سيره پيامبر(ص) در ارتباط با همسران در نهاد خانواده

 نويسنده: محمدجمعه شيخزاده

 زن در مقام همسر، يكي از مهم‌ترين اركان و خميرمايه‌‌ نهاد مقدس خانواده به حساب مي‌آيد. اما اينكه در چه جايگاه و موقعيتي قرار دارد و به طور مشخص مسئوليت چه قسمت‌هايي از اين نهاد بايد به او واگذار شود، جاي بحث و بررسي دارد. تجربه ثابت كرده است كه بشر و عقل حسابگر او از ترسيم جايگاه زن در نظام خانواده عاجز است. بشر بدون راهنمايي پيامبران و معصومان‌G در چيدن مهره‌هاي نظام پيچيدة خانواده، راه افراط و تفريط را پيموده است.  

بهترين واژه‌هايي‌كه مي‌توانند بازگو كنندة وضعيت زنان در زمان پيش از اسلام باشد، عبارتند از بي‌هويتي، بي‌حرمتي،(1) محروميت از آزادي، مالكيت، ارث(2) و...، از همه مهمتر زنده به گور كردن دختران. مكتب اسلام با سربلندي و افتخار اعلام مي‌دارد كه براي بشر در تمامي زمينه‌ها از جمله خانواده، برنامه و راهكارهاي سازگار با طبيعت و فطرت بشري ارائه مي‌كند. اسلام در ضمن اعلام دستورالعمل‌هاي مدون نظري، الگوهاي عملي را نيز معرفي كرده است. قرآن مي‌فرمايد: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»(3) (به درستي رسول خدا براي شما در زندگي سرمشق نيكويي است).

 در سيرة حضرت محمد همسر از جايگاه و منزلت والايي برخوردار است. همسر با حفظ هويت، استقلال و آزادي به عنوان يك همسفر براي پيمودن طريق كمال و سعادت، در كنار شوهر قرار دارد. پيامبر به فعليت رسيدن كمال زن و مرد را در پرتو نظام خانواده و در كنار يكديگر مي‌داند. با توجه به جايگاه و نقش مهم همسر، حضرت در انتخاب آن، كمال دقت را داشت.

1. معيار در گزينش

نكته‌اي قابل دقت و تأمل در زندگي زناشويي كه با گزينش همسر آغاز مي‌شود، اين است كه امر به اين مهمي به خود شخص واگذار شده است. چون تا قبل از بلوغ و سن تكليف نقش اساسي و كليدي در روند تكامل انسان از آن طبيعت و محيط (خانواده، مدرسه، دوستان و...) است. اما پس از بلوغ، سير تكاملي انسان روندي تازه‌ي پيدا مي‌كند. در اين مرحله، خداوند ابتكار عمل را بيشتر به خود انسان داده است تا با انتخاب درست، زمينه‌ي به كمال رسيدن را هموار سازد.

در باره گزينش همسر و ملاك‌هاي آن از سوي پيشوايان، تأكيدات زيادي شده است: mانظر اين تضع نفسك و من تشركه في مالك و تطلعه علي دينك و سرك و امانتك»؛(4) (نگاه كن كه وجود و هستي خود را در كجا قرار مي‌دهي، چه كسي را شريك زندگي، محرم راز و امانت‌دار خود قرار مي‌دهي). مي‌بينيم كه سخن امام، نشان‌گر عمق و ژرفاي زندگي مشترك است؛ زيرا در آن، صحبت از تلاقي و پيوستن دو روح و دو هستي است.

پيامبر2 در باره ملاك و معيار انتخاب همسر مي‌فرمايد: «اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوّجوه، الاّ تفعلوه تكن فتنة في الارض و فساد كبير».(5) (هرگاه خواستگاري آمد كه از خوي و دينداري‌اش خرسند بوديد با او پيوند زناشويي برقرار كنيد. در غير اين صورت، در زمين فساد بزرگ ايجاد مي‌شود).

ملاك و معياري كه از اين فرمايش حضرت به دست مي‌آيد، اخلاق و ايمان است؛ يعني در تشكيل زندگي مشترك، همانندي در خوي و ايمان لازم دانسته شده است. در حالي‌كه پيامبر2 در جاي ديگر مي‌فرمايد: «المؤمنون بعضهم اكفاء بعض».(6) (برخي از مؤمنان، هم‌تراز برخي ديگرند). يعني ايمان به طور مطلق و عام نمي‌تواند سبب همانندي و هم‌كفوبودن شود چون ايمان داراي مراتب است و مؤمنان با توجه به بهره‌مندي از مراتب آن مي‌توانند مثل‌هم باشند و باهم زندگي جديدي را آغاز نمايند. از اين رو، مي‌طلبد كه نگاهي دقيق به جريان ازدواج دختر پيامبر2، حضرت فاطمهJ داشته باشيم. پيامبر2 به بسيار از خواستگاران فاطمهJ جواب منفي مي‌دهد(7) تا اين‌كه عليA به خواستگاري فاطمهJ مي‌آيد و اين وصلت انجام مي‌گيرد.(8) از اين روند، مي‌توان استفاده كرد كه حضرت به دنبال اين بوده كه همسر دخترش از هر جهت مثل او باشد. 

از سيره پيامبر2 به دست مي‌آيد كه در امر ازدواج، توجه به دو مسأله، بسيار مهم و ضروري است. يكي هم‌كفوبودن، ديگري فتنه و فساد در جامعه. اگر به گفتار و رفتار حضرت در اين زمينه، دقت كنيم، مي‌بينيم كه گاهي به حد اقل از هم‌كفوبودن (ايمان و اخلاق نيكو) اكتفا شده است. اين در صورتي است كه جوان از يكسو، قدرت انتخاب ندارد؛ چون بيش از يك نفر خواستگار ندارد يا همه مثل همند و از ديگر سو، اگر ازدواج نكند احتمال آلوده شدن هم مي‌رود. در چنين شرايطي تأكيد نبي مكرم اسلام به اكتفا كردن به حد اقل از كفويت است. اما اگر جوان در شرايط بهتر قرار دارد و از ميان خواستگاران متفاوت قدرت انتخاب بهتري را دارد، در اين فرض تأكيد زيادي شده است كه نهايت دقت در انتخاب بهترين انجام گيرد كه از هرجهت نزديك و كفو هم باشند كه اين دقت و همه جانبه‌نگري را در انتخاب حضرت زهراJ مي‌بينيم. 

پس معلوم شد كه پيامبر2 در هم‌کفوبودن زن و مرد به دو مسأله توجه دارد: يكي قدرت انتخاب (خواستگاران زياد و متفاوت) كه در اين صورت بايد به حد اكثر از توافق و همانندي برسند. ديگري عدم قدرت انتخاب و احتمال آلوده شدن به فساد كه در اين صورت به حد اقل اكتفا شود.

2. به كارگيري تجربه‌ها

گرچه تصميم نهايي با پسر و دختري است كه مي‌خواهند باهم زندگي جديد را در كنارهم شروع كنند. امّا با توجه به حساس بودن ازدواج، تصميم‌گيري در اين امر خطير بدون مشورت و هدايت بزرگتر‌هاي مجرّب‌، كار پسنديده‌اي به نظر نمي‌رسد. نظرخواهي از پدر، مادر و ديگر اقوام درجه يك، نوعي احترام و قدرشناسي از يكسو و استفاده از تجارب آنها براي سعادتمندي خويش از ديگر سو مي‌باشد.

پيامبر اسلام6 وقتي كه مي‌خواهد تشكيل خانواده دهد به سراغ عموها مي‌ورد و اين امر بسيار مهم را با آنان در ميان ‌مي‌گذارد. در اين باره چنين آمده است كه: mخديجه به پيامبر6 پيشنهاد كرد كه او را به همسري برگزيند... وي آن را با عموهاي خويش در ميان گذاشت و با همراهي حمزه بن عبدالمطلب و ابوطالب و ديگران نزد خويلد پدر آن بانو رفتند و دخترش را خواستگاري كردند.n(9)

در مشورت خواستن پيامبر2، دو احتمال وجود دارد: يكي احترام گذاشتن و ديگري استفاده از تجارب بزرگترها. اما احتمال اوّل بيشتر است چون پيامبر2 مي‌خواست كه در زندگي شخصي خود، وارد مهمترين مرحله‌ شود و عموها كه پيامبر2 را از فرزندان خويش بيشتر دوست داشتند و تمام آرزو و خواست‌‌شان اين بودند كه حضرت با بهترين زن ازدواج كند و مهمتر اين‌كه مي‌خواستند در اين انتخاب نقش داشته باشند. آيا از انصاف به دور نبود كه با آنها مشورت صورت نمي‌گرفت؟ لذا مي‌بينيم كه پيامبر2 به خاطر احترام گزاردن به آنها و قدرداني از زحمات و حسن نيت‌شان نسبت به خويش، مسأله ازدواج و زندگي جديد خود را با عموها كه حكم پدر را براي حضرت داشتند در ميان مي‌گذارد.      

3. برگزاري مراسم ازدواج

جشن گرفتن زندگي مشترك و جديد، قدمتي به بلنداي تاريخ نظام خانواده دارد. ملل جهان، ورود به زندگي مستقل را جشن مي‌گيرند. دين اسلام اين سنت حسنه را تأييد كرده است. البته تا زماني كه منجر به اسراف، چشم و هم‌چشمي و فعل حرام نشود.

روز عروسي يكي از روزهايي است كه در آن وليمه و اطعام دادن مستحب است و تأكيد شده است كه از فقرا دعوت شود. پيامبر اسلام2 در اصل برگزاري مراسم و پذيرايي از شركتكنندگان اهتمام خاصي داشت.

«وقد أولم رسول الله(ص) علي بعض نسائه اكثر من بعض، فقد أولم علي السيدة زينب بنت جحش بشاة، وأولم علي السيدة ميمونه بنت الحارث بشاة ايضاً، وأولم علي بعض نسائه بحيس وأولم علي بعض نسائه بمدّين من شعير»؛(10) (اطعام دادن پيامبر2 در بعضي از عروسي همسرانش نسبت به بعضي ديگر كم و زياد بود. اطعام در عروسي زينب دختر جحش گوسفند بود و همينطور در عروسي ميمونه دختر حارث. در بعضي غذايي مخلوط از خرما، روغن و پنير تهيه كرده بود و در بعض ديگر با جو وليمه داده بود).

آنچه در آغاز زندگي مشترك براي پيامبر2 با ارزش و محترم است، مهم جلوهدادن و ارج نهادن اين روز است. پيامبر2 مي‌خواهد زندگي جديد را با شور و نشاط و با حضور ديگران آغاز كند. اما در كيفيت و چگونگي وليمه دادن به توانايي مالي خود نگاه مي‌كند؛ يك روز گوسفند ذبح مي‌كند و روز ديگر در جشن عروسي خويش با جو از ميهمانان پذيرايي مي‌كند.

برگزاري جشن و وليمه دادن سبب مي‌شود كه دلها به هم مهربان‌تر و دوستي و محبت ميان مردم بيشتر شود و باعث شادابي و با نشاط‌ترشدن زندگي مي‌شود. روز وصلت، با شكوه‌ترين لحظة زندگي عروس و داماد به حساب مي‌آيد؛ از اين‌ روي همراهي ديگران و اظهار شادماني، خاطرة شيريني مي‌شود كه تصوير آن در ذهن زوج جوان ماندگارترين تابلوي زندگي مشترك آنان خواهد شد؛ هرگاه به آن نگاه كنند مهر و محبت و شور و نشاط جان تازه مي‌گيرد.

پس شور و نشاط و اظهار شادماني هيچ منافاتي با قداست و معنويت ندارد و به راحتي قابل جمع است. همان‌طور كه پيامبر2 در عروسي عليD و زهراJاز يكسو دستور مي‌دهد زنان و دختران در عروسي دخترش، شادي كنند و آواز بخوانند و از سوي ديگر، تأكيد دارد، مبادا به بهانة اينكه عروسي است هر كاري كه دلشان خواست انجام دهند تا خداي ناكرده مرتكب فعل حرام شوند.

«أمر النبي(ص) بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرين والانصار، ان يمضين في صحبة فاطمه (س)  وأن يفرحن و يرجزن و يكبرن و يحمدن و لايقلن مالايرضي الله».(11)   

4. پرداخت مهريه 

خوشبختانه در زندگي امروزي هديه دادن رايج شده‌است و به صورت يك فرهنگ در آمده‌است. اين سنت پسنديده اگر بجا، به موقع و از روي صداقت و با ميل و رغبت باشد. شيريني فراموش ‌نشدني پديد مي‌آورد. حضرت عليD در اين‌باره مي‌فرمايد: «الهدية تجلب المحبة»؛(12) (هديه دوستي مي‌آورد). يعني هديه دادن خاطره‌انگيز و شيرين است.

با توجه به شيريني و تأثيرگذاري هديه در رفتار انسانها، خداوند مهربان به خاطر تقويت مهر و محبت در زندگي مشترك، به مردان دستور داده‌است كه در شروع زندگي جديد، مهريه را به صورت هديه و با ميل و رغبت به همسران خود تقديم كنند: «وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً»؛(13) (مهر زنان را به صورت هديه بدهيد). 

حال بايد ديد كه در زندگي خانوادگي پيامبر2 مهريه به چه ميزاني، به چه نيت و در چه زماني پرداخت مي‌شده است.

مقدار مهريه

مهريه وسيله‌اي براي شيرين‌تر كردن زندگي جديد است، نه پشتوانة حيات متزلزل و ناپايدار. اين خواسته، زماني محقق مي‌شود كه با ميل و رغبت و مورد پذيرش هر دو باشد. پس در امر مهريه، مهم توافق عروس و داماد است كه حكايت از تلاقي و نزديكي دو روح دارد. لذا در مهريه، كمي يا زيادي آن مهم نيست. 

حال نگاهي مي‌اندازيم به سيره‌ي عملي پيامبر2در ميزان مهريه همسران آن حضرت. آنچه كه دربارة مهريه همسران رسول خدا متواتر است، پانصد درهم که با اندك تفاوتي نقل شده است. دربارة مقدار مهريه همسران پيامبر2 از عايشه سئوال مي‌شود وي در پاسخ مي‌گويد:

«فتلك خمس مئة درهم، فهذا صداق رسول الله(ص) لازواجه»؛(14) (ميزان مهرية آنان پانصد درهم بود. اين مقدار مهريه‌اي بود كه پيامبر2 براي همسرانش قرار داده بود).

امام صادقD دربارة مهريه زنان پيامبر2 مي‌فرمايد:

«ساق رسول الله ألي ازواجه اثنتي عشرة اوقية و نشّا و الاوقية اربعون درهماً و النشّ نصف الاوقية عشرون درهماً فكان ذلك خمس مائة درهم»؛(15) (مهريه فرستاده خدا به همسرانشن، دوازده اوقيه (چهل درهم) و نشّ (نصف چهل درهم) بود كه مجموع آن پانصد درهم مي‌شود).

زمان پرداخت مهريه

دربارة كم و زيادي مهريه همسران پيامبر2 بحثي نيست. اما اين‌كه پيامبر2 مهرية همة همسرانشان را در روزهاي آغازين زندگي مي‌داد، جاي بحث و دقت دارد. حضرت حتي به امحبيبه كه در غربت و به دور از اقوام خود زندگي مي‌كرد كه قطعاً به پول بيشتري هم نياز داشت، همان مقدار مهريه‌اي را مي‌فرستند كه به ديگران داده بود. لذا مي‌بينيم پيامبر2 دربارة مهرية همسران هيچ ملاحظه‌اي نمي‌كند؛ نه به وضعيت مالي خود توجه دارد و نه به شرايط و نيازمندي همسران؛ حال آنكه در مراسم عروسي و اطعام دادن به توانايي مالي خود نگاه مي‌كرد.

پرداخت مهريه از طرف پيامبر2 به يك اندازه براي همسران خود شايد علتهاي زيادي داشته باشد. اما احتمال قوي‌ با توجه به اصل فلسفة مهريه، اين است كه براي ميمنت و مبارك بودن زندگي جديد و شيرين‌تر كردن آن وضع شده است، اگر اين آيندهنگري يعني تساوي مهريه را نمي‌داشت، مسلماً از آن محبت و مهرورزي كه براي زندگي جديد پيشبيني شده است خبري نبود؛ چون آن عده از همسران حضرت كه مهريه كمتري از او دريافت كرده بودند، اين احتمال را مي‌دادند كه شايد حضرت ما را به اندازة آن همسري كه مهرية بيشتر داده است، دوست نداشته باشد.

5. اعطاي نفقه

در نظام خانواده، فراهم آوردن هزينه‌هاي لازم، از قبيل خوراك و پوشاك، مسكن و وسايل ضروري ديگرِ خانواده به عهدة مرد گذاشته شده است تا زن با كمال آرامش به وظيفة خود كه گرم نگاه داشتن كانون خانواده، فراهم كردن آسايش و سكون، رسيدگي به امور داخل خانه و رسيدگي به فرزندان باشد، برسد. 

پيامبر2در فراهم كردن نفقه و نيازمنديهاي خانواده، توجه خاص و ويژه‌اي ‌داشت. «پيامبر2در شمال مدينه بيست ناقه (نزديك به بهره‌برداري) داشت كه ميان همسران حضرت تقسيم شده بودند تا از آنها استفاده كنند».(16) 

رفتار و كردار حضرت نشان مي‌دهد كه به خانواده و مسائل مربوط به آن، بسيار اهميت مي‌داد. يعني هيچ‌گاه مسائل بسيار مهمي چون جهاد، حج و... او را از خانه و خانواده غافل نمي‌كرد. مطلب ديگري كه از سيره رسول خدا2 در اين زمينه استفاده مي‌شود اين است كه او با خدمت كردن به خانواده، عملاً هنجارشكني مي‌كرد، تا به اعراب جاهليت كه خدمت به زن و فرزندان را ننگ و عار مي‌دانستند و معتقد بودند كه زن موجودي پست و بي‌ارزش است، بفهماند كه اين طرز تفكر و رفتار غلط است.

6. روابط جنسي

تمايل به جنس مخالف، در سرشت انسانها نهاده شده است و از قوي‌ترين غرايز به حساب مي‌آيد. يكي از اهداف مهم در ازدواج، فراهم ساختن زمينة ارضاي سالم و صحيح اين غريزه است.

نكتة قابل دقت و يادآوري اين است كه «اعتقاد به پليدي و ناپاك بودن اعمال جنسي، ممكن است موجب سركوبي اين ميل شود».(17) مع الأسف «بعضي از آيين‌ها علاقة جنسي را ذاتاً پليد و آميزش جنسي (و لو با همسر شرعي و قانوني) را موجب تباهي و سقوط مي‌دانند.»(18) در حاليكه  «از نظر اسلام، علاقة جنسي نهتنها با معنويت و روحانيت منافات ندارد، بلكه جزء خُلق و خوي انبياء است».(19)

يكي از زناني كه پيامبر2 با او ازدواج كرد، سناة عامريه بود. «چون پيغمبر2 به نزد سناة آمد، از او تقاضاي همخوابي كرد. وي گفت: از تو به خدا پناه مي‌برم [از اين قبيل اعمال!] حضرت چون اين سخن را از او شنيد خود را واپس كشيد و او را طلاق گفت».(20) رفتار سناة نشانگر اين مطلب است كه ايشان عمل آميزش را ناپسند و قبيح مي‌دانسته ‌است. لذا چنين عملي را در شأن پيامبر2 نمي‌بيند و باعث تعجب او مي‌شود. حال سئوال اين است: آيا پيامبر2 سناة را به خاطر عدم تمكين در امر آميزش كه حق شخصي حضرت بود طلاق داد؟ يا از آن جهت كه چنين طرز تفكري داشت؟

با توجه به عفو و گذشت و خلق نيكوي پيامبر2، اين احتمال كه حضرت به خاطر ضايع شدن حق خودش طلاق داده باشد، ضعيف به نظر مي‌رسد. اما با توجه به مقام رسالت و تبليغ دين كه بايد با انحرافات و خرافات مبارزه كند و راه صحيح را به جامعة بشري نشان دهد، ايجاب مي‌كند كه حضرت سناة را به خاطر داشتن چنين طرز تفكري طلاق داده باشد.

ازاين‌روي مي‌بينيم پيامبر2 در قبال اين استعداد طبيعي، نهتنها آن را سركوب نكرد، بلكه با شناخت و درك صحيح اين غريزه، در صدد ارضاي سالم و مشروع آن بر‌آمد.

از جمله مسائل ديگري كه پيامبر2 در اين زمينه به آن توجه داشت، اين بود كه آميزش را با كمال آرامش و با حالتي سرشار از عشق، معنويت و قداست تمام انجام مي‌داد. نام خداوند را بر زبان مي‌آورد و سوره توحيد قرائت مي‌كرد.(21) امسلمه مي‌گويد: «كان رسول الله(ص) اذا أتي امرأة من نسائه، غطّي رأسه و خفض صوته، و قال للمرأة: عليك بالسكنية والوقار»؛(22) پيامبر2 وقتي نزد يكي از همسرانش [براي آميزش] مي‌آمد سر مباركش را مي‌پوشاند، نرم و ملايم صحبت مي‌كرد و همسرش را نيز به سكون و آرامش فرا مي‌خواند).

7. عدالت بين همسران

براي درك و فهم رفتارهاي عادلانة پيامبر2 با همسران او، بهتر است نخست جايگاه و كارايي عدل و عدالت را از زبان شاگردمکتب او امام عليD بشنويم، آنگاه رفتار و كردار او را در نظام خانواده مطالعه و بررسي كنيم: «العدل اساس به قوام العالم»؛(23) (عدل پايه‌اي است كه پايداري جهان به آن بستگي دارد). امام عليD دربارة ميزان كارايي و جايگاه عدل بر اين عقيده است كه اگر از نظام آفرينش عدالت را كنار بگذاريم، جهان هستي متلاشي شده و فرو مي‌ريزد. پس هر سازمان و نهادي که تار و پود آن با عدل تنيده نشده باشد ثبات و پايداري نخواهد داشت.

با درك نسبي كه از جايگاه و كارايي عدل و عدالت پيدا كرديم، سراغ پيامبر2 مي‌رويم تا ببينيم با همسرانشن چگونه رفتار مي‌كرد.

«پيغمبر2 در حجة الوداع همه همسران خود را آورده بود. با اينكه در حال احرام بود، هر شب و روزي را با يكي از همسران خود به سر مي‌برد».(24) اين رفتار، آن هم در ايام حج، چه پيامي مي‌تواند داشته باشد؟ غير از اين است كه در روابط زن و شوهر و مسائل زناشويي، نكات و ظرافت كاري‌هايي نهفته است كه اگر با دورانديشي به آن توجه نشود، عواقب بدي را به دنبال خواهد داشت. «در سفرهايي كه پيامبر2 با يكي از همسران خود مسافرت مي‌كرد، ميان آنان قرعه مي‌انداخت».(25)

8. رفتار شايسته

خداوند، هدف از ازدواج را رسيدن به سكون و آرامش مي‌داند.(26) حال سؤال اين است: آيا سكون و آرامش به صرف تشكيل خانواده تحقق مييابد؟ بي‌گمان پاسخ منفي است؛ زيرا در مباحث پيشين، از رفتار و كردار پيامبر اسلام2 به دست آمد كه در تقويت سكون و حفظ آن در زندگي زناشويي مسائل زيادي دخيل است كه تعدادي از آنها را بيان كرديم.

از مسائل مؤثر در ايجاد سكون و آرامش در نظام خانواده رفتار شايسته با همسر است. «حسن خلق، كمندي است كه ديگران را در دام محبت اسير مي‌كند. كيست كه از برخورد شايسته خوشش نيايد و جذب چنين انسان نشود؟»(27) خداوند در چگونگي رفتار با همسر مي‌فرمايد: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»؛(28) با آنان به طور شايسته رفتار كنيد.

پيامبر2 مي‌فرمايد: «خيركم خيركم لاهله و انا خيركم لاهلي»؛(29) (بهترين شما كسي است كه براي اهلش بهترين باشد و من براي اهلم بهترين شما هستم.) نكتة قابل دقت در فرمايش حضرت اين است كه ايشان، انسانيت و خوب بودن را به رفتار شايسته با خانواده مي‌داند. اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، نماز، روزه، جهاد و... مي‌كنيد، بدانيد كه وظيفه‌‌اي مهم‌تر از اينها نيز داريد و آن رفتار و معاشرت نيكو با خانواده است. رفتار و معاشرت حضرت با همسرانش چنان هنرمندانه است كه جلوه‌هاي زيباي آن قلبها را تسخير مي‌كند.

سيرة عملي پيامبر2 در قبال همسران خود بگونه‌اي بوده است كه بار سنگين غم آنان را سبك مي‌كرد. در مواقعي كه خانواده به آن نياز داشتند، او هيچ‌گاه از نيكوكاري به همسران خود دريغ نمي‌كرد؛ با خوش‌رويي به كمك آنان مي‌شتافت. «انّ النبي(ص) حج بنسائه فلما كان ببعض الطريق برك بصفيه جملها فبكت و جاء رسول الله(ص) حين أخبر بذلك فجعل يمسح دموعها بيده»؛(30) (پيامبر2 به اتفاق همسران خود قصد زيارت خانة خدا را داشتند، در مسير راه وقتي شتر صفيه از راه رفتن باز مي‌ماند و او گريه مي‌كند، پيامبر2 با شنيدن اين خبر، نزد صفيه آمد و با دستان مبارك خود اشك ديدگانش را پاك كرد).

اين رفتار زيباي پيامبر2 در آن زمان بسيار مهم و پيام‌آور بود. چون تا پيش از اسلام، اعراب جاهلي براي زن اعتبار و ارزشي قائل نبودند. ازاين‌روي پيامبر2 عملاً در حضور آنان همسرش را احترام و اكرام مي‌كند و با او به صورت يك انسان، بلكه در مقام يك همسر كه مقام و منزلتي بيشتر دارد برخورد مي‌كند.

10. نيكي در برابر بدي

سيرة عملي فرستادة خدا با خانواده و همسران، به گونه‌اي بوده است كه هر يك از آنان به راحتي و بدون هيچ هراس و نگراني سفرة دلشان را نزد او باز مي‌كردند. البته گاهي اتفاق مي‌افتاد كه از رفتار نيك حضرت سوءاستفاده مي‌كردند.

از عايشه همسر پيامبر2 دربارة اخلاق حضرت با خانواده سؤال شد و او گفت:

«كان احسن الناس خلقاً... ولايجزي بالسيئة مثلها، ولكن يعفو و يصفح»؛(31) (پيامبر از نظر رفتار با خانواده از با اخلاق‌ترين مردمان بود. ايشان نهتنها پاسخ بدي را با بدي نمي‌داد، بلكه طرف مقابل را مي‌بخشيد و دلجويي نيز مي‌كرد).

ميان پيامبر2 و همسرش عايشه، ناراحتي‌ پيش مي‌آيد. پيامبر2 از ابوبكر، پدر عايشه دعوت مي‌كند تا در مقام حكَم ميان حضرت و دخترش، پس از شنيدن حرفهاي طرفين، به ناراحتي پيش آمده خاتمه دهد. «فقال لها رسول الله(ص): تكلّمين او أتكلم؟ فقالت: بل تكلم انت و لاتقل الاحقاً، فلطّمها ابابكر حتي دمي فوها... و قعدت خلف ظهره، فقال له النبي(ص): لم ندعك لهذا، ولاأردنا منك هذا»؛(32) پس از رسمي شدن جلسه، (پيامبر2 به عايشه مي‌گويد‌: اول شما صحبت مي‌كنيد يا من؟ عايشه در پاسخ مي‌گويد: شما صحبت كنيد، به شرط اينكه جز حرف حق چيز ديگري نگوييد. [اين اسائة ادب عايشه نسبت به پيامبر2 براي ابوبكر گران تمام ‌شد] ابوبكر به عايشه سيلي‌ِ محكمي زد كه از دهان او خون جاري شد. عايشه به پيامبر2 پناه ‌برد. پيامبر ابوبكر را به خاطر اين عمل، نكوهش كرد فرمود: ما شما را براي حل و فصل قضيه خواسته بوديم، نه براي كتك زدن).

مي‌بينيم كه پيامبر2 با بلند نظري به عايشه پناه مي‌دهد و به جاي اين كه در صدد كينه‌توزي و انتقام برآيد، بي‌احترامي او را نسبت به خود ناديده مي‌گيرد و به پدرش مي‌گويد: شما حق چنين رفتاري را با دخترت نداشتي. بارزترين پيامي كه مي‌توان از رفتار پيامبر2گرفت، اين است كه هدف حضرت، اصلاح همسرش است و در قدم اول مي‌خواست كه او را متوجه اشتباهش كند. پس اگر خداي ناكرده پيامبر2 همانند همسرش عايشه، نسبت به او بياحترامي و مقابله مي‌كرد، آيا به هدف اصلاحي خويش مي‌‌رسيد؟   

11. اظهار علاقه

رسول گرامي اسلام دربارة ابراز محبت به همسر چنين مي‌فرمايد: «قول الرجل للمراة "اني احبك" لايذهب من قلبها ابدا»؛(33) (مردي كه به زنش بگويد: «من تو را دوست دارم» [اثر اين سخن] هرگز از دل زن بيرون نمي‌‏رود). اين فرمايش حضرت نشان مي‌دهد كه او زنها و خصلتهاي آنان را خوب مي‌شناخت و به موقع به آن توجه مي‌كرد. «زن فقط وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او, ماية حيات است».(34) پس جملة «اني احبك» از طرف مرد، بهترين و والاترين هديه‌اي است كه به همسر خود تقديم مي‌كند.

از سيرة عملي فرستادة خداوند پيداست كه او نه تنها دوستي و محبتي را كه خداوند هديه كرده است، در زندگي مشتركشان حفظ مي‌كرد، بلكه به آن عمق و گستره بيشتري مي‌بخشيد. حضرت هميشه گوش به زنگ نيازهاي روحي و رواني همسرانش‌ بود، تا به موقع اين احتياج را برآورده سازد. نمونة بارز آن را در سفر حج، نسبت به همسرش صفيه ديديم. حضرت كنار همسرش مي‌آيد و به او دلداري مي‌دهد و با دستان مباركش اشك چشم او را پاك مي‌كند.(35)  

پيام رسول مكرم اسلام اين است كه از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نكشيد. ابراز علاقه نشانگر ميزان دوست داشتن و محبت شما نسبت به همسرتان است و مهم‌تر اين كه، همسر به اين محبت و ابراز آن شديداً نياز دارد. پس نبايد از آشكار كردن عشق به همسر دريغ كرد؛ زيرا عدم توجه به اين نياز اساسي زن مي‌تواند خسارتهاي جبران ناپذيري به بار آورد. 

نتيجهگيري

با توجه به الگو بودن زندگي پيامبر2 و وضعيت نابسامان خانواده‌هاي امروزي، بهترين راهكار و راه‌حل براي اين مشكلات، شناسايي خلأ‌هايي است كه در زندگي ما وجود دارد و سعي كنيم كه پس از شناسايي با الگوگيري از زندگي شخصي پيامبر2 اين خلأ‌ها را پركنيم. واقعيت امر اين است كه اگر سيرة حضرت درست تبيين شود، نكته به نكتة آن، راهكار و كارساز است.  

به چند نمونه از كاستيهايي كه در زندگي خانواده‌هاي امروزي وجود دارد اشاره مي‌كنيم: خانواده‌هاي امروزي تعريف درستي از جايگاه مرد و زن در نهاد خانواده ندارند؛ هدف از ازدواج معلوم نيست؛ بسياري از جوانان در امر ازدواج از تجربيات پدر و مادر و بزرگترها استفاده نمي‌كنند. يكي ديگر از معضلات خانواده‌هاي امروزي مهريه است که زوجهاي جوان زندگي را با تعارفات و اهمالكاري شروع مي‌كنند؛ يعني عيبهاي يكديگر را صريح نمي‌گويند تا به كمك ‌هم به رفع آنها بپردازند، در نتيجه به مرور زمان بدبيني‌ها و بدگماني‌ها بر زندگي آنان سايه مي‌افگند و ....

 

پي نوشت‌ها:

1. عبدالعزيز سالم، تاريخ عرب قبل از اسلام، ترجمه باقر صدري نيا، ص351.

2. امّا المرأة في العصر الجاهلي فلاترث زوجها و أباها و سائر اقربائها و لا حظّ لها من الميراث مطلقا. قرشي، باقرشريف، موسوعة الامام اميرالمؤمنين علي عليه السلام، ج 1، ص 198.

3. احزاب: 21.  

4. طبرسي، رضي الدين حسن بن فضل «مكارم الخلاق» ص 199 .

5. كليني، محمد بن يعقوب، «الكافي» ج5، ص347.

6. كليني، محمد بن يعقوب، «الكافي» ج5، ص337.

7. حر عاملي،محمد بن الحسن «وسائل الشيعه» قم: آل البيتE، 1409 هـ ق ج 20؛ ص 275.

8. همان.

9. ابن اثير، عزالدين، «تاريخ كامل» ترجمة حسين روحاني [بي‌جا] اساطير، چاپ دوم، 1374، ج 2، ص 85.. 

10. صاغرجي، اسعد محمد سعيد، سيدنا رسول الله الاسوة الحسنة»، ج 2؛ ص 370

11. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج43، ص115 و ر.ك: اعلام الهدايه، ص 85. 

12. نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، ج 13، ص207.

13. نساء: 4.  

14. صاغرجي، اسعد محمد سعيد، همان، ج 2، ص 363 .

15. كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 376.

16. صاغرجي، اسعد محمد سعيد، همان، ج 2، ص 491

17. گنجي، حمزه، روان‌شناسي عمومي، ص 287 .

18. مطهري، مرتضي، اخلاق جنسي در اسلام و غرب، ص 10

19. همان، ص 14 .

20. حسيني دشتي، مصطفي، معارف و معاريف، ج 10، ص 526

21. غزالي، محمد ابي‌حامد، احياء علوم الدين، ج 2، ص 106.

22. صاغرجي، اسعد محمد سعيد، همان، ج 2؛ ص 390

23. مجلسي، محمد باقر، همان، ج 75؛ ص 83 .

24. حسيني دشتي، مصطفي، همان، ج 10، ص 527. 

25. غزالي، محمد ابي‌حامد، همان، ج 2، ص 106

26. روم: 21.

27. محدثي، جواد، اخلاق معاشرت، ص 50.

28. نساء: 19.

29. قرشي، باقرشريف، نظام خانواده در اسلام، ترجمة لطيف راشدي، ص 62 .

30. ابن اثير، عزالدين، اسد الغابه، ج 5، ص 491

31. عسكري، مرتضي، احاديث ام‌المؤمنين عائشه، ج2، ص261. 

32. حسني، ابنطاووس، معجم الطرائف، ص292. 

33. حرعاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج20، ص23.

34. دورانت، ويليام‌جيمز، لذات فلسفه، ص141.

35. ابن‌اثير، عزالدين، اسد الغابه، ج 5، ص 491

نظر دهيد

بازگشت