|
تهيهکنندگان: محمد اکبري پسابندي و سيد محسن سجادي
آنچه در ذيل از نظر خوانندگان ارجمند ميگذرد، حاصل نظرخواهي
از چند تن از اساتيد و پژوهشگران در باب پرسشهايي در زمينة
اسلام و خشونت است. اساتيد و پژوهشگران محترميکه به پرسشهاي
اين اقتراح پاسخ گفتهاند عبارتند از: جناب حجة الاسلام
والمسلمين اميرعلي لطفي، معاونت پژوهش مؤسسه علوم انساني
(وابسته به مرکز جهاني علوم اسلامي) و از اساتيد آن مؤسسه؛
حسين شفائي، نويسنده و پژوهشگر؛ محمد عيسي رحيمي، کارشناسي
ارشد الهيات؛ اسامه عبدالغني، دانش آموخته کارشناسي ارشد, رشته
علوم قرآن و حديث (از کشور امريکا)؛ نقي آقايف، دانش آموخته
کارشناسي ارشد, رشته اديان و مذاهب (از کشور آذربايجان)؛ مراد
آيدوغدو، دانش آموخته کارشناسي ارشد, رشته فلسفه (از کشور
ترکيه).
با آنكه پيامبر اسلام…
پيامآور رحمت الهي است و سيره عملي آن حضرت نيز چه در زمان
فقدان قدرت و حكومت و چه پس از تشكيل حكومت و كسب اقتدار بر
رحمت و رأفت استوار بوده است، چرا اين تصوير نادرست از اسلام
در اذهان برخي شكل گرفته كه اسلام دين خشونت است؟ آيا عملكرد
برخي مسلمانان اين ذهنيت را به وجود آورده است؟ يا عامل ديگري
نقش دارد؟
لطفي:
ما يك حقيقتي فراتر از زمان و مكان به نام پيامبر اعظم…
داريم که شعاع آن بعد از گذشت 1400 سال هم گذشته و تاريخ بشر
را تحت تأثير قرار داده و هم آيندهی بشريت از آن متأثر است.
يك وقت انسان فقط ضعفها را ميبيند، يك وقت هم ضعفها و هم
مثبتها را با هم ميبيند. الآن وقتي تمام ساحتها و عرصههاي
زندگي بشر را نگاه ميكنيم، ميبينيم همه انسانها به نوعي از
پرتوهاي نور آن حضرت بهره ميبرند. آنهم در تمام ساحتها، كه
اين مسأله خود گوياي همان اعجاز پيامبر…
ميباشد. از جمله ويژگيهاي برجستة پيامبر آخر
الزمان همان جنبة رحمت بودنش باشد كه قرآن هم خيلي بر آن
تأكيد ميكند «رحمة للعالمين» پس اين دين اسلام است كه رحمت
است، چون يك دين جهاني براي هدايت انسان به سوي فلاح و رستگاري
است، لذا نبايد مربوط به برههاي خاص يا قوم خاص يا زمان خاص و
كشور خاصي باشد. در اين كليت هيچ شكي نيست.
چالش عمده اين است كه امروز هر چه در جوامع اسلامي از انواع نا
بهنجاريها اتفاق ميافتد، ناشي از كمبودها و خلأهاي جوامع
اسلامي است. اما خود پيامبر…
به عنوان يك حقيقت، پيامبر رحمت بوده و هست،
ولي ما چقدر اين موضوع را در سطح فردي و اجتماعي نهادينه
كردهايم، چقدر از آن به مردم سخن گفتيم و چقدر پيام رحمت آن
را به مردم رساندهايم. شما ببينيد اگر مقدار آب گوارايي پشت
ديوار باشد و اين طرف عدهاي تشنه باشند و كسي از آن آب نياورد
و به افراد تشنه ندهد، آيا تشنگي آنان برطرف ميشود؟ تازه
هزاران ذهنيت هم نسبت به خود آن آب شكل ميگيرد و هم نسبت به
كساني كه به نوعي به آن آب منسوب هستند. حالا بدون تعارف بگويم
ما در طول دههها يا صدهها چقدر پيامبر…
را معرفي ميكنيم و چقدر معرفت خودمان نسبت به
پيامبر…
زياد ميشود. در يك جمعبندي کلي سه عامل را در اين زمينه
ميتوان مؤثر دانست:
1. خلأ معرفتي؛ 2. عملكرد نادرست خود ما از مبلغين گرفته تا
حاکمان و نخبگان و آحاد مردم؛ 3. دشمنان اسلام كه هميشه در
تلاشند از حق جلوهاي باطل نشان دهند و از رحمت، نماد خشونت را
علم کنند.
شفائي
:در
نازيبا به تصوير كشيدن و زشت ترسيم نمودن تابلوي تابناك اسلام،
انگيزههاي گوناگون و عوامل بيگانه و خودي، دخيل و دست دارند.
بيگانگان بخاطر كينه و كدورتي كه از اسلام دارند، و بويژه در
مقطع كنوني كه جاذبه و گيرائي اسلام در اروپا، امريكا و آفريقا
افزايش يافته، و بر اساس گزارش رسانه ها در سال 2006 ميلادي،
تنها در كشور آلمان هزار نفر از پيروان و باورمندان ساير
آئينها، پس از پژوهش، آزادانه و آگاهانه به مكتب اسلام
گرويدهاند، و ساير كشورهاي غربي، هنوز آماري از مسلمان شدن
شهروندانشان بيرون ندادهاند. نفس اين جاذبه و گيرائي براي
شان قابل تحمل نيست. لذا آنان را بيشتر بر افروخته و خشمگين
ساختهاست، و بيش از سابق به تهاجم فرهنگي و بر چسب زني شان
افزودهاند. از اين رو طبق متد جامعه شناختي و فرمول
روانشناختي كه در اين برهه، ملتها از خشونت و خونريزي به ستوه
آمدهاند و از بحران آفريني و ناامن سازي نفرت دارند، اسلام را
دين خشونت، خشن پرور، غائله آفرين، سلب كننده امنيت و تهديد
آرامش معرفي ميدارند.
آنچه خوديها و مسلمانها در بستر سازي نسبت خشونت به اسلام
كمك نمودهاند، بينش و كارنامه سياه جريانها و تشكلهاي
متحجر، واپسگرا و افراطي است كه انسانهاي بيگناه را به خاطر
اينكه شهروند فلان كشور استعماري بودند همانند گوسفند با
شمشير سر بريدند، و از رسانههاي صوتي و تصويري اطلاع رساني و
آن صحنه را پخش كردند. بازتاب و انعكاس چنان نگرشهاي افراطي،
اين است كه ديگران واكنش نشان دهند و عليه اسلام موضع خصمانه
بگيرند.
اسامه عبدالغني:
جهل مردم نسبت به اسلام و فلسفه احکام اسلامي در خلق اين
تصويرهای نادرست کمک کرده است. برخي
آگاهان هم با مقاصد عمدي اين گونه تصوير از اسلام را ايجاد و
گسترش ميدهند. مسلمانهاي جاهل و خشک نيز بيتقصير
نيستند، بلکه بسياري از آنها آدمهاي خشن هستند. علاوه بر
اينها چون اسلام دين کامل است و در برخي موارد خشونت مشروع را
تجويز کرده است، اين مسأله زمينه براي برخي بدفهميها شده است.
نقي آقايف:
با توجه به آيه 129سوره فتح و آيات ديگر قرآن، پيامبر اسلام…
نسبت به مؤمنين و مسلمين مهربان بود، اما نسبت به کفار چطور؟
به نظر ميرسد حضرت رسول اکرم…
در رابطه با کفاري که نسبت به اسلام و مسلمين
عداوت نداشتند و به مخالفت ظاهري اقدام نميکردند کاري نداشته
است، ولي نسبت به کفاري که به مخالفت ظاهري بر خاسته و عليه
مسلمين توطئه ميکردند شدت عمل به کار ميبرد، و اين مسأله از
حقانيت يک دين و فرستاده او حکايت ميکند، اما مسايلي که چندين
قرن است که اسلام را به عنوان دين شمشير و زور معرفي ميکنند،
بيشتر با انگيزههاي سياسي و تبليغاتي عليه دين اسلام صورت
گرفته و الا خود دشمنان اسلام به خوبي ميدانند مناطقي که بعد
از گسترش اسلام به کمک شمشير نيزه فتح شده باز به دامن غيري
اسلام بر گشته است، اما آيا مناطقي از آسيا مانند کشورهاي
اندونزي، مالزي و امثال آن هم توسط شمشير فتح شده است؟
مراد آيدوغدو:
اگر آيات قرآن کريم به طورعميق مورد مطالعه قرارگيرد، هر
انسان با انصافي ميفهمد که دين اسلام دين خشونت نيست. اسلام
نميخواهد مردم را با قهر و اجبار، وادار به پذيرش دين اسلام
نمايد. به نظر بنده تنها اين آيه براي اثبات مدعاي فوق کافي
است که ميفرمايد: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي
الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً...» (يونس، 99)؛ اما اينکه چرا
در اذهان تصوير همراه با خشونت از دين اسلام به وجود آمده است،
در جواب ميتوان گفت: دو چيز موجب شدهاست که اين تصوير در
اذهان به وجود آيد: يکي سطحي نگري نسبت به آياتي است که در
باره جهاد وارد شدهاست. دوم غرضها و
اهداف پنهاني است که موجب شدهاست از اين آيات سوء استفاده
شود.
رحيمي:
با تشکر از زحماتي که در راه نشر تعاليم ناب و انسان ساز اسلام
متحمل ميشويد، به نظر ميرسد عوامل و مؤلفههاي ذيل در اين
زمينه دخيل است:
الف) فهم نادرست از اسلام راستين؛
ب) ترديد افکنيها و تلقينات بيگانگان؛
ج) عملکرد سوء و خارج از عرف و اعتدال برخي از مسلمانها.
خشونت به چه معنا است و ريشه آن را بايد در كجا جستجو كرد؟ آيا
خشونت مشروعي هم وجود دارد؟
لطفي:
ما در بحث انسان شناسي يك مبحث بسيار ظريف و دقيق داريم و آن
اينكه آيا در ذات انسان جنبههاي منفي مثل خشم، كينه و خشونت،
وجود دارد يا خير؟ آيا خصومت و کينه به عنوان يك امر فطري است،
يا نه خشونت يك امر عارضي براي انسان محسوب ميشود. تحليلهاي
خيلي ظريف و دقيقي فلاسفه و انديشمندان در اين زمينه دارند.
علامه طباطبايي ميگويند: آنچه در ذات انسان است محبت، رأفت و
رحمت است، امّا سواي آن يك انفعالاتي است كه بعداً عارض
ميشود. انسان ذاتاً خشن نيست، ولي وقتيكه احساس كند محبوبش
دارد تهديد ميشود، فوراً به مقابله بر ميخيزد و اين مقابله
يك امر ثانوي و عارضي است. پس ما اصلاً در فطرت بشر خشونت
نداريم و از آن طرف ما دين اسلام را هم يك دين فطري ميدانيم
پس ما وقتي امور فطري خود را يك سري امور نرم، لطيف و محبّت
آميز قرار داديم و از طرفي اسلام هم يك دين فطري است، پس خشونت
به لحاظ فلسفي از دين ما كاملاً منتفي ميشود. حالا اينكه عمل
ما مطابق با دين است يا خير؛ اين يك بحث جدا است. لذا در اصل
دين شما نميتوانيد خشونت پيدا كنيد.
اما از نگاه رفتاري و اجتماعي، وقتي شما يك فعل را ميگوييد
فعل خشن است، منتهي اين خشن بودن با يك امري است كه بر اين فعل
عارض ميشود، چون خود اين فعل ذاتاً نه متصف به خشونت است نه
به عدم خشونت. مثلاً شما يك سيلي به شخصي ميزنيد اين سيلي
زدن في نفسه نه متصف به خشونت است نه عدم خشونت؛ بلکه بستگي به
نيت و غرض فعل دارد. با اين ملاحظه افعال انسان هم اولاً و
بالذات نميشود گفت متصف به خشونت است يا نيست بلكه بستگي به
شرايط، هدف و غايت دارد، اگر اين عمل با اين شرايط با اين هدف
و غايت انجام گيرد خشن نيست، ولي همين فعل اگر در شرايط ديگري
و با هدفي ديگر، انجام گيرد خشونت است. اين مسأله در تمام
مكاتب و اديان همين طور است، در قرآن هم به اين مهم عنايت شده
و در مورد قصاص كه به معناي بريدن و قطع كردن ميباشد، خداوند
ميفرمايد: «اين قصاص حيات است» و حيات هم خير محض است در
مقابل فنا، لذا بر اساس اعتقادات، بينش و باورهاي اسلامي،
مصداق خشونت و فعل خشن؛ متفاوت خواهد بود مثلاً ممكن است يك
فعل بر اساس يك باور و اعتقاد خشن باشد و بر پايهاي اعتقاد و
باور ديگري اينگونه نباشد. به عنوان مثال، پدري مانع غذا
خوردن فرزندش ميشود و به اين كار مواظبت هم ميكند ميگويند
اين پدر خيلي پدر بد و خشني است. امّا اگر همان پدر به فرزندش
بگويد، اگر ميخواهي روزه بگير و بعد مواظب باشد فرزندش را تا
هنگام افطار چيزي نخورد، ميگويند فلاني چه قدر انسان معتقد،
پارسا و حكيم است. پس فعل همان فعل است، اما مبنا فرق كرده
است. پس اينكه خداوند در عرض چند دقيقه قومي را نابود ميكند
اين را نميشود گفت خداوند خشن است بلكه بر اساس حكمت و مصلحت
خداوند متعال ميباشد که عين رحمت خدا خواهد بود.
اسامه عبدالغني:
خشونت به معني به کار گرفتن زور يا ضرب و شتم و يا قتل براي
انجام کاري و رسيدن به هدفي است. البته خشونت مشروع هم داريم،
همه عقلا خشونت مشروع را ميپذيرند و آن را لازم و خوب
ميدانند، ولي در مصاديق آن با هم اختلاف دارند. حتي افرادي که
دم از رد مطلق خشونت ميزنند، اگر شرايط مناسب پيش بيايد، خود
آنها از خشنترين افراد هستند. اسلام خشونت مشروع را تأييد
کردهاست. دفاع از حق مظلومان احيانا منجر به خشونت ميشود و
اگر باذن ا... باشد هيچ اشکال ندارد و ما نبايد از اين امتياز
دين مبين اسلام عذرخواهي کنيم.
نقي آقايف:
خشونت شدت عمل است، اما خشونتي که در باره پيغمبر اسلام…
به کار ميبرند استفاده از زور و
شمشير است. در مواردي شدت عمل و برخورد قاطع عين عدالت و حق
است و اين يقينا خشونت نيست. ريشه خشونت را بايد در بي عدالتي،
ظلم و فساد جستجوکرد.
مراد آيدوغدو:
خشونت به اين معنا است که براي انجام عملي بدون استفاده از يک
چهار چوب و مشخص شده و ساز و کار منطقي، از زور استفاده شود،
به طوري که اين عمل زور موجب قتل و کشتار و هرج مرج و ايجاد
رعب و وحشت در ميان مردم شود و تجاوز به حقوق ديگران را موجب
گردد.
با در نظر گرفتن معناي فوق ميتوان گفت خشونت مشروع وجود
ندارد. چرا که تجاوز به حقوق ديگران چون ظلم هست نميتواند
مشروع باشد و طلب حقوق ضايع شده بدو ن برنامه ريزي طوري که
موجب هرج و مرج شود هم نميتواند مشروع باشد به عنوان مثال
ميتوان قصاصي را در نظرگرفت که خداوند ميفرمايد در قصاصي
براي شما حيات است. اين معنا وقتي محقق ميشودکه قصاص از طرف
يک قدرت بلا منازع مثل دولت انجام بگيرد، ولي اگر از طرف
اولياي مقتول انجام گيرد، معلوم است که به جاي اينکه موجب حيات
شود، باعث قتل و قتال و هرج و مرج و ضايع شدن حقوق ديگران
ميشود.
شفائي:
مفاد و مفهوم واژه «خشونت» به نسبت موارد كاربردش فرق
مينمايد، در حوزه دين و قلمرو باورمندي، در جايي به كار
ميرود كه پيروان و مبلغان مكتبي، در فرايند گسترش عقيده شان،
به خاطر فقدان دليل و عدم توانمندي استدلال، به جاي استفاده
ابزاري از منطق و گفتمان، روند خشونت و زورگوئي را در پيش
گيرند و با خشونت، تندي و قوه قهريه عقيده شان را بر جامعهاي
تحميل كنند، در حالي كه منطق و شعار اسلام «لا اكراه في الدين»
است، و به گزينش آزادانه و آگاهانه تاكيد دارد.
پيامبر اكرم…
بر اساس اصول و ضوابط اسلامي، نخست مردم را از
قيد و بند دگم انديشي و فروبستگي ذهني نجات ميبخشيد، و به سمت
و سوي بلوغ فكري، رشد فرهنگي و توسعه يافتگي سوق ميداد، آنگاه
آنان را در گرايش و گرويدن به اسلام مخير ميگذاشت.
منشأ كاربردي «خشونت» در حوزه «دين» به اين باز ميگردد، كه آن
آئين، از نظر درون مايه و غنامندي فاقد ملاك و معيار لازم و
قابل پذيرش براي مردم باشد، و مناديان و رهبرانش به گسترش آن
اصرار و پافشاري بورزند، و جامعه را به پذيرش و گزينش آن مجبور
و ملزم سازند.
در فرهنگ اسلام «خشونت مشروع» نداريم و مشروعيت عمل به بازدهي
و اثرگذاري آن بستگي دارد، در مواردي كه دست بردن به قبضه
شمشير و ماشه تفنگ مجاز و مشروع، يا واجب و تكليف ميگردد،
عنوانش تغيير مينمايد همانند «دفاع» و «جهاد» كه آنگاه اطلاق
و به كار بردن واژه «خشونت» روا و صحيح نيست، زيرا «خشونت»
بحران زا و گسست اجتماعي را در پي دارد، و «جهاد» با انگيزه و
هدف مبارزه با پديده فاسد جامعه صورت ميگيرد. همانگونه كه زدن
چاقو به شكم ديگري ممنوع و «قتل نفس» است، اما دريدن شكم به
قصد عمل جراحي و در آوردن غده سرطاني، مجاز و «درمان» صدق
ميكند.
رحيمي:
خشونت در لغت به معناي رفتار و برخورد تند و ريشه آن عمدتا در
خروج از وضعيت عادي و اعتدالي است. البته خشونت مشروع نيز
داريم اما ميشود گفت: آنگونه خشونتها (مانند بسياري از
احکام تنبيهي اسلام) خشونت نيست بلکه عين رأفت و رحمت است.
ارزيابي شما از انتشار تصاوير موهن به پيامبر…
در برخي مطبوعات غربي و اظهارات موهن پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر
كاتوليكهاي جهان در باره دين اسلام، چيست؟
لطفي:
در اين خصوص بد نيست به اين مسأله اشاره كنيم، غير از روحانيت
شيعه، در تمام جهان آنانيكه با كارهاي ديني در ارتباط هستند،
نوعاً تابع حكومتها و سياستهاي آنان ميباشند، ولي فقط
روحانيت شيعه استكه هيچگاه خود را وابسته به حكومت نكرده و به
صورت مستقل عمل نمودهاند، با آنكه ميگويند سياست عين ديانت
است. حتي امروز در ايران با اينكه حكومت يك حكومت اسلامي است،
اما روحانيت داراي تشكيلات مستقل است. به لحاظ اينكه حكومت به
تناسب زمان، مكان و شرايط، جهتگيريهاي خاصي ممكن است
مصلحتاً داشته باشد. روحانيت اگر تابع دولت باشد، مجبور است
طبق ميل حكومت حركت و جهتگيري نمايد. لذا شخصيتهاي ديني
امروزه در دنيا به لحاظ همين وابستگي يا وادار ميشوند يا به
ميل خودشان بر اساس اميال دولتها جهتگيري ميكنند. تحليل
جامعه شناختي در اين زمينه اين استكه شخصيتهاي ديني در اديان
مختلف چون متصل و تابع دولتها هستند، بر اساس مشي آنها حركت
ميكنند. لذا موضعگيريهاي اين افراد بر اساس اقتضاء ديني آنها
نيست، بلكه وابستگي آنها چنين حكم ميكند. پس حركتهاي
اينگونه افراد ديني، بر اساس مشي ديني نيست تا دين در مقابل
دين قرار گيرد يا مذهب در مقابل مذهب قرار گيرد، و لو اينكه
آن دين يا آن مذهب ناقص باشد؛ بلكه نشأت گرفته از وابستگي
سياسي آنان ميباشد. اين يك بخش از افرادي استكه منتصب به
اديان دنيا هستند. امّا بخش ديگر اين افراد واقعاً جاهل هستند
چون اسلام واقعاً براي آنها معرفي نشده است وآنها نيز اسلام
را نخوانده اند؛ لذا موضعگيري بعضي از مراجع عظام تقليد بخاطر
همين مسأله است كه ميگويند: آنان اول بيايند اسلام را بشناسند
و بعد در مورد اسلام حرف بزنند يا اظهار نظر نمايند. البته
بخشي از جهل اينگونه افراد هم به ما بر ميگردد چون ما
نتوانستهايم اسلام را خوب معرفي نماييم و بخشي هم به خودشان
بر ميگردد. نكته سوم اينكه وقتي مشاهده ميشود، اسلام در حال
گسترش است، اينگونه افراد براي حفظ دين خودشان به تخريب طرف
مقابل يعني اسلام ميپردازند. وقتي اسلام با پشتوانه ارادهي
الهي گسترش پيدا ميكند طرف مقابل را واهمه بر ميدارد، لذا
آنها از اين جهت اسلام را يك تهديد براي خودشان ميدانند به
همين لحاظ ميگويند: اسلام خشن است. حالا يا به جهت تلقي بد از
اسلام يا به جهت اينكه خودشان را در معرض نابودي ميبينند.
اسامه عبدالغني:
اين اقدامات اخير به نظر ميرسد که مرحله جديدي از مبارزه با
اسلام است و هم تلاشي است براي اينکه هوشياري مسلمانان را
آزمايش کنند و هم تلاش براي بسيج کردن جهان مسيحيت عليه اسلام.
حتما خيلي احساس خطرکردند که پاپ را هم وارد اين ماجرا کردند
چون اعتبار خود او هم از بين ميرود وقتي که در بحثهاي سياسي
نا پخته وارد شود.
نقي آقايف:
متأسفانه به اين اظهارات شرم آور يک مورد ديگر را هم اضافه کنم
و آن اينکه در تاريخ 1/11/2006 در کشور جمهوري آذربايجان در
روزنامه صنعت، شخصي به نام رافق تاغي«تقي» در مقالهاي به
پيامبر اسلام…
توهين کرد، البته شخص مذکور يک آدم غربپرست است و تحصيلات خود
را نيز در غرب گذرانده است. در جواب اين سؤال بايد گفت اين
اظهارات تا حد زيادي ناشي از حسودي آنها نسبت به شکوفايي اسلام
و گسترش اسلام در غرب است، آنها گمان نميکردند دين اسلام در
کشورهاي غربي طرفدار پيداکند، اما وقتي از پيشرفت اين دين در
کشورهاي خود مطلع ميشوند، ناراحت ميشوند. اين را هم نبايد
ناديده گرفت که غربيها حتي به صورت سطحي در باره اسلام و
پيامبر عظيم الشأن…
آگاهي لازم را ندارند و الا چنين نسبتهاي ناروايي را به اسلام
و پيامبر…
نميدادند.
حسين شفائي:
آناني كه به اين كارها مبادرت ميورزند، يك جريان نيستند و هدف
واحد را دنبال نميكنند، بلكه تيپهاي مختلف با انگيزههاي
گوناگون در اين مساله دست دارند. عدهاي از آنان كه در روند
دين زدايي و دين ستيزي مدتها با كارآمدترين ابزارها فعاليت
داشتند و فكر ميكردند پايههاي باورمندي جامعه را متزلزل
ساختهاند، نميدانستند كارشان چه اندازه كارآيي و تأثير گذاري
داشته است، ميخواستند با چاپ تصاوير زننده و اسائه ادب به
پيامبر اعظم…
ضريب پاي بندي مسلمانها را به باورمنديشان
به دست آورند، تا به آن تناسب در آن راستا برنامه ريزي و هزينه
نمايند.
برخي مثل پاپ، تازه به اين جايگاه و موقعيت رسيده بود،
ميخواست از اين طريق خبرساز شود و محبوبيت پيدا نمايد، و چون
امروز سخن از عقلانيت است، ميكوشيد اسلام را دين غير عقلاني و
گسترش يافته از طريق جنگ و شمشير معرفي نمايد، در حاليكه در
تمام جنگهاي صدر اسلام: بدر، احد، احزاب، فتح مكه، حنين و...
در حدود سه صد نفر جنگجو در ميدان رزم از طرفين از بين رفته
است، اما در جنگ صليبي و جنگهاي جهاني اول و دوم، چه تراژدي
آفريده شد؟ چند ميليون انسان: مرد، زن، كودك به قتل رسيد؟ چه
تعداد شهرها، كارخانهها و مراكز عام المنفعه ويران شد؟ و
تيپهايي ميخواستند عقده دل شان را خالي كنند.
رحيمي:
اين نوع حرکات ضعيف با هدف تحقير اسلام و در واقع نوعي عصبانيت
و عقدهگشايي نسبت به اسلام و مسلمانان انجام ميپذيرد.
مراد آيدوغدو:
ارزيابي ما اين است که استکبار جهاني برخي را تحريک ميکند تا
بين پيروان اديان درگيري، ايجادکنند و در اين بين خودشان
بتوانند از اين درگيريها سوء استفاده کنند تا به مقاصد شان
برسند. يکي از روشهاي آنها اين است که برخي اديان را خشونت
طلب نشان دهند و ديگر اينکه جهان اسلام را عقب نگاه دارند. |