سيد جمال الدين  و مسأله اتحاد جهان اسلام

  حسين بيانی

مقدمه

محققان اجتماعي و جامعه شناسان به طور کلی با سه شيوه، به مطالعه و مسايل دينی دست زده‌اند: عده‌ای دين را در رابطه با ديگر نهاد‌های حيات اجتماعی مانند اقتصاد، سياست و … مطالعه نموده‌اند؛ برخی دين را به عنوان يک مسئله نظری اصلی در فهم حيات اجتماعی مورد بررسی قرار داده‌اند؛ بعضی نيز نهضت‌های دينی و نقش رهبران آن را مورد مطالعه و دقت نظر جامعه شناسانه قرار داده‌‌اند. نگارنده در نوشتار حاضر، نقش و جايگاه سيد جمال الدين افغانی را به عنوان يک رهبر دينی و اجتماعی، در زمينة مسأله وحدت امت اسلامی، مهم شمرده و با استفاده از شيوه سوم به تبيين و تحليل اين موضوع پرداخته است.

در ميان مصلحان و انديشمندان بزرگ اجتماعی و دينی، در جهان غرب و شرق کسانی بودند که فراتر از زمان خويش می‌انديشيدند و مشکلات و نابسامانی‌های جامعه شان را با ژرف نگری و بصيرتی که داشتند، درک مي‌نمودند و با همتی بلند برای حل آن، تلاش پيگيری داشتند. از جمله اين انديشمندان در شرق و دنياي اسلام، مي‌توان از سيد جمال‌الدين افغاني نام برد. در جهان غرب نيز مي‌توان به انديشمنداني مانند اگوست كنت و اميل دوركيم اشاره نمود که گامهاي مهي در رمينه رفع نابسامانيهاي اجتماعي بر داشتند.

مصلحان اجتماعي در غرب

بعد از انقلاب فرانسه، اگوست کنت به عنوان يک متفکر اجتماعی احساس می‌کرد که جامعه فرانسه، بعد از انقلاب در حال بحران است و بدنبال آن بود تا ريشه‌های بحران و نابسامانی‌های اجتماعی را در يافته و به در مان آن بپردازد. وی دليل آشفتگی‌های اجتماعی را تناقض contradiction)) ميان نظم اجتماعی الهی در حال زوال و نظم اجتماعی علمی و صنعتی در حال پيدايش می‌دانست.(۱) در واقع همه کلاسيک‌های جامعه شناسی از کنت تا پارسونز، تماماً نظام فکری شان پاسخ به اين سؤال بود که يک تحول عظيمی به نام مدرنيته و عصر مدرن به وجود آمد و جهان با سرعت غير قابل پيش بينی، تغيير کرد.

در آن زمان متفکران اجتماعی غربي (کلاسيک‌های جامعه شناسی) با سؤالاتی همانند اين كه جهان معاصر، ويژگی‌هايش چيست؟ اگر مشکل و مسئله‌ای به وجود بيايد چگونه آن را بايد حل کرد، رو برو بودند. راه حل اگوست کنت برای خروج از اين بحران‌ها که در جهان مدرن ايجاد شده بود، ايجاد فلسفه اثباتی و علمی اثباتی است. او می‌گويد، ما انسان‌ها در ساير علوم مثل فيزيک و شيمی، علمی و اثباتی می‌انديشيم، ولی در حوزه امور اجتماعی اثباتی فکر نمی‌کنيم و اثباتی نمی‌انديشيم. لذا نا هماهنگی بين اين دو نوع شناخت و قلمرو حاصلش وقوع بحران‌های اجتماعی است. اگر بخواهيم بحران‌ها را حل کنيم بايد به شناخت سازگار برسيم تا بحران‌ها فروکش کند و جامعه متعادل شود؛ يعنی ما در حوزه علوم اجتماعی هم بايد مانند حوزه فيزيک و شيمی اثباتی و علمی بيانديشيم تا نابسامانی‌های اجتماعی حل شود.

انديشمند اجتماعي ديگر دورکيم است که در زمان او، اروپا در لحظه انتقال از تمدن سنتی به تمدن جديد و مدرن بود. اين انتقال، در فرانسه از همه جای اروپا کرده بيشتر حس می‌شد، چون در فرانسه يک انقلاب تکان دهنده‌ی اتفاق افتاد که صد سال طول کشيد. بعد از اين تحول، يکی از مسايل که رخ نمايانده بود اين که بعد از سقوط نظام پادشاهی فرانسه بی‌نظمی و يک و ضعيت آنومي(Anomic)، بوجود آمده بود. تمام انديشمندان اجتماعی آن زمان از جمله دورکيم می‌گفتند: چه بايد کرد که نظم دو باره در جامعه حاکم شود؟ چرا نا امنی‌ها و تفاوت‌های طبقاتی از جمله خودکشي رواج يافته است؟ ريشه اين حوادث چيست؟ چگونه بايد آنرا حل کرد؟.

دورکيم معتقد بود که همه مشکلات موجود، ريشه اش در درک غلط ما انسان‌ها از ماهيت امر اجتماعی است؛ لذا چاره‌جويی هم غلط از آب در می‌آيد و بحران‌های موجود را به شکل فلسفی و دينی(آنگونه که در تفکر سنتی رايج بود) نمی‌توان حل‌کرد. وی معتقد بود که جهان اجتماعی ... و جزئی از طبيعت است، حال اگر بخواهيم جهان اجتماعی را درست بشناسيم و راه حل درست برای بحران‌های اجتماعی ارائه دهيم، مستلزم اين است که يک علمی با روش‌ها و سازکار خاص خودش بايد داشته باشيم که علم جامعه شناسی است.(۲)

نقش اصلاحي سيد جمال الدين در اتحاد جهان اسلام

 بی‌گمان، سيد جمال نيز به عنوان يک متفکر اجتماعی مشرق زمين و مسلمان در روزگاری می‌زيست که عزت، شوکت و اقتدار مسلمانان، رو به نابودي بود؛ ثروت، امکانات و منابع مسلمانان به تاراج می‌رفت و تنازعات فرقه‌ای قوت و توان امت اسلامی را فرسايش می‌داد. از هم‌گسيختگی اجتماعی و طوفان تنازعات، تمام مظاهر آبادانی، رشد و شکوفايي در سراسر ممالک اسلامی را در هم کوبيده بود. از اين‌رو، برای شناخت بيشتر افکار و عملکرد ايشان، در اين نوشتار دو مطلب، يعني وضعيت جهان اسلام در آن عصر و گام‌های عملي که سيد جمال پيمود، مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

الف) وضعيت جهان اسلام

با عنايت به اين واقعيت که جهان غرب پس از رکود و غفلت چند ساله با وقوع رنسانس ((renaissance و دستيابی به انقلاب صنعتی و تأسيس تمدن جديد، برای جبران ناکامی‌های گذشته و التيام عقده‌های فرو خورده‌ای که از سيطره‌ی تمدن اسلامی به دل داشت در عصر نوزايي، خيزش تازه‌ای بر داشت بويژه كه نياز به مواد خام و بازار مصرف، حرص و طمعش را روزافرزون مي ساخت. از سوي ديگر انحطاط دنيای اسلام(۳) در اثر فاصله گرفتن مسلمانان از تعاليم قرآن، کج فهمی و برداشت‌های نا صواب از آموزه‌های دينی، حکومت‌های استبدادی، تجاوزات و مداخلات استعماری، از دست‌دادن هويت ملی و مذهبی، خود باختگی در برابر تمدن نوين غربی و از همه اين‌ها خطر ناک‌تر، دچار از هم گسيختگی اجتماعی و تفرقه در ميان امت اسلامی؛ مصلحان و انديشمندان جامعه اسلامی را به چاره‌جويي و شناسايي معضلات اجتماعی فراروی امت اسلامي و درمان آن وادار ساخت.

انديشمندان مسلمان با وجود اختلاف نظرهايی که در زمينه‌ی اصلاح داشتند، ولی در اين قضيه که نخستين گام و ضروری‌ترين اقدام برای پايداری در برابر هجوم بی‌امان غرب، زدودن زمينه‌های تفرقه و ايجاد وحدت ميان پيروان مذاهب و امت اسلامی است، باهم متفق بودند. در ميان انديشمندان مسلمان، سيد جمال الدين افغانی بدون تر‌ديد يکی از پيشگامان و سلسله جنبانان وحدت اسلامی به شمار می‌رود. مرزهای جغرافيايي نتوانست انديشه بلند، ذهن خلاّق، نبوغ فکری، عظمت انديشي و آرمانی خواهی ايشان را محدود کند، بلکه تنها با انديشيدن به مصالح جامعه اسلامی به فعاليت و تلاش پيگير خويش جهت بهبود وضعيت نابسامان امت اسلامی پرداخت. او با بيان آموزه‌های دينی و تبيين و تفسير صحيح از قرآن و سنت، بر اتحاد و همبستگی امت اسلامی تمام عمر همت‌گماشت. از محدوده‌ی قوم، جغرافيا، مذهب و ... بيرون آمد و تمام عالم اسلام را صحنه فعاليت خويش قرار داده و مجدانه در اين راه تلاش ورزيد.

 بی‌گمان، به اتفاق موافقان و مخالفان، وی اولين منادی اتحاد اسلامی، به حساب می‌آيد. در سفرهای متعدد به کشورهای اسلامی و تماس با رجال، انديشمندان، سران و طبقات مختلف به تبليغ و ترويج افکار بلند خويش (که بر گرفته از آموزه‌های اصيل اسلامی بود)، پرداخت. رجال بسياری در عالم اسلام از قاره هند تا شمال آفريقا مستقيم و غير مستقيم متأثر از افکار او بوده‌اند و با الهام از گفته‌ها و نوشته‌های ايشان در اين راه تلاش کرده‌اند.(۴)

دکترين اصلاح و نظريه‌ی وحدت اسلامی وی نه رنگ و بوی ناسيوناليستی (Nationalism) داشت و نه مثل بسياری از تجدد طلبان مصری، ايرانی و هندی آن زمان، غرب زده بود. در واقع او غروب امپراطوری اسلامی را می‌ديد و پان‌عربيسم و پان‌ترکيسم را با درايت به خوبی حس می‌کرد:bاين سيد جمال بود که پيش از همه رهبران مترقی آسيا و آفريقا خطر را پيش از وقوعش احساس می‌کند و به ... و شخصيت امی خودش ... می‌برد که اين تجدد بازی، عواقبش چه خواهد بود».(۵)

به همين دليل وحدت جامعه اسلامی را به عنوان نياز مبرم و عاجل مطرح نمود. شناخت انديشه و تفکر سيد جمال از دو جهت در خور تأمل و قابل دقت است؛ اين که به عنوان مصلح بزرگ اجتماعی مشرق زمين و همچنين از مناديان وحدت اسلامی و سر سلسلة آن به حساب می‌آيد.

ب) گام‌های عملی سيد جمال در راستاي اتحاد جهان اسلام

سيد جمال الدين، در شرايطی می‌زيست که جهان اسلام از اوضاع و شرايط نابسامان اجتماعی رنج می‌برد. لذا در آن وضعيت نا مطلوب اجتماعی، تنها راه چاره را در اتحاد و همبستگی اجتماعی جهان اسلام در برابر استعمار گران دانست و در اين راه کمر همت بست:bفالشرق الشرق، فخصصت جهاز دماغی لتشخيص دائه و تحدی دوائه فوجدت اقتل ادوائه داء انقسام اهله و تشتت آرائهم و اختلافهم علی الاتحاد و اتحادهم علی الاختلاف، فعملت علی توحيد کلمتهم و تنبيههم للخطرالغربی المحدق بهم».(۶) (سازمان مغز و انديشه خود را به درد اصلی شرق و جستجوی درمان آن اختصاص دادم. در يافتم که کشنده ‌ترين درد شرق، جدايي افراد آن از يکديگر و پراگندگی انديشه‌های آنان و اختلاف بر سر اتحاد و اتحادشان در اختلاف است. پس در راه وحدت عقيده و بيدار کردن آنان نسبت به خطر غربی که ايشان را فرا گرفته دست به عمل زدم.) بی‌ترديد، دکترين اصلاح طلبی، هم‌فکری اجتماعی و انديشه‌ی وحدت خواهی او، تحول عظيم و راستاخيز بی‌بديلی در انديشه‌ای مسلمانان و نظامات زندگی شان، به وجود آورد.

حقيقتاً، همه‌ی حرکت‌ها و تلاش‌های فکری و عملی سيد جمال، معطوف به وحدت اسلامی بود و اين مسأله را تنها راه نجات ملل شرق از مشکلات و معضلات می‌دانست. از اين‌رو، به برخی تلاش‌های عملی سيد جمال الدين در ارتباط به همبستگی و اتحاد مسلمانان در پی اشاره می‌گردد.

1. دعوت مسلمانان به انجام تکاليف دينی

سيد فاصله گرفتن مسلمانان از اسلام راستين و قرآن کريم را علت اساسی تفرقه می‌دانست. وی بر اين باور بود که مسلمانان سده‌های نخستين به سبب اعتقاد و عمل به اسلام اصيل، باهم وحدت داشتند و کشورهای اسلامی در راه نيرومندی و عظمت گام بر می‌داشتند. اگر مسلمانان خواهان مجد و عظمت گذشته‌اند، بايد به اسلام راستين باز گردند و قرآن را کتاب زندگی بدانند.(۷)

2. ارتباط ميان عالمان و متفکران اسلامی

وی برای اتباط و همبستگی عالمان دينی و متفکران اسلامی اهميت ويژه‌ای قائل بود. موقعيت طرح اتحاد جهان اسلام را در آن می‌ديد که عالمان مذاهب اسلامی به تفاهم برسند و به احساس مشترکی دست‌يابند:bايجاد استحکام و ارتباط ميان مسلمانان، مستلزم اين است که درجات علمی علمای اسلام و وظايف هرکدام از آن‌ها معين شود تا همواره آماده انجام وظيفه باشند v.(۸) وی حوزه‌های علمی و مساجد را مراکز مهم برای ايجاد تفاهم در جامعه اسلامی می‌داند و می‌گويد:bهرکدام از اين‌ها مکانی برای روح زندگی واحد در ميان جامعه مسلمانان و هرکدام از اين محلها، مانند حلقه زنجير می‌باشد که هرگاه يکی آن حلقه‌ها تکان بخورد، حلقه‌های اطراف آن هم به صدا در آيند. (۹)

تشکيل جمعيت «عروه» و پيشنهاد مؤتمر اسلامی در اين راستا صورت گرفته است. او در زمان اقامت چهار ساله اش در هندوستان(حيدر آباد و کلکته)، تشکيلاتی را بنام «عروه» ايجاد کرد که به تدريج شعبه‌های از آن در ديگر کشورها، از جمله مصر، تونس، شمال آفريقا و فرانسه داير شد. مجله «عروة الوثقی» که در پاريس منتشر می‌شد، در حقيقت ارگان نشراتی اين جمعيت به شمار می‌آيد. احمد امين پس از اشاره به تأسيس مجله مورد نظر می‌نويسد:bوکان وراء هذه المجلة جمعية سرية منبثة فی جميع الاقطار الاسلامية، اختير اعضاءها من بين المسلمين المشفقين المحمسين لدينهم، و وضع لها يمين يقسمها من يدخل فيها و ليتعهد».(۱۰) (اين مجله از يک جمعيت سری در سراسر کشورهای اسلامی بوجود آمده بود. اعضای اين جمعيت از ميان افراد تحصيل کرده مسلمانان انتخاب شده بودند و نسبت به مکتب اسلام به شدت علاقه‌مند بودند، برای عضويت در اين جمعيت قسم نامه تنظيم شده بود.)

3. ايجاد مؤتمراسلامی

از ديگر قدم‌های عملی سيد در راه اتحاد و همبستگی جهان اسلام، تلاش‌های وی در جهت ايجاد «مؤتمراسلامی» بود. ايشان برای حل مشکلات مسلمانان، کنگره‌ای را در مکه مرکب از علما و نمايندگان کشورهای اسلامی پيشنهاد می‌کند. او بر اين باور بود که مسلمانان با شرکت گسترده در مراسم حج و علماي مذاهب اسلامی و نيز نمايندگان کشورهای اسلامی با حضور در «موتمر اسلامی» و گفت‌وگو، تبادل نظر و اعلام نتايج آن به مردم، خواهند توانست نيرو‌های از دست رفته دين را دو باره تقويت کنند و آنرا از تهاجم و کينه‌جويي دشمنان حفظ نمايند و مشکلات مسلمانان را حل نمايند.

4. طرد و نفی عوامل تفرقه

سيد جمال الدين، معتقد بود که عوامل تفرقه و جدايي، شناسايي و از جوامع اسلامی طرد شوند. وی استعمار را مهمترين سد راه اتحاد جهان اسلام می‌دانست و از عالمان در باری، رژيم‌های استبدادی و غرب زدگان به عنوان ايادی استعمار ياد مي‌کرد. ايشان، جامعه‌ای را که دچار تفرقه گرديده به شخصی که دچار بيماری جذام شده و نمی‌تواند حرکات اعضاء و جوارح خود را کنترل کند، تشبيه نموده است.(۱۱)

5. تلاش در راستای اتحاد دول اسلامی

سيد برای ايجاد وحدت و همبستگی جهان اسلام، خواهان هماهنگی دولت‌های اسلامی بود. سيد جمال الدين، در اين باره تلاش‌های بسياری کرد. او برای تحقق اين منظور مقاله می‌نوشت، سخنرانی می‌کرد، ديگران را به نوشتن مقاله در روز نامه‌ها وا می‌داشت و با افراد مؤثر همانند علماء و بزرگان به گفت‌وگو می‌نشست. ايشان گرچه در اجرای حرکت خود مبنی بر اتحاد جهان اسلام به موفقيت کامل دست نيافت، ولی حرکت اصلاحی و عظمت دهی او باعث تقويت روح برادری، اتحاد و همدلی ميان مسلمانان جهان و نيز رشد و شکوفايي حرکت‌ها و جنبش‌های طرفدار اتحاد اسلامی گرديد.

مهمتر از همه پيروانی چون کواکبی، روئسای الازهر، شيخ عبدالقادر مغربی، امير شکيب ارسلان، اقبال لاهوری و بسياری از علمای بزرگ ايران، عراق، افغانستان و ديگر کشورهای اسلامی، پيدانمود که هرکدام به سهم خود نقش تعيين کننده‌ای در مبارزه با استعمار و اتحاد جهان اسلام ايفا کردند.

جمع بندی 

در مجموع می‌توان گفت:

1. در عين حال که حرکت اصلاحی سيد جمال الدين به خاطر مشکلات فرا راه آن به نقطه‌ی مطلوب پايان نپذيرفت، ولی با اين وجود موجب گرديد تا زمينه‌ی يکسری اصلاحات در جهان اسلام فراهم شود. به بيان ديگر حرکت اصلاحی، عزت طلبی و وحدت آفرينی ايشان تا حدودی همدلی، حق‌نگری، همبستگی امت اسلامی، تقريب مذاهب و ... را در ميان امت اسلامی و پيروان مذاهب به ارمغان آورد.

2. حقيقتاً شناخت افکار و انديشه‌ی بلند وی و ساير پيشگامان وحدت اسلامی و تقريب مذاهب و همچنين تجديد ياد و خاطره آنان، جهان اسلام را به سمت عزت طلبی اسلامی و اتحاد و همبستگی رهنمون و همبستگی مسلمانان را در برابر استعمار نوين و عوامل تفرقه انگيز بيمه می‌نمايد.

3. بی‌ترديد، اقبال، تمسک و شناخت پيروان مذاهب اسلامی نسبت به سيره بزرگان دينی و انديشمندان اسلامی چون سيد جمال الدين، موجب می‌شود تا امت اسلامی و پيروان مذاهب، بيش از گذشته به سرنوشت جمعی خويش اهتمام ورزند.

4. نويسنده بر اين باور است که در صورت جهت دهی پيروان مذاهب از سوی انديشمندان اسلامی و نيزکلان‌نگری در اين راستا، زمان شکوه و عظمت امت اسلامی دور نخواهد بود.

 

پی نوشت‌ها:

۱. ريمون آرون؛ مراحل اساسی سير انديشه در جامعه شناسی؛ مترجم: باقر پرهام؛ تهران: انتشارات علمی فرهنگی؛ 1384؛ ص89.

۲. جورج ريتزر؛ نظريه جامعه شناسی در دوران معاصر؛ مترجم: محسن ثلاثی؛ تهران: علمی؛ 1374؛ صص24-21.

۳ . واپسگرايي، ايستايي در تمدن و فرهنگ.

۴ . محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی، علامه محمد اقبال، علامه کاشف الغطا، علامه سيد شرف الدين، رهبران نهضت مشروطه ايران، اعضای دارالتقريب مصر و ... از اين طيف محسوب می‌شوند.

۵ . علی شريعتی؛ مجموعه آثار(بازگشت)؛ دفتر تدوين و تنظيم مجموعه آثار شريعتی؛ ص129.

۶. سيد جمال الدين افغانی؛ محمد عبده؛ العروة الوثقی(مقدمه)؛ بيروت: دارالکتب العربی؛ الطبعة الاولی؛ 1970م؛ ص13.

۷. سيد جمال الدين افغانی؛ پيشين؛20-19 و مقدمه خسرو شاهی؛ به نقل از مجله حوزه؛ شماره61؛ فروردين و اردبهشت 1373؛ ص130.

۸. سيد جمال الدين افغانی؛ پيشين؛ 35.

۹. همان؛35-34.

10. احمد امين؛ زعماء الاصلاح فی العصر الحديث؛ به نقل از مجله حوزه؛ شماره 61؛ فروردين و اردبهشت 1373؛ صص82-81.

۱۱. همان؛ ص137.

نظر دهيد

بازگشت