جنگ رسانه‌اي غرب عليه پيامبر اسلام(ص)

 نويسنده: نصرالله انصاري

مقدمه

اهانت به مقدسات و ساحت بزرگان دين به ويژه فرستادگان الهي مسأله‌ي‌ تازه‌اي نيست، بلكه شروع آن به قبل از ظهور اسلام و بعثت پيامبر اعظم2 يعني به زمان ديگر پيامبران الهي مي‌رسد و با مشاهده تاريخ اديان الهي، از زبان قلدران زورگو و جاهلان بي منطق بارها شنيده شده و در تاريخ انواع آن به ثبت رسيده است. دين مقدس اسلام به عنوان آخرين و كامل‌ترين دين آسماني نيز نه تنها از گزند اينگونه اهانت‌ها در امان نبوده بلكه حالت‌هاي شديدتر و گونه‌هاي جديدتري از آنها را در برابر خود ديده است. بدون شك نقطه‌ي اصلي توجه همه‌ي اين اهانت‌ها شخص پيامبر بزرگوار اسلام2 بوده است. بدين ترتيب اين حرکات ننگين و شرم آور تا آغازين روزهاي بعثت نبي مکرم اسلام قدمت دارد.

آنچه در اين ميان بيش از همه شايسته‌ي تامل و توجه است تداوم جهل و منطق‌گريزي در عصر علم و تکنولوژي و پيشرفت شگفت انگيز بشريت و توسعه اخلاق اجتماعي و احترام به اعتقادات متقابل است، و آنچه از همه بيشتر عجيب مي‌نمايد مشاهده اهانت‌ها از سوي مناديان تمدن، مخالفان خشونت و طرفداران گفتگو در عرصه‌هاي مختلف است که پوشالي بودن شعارها و تابلوهاي دروغين آنها را بيش از پيش نمايان مي‌سازد.

امروزه طلايه‌دار جبهه اهانت به مقدسات و ارزش‌هاي اسلامي به خصوص شخص پيامبر بزرگوار اسلام2 دنياي غرب است كه با استفاده از ابزارهاي گوناگون رسانه‌اي از هيچ تلاشي براي تحقير اسلام و مسلمانان دريغ نمي‌كنند. البته حمله به اسلام، مسلمانان و پيامبر2، سابقه‌ طولاني در غرب دارد كه با انتشار كتاب آيات شيطاني و به ‌ويژه با وقوع حادثه تروريستي يازدهم سپتامبر به اوج خود رسيد. در همين راستا از سال گذشته زنجيره‌اي از توهين‌ها به شخصيت مقدس پيامبر اسلام2 با چاپ 12 كاريكاتور موهن در رسانه‌هاي غربي آغاز شد و با سخنان پاپ بنديكت 16 و ... ادامه يافت. در اين نوشته ضمن بررسي جنگ رسانه‌اي غرب عليه پيامبر اسلام2، به تحليل انگيزه‌هاي دنياي غرب از اين اقدام پرداخته مي‌شود.

سابقه اهانت به پيامبر2 در غرب

توهين غربي‌‏ها به اسلام و پيامبر2، سابقه طولاني دارد. نخستين توهين‏ها از اسپانياي اسلامي و قرطبه و از سال 229ش (850م) آغاز شد. پرفكتوس راهبه مسيحي اولين ناسزاگو عليه پيامبر2 بود. به تأثير از او تعدادي از جوانان مسيحي قرطبه يك گروه شهادت‏طلب را تشكيل دادند تا مانع گسترش نام و آيين محمد2 در اسپانيا شوند.

شهادت‌طلبان قرطبه با حمايت آشكار و پنهان برخي مقامات كليسا و گروهي از مردم مسيحي مي‌‏كوشيدند پيامبر2 را دروغگو، شهوت‌پرست و خوشگذران نشان دهند. تصويري كه اين گروه از پيامبر آفريد، همچنان در اذهان عمومي غرب باقي ماند و در برافروختن شعله جنگ‌هاي صليبي در 474ش (1095م) مؤثر واقع شد. از اينرو جاي تعجب نيست كه در جنگ‌هاي صليبي نام رسمي مسلمانان به كثافت تغيير يافت.(1)

اين حركت خصمانه از جنگ‌هاي صليبي به بعد نيز گاهي تبارز پيدا مي‌كرد تا اينكه با انتشار كتاب آيات شيطاني توسط نويسنده‌ي مرتدي موسوم به سلمان رشدي به اوج خود رسيد. واكنشهاي شديد جهان اسلام در برابر انتشار كتاب آيات شيطاني و فتواي امام خمينيS به ارتداد و قتل سلمان رشدي و جنجال‌هاي فراوان بين المللي اين قضيه همه را به اين باور رسانده بود كه دنياي غرب از اين رويداد پند گرفته و ديگر با احساسات ميليون‌ها مسلمان بازي نخواهد كرد.

  اما متاسفانه سال گذشته با آغاز دور جديدي از اهانت‌هاي رسانه‌اي در غرب عليه پيامبر اسلام2، تمام آن باورهاي شكل گرفته از بين رفت و دور تازه‌اي از برخورد خصمانه‌ي غرب عليه اسلام شروع شد. اين اهانت‌ها به ترتيب وقوع عبارت بودند از:

1. در تاريخ ۱۰ سپتامبر سال 2005 برابر با 19 سنبله (شهريور) 1384، روزنامه دانماركي يولاندز پوستن با چاپ كاريكاتورهايي كه در آن پيامبر اسلام 2 را تروريست و خشن معرفي كرده بود، به ساحت مقدس آن حضرت توهين كرد. اين روزنامه ۱۲ كاريكاتور درباره پيامبر اسلام2 به چاپ رساند كه هركدام از آنها به نوعي حضرت محمد2 را به تروريسم مرتبط مي‌ساخت. در يكي از جنجالي‌ترين آنها چهره مردي تصوير شده بود كه عمامه او بر يك بمب پيچيده شده و روي اين بمب شهادتين نوشته شده است.(2)

2 . در روز 20 جدي (دي) 1384، يك روزنامه نروژي به نام mماگازينت.n(3)  و روزنامه سوئدي با عنوان mسونسكا داكبلادتn دوباره اين كاريكاتورها را چاپ كرد.(4)

3. در تاريخ 12 دلو (بهمن) 1384، روزنامه‌هاي mليبراسيون، لوموند و فرانس  سوآرn از فرانسه، mدي ولتn از آلمان، mلااستامپاn  ازايتاليا، mال پريوديكوn  از اسپانيا و و روزنامه‌هايي از سوييس، كرواسي و روماني با چاپ مجدد اين كاريكاتورها خشم مردم مسلمان جهان را برانگيختند.(5)

۴. در تاريخ 25 دلو (بهمن) 1384، در ايتاليا پيراهن‌هايي با تصاوير توهين‌آميز نسبت به پيامبر اكرم2 توليد و توزيع شد. وزير اصلاحات قانون اساسي و از اعضاي احزاب نژاد‌پرست و تندرو ايتاليا در مصاحبه با خبرگزاري ايتاليا گفت: mغرب بايد در برابر مسلمانان تندرو بايستد و اضافه كرد اين پيراهن‌ها را به هركسي كه علاقه‌مند است تقديم مي‌كنم.n(6)

۵. تلويزيون دولتي دانمارك تصاويري را كه در آن اعضاي جوان حزب mمردمn دانمارك براي كشيدن كاريكاتور و تصاوير موهن از پيامبر اسلام2 طي مسابقه‌اي با يكديگر به رقابت پرداخته بودند، به تصوير كشيد. اين فيلم يك سال پس از انتشار كاريكاتورهاي روزنامه دانماركي كه باعث اعتراض شديد مسلمانان جهان شد، پخش شده است. در اين فيلم چند جوان مست در حال آواز خواندن و كشيدن كاريكاتور و تصاوير موهن از پيامبر اسلام2 هستند. چهره اين چند جوان در اين فيلم مشخص نيست و طبق اعلام رسانه‌هاي دانمارك، اين مسابقه در اوايل ماه آگوست برگزار شده بود. از سوي ديگر اعضاي جوان ديگر احزاب دانمارك مانند حزب mآزاديn اقدام حزب mمردمn دانمارك را مورد انتقاد قرار دادند. كنت كريستنسن، يك مقام ارشد حزب مردم دانمارك، نيز اين اقدام را مورد انتقاد قرار داد اما به خاطر اين اتفاق عذرخواهي نكرد. وي گفت: اگر من در آن مكان بودم، اين اتفاق هرگز روي نمي‌داد، قول مي‌دهم كه ديگر شاهد اين نوع اتفاق‌ها نباشيم.(7)

۶. در ماه ميزان (مهر) سال 1385 پاپ بنديکت شانزدهم رهبر کاتوليک‌هاي جهان با استناد به کتاب mامپراتوري بيزانسn جهاد در دين اسلام را مترادف خشونت معرفي کرد و دين و پيامبر اسلام2 را خشونت‌طلب توصيف نمود. پاپ در سخنرانی خود در يکی از دانشگاه‌های آلمان، آنچه را كه وی تفاوت‌های اساسی بين اسلام و مسيحيت ناميد، اين‌گونه توصيف نمود: mبا آنکه مسيحيت بر مبنای برهان است، اسلام برهان‌گريز است و با آنکه مسيحيت معتقد به وجود منطق در اعمال خداوندی است، مسلمانان وجود چنين منطقی در رفتارهای خدا را انکار می‌کنند.

در راستای اثبات وجود نداشتن برهان در اسلام، پاپ ادعا می‌کند که محمد2 به پيروان خود دستور داد که دين را با استفاده از شمشيرشان گسترش دهند. بنا به گفته پاپ، اين غير منطقی است، چراکه ايمان، زاده‌ي روح است، نه جسم؛ بنابراين، چگونه می‌توان با شمشير به روح نفوذ کرد؟

پاپ در اثبات فرمايش خود ـ در ميان همه انسان‌های موجود ـ از قول يک پادشاه بيزانسی متعلق به کليسای شرقی نقل قول می‌کند. در پايان قرن 14 ميلادی، پادشاه «مانوئل دوم»، نزاعی را بين خود و يکی از عالمان مسلمان ايرانی نقل می‌كند. مانوئل ادعا می‌کند که در بطن بحث، چنين منطقی را عليه دشمن خود استفاده کرده است: mبه من نشان بده که محمد چه چيز جديدی آورده است و در آنچه آورده، می‌توان چيزهای صرفا شيطانی و غيرانسانی يافت، مانند فرمان او برای گسترش ايمان با استفاده از شمشير.n(8)

 اگرچه به دنبال موضع‌گيري گسترده کشورهاي اسلامي، دانشمندان و شخصيت‌هاي سياسي جهان اسلام، پاپ رسما حرف خود را پس گرفت و اظهار تاسف کرد،(9) اما اهانت وي به دين اسلام و پيامبر اعظم2 را نمي‌توان صرفا يک تلقي ناشيانه از دين اسلام ارزيابي نمود. زيرا شخصيتي چون رهبر کاتوليک‌هاي جهان که پس از طي مدارج علمي به جايگاه رهبري و مرجعيت ديني بخشي از جهان مسيحيت نايل مي‌شود، مسلما نمي‌تواند در مقام يک فرد عاري از علم و بينش نسبت به دين اسلام داراي حداقل اطلاعات بوده و قوه تميز متظاهران به اسلام و مقيدان واقعي به آموزه هاي اسلامي را نداشته باشد. از اين رو به سختي مي‌توان باور کرد که جناب پاپ از روي نا آگاهي يا کم آگاهي نسبت به دين اسلام، قضاوتي نادرست مرتکب شده باشد.

البته اهانت غربي‌ها به اسلام و پيامبر اسلام2 به موارد ذكر شده محدود نمي‌‌شود‍، بلكه همواره رسانه‌هاي غرب تلاش‌ داشته و دارند تا چهره‌ي زشت و خشن از اسلام و رهبران آن ارائه دهند و هر حادثه تروريستي را به مسلمانان نسبت دهند حتي اگر آن حادثه ساختگي باشد.

محورهاي اهانت

آنچه از موارد ذكر شده به دست مي‌آيد، اغلب اهانت‌ها شخص پيامبر2 را نشانه مي‌رود و جالب اينكه آن حضرت را به مسايلي متهم مي‌كنند كه نقطه مقابل آنها از ويژگي‌هاي بارز شخصيتي آن بزرگوار محسوب مي‌شود به گونه‌اي كه حضرت به آنها معروف شده است.

يكي از چيزهايي كه بيشتر حضرت را به آن متهم مي‌كنند و در كاريكاتورهاي موهن و سخن پاپ هم مورد توجه قرار گرفته است، توصيف حضرت  به خشونت طلبي است. در حالي كه پيامبر اسلام2 پيامبر رحمت و مهرباني بود و رحمت او تنها شامل مسلمانان نمي‌شد، بلكه گستره‌ي مهرباني او همه جهانيان را در بر مي‌گرفت. خداوند در مورد او مي‌فرمايد: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ».(10) (تو را نفرستادم مگر به عنوان رحمت براي همه جهانيان). در آيه ديگر خداوند عطوفت و مهرباني حضرت را مايه جذب مردم به اسلام بيان مي‌كند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ ...﴾(11) (اگر مهربان و نرمخو نبودي مردم از دور تو پراكنده مي‌شدند، پس آنها را مورد بخشش قرار بده و براي آنها استغفار كن و با آنها در كارها مشورت نما).

پيامبر2 در طول دوران نبوت و حاكميت خود و حتي در سخت‌ترين شرايط جنگي از خشونت بهره نبرد و همواره از راه منطق و ملايمت با مخالفان وارد مي‌شد. در تاريخ سياسي پيامبر2 موردي را سراغ نداريم كه آن حضرت آغازگر جنگ باشد و در جنگ‌ها هم اصول انساني و اسلامي را رعايت مي‌نمود. اگر پيامبر2 خشونت طلب ‌بود بايد نهايت خشونت را در فتح مكه به نمايش مي‌گذاشت در حالي كه حضرت در فتح مكه و تسلط بر دشمنان ديرينه خود كه آزارهاي فراواني را از ناحيه آنها تحمل كرده بود، با نهايت مهرباني و عطوفت برخورد كرد و حتي سر سخت‌ترين دشمن خود ابوسفيان را بخشيد و او را وسيله بخشش ديگران هم قرار داد.

گوستاولوبون در باره فتح مكه مي‌نويسد: mپس از اينكه به شهر مكه در آمد با قريشي كه در طول بيست سال دست از آزار و دشمني او نكشيده بودند، و از هر گونه اذيت و عنادي در باره‌ي او فروگذار ننموده بودند، با كمال مهرباني و ملاطفت رفتار كرد و با سختي توانست آنها را از دستبرد ياران خشمگين خود (كه در صدد انتقام از ايشان بودند) نگهداري فرمايد. فقط كاري كه كرد اين بود كه دستور فرمود خانه كعبه را از بت‌هاي سيصدو شصت گانه پاك كرده آنها را شكستند.n(12)

واقعيت اين است كه ملايمت و انعطاف‌پذيري پيامبر2 از جمله ويژگي‌هاي آن حضرت بود كه سبب جذب مردم به اسلام مي‌شد و امروزه نيز مطالعه اين ويژگي‌ها موجب افزايش علاقه به اسلام و اسلام‌پذيري مي‌شود. ازاينرو دشمنان با درك اين نكته در صدد تخريب اين ويژگي است تا جلوي پيشرفت اسلام را بگيرد. معمولاَ دشمن نقطه‌اي را هدف قرار مي‌دهد كه از آن واهمه داشته باشد و جنبه رحمت و عطوفت پيامبر2 درست همان نقطه‌اي است كه دشمن از آنجا احساس خطر مي‌كند. 

يكي ديگر از اتهام‌ها تروريست بودن است، موضوعي كه در چاپ كاريكاتورها برجسته شده بود. اين اتهام نيز مانند پيشين خود نقطه مقابل شخصيت پيامبر2 است، زيرا آن حضرت در طول حيات خود هيچ وقت به ترور متوسل نشد و به پيروانش هم اجازه‌ي چنين عملي را نداد. اتهام‌هاي ديگر نيز همه از اين قبيلند.   

توجيهات

دولت‌هاي غربي در برابر اعتراضات شديد مسلمانان به اهانت‌هاي صورت گرفته، معمولا از موارد ذيل به عنوان توجيه استفاده مي‌كنند:

1. آزادي عقيده و بيان

يكي از توجيهات اين است كه در غرب دموكراسي حاكم است و در كشورهاي دموكراتيك مردم آزادند هر نوع عقيده‌اي اختيار كنند و عقايد خود را بيان كنند. آزادي عقيده و بيان از مقولاتي است كه امروزه در غرب مطرح است. در قضيه سلمان رشدي و همين طور چاپ كاريكاتورهاي موهن در روزنامه‌هاي كشورهاي اروپايي، يكي از توجيهات اساسي همين مساله بود و گفتند ما به آزادي بيان و عقيده احترام مي‌گذاريم. ازاينرو روزنامه آلمانی «دی ولت» با اين استدلال كه در غرب به خاطر آزادی بيان حقی برای كفرگويی وجود دارد يكی از تحريك آميزترين كاريكاتورها را تجديد چاپ كرد و پرسيد آيا اسلام توانسته است از پس طنز و هجو برآيد؟(13)

نكته اول

اينكه آزادي عقيده و بيان امري مطلوب و پسنديده‌ است، تصور نمي‌كنم در دنياي امروز كسي مخالفت داشته باشد و دين اسلام هم بر مبناي آزادي عقيده و بيان استوار است.(14) اما نكته اساسي اينجاست همانگونه كه آزادي عقيده  امري شايسته است، احترام به عقايد ديگران نيز مطلوب است، زيرا بي احترامي و توهين به عقايد ديگران معناي ديگر سلب آزادي عقيده است و اساساَ يكي از روش‌هاي مبارزه با عقايد ديگران به استهزا گرفتن عقايد آنهاست تا از عقايدشان منصرف شوند و اين عين سلب آزادي عقيده است.

نكته دوم

آزادي عقيده و بيان دو مقوله‌ي متفاوتند و گاهي با هم در تعارض واقع مي‌شوند. به عنوان نمونه نمي‌توان به خاطر آزادي بيان، عقايد ديگران را مورد بي‌احترامي قرار داد. در اين طور موارد آزادي بيان مقيد است. بنابراين آزادي بيان نمي‌تواند توهين به عقايد ديگران را توجيه نمايد.

نكته سوم

آياي دنياي غرب كه اين همه داعيه‌ي آزادي بيان و عقيده دارند، اجازه مي‌دهند كه به مقدسات، باورها و عقايد آنان بي‌احترامي شود؟ آنگونه كه شواهد نشان مي‌دهد آنان كوچكترين تحمل را در برابر اين موضوع ندارند. قضيه هولوكاست و برخورد با منكران آن بهترين گواه اين مدعاست. پرسش اينجا است كه چگونه در غرب انكار هولوكاست (حتی بر فرضی که واقعيت داشته باشد) جرم است و مرتكب انکار آن مجازات مي‌شود و اين كار مغاير آزادی بيان نيست اما اهانت به يك پيامبر كه پيامبران همه اديان مقدس و محترمند روا شمرده شده و مخالفت با اين اهانت مغاير آزادی بيان شناخته مي‌شود؟

جالب اينکه درست در همان روزهای جنجال بر سر اهانت به پيامبر اسلام2 و ادعای رسانه‌های غربی مبنی بر اينكه آن را مخالف آزادی بيان نمی‌دانند، ارنست زوندل نويسنده كتاب «آيا شش ميليون يهودی كشته شدند» برای محاكمه از كانادا به آلمان تحويل داده شد و همزمان با بحران كاريكاتورهای اهانت آميز، به اتهام تحريك و تقويت تنفر نژادی در آلمان محاكمه او آغاز شد. ياد آوری کنم که نفي نسل كشی يهوديان يك جرم جنايی محسوب می‌شود و حداكثر ۵ سال زندان دارد.(15)

2. آزادی مطبوعات

توجيه دوم که در واقع امتداد همان توجيه اول و از مصاديق آن به شمار می‌رود، آزادی مطبوعات است. کشورهای غربی از جمله دانمارک و چند کشور ديگر که روزنامه‌های آنها اقدام به چاپ کاريکاتورها کرده بودند،  وقتی با واکنش قاطع مسلمانان روبرو شدند، گفتند در کشورهای ما مطبوعات آزاد است و دولت حق دخالت در کار آنها را ندارد. چنانچه نخست وزير دانمارک در يک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «آزادی رسانه‌ها در دانمارک اساس دموکراسی ماست و نه من و نه دولت اجازه دخالت در کار مطبوعات را ندارد، اگر روزنامه‌ای جرمی مرتکب شده، می‌شود به دادگاه شکايت کرد.»(16)

نكته: اين توجيه هم زماني مي‌تواند قابل قبول باشد كه دولت‌هاي مذكور آزادي مطبوعات را به طور مطلق به رسميت بشناسند و چنين نباشد كه در مورد توهين به مقدسات ديگران به آزادي مطبوعات معتقد باشند اما وقتي به ضرر خودشان حرف بزنند آن را قبول نداشته باشند. آيا روزنامه‌‌‌هاي كشورهاي غربي مي‌‌‌‌توانند هلوكاست را زير سؤال ببرند‍‍، هرگز. پس ادعاي آزادي مطبوعات موضوعي نيست كه بتواند اهانت به پيامبر اسلام2 را توجيه نمايد.

انگيزه‌ها

اهانت به مقدسات اسلامي به خصوص شخص پيامبر اسلام2 در رسانه‌هاي غربي امري تصادفي و اتفاقي نيست، بلكه جرياني است سازماندهي شده و در راستاي اهداف كلان غرب در مقابله با  اسلام و اسلام گستري از يك طرف، سلطه فرهنگي و به دنبال آن سلطه سياسي، اقتصادي و نظامي بر جهان اسلام از طرفي ديگر. حد اقل ماجراي چاپ كاريكاتوهاي موهن به روشني ثابت مي‌كند كه اين اقدامات برنامه‌ريزي شده است، زيرا به دنبال چاپ ۱۲ كاريكاتور اهانت‌آميز در يك روزنامه دانماركي و اعتراض شديد مسلمانان به آن، روزنامه‌هاي ديگر كشورهاي اروپايي نيز اقدام به چاپ مجدد كاريكاتورها نمودند. اگر مسأله تصادفي و اتفاقي بود، اشتباهي را كه روزنامه دانماركي مرتكب شده بود، بقيه نمي‌شدند. اما ديديم كه بدون توجه به اعتراض مسلمانان جهان، روزنامه‌هاي اروپايي به صورت برنامه‌ريزي شده كاريكاتوها را چاپ كردند. هم‌چنين سخنان پاپ را كه از جايگاه رهبري مسيحيت سخن‌ مي‌گفت، نمي‌توان اتفاقي تلقي كرد.

به نظر نگارنده همه‌ي اين اقدامات در راستاي نگراني‌هايي است كه سردمداران غرب از اسلام دارد و غرب از دو محور از ناحيه اسلام احساس خطر مي‌كند:

۱. اسلام دين پويا و زنده است كه با احكام سازگار با فطرت بشر، روز به روز به جمع پيروان خود مي‌افزايد و نشر و گسترش آن در هيچ دوره‌ي تاريخي متوقف نشده و نخواهد شد. دولت‌هاي غربي با درك اين موضوع سعي دارند از هر طريقي كه شده جلوي اين گسترش را بگيرند. 

۲. نگراني غرب تنها در گسترش اسلام محدود نمي‌شود، بلكه نگراني اصلي آنان از اين ناحيه است كه اسلام ديني منزوي نيست كه مانند مسيحيت امروزي تنها با امور معنوي مردم سروكار داشته باشد و در چارچوب عبادات و امثال آن محصور شود، بلكه آييني است جامع كه براي تمام جوانب و ابعاد زندگي بشر برنامه و راهكار عملي دارد. يكي از اساسي‌ترين آنها تشكيل حكومت اسلامي است تا بتواند احكام و برنامه‌هاي اسلام را تحقق بخشد. اگر اسلام مانند مسيحيت امروزي دين بي‌آزاري براي حاكمان سلطه‌طلب مي‌بود، نه تنها با آن مخالفت و مقابله نمي‌شد بلكه چه بسا مورد استقبال آنان قرار گرفته و به عنوان يك آيين جهاني مطرح و پذيرفته مي‌شد. اما مشكل اسلام از نظر آنان اين است كه اين دين با روزگويي و سلطه‌طلبي سازش ندارد و در چاچوب حمايت از ستم‌ديدگان و مظلومان همواره مانعي است بر سر راه ستمگران و روزگويان.

 از آنجايي كه ماهيت برخي دولت‌هاي غربي سلطه طلبي است و آنان به طور دائم در پي تسلط همه جانبه بر جهان به ويژه جهان سوم هستند، تنها مانع را بيداري ملت‌ها مي‌دانند كه بدون شك عامل اصلي آن اسلام است. ازاينرو تلاش دارند كه با بدنام كردن اسلام و مسلمانان افكار عمومي در جهان را عليه اسلام تحريك كنند و از اين طريق سدي بسازند در برابر گسترش اسلام‌خواهي در دنيا. بنابراين تمام اقدامات دنياي غرب بر ضد اسلام را بايد از اين نگاه بررسي و تحليل كرد.

اهانت‌هاي زنجيره‌اي رسانه‌هاي غربي به پيامبر2 به خصوص چاپ كاريكاتورهاي موهن، نيز از اين زاويه بايد مورد ارزيابي قرار گيرد و اصولاَ دنياي غرب با اينگونه اقدامات چند هدف را دنبال مي‌كنند تا در نتيجه به هدف اصلي كه عدم گسترش اسلام است نايل شوند:

۱. ذهنيت سازي منفي

سردمداران غربي براي جلوگيري از نفوذ اسلام در ميان ملت‌هاي‌شان، تلاش مي‌كنند تا با ارائه تصاوير خشن و نا مطلوب از اسلام، ذهنيت منفي نسبت به اين دين در افكار عمومي خود ايجاد كنند تا مردم نه تنها به اسلام به عنوان يك آيين نينديشند، بلكه همواره از آن متنفر باشند، زيرا اين تنفر باعث مي‌شود كه هيچ وقت در باره اسلام تحقيق نكنند. اهانت‌هاي رسانه‌اي و سازماندهي گروهك‌هاي تندرو اسلامي و حمايت مالي از آنها و تشويق آنها براي عمليات ضد انساني و خرابكارانه همه و همه در راستاي تخريب چهره‌ اسلام در اذهان عمومي است. بي دليل نيست كه بسياري از گروه‌هاي تندرو اسلامي كه غرب از آنها به عنوان ابزاري براي كوبيدن مسلمانان و خشن نشان دادن اسلام استفاده مي‌كنند، ساخته و پرداخته خود آنها است. همين رويكرد مغرضانه‌ي رسانه‌هاي غربي باعث شده است تا مردم آمريكا و اروپا به اشتباه گروه‌هاي مسلح و تندرويي همچون القاعده را نمايندگان واقعي مسلمانان و دين اسلام بپندارند، در حالي اينها ساخته و پرداخته خود غرب است.

۲. توجيه اعمال سلطه‌جويانه

دنياي غرب علاوه بر ايجاد مانع در راه گسترش اسلام، هدفي ديگري را نيز از اقدامات خصمانه خود عليه اسلام دنبال مي‌كند و آن موجه نشان دادن اقدامات بين المللي آنهاست كه اغلب بحران‌ساز است.  به هر حال بسياري از مردم در كشورهاي غربي راضي نيستند كه كشورهاي‌شان در رأس ايجاد كنندكان بحران و تنش در سطح بين الملل باشند و در امور كشورهاي مستقل مداخلات سياسي و نظامي كنند. از طرفي ديگر دولت‌هاي غربي كه بقاي خود را در نابودي ديگران مي‌دانند، هر روز به بهانه‌هاي مختلف و معمولاَ واهي و در راستاي خوي استعمارگري نياكان خود، در امور كشورهاي مختلف به ويژه كشورهاي ثروتمند اسلامي مداخلات سياسي و حتي حمله نظامي و اشغال مي‌كنند. اين اقدامات علاوه بر اينكه مخالف وجدان بشري است هزينه‌هاي بسيار سنگين انساني و مالي را بر مردم آنها تحميل مي‌كند. ازاينرو آنان مجبورند كه براي راضي ساختن افكار عمومي خود ابتدا با ارائه چهره‌ي خشن و ساختگي از اسلام آن را تروريست و خطرناك معرفي كنند و سپس به بهانه اقدامات پيشگيرانه و نجات‌بخشانه به حركات سلطه‌طلبانه خود ادامه مي‌دهند.

تلاش امروز غرب در به‌كارگيري جنگ سرد عليه مسلمانان ادامه همان جنگ سردي است كه در طي جنگ‌هاي صليبي اوج گرفت. در اين جنگ‌ها، اول بايد اسلام دين شمشير معرفي مي‌‏شد تا كشتار مسلمانان توجيه‏پذير باشد و ثانياً راهبه‏ها و كشيش‏ها چون ازدواج نمي‌‏كردند، محمد2 را شهوتران نشان مي‌‏دادند تا حمله به مسلمانان به سرعت انجام گيرد. به‌طور قطع،  اين روش تحقيرآميز، تاثير مهمي در بيگانه ساختن غرب با جهان اسلام داشته، و به دليل ضديت طولاني غرب با پيامبر2، ضديت با غرب در ميان مسلمانان هم رشد كرده است. بنابراين، غرب خود بايد مسئوليت رشد اسلام افراطي را بپذيرد. اسلام افراط‌گرا واژه توهين‏آميز و گمراه‌كننده‏اي است، ولي به ستوه آمدن مسلمانان را به غرب ارتباط دادن، نكته‌اي تأمل‌پذير و مثبت است.

۳. رو در رو قرار دادن اسلام و مسيحيت

يكي از اهداف غربي‌ها از دنبال كردن تبليغات خصمانه عليه اسلام و پيامبر اكرم2، رويارويي دنياي اسلام با مسيحيت است. اين در حالي است كه دين اسلام در طول تاريخ بيشترين پيوند را با مسيحيت داشته است. هدف غربي‌ها اين است كه تعارض امروز دنياي اسلام با سردمداران غرب به تعارض اسلام و مسيحيت بينجامد و با تشديد تعصبات مذهبي بهره برداري سياسي نمايند. ولي خوشبختانه مسلمانان جهان به سفارش اكيد قرآن مبني بر توهين نكردن به مقدسات ديگران،(17) در مقابل توهين آنها به پيامبر اكرم2 و ديگر مقدسات اسلامي هيچ گونه اهانتي به مقدسات مسيحيت نكردند و نخواهند كرد.

البته اهداف ديگري نيز مطرح است كه از جمله مي‌توان به تحقير مسلمانان و تضعيف خودباوري آنان، ارزيابي ميزان وحدت و همدلي دنياي اسلام، ارزيابي نحوه‌ واكنش مسلمانان به حوادث اين چنيني و حضور آنان در صحنه را نام برد كه مجال پرداختن به آنها نيست.

در پايان ياد آوري اين نكته ضروري است كه اينگونه‌ اهانت‌‌ها بر خلاف آنچه دنياي غرب تصور مي‌كند، موجب نفوذ و گسترش بيشتر اسلام خواهد شد، زيرا از يكسو سبب مي‌شود كه اسلام و شخص پيامبر2 مورد توجه قرار بگيرد و انديشمندان و انسان‌هاي حقيقت‌جو در باره‌ي اسلام مطالعه كنند امري كه معمولاَ منجر به پذيرش اسلام از سوي آنها مي‌شود. از سوي ديگر موجب بيداري و وحدت بيشتر امت اسلامي مي‌گردد تا بيش از هر زماني ديگر هوشيار باشند و به اهانت‌ها پاسخ مناسب بدهند.

 

پي‌نوشت‌‌ها:

1. شيرودي، مرتضي؛ سيماي پيامبر اكرم در كتاب آرمسترانگ؛ فارس نيوز (farsnews.com)/ 6/9/85

2. روزنامه شرق؛ سال سوم ؛ شماره۶۹۵؛ يكشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۴

3. سايت رسا (www.rasanews.com) 30/2/85

4. روزنامه شرق؛ سال سوم؛ شماره۶۹۵؛، يكشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۴

5. همان و سايت رسا

6. سايت رسا (www.rasanews.com) 30/2/85

7. روزنامه اعتماد ملي؛ شماره 201 ؛ 16/7/85

8. سايت بازتاب (www.baztab.com)  7/7/85

9. روزنامه رسالت؛ شماره 5965 ؛ 27/6/85

10. انبياء / ۱۰۷

11. آل عمران / ۱۵۹

12. گوستاولوبون؛ تمدن اسلام و عرب؛ ترجمه: سيد هاشم حسيني؛ كتابفروشي اسلاميه؛ ص ۱۰۹ 

13. راديو بى بى سى ۱ فوريه ۲۰۰۶.

14. لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ (بقره / ۲۵۶)

15. راديو فردا؛ ۸۴/۱۱/۲۰

.16 چکامه بزگمهر؛ خشم جهان اسلام و توهين به پيامبر اكرم(ص)؛ سايت خبرنگار  (Khabarnegar.org)

17. لاتسبوا الذين يدعون من دون الله فيبسوا الله عدواً بغير علم» (انعام ۱۰۸)

نظر دهيد

بازگشت