت حقوق سياسی، اجتماعی و اقتصادی همة مردم، خصوصاً اقشار محروم و بی‌پناه و کم بضاعت از ديگر دستاوردهای است که به وضوح می‌توان آن را در اُخوت اسلامی جستجو کرد، البته اين خود بستری مناسب جهت اجرای عدالت در جامعه خواهد بود.

3. التزام و پايبندی مسلمانان به اهداف اخوت اسلامی و ثمرات آن، چه در ميان اقوام يک جامعه مثل افغانستان، و چه در ميان جوامع، مثل کشورهای مختلف اسلامی، اعم از افغانستان، ايران، پاکستان، عراق، عربستان و ساير کشورهای مسلمان می‌تواند زندگی مسالمت آميز و توأم با آرامش را به ار مغان آورد. علاوه برآن احترام متقابل مسلمانان به فرهنگ، نژاد، مليّت، مذهب و عقايد يکديگر باعث ايجاد عطوفت، مهربانی، همدلی و همبستگی ميان مسلمانان گرديده و عظمت و اخلاق اسلامی را مُتَجلّی می‌سازد. در مقابل دم زدن از برادری ميان مسلمانان و عدم توجه به اهداف آن در حقيقت زمين نهادن سيرة عملی پيامبر اسلام(ص) بوده که انجام آن از سوی هيچ مسلمانی جايز نخواهد بود. مضافاً آن که تبعات بسيار خطر ناک‌تری را در يک جامعه و همينطور در روابط ميان ملّتها در پی‌خواهد داشت.

 

پي‌نوشت‌ها:

۱. وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ ... آل عمران/103.

۲. انبياء/107.

۳. احزاب/21.

۴. جرجی زيدان، تاريخ تمدن اسلام، ج4، ص14.

۵. آذرتاش آذرنوش، چاپ چهارم، نشرنی، 1383«واژه وحد».

۶. ابن منظور، لسان العرب، چاپ اول، 1996م- 1416ه، لبنان بيروت، ج1، ص89؛ لوئيس معلوف، المنجد، چاپ چهارم، 1381ش، انتشارات ذوی القربی، ص5.

۷. ابن منظور، پيشين، ص92.

۸. ابی منصور محمد بن احمد الازهری، معجم تهذيب الفه، چاپ اول، 1422ه – 2001م، انتشارات دارالفکر(لبنان)، ح8، ص128.

۹. حجرات/10.

10. احزاب/5.

۱۱. احمد بن عبدالحکيم ابن تيميه، السنه النبويه فی نقض کلام شيعه و قدريه، ج2، ص25.

12 . بلاذری، انساب الاشراف، ج1، ص314.

13. بلاذری، پيشين، ص315.

14. ابن هشام، سيرة النبويه، ج2، صص 150 و 151.

15. ابن هشام، پيشين، ص151.

نظر دهيد

بازگشت