نويسنده:
محمد اكبري پسابندي
مقدمه
روز گاري بشر در جهل و ناداني بسر ميبرد و كاري جز راهزني،
قتل وغارت نداشت، در اين بين شايد تعداد انگشت شماري بودند كه
از اين وضع نا هنجار رنج ميبردند، و كم و بيش به انسانيت
انسان ميانديشيدند. خداوند متعال براي هدايت و راهنماي اين
بشر به خواب رفته، پيامبر رحمت خويش را فرستاد و آواي «قولوا
لا اله الا الله تفلحوا»1 را از زبان مبارك او جاري
نمود؛ اما انسانهاي كوردل بسياري در همان زمان بودند كه از
راهنماييهاي مشفقانهي آن هادي مهربان استفاده ننموده و به
راه كجي كه خود ساخته بودند روان بودند و تا آخر نتوانستند از
چشمه جوشان معرفت الهي بهرهاي ببرندد.
گذر ايام اين انتظار را در ديدگان بسياري بوجود آورده بود كه
شايد آيندگان با بصيرت و بينايي که پيدا خواهند نمود، بهانهاي
براي قرار گرفتن در اين وادي ذلت را نداشته باشند و شايد بدون
هيچ تكلفي شخصيت اين بزرگوار و حقانيت آييني را كه به ارمغان
آورده است، پذيرا گردند و جهان روز بروز تبديل به مدينه
فاضلهاي گردد كه آسايش سراسري گسترهي گيتي را فرا گيرد؛ اما
با گذشت بيش از 1400 سال هنوز بنظر ميرسد، آن انتظار به سر
نرسيده و بشر امروزي بيش از گذشته قدم به وادي ذلت و خواري
فكري گذاشته است؛ چرا كه هنوز در جهان بسيارند كساني كه پذيرش
حقانيت اسلام و شخصيت پيامبر اسلام…
براي آنان سنگين است و لذا هر روز و ماهي دست به توهين و جسارت
به آن مقام والاي الهي ميزنند.
در مقالهاي كه پيش رو است سعي شده است يكي از جنبههاي غير
قابل تحمل براي آن دسته از كساني كه هنوز به شخصيت واقعي آن
حضرت آشنايي ندارند، يعني «بعد رحمت و مهرباني پيامبر بزرگوار
اسلام» با توجه به آيه 107 سوره مباركه انبيا: «وَمَا
أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ»2(و
ما تور را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم)، مورد بحث و بررسي
قرار گيرد.
معناي رحمت
در مجمع البيان رحمت را به معناي نعمت گرفته است، اما در
فرهنگهاي لغت معاني چون: مهرباني كردن، دلسوزي كردن و بخشودن،
بخشايش و احسان و رقت قلب، مهر و شفقت و مرادف رأفت براي آن
ذكر شده است.3
در سوره توبه آيه 128 نيز آمده است كه پيامبر…
نسبت به مؤمنين (رئوف و رحيم) است. در اين آيه
رحمت تقريبا مرادف رأفت آمده است.
در اينكه رئوف و رحيم چه تفاوتي دارد، ميان مفسران گفتگو است،
ولي به نظر ميرسد بهترين تفسير آن است كه رئوف اشاره به محبت
و لطف مخصوص در مورد فرمانبرداران است در حاليكه رحيم اشاره به
رحمت در مقابل گناه كاران ميباشد.4
نكته اي كه در اينجا قابل توجه است اين است كه بنا به فرمايش
بعضي از مفسرين «اين دو كلمه هنگامي كه از هم جدا شوند ممكن
است در يك معني استعمال شود؛ اما هنگامي كه همراه يكديگر ذكر
شوند احيانا دو معني متفاوت ميبخشد».5
گسترهي
رحمت
در
كتابهاي تفسيري و سخنان وارده از بزرگان دين آمده است كه رحمت
در اين آيه عموميت دارد و شامل انسان و فرشتگان و جنيان، مؤمن
و كافر و فاسق و عادل ميشود.
در حقيقت تعبير به (العالمين) به قدري دامنهاش وسيع است كه
شامل همه بشر در طول تاريخ ميشود و از اينرو است كه گفتهاند
اين آيه اشاره به خاتميت پيامبر اسلام…
دارد، براي اينكه وجود شريف آن بزرگوار، امام و رهبر همه مردم
است تا پايان اين دنيا، به طوري كه اين رحمت شامل ملائكه نيز
ميگردد:
در روايتي از پيامبر اسلام…
آمده است كه وقتي اين آيه مباركه نازل شد پيامبر اسلام…
از جبرئيل سئوال نمود: «آيا از اين رحمت چيزي به تو هم
ميرسد؟» فرمود بلي، من نگران آينده و سرنوشت خود بودم كه
پايان كار من چه خواهد شد، آنگاه به تو ايمان آوردم و خداوند
مرا چنين وصف نمود: «قرآن گفتار رسول بزرگوار(جبرئيل) است،
نيرو مندي كه در نزد صاحب عرش، گرامي و داراي مكانت و منزلت
است.» 6
از مجموع آنچه در اين باب وارد شده است چنين بدست ميآيد كه
(پيامبر…
براي همه عالم رحمت است، زيرا چيزي را آورده است كه اگر پيروي
شود همه را سعادتمند خواهد نمود، و اگر كسي از آن پيروي ننمايد
خودش مقصر است، براي اينكه بهره خود را از اين سعادت ضايع
نموده است.7
از اين آيه مباركه چنين استفاده ميشود، رحمتي كه توسط پيامبر
اسلام…
به جهانيان ارزاني داشتهشده است، در تمام
اعصار و قرون بعد از او نيز جريان دارد، اين بدان جهت است كه
اسلام براي تمام ادوار برنامه داشته و هيچ عصري نخواهد آمد كه
از اين رحمت و از اين دين حنيف، اعم از برنامههاي عبادي،
اجتماعي، فرهنگي، سياسي، و....، بي نياز باشد؛ براي اينكه اين
دين آنقدر پويا و جامع عرضه شده است كه در هر زمان پاسخگوي
نيازهاي جامعهي همان روز خواهد بود. البته اين بدان معني نيست
كه ما تصور كنيم همه چيز حتي ريزترين مسايل زندگي و علمي و
صنعتي و....، را از قرآن بدست آوريم، بلكه اين وظيفه
انديشمندان ديني است كه با توجه به معيارهاي كلي كه در اين
كتاب آسماني بيان شده و با توجه به تفسيري كه شخص نبي اكرم… و اوصياء او (عليهم السلام) از قرآن و دين داشته اند، به
تبيين و تشريح زوايا و ابعاد مختلف دين بپردازند.
در مورد جامعيت قرآن دو ديدگاه متفاوت در ميان دانشمندان
مسلمان وجود دارد:
عدهاي معتقدند برا ساس بيان خود قرآن (هيچ تر و خشكي در عالم
و جود ندارد مگر اينكه در قرآن بيان شده است.8)،
حتي اختراعات علمي و بسياري از چيزهاي كه دانش بشر امروز به
آن رسيده است را ميتوان از قرآن استخراج نمود، خاطره چند سال
پيش را از ياد نبردم كه در زمان وقوع حادثه يازده سپتامبر
اطلاعيهاي در در و ديوار مدرسه فيضيه در شهر قم از طرف يكي از
روحانيون نصب شد كه در آن آمده بود: حادثه 11 سپتامبر در قرآن
نيز پيش بيني شده است و آيه 109 سوره توبه را شاهد گفتههاي
خود قرار داده بود، در اين اطلاعيه نام خيابان و شماره طبقهاي
كه هوا پيما به آن اصابت نموده و...، همه از قرآن استخراج شده
بود، اين ديدگاه يك برداشت سطحي از قرآن است كه به عمق آن توجه
نميشود و همه چيز را بصورت حدس و گمان به قرآن نسبت ميدهند،
ديدگاه دوم كه ديدگاه بسياري از انديشمندان مسلمان است، اين
است كه قرآن كتاب هدايت است و فقط امور كلي در آن بيان شده است
و اگر كسي در مسير هدايت آن قرار بگيرد ميتواند از
راهنماييهاي كه ميكند و با تفسيري كه شخص پيامبر اسلام… و جانشينان واقعي آن حضرت از آن ارائه نموده است، مسير زندگي
خود را طوري رقم بزند كه هم زندگي روز مره خود را بر اساس آن
تنظيم كند و هم مسايل سياسي و اجتماعي و فرهنگي خويش را برآن
اساس پايه ريزي نمايد، اما چنين نيست كه تمام مسايل را بتوان
فقط از قرآن استخراج نمود و اصولا معناي (و لارطب و لايابس الا
في كتاب مبين)، اين نيست كه برخي از ساده انديشان تصور نموده
اند. اين چنين برداشتها بيش از اينكه به عظمت قرآن بيافزايد
موجب وهن آن خواهد شد، جامعيت و كامل بودن اسلام و قرآن بدين
معني است كه معيارهاي كلي در زمينههاي مختلف زندگي بشر به شكل
جامع مد نظر قرار گرفته است؛ اما استخراج و استفاده از آن
نيازمند تفكر و انديشه درست و ژرف و تلاش و كوشش متفكران و
انديشمندان ديني در تمام اعصار ميباشد، اين همان چيزي است كه
ميتوان از آن به رحمت واسعه الهي براي تمام بشريت در تمام
قرون تعبير نمود و به عبارت ديگر در دنياي امروز كه فساد،
تباهي، ظلم و بيداد گري از در و ديوار آن ميبارد، آتش جنگها
در هر سو شعلهور است، و چنگال زورمندان بيدادگر حلقوم
مستضعفان را ميفشارد، در دنيايي كه جهل و فساد اخلاق، و خيانت
وتبعيض و.. هزار گونه نابساماني آفريده است در چنين جهاني
مفهوم (رحمة للعالمين) بودن پيامبر… از هر زماني آشكارتر است، چه رحمتي از اين بالاتر كه برنامه
اي آورده كه عمل به آن نقطه پاياني است برهمهاي اين ناكاميها
و بدبختيها
و سيهروزيها، آري او و دستوراتش، برنامه و اخلاقش همه رحمت
است؛ رحمتي براي همگان، و تداوم ان رحمت سر انجامش حكومت
صالحان با ايمان بر تمام معموره زمين خواهدبود.9
پاسخ يک شبهه
در سوره مباركه توبه در دو جا بيان شده است كه پيامبر… فقط براي مؤمنين رحمت است، در آيه 61 اين سوره ميخوانيم كه «وَرَحْمَةٌ
لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ ...»، و در آيه 128 آن
ميخوانيم: «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَئوفٌ
رَحِيمٌ». از ظاهر اين دو آيه چنين استفاده ميشود که
پيامبر اسلام… تنها براي مؤمنين رحمت محسوب ميشود، اما با دقت در تفسير اين
دو آيه و آيه مورد بحث (107 سوره انبياء) به نظر ميرسد كه
مطلب همان است كه بيان شد. رحمت يك امر مشكك است يعني مراتب و
درجات مختلف دارد، يكي از آن مراتب، مرتبه قابليت و استعداد
است و يك مرتبه مرتبه فعليت، اينكه پيامبر… براي همه جهانيان رحمت است، به اين معني است كه همگان اين
قابليت را دارند كه از اين رحمت استفاده نموده و خود را در
مسير آن قرار بدهند، و صرف وجود قابليت براي اين اتصاف كافي
است، اما در مرحله فعليت فقط مؤمنين توانستهاند از اين رحمت
استفاده نمايند. بنا براين
در مرحله فعليت وجود پيامبر فقط براي مؤمنين رحمت است؛ چون
نمود رحمت فقط در آنان ديده ميشود، چنانكه اگر باراني ببارد
و زمينهاي مستعد و آماده از اين باران استفاده نموده و سبز و
خرم شود ميگويم: چه باران خوبي باريده است! اما شوره زارها و
سنگلاخها كه از اين نعمت استفاده نكرده است و خشك و غير قابل
تحمل براي ساكنين خود باقي مانده است، باعث نميشود كه بگوييم:
باران نيامده است و اين رحمت براي اين زمينها نازل نشده است.
از اينرو، آيه سوره مباركه انبيا اشاره به رحمت در مرحله
قابليت دارد، و دو آيه مباركه در سوره توبه مربوط به رحمت در
مرحله فعليت است، و هيچ تناقض و تضادي ميان آنها وجود ندارد.10
چنانكه در مورد جنبه هدايتي قرآن، در برخي از آيات قرآن آمده
است: (هدي للمتقين)11يعني اين كتاب فقط براي پرهيز
گاران هدايت است، و اين به اين معني نيست كه قرآن براي ديگران
كتاب هدايت نيست، بلكه مراد اين است كه ديگران از اين قابليت
استفاده ننمودهاند و فقط متقين است كه در اين مسير قرار
گرفتهاند؛ لذا مظاهر هدايت فقط در آنان تجلي نموده است. پس در
حقيقت و (درمرحله فعليت) قرآن فقط براي متقين كتاب هدايت محسوب
ميشود.
رحمة للعالمين بودن پيامبر…
و مسأله كفر و فسق جمع كثيري در دنيا
آيه مباركه «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّارَحْمَةً
لِلْعَالَمِينَ»، بيانگر اين نكته است كه پيامبر…،
رحمت براي همهي عالم است؛ اما اينكه عدهاي از اين رحمت بي
بهره مانده و نتوانستهاند از آن استفاده نمايند و در زير سايه
آن قرار بگيرند، نميتواند خللي در گسترهي رحمت او ايجاد كند.
خداوند در اين آيه ميفرمايد: از آنجا كه تو متكفل نشر دين
هستي، همگان را از بدبختي نجات داده و به سراي هدايت رهنمون
ميكني، براي عموم انسانها و حتي براي فرشتگان رحمت هستي. در
حقيقت اين مسئله شبيه اين است كه بيمارستاني تأسيس شود كه در
آن همه نوع خدمات رساني براي عموم بيماران و مراجعه كنندگان
صورت ميگيرد و هيچ گونه تبعيض و پارتي بازي در آن انجام
نميشود، ميتوان گفت كه اين بيمارستان براي همگان رحمت است،
حال اگر عدهاي با لجاجت نخواهد از اين بيمارستان استفاده
نمايند، نميشود گفت كه اين بيمارستان عموميت نداشته و براي
همگان رحمت نيست.12
به عبارت ديگر ميتوان چنين گفت :«پيامبر…
در حقيقت ديني را آورده است كه اگر به آن عمل شود رحمت سراسر
عالم را فراگرفته و همگان ميتوانند از درياي بيكران آن
استفاده نمايد و ديگر اين همه ظلم و بيداد گري، فساد، و....در
عالم نخواهدبود».13
چگونگي رحمت بودن پيامبر اسلام…
براي همه جهانيان
اينكه چگونه حضرت محمد…
براي همگان رحمت است وجوه مختلفي بيان شده است از جمله:
1. برخي گفتهاند: «انّ الوجه في كونه رحمة للكافرين ان عقابهم
آخر بسببه و آمنوا به عذاب الاستيصال».14
(دليلي اينكه پيامبر اسلام…
چگونه براي همه جهانيان حتي كفار و مشركين رحمت است، اين است
كه به سبب وجود بابركت ايشان عذاب و عقاب كفار به تأخير افتاده
است و آنان از عذاب درد ناك «نابودي و ريشه كني» در دنيا
همانند اقوام گذشته در امان هستند).
در آيات متعددي از قرآن بيان شده است كه اقوام بسياري در تاريخ
بودهاند كه به خاطر سرپيچي از فرامين الهي و پيامبرانشان
خداوند بر آنان غضب نموده و همگي آنان را نابود نموده است.
سرنوشت قوم عاد، ثمود، قوم لوط، قوم نوح و عذابهاي كه بر بني
اسرائيل وارد آمده است، به طور مفصل در آيات مختلف از قرآن
بيان شده است كه به خاطر اختصار از پرداختن به آنها صرف نظر
ميشود. از آنجا كه پيامبر اسلام…
براي عموم جامعه بشري بعنوان خاتم انبياء مبعوث شده است، لذا
برهمگان فرض است كه از او پيروي نمايد و در غير اينصورت كافر
محسوب شده و خداوند متعال ميتواند عذابي همانند امم سابقه بر
آنان نازل نمايد و ريشه آنان را از بيخ و بن بركند، اما به
خاطر وجود بابركت پيامبر اسلام…
كه رحمت براي همگان است خداوند متعال اين تخفيف را در حق آنان
قايل شده است كه از عذاب آنان صرف نظر نمايد،
2. از ابن عباس در باره رحمت بودن پبامبر اسلام…
نقل شده است:«رحمة للبِرّ و الفاجر و المؤمن و
الكافر، فهو رحمة للمؤمن في الدنيا و الآخرة، و رحمة للكافر
بأن عوفي مما اصاب الامم من الخسف و المسخ.»15
(پيامبر…
براي خوب و بد و مؤمن و كافر رحمت است، براي
مؤمنين در دنيا و آخرت رحمت است، اما براي كفار نيز در دنيا
رحمت است به اينكه عذابي كه براي امتهاي گذشته به علت سر پيچي
از دستورات پيامبران شان نازل ميگشت(مانند باد و باران و
طوفانهاي سهمگين و يا تبديل شدن به حيوانات و....)، از كفاري
كه در دوران پيامبر اسلام…
و بعد از آن قرار دارند، برداشته شده است).
3. برخي ديگر نيز گفتهاند: «انّ الوجه في انه نعمة علي الكافر
انّه عرضه للايمان و الثواب الدايم و هداه و ان لم يهتد، كمن
قدم الطعام الي جايع فلم يأكل، فانه منعم عليه و ان لم يقبل».16
وجه اينكه پيامبر…
براي كفار هم رحمت و نعمت است اين است كه: پيامبر…
ايمان و (استفاده) از ثواب هميشگي و هم چنين هدايت و رستگاري
را بر كفار عرضه نموده و خواسته است كه آنان در اين مسير قرار
بگيرند هر چند آنها آن را نپذيرفتند، شبيه اينكه كسي براي
گرسنهاي طعام عرضه كند؛ اما او از پذيرش طعام سر باز زند در
اين صورت ميشود گفت شخصي كه طعام را عرضه كرده است، نسبت به
شخص گرسنه منعم است.
نكته: انسان چگونه خدا پرست و يا بت پرست ميشود؟ و يا
اينكه خدا پرستان چرا راههاي مختلفي را براي شيوه پرستش خداي
خود انتخاب ميكند، يكي مسيحيت را رها نميكند و يكي يهوديت و
يا دين ديگر را؟ و اصولا انسان چگونه هدايت ميشود؟ و چرا
همگان يك راه را براي اين منظور بر نميگزيند؟
در اين زمينه در ميان انديشمندان ديدگاهها و نقطه نظرات مختلفي
وجود دارد. مشهورترين ديدگاههاي كلامي پيرامون اين مسايل،
ديدگاه جبر و اختيار است كه بحثهاي بسيار طولاني پيرامون آن
انجام گرفته است. از ديدگاه اسلام انسان آزاد و مختار آفريده
شده است و راه هدايت و يا ضلالت را خود او بر ميگزيند؛ از
اينرو پيامبر اسلام…
بزرگترين رحمت الهي براي جامعه بشري اعم از مؤمن و كافر است،
چرا كه او پرچم هدايت را به دست گرفته و بر آنان است كه بدنبال
ايشان اين صراط مستقيم را بپيمايند. اما قائلين به جبر
ميگويند: نعمتهاي خداوند شامل كفار نميشود، بلکه اعم از
دنيوي و اخروي مخصوص مؤمنان است كه خود آن را هدايت و در مسير
خويش قرار داده است. از اينرو نميتوان گفت كه وجود پيامبر
اسلام…
براي كفار هم رحمت و نعمت است.
اما از آيه مورد بحث، چنين بر ميآيد كه پيامبر اسلام…
براي كفار نيز رحمت است، زيرا خداوند متعال ميفرمايد: «رحمة
للعالمين، يعني محمد…
براي همه جهانيان و بر هر كسي كه براي او مبعوث شده است (هرچند
رسالتش را نپذيرفته باشد) نعمت است».17
سازگاري هدف رسالت، با رحمة للعالمين بودن پيامبر…
درك اين مطلب در صورتي به درستي انجام ميگيرد كه انسان نسبت
به اهداف رسالت پيامبران الهيE
و عملكردهايي كه داشته اند، دقت كافي را نمايد و جوانب امور
را باتوجه به پيامدهايي كه رسالت شخص پيامبر اسلام…
داشته است، مورد مطالعه و بررسي قرار بدهد. در اين صورت به
وضوح ميتواند در يابد كه چگونه محمد…
براي همگان رحمت است.
مهمترين هدف مستقيم رسالت، نوراني كردن جامعه بشري در سايه
تجرد روح، تهذيب نفس، و رؤيت بسياري از حقايق غيبي و عيني جهان
آفرينش است كه در پرتو عقيده، اخلاق و عمل صالح فراهم ميگردد.
رسالت رسول گرامي اسلام…
در تأمين تمدن، آشنا كردن جوامع بشري به حقايق جهان هستي از
لحاظ معرفت و به اصول ارزشي از لحاظ عبادت خدا و اخلاق فاضله و
خدمت به خلق و استقرار نظام ارزشمندي بر پايهاي (تذكيه و خود
سازي) و از بين بردن نظام منحطي كه بر پايهاي (استكبار و سر
بلندي در سايه سركوبي پا برهنگان) استوار بود تأثير مستقيم
داشت.18
سياق آيه
نكتهي قابل توجه اين است كه ميان آيه مباركه محل بحث و دو آيه
قبل و يك آيه بعد از آن پيوند ناگسستني وجود دارد. در دو آيه
قبل از اين آيه خداوند متعال پيامي براي عبادت كنندگان دارد كه
زمين را به زودي از آن صالحان قرار خواهم داد؛ يعني زماني فرا
خواهد رسيد كه ديگر از ظلم و بيدادگري خبري نخواهد بود و همگان
در پرتو امنيت سرتاسري زندگي سر شار از اميد و آرزوهاي نيك
خواهند داشت و آن وقت است كه نعمت و رحمت فراگير، گستره پهناور
اين كرهي خاكي را فرا خواهد گرفت. بر اساس بيان اكثر مفسران،
آن حكومت، حكومت جهان شمول حضرت مهدي (عج) خواهد بود، و از
آنجا كه بر پايي چنين حكومتي زمينه سازي ميخواهد، پيامبر
بزرگوار اسلام با نشر آييني جامع و كامل زمينه هدايت و رشد بشر
را فراهم نموده و باقيام فرزندش آن را بحد كمال خواهد رساند.
در يك آيه بعد مسئله توحيد مطرح ميشود كه آنهم از اين حيث
اهميت دارد كه در ميان اصول عقايد اصل توحيد، سرمنشأ همهي
اصول ديگر بوده و در پرتو توحيد است كه ديگر صفات حضرت حق تجلي
مييابد.
برداشتي كه از اين پيوندهاي مستحكم ميتوان داشت اين است كه
رحمت و نعمت جهان شمول داراي سه مرحله است كه هر مرحله بدون
مرحله ديگر قابل تصور نيست. رحمت از خداوند آغاز و با مسأله
توحيد پا ميگيرد و با ارسال رسل خصوصا پيامبر خاتم…
شمهاي از آن كانون سرد جهان مادي را عطر آگين مينمايد و با
قيام صالحين و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و يارانش اين نعمت به
حد كمال خود ميرسد، حال اگر كسي در دوران زندگي خويش از آغاز
تا پايان، خود را در اين نعمت بيكران يافت و در روند زندگي و
در مسيري كه صاحب رحمت ميخواهد بهره جست فبها و نعم، و اما
اگر در كنار اين چشمه زلال از نوشيدن قطرهاي محروم ماند بايد
گفت كه خود را همسنگ حيوانات و نباتات قراداده و همچنان در بند
شهوات حيواني باقي مانده است.
پي نوشتها:
۱. كشف الاسرار وعدة الابرار- ابوالفضل ميبدي.
۲. سوره انبياء آيه 107.
۳. فرهنگ فارسي عميد، واژه رحمت.
۴. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 8 ص 208.
۵. همان.
۶. مجمع البيان، فضل ابن حسن طبرسي، ج، 7ص107.
۷. جوامع الجامع، فضل ابن حسن طبرسي، ج3ص32.
۸. سوره انعام، آيه 59.
۹. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج13، ص527.
۱۰. همان، ج8، ص17 (نقل به مضمون)
۱۱. بقره، آيه 2.
۱۲. المثل في تفسير كتاب الله المنزل، ج10، ص264.
۱۳. همان.
۱۴. جوامع الجامع ج3ص32.
۱۵. مجمع البيان ج7ص107.
۱۶. همان.
۱۷. همان.
۱۸. تفسير موضوعي، جوادي آملي، ج9، ص131. |