|
ناظر حسين زكي
چكيده
موضوع «نظام انتخابات دولت جمهوري اسلامي افغانستان» در ميان دهها عناوين
مربوط به انتخابات «شوراي ملي» از برجستگي و اهميت خاصي
برخوردار است؛ زيرا پاسخ به اين سؤال كه نظام انتخاباتي دولت
جمهوري اسلامي افغانستان چه نوع نظام و سيستمي است بسيار بجا
است كه در همايش انتخابات افغانستان مورد بررسي و تحليل واقع
شود، و اين مقاله سعي و كوششي است براي تبيين نظامهاي
انتخاباتي و «نظام انتخابات دولت جمهوري اسلامي افغانستان»
در مقدمه بحث نگاهي گذرا به دموكراسي و نيز نيم نگاهي به گذشته
افغانستان شده است. در بخش بعدي به مفاهيم و كليات پرداخته
شده، معاني واژههاي كليدي آن تبيين گرديده است.آنگاه
سيستمهاي انتخاباتي مورد بحث واقع شده، مزايا و محاسن هركدام
بيان گرديده است. در بخش پاياني، نظام انتخاباتي «دولت جمهوري
اسلامي افغانستان» با استفاده از مواد قانون اساسي و قانون
انتخابات مورد تحليل و بررسي قرار گرفته،به اين نتيجه
رسيدهايم كه نظام انتخابات در دولت جمهوري اسلامي افغانستان
نظام تلفيقي از برخي شيوهها و سيستمهاي رايگيري است و دلايل
آن، شرايط ويژه و استثنايي كشورما است.
مقدمه
امروزه آرمانهاي دموكراسي نظير آزادي عقيده و بيان،
آزادي اجتماعات، و حكومت پارلماني جهانيان را شيدا و شيفته
نموده و نظير كالاهاي اقتصادي در اثر تبليغات روزافزون در سطح
نخست قرار گرفته است و به عنوان انديشه معقول و خردپذير در
ميان نخبگان جوامع حقوقي و سياسي و حتي عامه مردم مقبول افتاده
و به مثابه يك ابزار قدرت در خدمت سياستمداران واقع شده است و
به مسالمتآميزترين ابزار نبرد بر سر تصاحب كرسي قدرت معروف
شده است كه شركت كنندگان عرصه پيكار بر سر قدرت در گذشته و
حال، براي كسب رضايت مردم و به دستآوردن آراي آنها، بهاين
ابزار متوسل ميشوند،و از اين طريق به عنوان پلي براي رسيدن به
قدرت و به دست آوردن كرسي حاكميت و راهپيدا كردن به مجالس
تصميمگيري و قوه قانونگذارياستفاه ميكنند.
قوه مقننه كه يكي از نهادهاي مهم سياسي هر كشور به حساب
ميآيد، ارتباط نزديك و غير قابل تفكيك با دموكراسي دارد، و
گويا دموكراسي ايجاب ميكند، كه همه مردم، از هر قشر و طبقه،
در مسائلي كه مربوط به سرنوشت فردي و جمعي آنان است، مشاركت
داشته و اظهار نظر نمايند. از اين رو، دموكراسي بدون برگزاري
انتخابات و بدون مجلس شوراي قانونگذاري منتخب مردم، بيمفهوم
تلقي شده و قلابي تلقي ميگردد.
افغانستان ما نيز از جمله كشورهايي به حساب ميآيد، كه گويا
قدمهاي آغازين خويش را به نخستين پلههاي دموكراسي نهاده و
به كاروان جهاني دموكراسي پيوسته است، ميرود كه طعم دموكراسي
را بهكام مردم زجر ديده خويش بچشاند! افغانستاني كه سرگذشت
سياسياش اندوهبار بوده و زمامداران آن از هر نوع ابزار و
وسيله براي كسب قدرت استفاده نمودهاند. اگر نگاهي اجمالي به
گذشته آن بيفگنيم ميبينيم كه رژيمهاي فردسالار به شيوههاي
مختلف و گوناگون در آن ظهور كرده است؛ كه روزگاري به شيوه
پادشاهي مطلقه ظاهر شد و صلاحيت قانونگذاري، اجرايي و ساير
امور حكومتي، اعم از ريز و كلان، در انحصار قدرت مطلقه شاه
قرار داشت. و زماني هم رژيمهاي فردسالار به شيوه خودكامه،
قدرت را در اختيار گرفت و پايههاي حاكميت استبدادي خويش را با
كشتارها و كلهمنارها، تحكيم بخشيد و زماني نيز با توسل به
كودتا و با ايجاد رعب و وحشت قدرت خويش را تحكيم بخشيد. در
حكومتهاي گروهي و حزبي نيز همان شيوه رژيمهاي استبدادي و
خودكامه فردي تجربه شد و مردم اين سرزمين نمونههايي از جنايت
و خودكامگي را در حاكميت احزاب كمونيستي، و نيز در رژيمهاي كه
پس از سرنگوني آخرين بقاياي كمونستها در افغانستان به وجود
آمد، نظير حكومت طالبان و امثال آن ، مشاهده و تجربه كرد.
حقيقت اين است كه زمينه بحران كشور، در دوران حكومتهاي حزب
سالار و قوم محور، با ماهيت «آريستوكراسي»، به وجود آمد و شدت
يافت، به خصوصدر دوران نوع طالباني آن، كه تداوم و شدت آن
وامّا در تحوّلي كه بعد از «اجلاس بن» به وجود آمد، مردم دل
به دموكراسي دادند، انتظار آن را داشتند كه در پرتو دموكراسي،
فاتحه رژيمهاي پادشاهي، استبدادي، ديكتاتوري، خودكامه و
نيز نوع رژيم اليگارشي با رويكرد، تبعيض قومي و نژادي از كشور
بر چيده شود، عدالت اجتماعي به مفهوم واقعي آن در كشور تحقق
يابد؛ ولي به رغم شعارهايي كه هرروز داده ميشد، اين آرزو
چندان برآورده نشد، و نشانههاي تبعيض، در ساختار و نهادهاي
قدرت هر روز به شكل و شمايلي تبارز كرد.
مردم پس از سقوط طالبان، انتظار آن را داشتند كه هرچه زودتر
شاهد اعمار و بازسازي كشور باشند، ولي متأسفانه در اثر
رقابتهاي بيحاصل و عدم كارايي مسؤولان، اين اميد به طور
شايسته برآورده نشد و به رغم سرازيري حجم بالاي كمكهاي
بينالمللي و حضور چشمگير نيروهاي خارجي با بيش از دو هزار
انجوي خارجي، تا هنوز افغانستان ويرانه و مردم آن با خرابيهاي
ناشي از دخالت بيحد و مرز خارجيها مواجهند و از بهداشت و
رفاه ابتدايي و آب و برق سالم شهري همچنان محروم. ولي با اين
همه مردم خوشحال و اميدوارند كه در نظام مردمسالار و متكي بر
انتخابات و آراي مردمي به نابرابريهاي اجتماعي و ستمهاي
قومي، مذهبي پايان داده شود، ثبات و پايداري در كشور به وجود
آيد.
مردم ما پس از تصويب قانون اساسي به استقبال انتخابات رياست
جمهوري شتافتند، و با آغوش باز و وصفناپذير از آن استقبال
كردند.
از حقيقت اگر نگذريم بايد اذعان كرد كه از فرصت طلايي بعد از
سرنگوني رژيم قرون وسطايي و تروريستي طالباني، كه گويا در اثر
توجه جامعه جهاني نصيب كشور شد، استفاده بهينه نشد و سير
تحولات به سوي حاكميت فردسالاري و رياستي رقم خورد، و سايه
هيولايي فقر، بيماري، فساد، و رشوه خواري، نا امني همچون
گذشته تا هنوز بر اين كشور سايه افگنده به گونهاي كه نا امني
در ساحه ولايات قندهار، هلمند، ارزگان و دايكندي همچنان جان
انسانها را ميگيرد و تيغ فاشيسم طالباني جسدهاي بيجان را تا
هنوز مثله ميكند. از ديگر واقعيتهايي كه كمتر به آن توجه شده
كتمان نفوس و طفره رفتن از احصائيه نفوس است، زيرا اهمال و
ابهام نفوس زمينه خوبي براي علم كردن كوچيهاي افغان فاقد تذكره
افغاني است.
تقلب در احصائيه نفوس افغانستان در رژيمهاي تماميت خواه و
امتياز طلب گذشته يك حقيقت تاريخي است، و آمارهاي غير واقعي از
نفوس افغانستان تا هنوز به مثابه يك ابزار در دست امتياز
خواهان است، و بر بحران اين كشور دامن ميزند. اكنون نيز همان
آمار و ارقام معيار تصميمگيريها در مسائل مربوط به نفوس است،
و طبق همين معيار، به كوچيها تا كنون به عنوان يك گروه امتياز
طلب نگاه ميشود و به جاي اينكه آنها در تركيب سهم اقوام
مسكنگزينشان در نظر گرفته شوند سهم جدايي براي آنها در نظر
گرفته ميشود.
مردم اميدوارند كه انتخابات شوراها و نيز انتخابات دو مجلس
اعيان و نمايندگان با استقبال پرشور رو به رو شوند و براساس
سيستم سالم و در چارچوب نظم و قانون، بتواند به دور از هرگونه
تقلب برگزار گردد.اما انتخابات سالم در گرو سيستم سالم و اجراي
سالم آن است، اما سيستم و نظام انتخاباتي چيست؟ و نظام
انتخاباتي افغانستان چگونه ميباشد؟ اين مقاله سعي دارد پاسخي
به اين گونه سؤالها ارائه نمايد.
مفاهيم
پيش از هر سخني لازم است مفاهيم واژگان اصلي و كليدي اين مقاله توضيح داده
شود، و معناي مورد نظر بيان گردد؛ زيرا همانسان كه ساختار
اجتماعي در اثر توسعه و رشد علوم و فنون دچار تغيير و تحول
گرديده مفاهيم و نشانههاي گفتاري و نوشتاري نيز دچار دگرگوني
شده است. و لذا مفاهيم واژگان مورد بحث به اختصار توضيح داده
ميشود.
1 – نظام
نظام در لغت به معناي روش و عادت بر طريق واحد ذكر شده و در اينجا منظور از
نظام، سيستم و مجموعه قواعد و مقررات منظم و به هم پيوستهاي
است، كه براي دستيابي به هدف مشخصي به كار گرفته ميشود.
2 - انتخابات
واژه انتخابات از «انتخاب» گرفته شده و به معناي
برگزيدن، انتخاب كردن، بيرون كشيدن و برگزيدن چيزي از ميان
چيزهاي ديگر، و يا برگزيدن كسي از ميان جمعي براي كاري به كار
ميرود.
[1] بنا بر اين در انتخابات
معنا و مفهوم گزينش چيزي و يا كسي نهفته است،
وقتي اين واژه به صورت جمع به كاربرده ميشود به معناي انتخاب
كسي براي انجام كاري است كه در اين مفهوم بيشتر براي انتخاب
نماينده براي مجالس قانونگذاري يا شوراهاي شهر و ده يا رياست
جمهوري آورده ميشود.[2]
انتخابات در اصطلاح دانشمندان علوم سياسي و علم حقوق به معناي
«مجموعه عملياتي كه در جهت گزينش فرمانروايان يا تعيين ناظراني
براي مهار كردن قدرت»[3]
به كار رفته است.
بنابر اين مراد از انتخابات فن گزينش و شيوه و راهكار تعيين
نماينده و نمايندگان است كه به جاي شهروندان در مورد مسائل
سياسي، اجتماعي، اقتصادي تصميم ميگيرند و به وضع قوانين
ميپردازند كه هرچندگاهي در فاصلههاي معيني مثلا دو سال، سه
سال، يا چهار سال و... يك بار انتخابات به عمل ميآيد.
3 - نظام
انتخاباتي
نظام انتخاباتي قواعد و سيستمي است كه شرايط، حقوق و
وظايف انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان و چگونگي تشكيل
سازمانهاي رايگيري، و نحوه اخذ، شمارش و اعلام آراء و رسيدگي
به تخلفات انتخاباتي را مشخص ميكند،[4]
قواعدي كه بتواند آراي مردم را تبديل به كرسي نمايد.[5]
بنابراين مراد از نظام انتخاباتي، سيستم و روشي است قانونمند
كه شرايط و وظايف انتخاب شوندگان و انتخاب كنندگان و كيفيت اخذ
راي و نحوه تشكيل گروههاي رايگيري را تبيين ميكند و معمولا
اين سيستم تشكيل يافته از اجزاي سه گانه ذيل ميباشند:
1 - حوزه انتخابي كه عبارت است از واحد جغرافيايي كه در آن
آراء تبديل به كرسي ميشود.
2 - «فرمول انتخاباتي يا رويهي رياضياتي تبديل آراء به
كرسي».
3 - حد نصاب؛ كه ميبايست تعداد و شماره آراء به ميزان مشخصي
برسند تا كانديداها به پيروزي برسند و كرسي قدرت را چه در مجلس
و چه در رقابت بر سر كرسي رياست جمهوري به دست بياورند
4 - «شكل بيان يا ساختار راي ؛ اشاره دارد به توانايي احزاب و
گروههاي سياسي حامي كانديداها براي تعيين اينكه چه كساني
پستهاي مورد نظر را به دست ميآورند».[6]
همه كشورها از سيستم واحد براي گزينش افراد در اداره جامعه
پيروي نميكند، بلكه سيستمهاي متفاوت و گوناگوني براي گزينش
و انتخابات افراد به وجود آمده است و در اين ميان بهترين نظام
انتخاباتي، نظامي خواهد بود كه بتواند بيشترين و بهترين
رابطه صادقانه را ميان انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان برقرار
نمايد.
4 - دولت
جمهوري اسلامي
دولت[7]
جامعه سياسي سازمان يافتهاي است كه از ساير جوامع متمايز است
و شخصيت مشخص و متمايزي از عناصر تركيبي خويش دارد[8]
و به سازمان سياسي اطلاق ميشود كه متشكل باشد از حكومت،
مردم و سرزميني با مرزهاي معين. و همچنين به ساخت قدرتي كه در
سرزمين معين برمردماني معين تسلط پايدار دارد و از نظر داخلي،
نگهبان نظم به شمار ميآيد و از نظر خارجي، پاسدار تماميت
سرزمين و منافع ملت و يكايك شهروندان خويش ميباشد به كار رفته
است. و در اينجا مراد از دولت هيأت دولت و يا قوه مجريه نيست،
بلكه مقصود واژ معادل
state
است كه نهادهاي گوناگوني و از جمله حكومت را براي تحقق اهداف
خود تشكيل ميدهد.[9]
جمهور به معناي عموم مردم است، و جمهوري بودن به معناي آن است،
كه عامه مردم در ايجاد حكومت، اداره جامعه و حكومت نقش داشته
باشد، و از طريق انتخابات مسؤولان كشور و شركت در شوراها و همه
پرسيها نقش خويش را در حاكميت ايفا ميكند[10]
و اسلامي بودن در واژه تركيبي «جمهوري اسلامي افغانستان»
نشاندهنده اين است كه قوانين قابل اجرا در قلمرو حاكميت دولت
افغانستان، اسلامي و يا به تعبير قانون اساسي مخالفت با اسلام
ندارد.[11]
5 - رقابت
سياسي
انتخابات عرصه رقابت براي نيل به قدرت است و در عين حال از مصاديق بارز
رقابت سياسي به شمار ميرود، رقابت سياسي كوشش براي كسب قدرت
سياسي است و به ديگر تعبير به معناي سعي و تلاش جدي رقابت
كنندگان براي عقب انداختن رقيب از رسيدن به هدف مورد نظر است.[12]
واز اين رو رقابت سياسي در[13]
عرصه انتخابات تبديل به يك پيكار تمام عيار ميان رقابت كنندگان
ميشود، و چه بسا رقابت سالم باعث پيدايش حسادت و كينه و تنفر
شود، و با گرم شدن ميدان رقابت، آتش بغض و دشمني را
شعلهورنمايد، و رقابت كنندگان براي در هم شكستن رقيب، اهداف و
آرمآنها ي انساني را فراموش كنند، و از هرنوع حربهاي عليه
همديگر استفاده نمايند، و بدينسان پيكار مسالمتآميز قدرت،
تبديل به منازعه مزمن وغير علاجپذير رقابت كنندگان شوند، و
مصالح ملي به فراموشي سپرده شود، و كشورهايي كه جوهره دموكراسي
يعني رقابت و مشاركت سياسي را به تازگي تجربه ميكنند، عطش
قدرت و رقابت مانعي هرگونه مصالحه و آشتي ميان رقابت كنندگان
است، چنانكه آمار بهتآور كانديداهاي «شوراي ملي كشور» در هر
ولايت و ولسوالي دليلي بر اين گفته است به گونهاي كه هيچ يك
حاضر نيستند، به خاطر مصالحي كه از نفس كشيدن براي آنها
واجبتر است، به نفع ديگري كنار برود!!
6- انواع
نظامهاي انتخاباتي
انتخابات و گزينش فرد يا افرادي از ميان كانديداها بر
اساس كسب آراياكثريت راي دهندگان مراحل ويژهاي دارد كه زماني
زيادي را در برميگيرد، مراحلي نظير ثبت نام كانديداها و تعيين
صلاحيت و شرايط براي نامزدها، زمان تبليغات داوطلبان و سرانجام
مرحله حضور راي دهندگان در پاي صندوقهاي اخذ راي، ومرحله شمارش
و اعلام آراء، رسيدگي به اعتراضات و تخلفات انتخاباتي، و
سرانجام اعلام كانديداهايي كه در عرصه رقابت به پيروزي
رسيدهاند. تمامي اين فرايند براساس قوانين و مقررات ويژهاي
طي ميشود كه موسوم به قوانين انتخابات است كه بيانگر نظام
انتخاباتي است و هركشور نظام انتخاباتي به خصوص خود را دارد،
كه ممكن است هركدام در يكي از سه نوع نظام اكثريتي، تناسبي، و
تلفيقي قابل مطالعه و بررسي باشد.
نظامهاي
انتخاباتي
از آغاز شكلگيري حكومتهاي مردم سالار سيستمهاي متفاوتي براي أخذ راي
تا كنون اعمال شده است، و نظامهاي مختلفي براي دستيابي به
آراي مردم به وجود آمده است هركدام از اين نظامها سعي دارد
سلامت انتخابات را در تمام فرايندي كه طي ميكند فراهم نمايد و
بدون ترديد در اين ميان بهترين سيستم انتخاباتي، روشي خواهد
بود كه عدالت انتخاباتي را به معناي واقعي كلمه فراهم سازد،
آراء و عقايد انتخاب كنندگان را به شيوه سالم و عادلانه نشان
دهد.
با نگاه كلي در فرايند انتخابات، به سه نوع نظام انتخاباتي رو
به رو هستيم:
1 - نظام اكثريت، كه به دو نوع نظام اكثريت ساده و مطلق تقسيم
ميشود.
2 - نظام انتخابات تناسبي كه روشهاي متفاوتي را براي استخراج
كرسيها به كار ميگيرد.
3 - نظام انتخاباتي تلفيقي از دو نظام اكثريتي و تناسبي
الف) نظام
اكثريت
در نظام اكثريت كرسيهاي نمايندگي هر حوزه انتخابي به داوطلبان آن حوزه
ارائه ميشود. داوطلباني كه بيشترين راي را در انتخابات به
دست بياورند، كرسي نمايندگي را در اختيار گرفته و پيروز حساب
ميشوند، و سائر داوطلبان شكست خورده از ميدان رقابت خارج
ميشوند.[14]
در نظام اكثريت فرض بر اين است كه پيروزي و قدرت به دست فرد و
يا گروهي قرار گيرد كه از محبوبيت و مقبوليت بيشتري برخوردار
باشد، در اين سيستم آنچه از اهميت بيشتري برخوردار است اين است
كه با حمايت اكثريت، نظام باثبات و مستحكم روي كار آيد تا
كارايي بيشتري داشته باشد.
در نظام اكثريتي از اينكه انتخابات در حوزه نسبتاً كوچكي
اجرا ميشود و راي دهنده با شناخت كاملي كه از نامزدها دارد،
ميتواند به شخص دلخواه خود به طور مستقيم با اطمينان راي
بدهد، و راي او قابل انتقال به اشخاص ديگري نميباشد.
سيستم اكثريت در انگلستان در مورد انتخابات مجلس عوام و در
امريكا در باره انتخاب سناتورها. بهكار ميرود.
طبق اين سيستم بايدكرسيهاي پارلمان پيشاپيش بين شهرها و
ولسواليها به تناسب جمعيت و وسعت آنها تقسيم شود و كشور حوزه
بندي گردد. و از اين رو است كه احصائيه دقيق نفوس در سطح كشور
و ولايات بايد مشخص باشد، تا حوزههاي رايگيري عادلانه توزيع
شود. همان چيزي كه قوميتهاي افغانستان نظيرهزارها؛ بارها بر
آن تأكيد و اصرار داشتهاند.
اين نظام ميتواند به نظام اكثريت نسبي و يا اكثريت مطلق متكي
باشد، از اين رو آن را به دو نظام اكثريت ساده و اكثريت مطلق
تقسيم كردهاند.
1 - نظام
اكثريت ساده (يك مرحلهاي)
[15]
نظام اكثريت ساده از قديميترين شيوه انتخاباتي در اروپا است و خاستگاه
اصلي آن انگلستان است. در اين نظام همانطور كه از اسم آن پيدا
است، انتخابت به سادگي برگزار ميگردد و نتيجه انتخابات در
مرحله اول روشن ميشود، در اين نظام احراز اكثريت نسبي آراء
براي انتخابات كافي است و هر داوطلبي كه يك راي نسبت به ساير
داوطلبان بيشتر به دست بياورد پيروز اعلام ميگردد، زيرا معيار
پيروزي در اين شيوه كسب بيشترين آراء نسبت به ساير نامزدها
است.
2 - نظام
اكثريت مطلق (دومرحلهاي)
[16]
در اين نظام، برنده نامزد و نامزداني هستند كه در مرحله اول بايد اكثريت
مطلق آراء را، يعني يك راي بيش از پنجاه در صد مجموع آراي
انتخاب كنندگان را به دست بياورند كه به آن نصف به اضافه يك
(50+1%) گفته ميشود. و اگر چنين اكثريتي در مرحله اول به دست
نيايد، انتخابات در مرحله دوم ميان داوطلباني كه بيشترين
آراء را كسب كرده باشد، برگزار ميگردد، برنده و يا برندگان
اكثريت نسبي به پيروزي ميرسند.[17]
اين نظام در واقع نظام تكامل يافته نظام اكثريت ساده و نسبي
است، زيرا حكومت و مجلس منتخب براساس نظام اكثريت نسبي از
حمايت و مقبوليت كمتر مردم برخوردار است، به طور مثال اگر در
مبارزه انتخاباتي يك داوطلب 26% آراء، را ببرد، و داوطلب ديگر
25% و داوطلب ديگر24% و 25% آراء را ساير نامزدها از آن خود
كرده باشد، در نتيجه بر اساس نظام اكثريت ساده برنده اصلي كسي
است كه 26% آراء را از آن خود كرده است. نتيجه آن شكلگيري
حكومت و پارلماني است كه 74% به آن رضايت و راي نداده است، در
نتيجه مقبوليت و مشروعيت آن بر مبناي فلسفه دموكراسي زير سؤال
ميرود، از ثبات و پايداري اندكي برخوردار خواهد بود. ولذا
كشورهايي كه نظام انتخابات شان را بر اساس نظام اكثريت مطلق
عيار نمودهاند، تا حدودي خواستهاند از اين تنگنا رهايي
يابند، ولي همان ايراد و عيبي كه بر نظام اكثريت ساده با 74%
مخالفت مردم وارد بود، اين بار با ميزان كمتري قريب با49%
مخالفت عامه روبرو است، كه همين مقدار ميتواند تا حدودي از
كاستيها و ايرادات بكاهد، و حكومت را به زعم شيفتگان
دموكراسي، مشروع و با ثبات جلوه بدهند. از اين رو در توجيه
نظام اكثريت گفته شده كه مهمترين اصطلاحات در جهت زدودن دغدغه
غير عادلانه بودن نظام مبتني بر اكثريت نسبي، طراحي نظام
اكثريت مطلق است، زيرا در نظام اكثريت مطلق مهمترين ايراد و
عيبي كه بر نظام اكثريت ساده و نسبي وارد بود از بين برده شد و
نماينده منتخب با 50+1% آراء از مشروعيت كافي برخوردار است.[18]
ولي حقيقت اين است كه تغير اكثريت نسبي به اكثريت مطلق
نميتواند دردي را دوا بكند، زيرا داوطلبي كه پنجاه و يك درصد
آراء و با مخالفت چهل و نه در صد آراء به كرسي قدرت و نمايندگي
را تصاحب ميكند، سرنوشت سياسي كشور را تغيير نميدهد، و
نماينده نصف به اضافه يك خواهد بود، و به همان تناسب از
مقبوليت برخوردار است.
و افزون بر آن، از ساير معايب اين نظام
نيز نميتوان چشم پوشيد و آن اينكه در نظام اكثريت مطلق
رقابت سالم سياسي از طرف احزاب و دستهجات با حذف آنها كاهش
پيدا ميكند، و خطر سازمان يافتن آنها به سوي خشونت و قانون
شكني، جدي به نظر ميآيد. و به مسائل اساسي و ملي كمتر توجه
ميشود، و خطر منطقهگرايي و قوم پرستي افزايش مييابد.
در نظام اكثريت معمولا با سه نوع انتخابات روبه هستيم:
1 - انتخابات فردي:
در حوزههاي كوچكي كه فقط يك كرسي به آن اختصاص داده شده
انتخابات فردي برگزار ميگردد، ويژگيها و خصوصيت نامزدان
مورد توجه راي دهندگان قرار ميگيرد و از ميان رقابت كنندگان
سرانجام نامزدي به پيروزي ميرسد كه راي اكثريت را به دست
آورده باشد.
2 - انتخابات جمعي:
در حوزههاي بزرگ انتخاباتي كه چند كرسي نمايندگي به آن اختصاص
داده شده داوطلبان به طور انفرادي رقابت ميكنند، در اين حالت
راي دهندگان اسامي نامزدهاي مورد نظر خويش را روي ورقه راي
نوشته و آن را به صندوق مياندازند. در اين حالت بدون اينكه
ائتلافي صورت گرفته باشد، خصوصيات و ويژگيها ي نامزدان مورد
توجه راي دهندگان قرار ميگيرند و نامزدهايي كه بيشتري آراء را
كسب كنند برگزيده ميشوند.
3 - انتخابات فهرستي:
در نظام انتخابات فهرستي، داوطلبان به جاي رقابت انفرادي به
شيوه گروهي به رقابت ميپردازند، و با درج نامهاي خويش در دو
يا چند فهرست، خود را براي راي دهندگان معرفي ميكنند.
انتخابات فهرستي زماني صورت ميگيرد كه در كشور احزاب فعال
سياسي وجود داشته باشند. احزاب به تعداد كرسيها ي نمايندگي
داوطلبان مورد نظرش را در فهرستي يا به صورت بسته و يا به صورت
باز به راي دهندگان معرفي ميكنند. اگر ليستها به صورت بسته
ارائه بشود، راي دهندگان به جاي اينكه به افراد راي بدهند به
حزب مورد نظرش راي ميدهند. اگر ليستها به صورت باز ارائه
گردد، راي دهندگان ميتوانند اسامي كانديدهاي مورد نظر را از
ليست بيرون آورده و در ورقه راي درج نموده و آن را به صندوق
بياندازند.
در صورتي كه فهرستها به صورت بسته ارائه گردد، احزاب مورد
توجه راي دهندگان قرار ميگيرند، و اگر به صورت باز ارائه
گردد، شخصيت و خصوصيت افراد تا حدودي مورد توجه راي دهندگان
واقع ميشوند.
معايب
انتخابات فهرستي
از معايب اساسي نظام فهرستي اين است كه آزادي انتخابات از راي دهندگان سلب
ميشود و احزاب اراده خود را بر راي مردم شيوه تحميل ميكند،
در نتيجه حاكميت احزاب جاي حاكميت مردم را ميگيرد. و از سوي
ديگر. چون ساز و برگ تبليغاتي و امكانات مادّي احزاب بيشتر از
داوطلبان مستقل است، نامزدهاي مستقل و همچنين احزاب ضعيف شانس
ورود به صحنه قدرت را از دست ميدهند. و در نتيجه احزاب ضعيف و
يا شخصيتهاي مستقل براي اينكه كرسي نمايندگي را تصاحب كنند،
ناچارند به احزاب قوي ملحق شوند، و استقلال خود را در اين
معامله از دست بدهند.
ولي برخي، امتيازاتي را براي اين نظام ذكر كرده، از جمله
اينكه در نظام فهرستي و نوعا حزبي، رقابت احزاب قوي باعث
اقتدار گروههاي سياسي قدرتمندي ميشود كه در رأس دولت قرار
ميگيرد، و در نتيجه بإ؛ محدوديت تعدد احزاب، پارلمان قدرتمند
با اكثريت آراي قوي شكل ميگيرد، و برنامههاي دولت در مجلس
قانونگذاري به دور از جنجالهاي بيحاصل دنبال ميشود و منافع
ملّي به شيوه مناسب تأمين ميگردد.[19]
ولي به نظر ميرسد كه چنين نظامي با شكلگيري و نفوذ احزاب قوي
با ماهيت نژادي و يا مذهبي خاص، باعث شكلگيري استبداد نوين و
سلب حقوق اقليتها ميگردد، و امنيت و عدالت اجتماعي در اثر
زياده خواهي احزاب قدرتمند، آسيبپذير ميشود، و در نتيجه
آزادي بيان، آزادي عقيده، تحقق عدالت اجتماعي، مواجه با خطر
ميشود.
ب) نظام
انتخابات تناسبي
نظام انتخابات تناسبي در اثر رشد احزاب سياسي در اروپا شكل گرفت. هدف در
نظام تناسبي آن است كه احزاب و دستهجات سياسي به تناسب آراييي
كه در انتخابات كسب ميكند صاحب كرسي يا نماينده در پارلمان
شود.
نظام انتخابات تناسبي به اين شيوه است كه آراء بين كرسيهاي
نمايندگي تقسيم ميگردد و حاصل نسبت آن كميّت فرضي براي يك
كرسي انتخاباتي خواهد بود.
آرائي كه به وسيله احزاب سياسي به دست ميآيد، به حاصل نسبت
مذكور تقسيم شده و حاصل آن تقسيم تعداد نمايندگاني است كه به
هر حزب تعلّق ميگيرد.[20]
اصلي اين سيستم را «استوارت ميل» ارائه
داده كه در يك دموكراسي كه برپايه اصل تساوي قرار دارد، هر
گرايش سياسي بايد بتواند به نسبت آراي خود در سراسر كشور در
پارلمان نماينده داشته باشد، يك گروه كه اكثريت آرا را در
جامعه دارد، يك اكثريت پارلمان را در مجلس مقننه تشكيل ميدهد و
يك گروه كه آرايي كمتري دارد صاحب يك اقليت پارلماني باشد. به
طور كلي هر گرايش سياسي بايد در پارلمان به گونه ايانعكاس
داشته باشد و اگر وضع به اين صورت نباشد حكومت نه بر پايه
برابري ، بلكه بر پايه نابرابري، تبعيض و امتياز بين افراد
خواهد بود.
از خصوصيات نظام تناسبي آن است، كه داوطلبان مستقل نميتوانند
وارد عرصه رقابت انتخاباتي بشود، بلكه صحنه رقابت انتخابات را
عمدتاً احزاب و دستهجات سياسي در اختيار دارند و به تناسب
آراي به دست آورده ميتوانند وارد پارلمان بشوند. نظام
انتخاباتي تناسبي با اعمال روشهاي متفاوت براي استخراج كرسيها
از آراي راي دهندگان، انواع گوناگوني دارد كه به سه مورد
آنها اشاره ميشود:
1- تناسبي
كامل
در اين روش، احزاب و دستهجات سياسي به تناسب آراي به دست آورده، داراي
كرسي نمايندگي خواهند شد. به عنوان مثال، اگر در يك حوزه پنج
كرسي مورد رقابت باشد و هزار نفر در انتخابات شركت كرده باشند،
خارج قسمت انتخاباتي از تقسيم هزار بر پنج به دست ميآيد كه در
اين مثال، عدد دوصد خواهد بود. احزاب به تعداد ضريب عدد دوصد،
داراي كرسي خواهند بود و حزبي با كسب ششصد راي صاحب سه كرسي در
پارلمان خواهد شد. اما از آنجا كه آراء كسب شده احزاب هميشه
قابل تقسيم بر اين عدد نيست، هميشه مقداري از آراء به عنوان
آراي مازاد وجود دارد. به عنوان مثال: اگر حزبي 650 راي كسب
كند، پنجاه راي مازاد خواهد داشت و سؤال اين است كه اين مازاد
چگونه محاسبه ميشود؟ در پاسخ به اين پرسش، يكي از راه حلهاي
اين معضل، اعمال روش تناسبي سراسري يا كامل است. در اين روش،
خارج قسمت انتخاباتي در سطح ملي محاسبه ميشود نه در سطح هر
محل يا حوزه. يعني تعداد كل كرسيهاي لازم براي مجلس را بر
ميزان كل آراء تقسيم ميكنند. در نتيجه آراي مازاد احزاب در
حوزههاي مختلف جمع شده، به اندازه ضريب آراء نسبت به عدد مورد
نظر، به هر حزب كرسي ديگري تعلّق خواهد گرفت. اين روش
آسانترين و عمليترين روش براي انتخابات تناسبي محسوب ميشود.
2- تناسبي
تقريبي
در اين شيوه، آراي مازاد احزاب و گروهها در همان حوزه
انتخابيه لحاظ شده و به صورت تقريبي محاسبه ميگردد. نخستين
نكته لازم در اين نوع نظام كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين
است كه حزب يا گروه براي اينكه بتواند در تقسيمبندي كرسيها
سهمي داشته باشد، ضروري است درصد مشخص از آراء را كسب كرده
باشد. اين درصد در دانمارك دوازده، در فرانسه پنج، در يونان سه
و در سريلانكا دوازده است. اين نصاب به عنوان پيش شرط شركت در
تقسيمبندي كرسيها لحاظ ميشود. احزابي كه كمتر از آن راي كسب
كنند، بازنده كامل محسوب ميگردند. در اين شيوه اصل تناسب به
نحو كامل مراعات نميشود.
3 - خارج
قسمت انتخاباتي
اين روش متداولترين شيوه تقسيم كرسيها بين احزاب است. در اين شيوه، با
تقسيم تعداد آراء بر تعداد كرسيها، عددي به دست ميآيد كه آن
را «خارج قسمت انتخاباتي» ميگويند. اين عدد ملاك تقسيم
كرسيها است و هر ليست به ميزان ضريبهاي مختلف اين عدد، كرسي
احراز خواهد كرد. به عنوان مثال، اگر پانصد هزار نفر براي
انتخاب پنج نفر به پاي صندوقهاي راي بروند، خارج قسمت
انتخاباتي صد هزار خواهد بود و هر ليستي به ازاي هر صد هزار
راي، يك كرسي را از آن خود خواهد كرد.[21]
مخالفان و
موافقان نظام انتخابات تناسبي
نظام انتخابات تناسبي به دليل مزايا و محاسني كه دارد، موافقان و مخالفاني
به خود گرفته است. طرفداران و موافقان نظام انتخابات تناسبي
ميگويند كه در اين نظام تمام آراء مأخوذه توسط اقليت و اكثريت
روي هم حساب ميشود و هريك از احزاب به تناسب آرائي كه كسب
كردهاند به مجلس نماينده ميفرستند و در نتيجه صاحبان همه
آراء در اداره كشور سهيم ميشوند، و در نتيجه قوانين مصوب در
مجلس مورد قبول تمام راي دهندگان خواهد بود زيرا آنان نيز در
مجلس نماينده دارند و به اين ترتيب نظام تناسبي مانع شكلگيري
انحصار و استبداد يك جناح قومي و سياسي در كشور ميشود و احزاب
و دستهجات به ميزان توان خويش در مجلس راه مييابند، و نياز
به ائتلافهاي گذري و سطحي ندارند. و مصالح عمومي و كلان جامعه
در نگاه آنها تقويت ميشوند، و تعلقات سمتي و گرايشات مخالف
مصالح عامه كاهش پيدا ميكند.
مخالفان اين نظام معتقدند كه رقابت احزاب متعدد، موجب عدم
حصول راي اكثريت قوي در مجلس قانونگذاري ميگردد و با تشديد
حزبگرايي ثبات امنيت در معرض خطر قرار ميگيرد، و اگر چنانچه
رقابت احزاب متعدد موجب عدم حصول راي اكثريت قوي در پارلمان
گردد، دولت همواره در تزلزل بوده و نميتواند دست به اصلاحات
اساسي در كشور بزند.[22]
ج) نظام
انتخاباتي تلفيقي
نظام انتخابات تلفيقي، تلفيق ميان دو نظام اكثريتي و
تناسبي با اخذ مزايا و محاسن اين دو نظام است. طالبان اين
شيوه، هم خواستار رعايت تناسب ميان آراء و كرسيها هستند و هم
طالب دولت پايدار و با ثبات ميباشند.
خاستگاه اين نظام كشور آلمان است و بسياري از محققان معتقدند
كه رهايي آلمان از بيثباتي ثمره روي آوردن به اين نظام است.
اين نظام انتخاباتي به هدف تأمين عدالت و ثبات پايداري در سال
1949 در آلمان شكل قانوني به خود پيدا كرد.[23]
نقش نظام
انتخاباتي در نتيجه انتخابات
نظام انتخاباتي، اشكال مختلف فرايند انتخابات و چگونه
راي دادن، نقش مؤثر و متفاوتي در نتيجه انتخابات دارد. پيروزي
يا شكست احزاب و جمعيتها ي سياسي به شكل متفاوتي در هر نظام
انتخاباتي رقم ميخورد، از باب مثال: «بر حسب اين كه ترتيب راي
دادن يك درجهاي يا دو درجهاي، با اكثريت نسبي يا با اكثريت
مطلق، ورقه راي با چند نام يا يك نام و نامهاي با امكان تغيير
و جا به جايي يا افزودن يا كم كردن نامهاي نامزدان انتخاباتي
باشد، نتيجه انتخابات يكي نيست. و همچنين اگر اين امكان در
قانون انتخاباتي پيش بيني شده باشد، كه حزبها يا جمعيت سياسي
بتوانند به نسبت كل آرايي كه در سراسر كشور به دست ميآورند
داراي كرسي نمايندگي در مجلس مقننه باشند، يا موردي كه كرسي
نمايندگي فقط با آراء بيشتر داوطلبان نمايندگي هر حوزه
نمايندگي مشخص ميشود، به كلي متفاوت خواهد بود» و همچنين
فرايند انتخابات بر اساس نظام تلفيقي كه شيوه انتخابات برخي از
كشورها است، اثر ويژهاي در ساختار و شكل قدرت دارد مثلاً اگر
كشوري در انتخابات رياست جمهوري شيوه نظام اكثريت مطلق
برگزيند، و در انتخابت قوه مقننه از شيوه نظام اكثريت ساده و
يك مرحله پيروي نمايد، زمينه ثبات سياسي بيشتري را در اداره
نظام و حاكميت سياسي كشور تا حدودي به وجود ميآورد و باعث
مشاركت بيشتري احزاب و جمعيتها و دستهجات در نهاد قوه
قانونگذاري ميگردد و نتيجه آن متفاوت است با نتيجه شكلگيري
ساختار قدرت در نظامهاي انتخاباتي كه يا از شيوه اكثريت مطلق
در تمام مراحل انتخاباتي پيروي ميكند و يا از اكثريت ساده و
يك مرحلهاي در همه فرايند انتخابات بهره ميبرد.
سيستم سنتي و
الكترونيكي انتخابات
قبل از رشد تكنولوژي و الكترونيكي سيستم
انتخابات به شيوه سنتي انجام ميگرفت، و تمام فرايند انتخابات
بدون استفاده از تكنولوژي الكترونيكي انجام انجام ميگرفت، ولي
اكنون در اثر توسعه تكنولوژي انتخابات الكترونيكي نظر دولت
الكترونيكي و تجارت الكترونيكي مورد توجه قرار گرفته است. از
اين رو ميتوان ابزار وشيوه اخذ و محاسبه راي را به دوشيوه
انتخابات الكترونيكي و انتخابات سنتي تقسيم كرد.
1 - سيستم
انتخابات سنتي
در سيستم انتخابات سنتي، مراحل انتخابات بدون استفاده از كامپيوتر، انترنت
و موبايل انجام ميگرفت، و اخذ آراء، انتقال، شمارش و اعلامآن
به شيوه معمول و سنتي طي ميگرديد. از ويژگيهاي مهم اين سيستم
اين است كه فرايند انتخابات به زحمت و كندي طي ميشود، ميزان
مشاركت مردم در آن كم است، هزينهي انتخابات بالا است، و تقلب
در تمام فرايند آن از زمان اخذ راي، تا مراحل انتقال، شمارش و
اعلام آراء به راحتي قابل اعمال است.
2 - سيستم
انتخابات الكترونيكي
انتخابات الكترونيكي به معناي جايگزين كردن سيستم سنتي
رايگيري با سيستمهاي مكانيزه رايگيرياست. و اين روش روز
به روز در حال گسترش است و كشورهاي نظير ژاپن، آمريكا، سوئد،
سوئيس، انگلستان، نيوزيلند، استوني و كرهجنوبي از اين شيوه
استفاده كردهاند. آمريكا در انتخابات نوامبر 2004، از
ايستگاههاي رايگيري در كنار ساير متدهاي رايگيري الكترونيكي
استفاده نمود. به اين ترتيب كه دولت براي راحتي مردم اقدام به
نصب كيوسكهايي درمراكز عمومي و دفاتر پستي كرد و مردم با
مراجعه به يكي از اين مراكز در انتخابات شركت كردند.
كشور تازه استقلال يافته استوني انتخابات موفق سال 2002 خود
را از طريق شبكه اينترنت برگزار كرد. كشور كرهجنوبي انتخابات
خود را در وزارت تعليم و تربيه به صورت الكترونيكي انجام داد.
اين كشور درنظر دارد انتخابات عمومي سال 2008 را به كمك نوعي
از صفحه حساس (Touch-activated
Screen) به صورت الكترونيكي انجام دهد. در ايران
براي اولين بحث انتخابات الكترونيكي در سال 1378 مطرح شد كه
تاكنون عملي نگرديده است. در سيستمهاي مكانيزه عمل اخذ راي
ميتواند به يكي از صورتهاي زير انجام گيرد:
الف)
رايگيري ايستگاهي
در اين روش به جاي استفاده از برگههاي راي (تعرفهها) و صندوق اخذ راي، از
كامپيوتر استفاده ميشود به اين ترتيب كه در محل اخذ راي
كامپيوترهايي براي رايگيري قرار ميگيرد و شخص راي دهنده توسط
كامپيوترهاي حساس دستي يا صفحه كليد و يا قلمهاي الكترونيكي
نامزد موردنظر را انتخاب ميكند و رايخود را به صندوق مجازي
ميريزد. در اين روش امكان معرفي نامزدها در كنار عكس و
زندگينامه و عملكرد مستند آنها نيز وجود دارد. در حال حاضر
مدلهاي جديد از اين دستگاهها مانند دستگاههايخودپرداز (ATM) توليد شدهاست. در اين روش مردم مجبور به حضور در مكآنها ي
رايگيريهستند و فقط بجاي استفاده از كاغذ و صندوق از
كامپيوتر استفاده ميكنند. ايستگاههاي رايگيريمي تواند به
شبكههاي امن اكسترانت وصل شود و آخرين آمار را در هر لحظه به
سرورهاي مركزيبفرستد. متاسفانه هزينه اين سيستمها بالا و
مديريت شبكه كمي مشكل است، اما در اين روش نامزدها ميتوانند
در هر لحظه از وضعيت خود اطلاع داشته باشند و هزينه شمارش آرا
توسط نيروي انساني نيز وجود ندارد.
ب) رايگيري
اينترنتي
اين روش يكي از كمهزينه ترين راههاي برگزاري انتخابات
است. در اين روش تمام افراد واجدشرايط در هر مكاني كه باشند
ميتوانند با مراجعه به سايتهاي اينترنتي كه براي اين كار
تهيه شده، راي خود را اعلام كنند. در حال حاضر شركتهاي زيادي
مشغول تهيه سيستمهاي رايگيري اينترنتي ميباشند. يكي از
مهمترين مزاياي اين سيستمها، نداشتن محدوديت مكاني برايافراد
واجدشرايط راي است و آنها از هر كجاي جهان ميتوانند راي خود
را اعلام كنند و در نتيجه مشاركت ملي در سرنوشت يك كشور بالا
ميرود. آنچه كه در اين روش بسيار حائز اهميت است مسأله امنيت،
قابل اعتماد بودن و اجراي عدالت در انتخابات است، به اين ترتيب
كه هر شخص فقط يكبار راي دهد، راي هر شخص محفوظ بماند، هويت
شخص رايدهنده مشخص نشود، و نرمافزارهاي رايگيريقابل اعتماد
باشد. هر يك از اين مسائل را مي شود به گونهاي حل كرد و
اصولا« در جامعه اطلاعاتيمعايب و مشكلات روزبهروز اصلاح مي
شود. مثلا براي افراد شماره ملي وجود دارد و دستگاههاييبراي
تشخيص هويت افراد با هزينه كم ساخته ميشود.
ج) رايگيري
از طريق تلفنهاي همراه
در اين روش هر كاربر از طريق سرويس پيام كوتاه تلفن همراه خود و همچنين خط
تلفنهاي مجهز به سيستم
Touch-Tone
و يا تلويزيونهاي ديجيتالي متصل به خط تلفن ميتواند راي خود
را به سرور (Server)
رايگيري بفرستد. تا هنوز اين نوع راي دهي در دنيا به طور رسمي
تجربه نشده است.[24]
مزايا و محاسن
سيستم الكترونيكي
اين سيستم نيز داراي مزايا و محاسني است، از جمله مزايايي اين سيستم اين
است:
1 - بالا رفتن ميزان مشاركت مردم در انتخابات
2 - صرفهجويي در وقت مردم
3 - كاهش هزينههاي اجرايي
4 - سهل و آسان برگزار شدن انتخابات
5 - به موقع بودن اخذ و شمارش آرا و اعلان نتايج درست در زمان
رايگيري و بعد از اتمام انتخابات.
ولي اين سيستم نيز خالي از معايب نيست از جمله مشكل امنيتي و
عدم اعتماد مردم و مسئولين برگزار كننده انتخابات است. كه ممكن
است اين معايب با توليد نرمافزارها و سختافزارهاي امن و
قابل اعتماد برطرف شود.
و اما وضعيت كشور ما به گونهاي است كه با سيستم الكترونيكي
انتخابات سالها فاصله دارد، و در انتخابات رياست جمهوري ديديم
كه از شيوه بسيار سنتي و قديمي استفاده شد، و نقش مهم حيوانات
نظير قاطر، اسب و الاغ را هيچ كس نميتواند در آن ناديده بگيرد
و يا فراموش كند.
نظام حقوقي
انتخابات افغانستان
پس از بحث و بررسي نظام انتخابات اين سؤال پيش ميآيد كه
نظام حقوقي انتخابات در »دولت جمهوري اسلامي افغانستان، «بر چه
شيوه و اساسي استوار است؟ آيا نظام انتخاباتي كشور ما از نوع
نظام انتخاباتي اكثريت ساده و يك مرحلهاي است، يا از نظام
اكثريت مطلق و دو مرحلهاي؟ يا اينكه يك نظام تلفيقي از برخي
از شيوههاي مزبور است؟ براي دست يافتن به اين پاسخ ميبايست
قانون اساسي و قانون انتخابات كشور افغانستان را از نظر
بگذرانيم و از لابلاي قوانين مربوط به انتخابات رياست جمهوري،
و قوانين و مقررات مربوط به انتخابات مجالس اعيان و شوراي ملي،
و شوراهاي ولايتي و ولسوالي، و تحليل و بررسي آنها نوع نظام
انتخابات كشور را به دست بياوريم.
از بررسي و تحليل قوانين و مقررات مربوط به انتخابات را به
دست ميآيد كه نظام انتخاباتي دولت جمهوري اسلامي افغانستان،
نظام انتخاباتي مختلطي است كه هم از شيوه نظام اكثريت مطلق و
دو مرحله پيروي كرده و هم از شيوه نظام اكثريت ساده و يك
مرحله، زيرا كه در قوانين مربوط به انتخابات روي هردو شيوه
تكيه شده كه به توضيح آن ميپردازيم:
الف) نظام
اكثريت مطلق:
قوانين مربوط به انتخابات، در انتخاب رياست جمهوري و نيز انتخاب بخشي از
«شوراي ملي»[25]
كه به نام «مشرانو جرگه» در قانون ذكر شده از نظام اكثريت مطلق
تبعيت نموده است.
ماده 61 قانون اساسي مقرر ميدارد: »رئيس جمهور با كسب اكثريت
بيش از پنجاه في صد آراي راي دهندگان از طريق رايگيري آزاد،
عمومي، سري و مستقيم انتخاب ميگردد... هرگاه در دور اول هيچ
يك از كانديدان نتوانند اكثريت بيش از پنجاه في صد آراء را به
دست آورد، انتخابات براي دور دوم در ظرف دو هفته از تاريخ
اعلام نتايج انتخاب برگزار ميگردد و در اين دور تنها دو نفر
از كانديداني كه بيشترين آراء را در دور اول به دست
آوردهاند، شركت مينمايند. در دور دوم انتخابات، كانديدي كه
اكثريت آراء را كسب كند، رئيس جمهور شناخته ميشود».[26]
طبق ماده 83 قانون اساسي كه مقرر ميدارد: «حوزههاي انتخاباتي
و ساير مسايل مربوط به آن در قانون انتخابات تعيين ميگردد»
مسائل مربوط به انتخابات، به عهده قانون انتخابات نهاده شده
است.
ماده 17 قانون انتخابات در باره انتخاب رييس جمهور مقرر
ميدارد:
1- رئيس جمهور طبق احكام مندرج ماده شصت و يكم قانون اساسي و
احكام اين قانون، با اكثريت آراي تثبيت شده قانوني راي
دهندگان، انتخاب ميگردد.
2- هرگاه كانديدان بيشتر از (50) فيصد آراي اجراء شده قانوني
را در انتخابات حاصل كرده نتوانند، در مدت دو هفته بعد از
اعلام نتايج انتخابات بين دو نفر از كانديداني كه بيشترين
آراء را كسب نمودهاند، بار دوم انتخابات صورت ميگيرد.
كانديدي كه در اين دور آراي تثبيت شده قانوني بيشتر را كسب
نمايد. من حيث شخص انتخاب شده اعلام ميگردد.
3- كانديد انتخاب شده با اكثريت آراء طبق حكم ماده يكصد و
شصتم قانون اساسي، سي روز بعد از اعلام نتايج انتخابات به كار
آغاز مينمايد».[27]
همانطور كه ذكر شد در قانون انتخابات مصوب 1383، در انتخاب
بخشي از «شوراي ملي»[28]
موسوم به «مشرانو جرگه» كه «مجلس سران و اعيان» ميباشد، از
نظام اكثريت مطلق تبعيت شده است. چنانكه در فقره 3 ماده 25
قانون انتخابات در باره انتخاب »مجلس مشران و اعيان« مقرر
نموده است: »...3 - انتخابات ميان اعضاي موجود شوري به اساس
اكثريت كل آراء صورت ميگيرد. هر گاه كانديدي بيش از نصف آراء
را بدست آورده نتواند، انتخابات مجدد بين دو كانديدي صورت
ميگيرد كه بيشترين آراء را بدست آورده باشند، در اين صورت
كانديدي كه اكثريت آراء را بدست آورده انتخاب ميشود»[29].
و همچنين فقره 4 ماده 26 مقرر ميدارد: «... 4. انتخابات در
بين اعضاي حاضر شوري به اساس اكثريت قاطع آراء صورت ميگيرد.
هرگاه كانديد بالاتر از پنجاه فيصد آراء را بدست آورده نتواند،
انتخابات بار دوم بين دو كانديدي صورت ميگيرد كه بيشترين
آراء را بدست آورده باشند، كانديدي كه اكثريت آراء را بدست
آورده انتخاب ميشود».[30]
بنا بر اين بر اساس نصّ موادي مربوط به انتخابات، نظام
انتخاباتي كشور، در انتخاب رياست جمهوري و مجلس مشران و اعيان
نظام اكثريت مطلق و دو مرحله در نظر گرفته شده است. قابل ذكر
است كه انتخاب و انتصاب اعضاي مجلس مشران و اعيان« طبق ماده 24
قانون انتخابات به اين كيفيت است كه يك سوم اعضاي اين مجلس را
شوراهاي ولايات كشور و يك سوم آن را شوراي ولسواليها انتخاب
خواهند كرد ولي يك سوم باقي مانده آن توسط رئيس جمهور منصوب
ميشوند[31]
كه نصف اعضاي انتصابي آن از ميان زنان خواهند بود؛ چنانكه
ماده 84 قانون اساسي مقرر ميدارد: اعضاي مشرانو جرگه به ترتيب
ذيل انتخاب و تعيين ميشود:
1 - از جمله اعضاي شوراي هر ولايت، يك نفر به انتخاب شوراي
مربوط براي مدت چهار سال؛
2 - از جملهاعضاي شوراهاي ولسواليها ي هر ولايت، يكنفر به
انتخاب شوراهاي مربوط براي مدت سه سال؛
3 - يك ثلث باقي مانده از جمله شخصيتهاي خبير و با تجربه به
شمول دو نفر از نمايندگان معلولين و معيوبين و دو نفر
نمايندگان كوچيها به تعيين رييس جمهور براي مدت پنج سال. رييس
جمهور تعداد فيصد اين اشخاص را از بين زنان تعيين مينمايد....
ب) نظام
اكثريت ساده
قانون انتخابات، در انتخاب «مجلس نمايندگان» موسوم به
«ولوسي جرگه»، انتخاب اعضاي شوراهاي ولايتي، و انتخاب اعضاي
شوراهاي ولسواليها ، از نظام اكثريت ساده و يك مرحله تبعيت
نموده است.
1 - انتخاب
اعضاي مجلس نمايندگان (ولوسي جرگه)
بند 2 ماده 22 قانون انتخابات در مورد انتخاب اعضاي مجلس
نمايندگان مقرر ميدارد: «.. 2 - در هر ولايت كرسيها به
كانديداني تفويض ميگردد كه بيشترين آراء را به دست
آوردهاند».
و نيز بند 2 و 3 از ماده 23 اين قانون در باره انتخاب اعضاي
شوراي مزبور مقرر ميدارد: 2 - كانديدان اناث كه در هر حوزه
انتخاباتي بيشترين آراء را كسب نمودهاند، حسب فورمول فقره
(1) اين ماده برايشان كرسي اختصاص داده ميشود. با تحقق شرايط
سهميه، كرسيهاي باقي مانده مطابق ماده بيست و دوم اين قانون
اختصاص داده ميشود.
(3) در ولايتي كه صرف دو كرسي اختصاص يافته يك كرسي براي يك
كانديد اناث با بيشترين آراي حاصله تفويض ميگردد. كرسي
باقيمانده به كانديد داراي بيشترين آراء صرف نظر از جنسيت،
تفويض ميگردد.
مفاد مواد ماده 22 و 23 قانون انتخابات، به معناي پذيرش نظام
اكثريت ساده و نسبي ميباشد و به دو مرحله نميرسد.
2 - انتخاب
اعضاي شوراهاي ولايتي
در مورد انتخاب اعضاي شوراهاي ولايتي، فقره 2 و 3 بند 1
ماده 31 قانون انتخابات و نيز بند 2 ماده مزبور مقرر ميدارد:
»...2 - كانديداني كه اكثريت آراء را به دست آوردهاند براي
شوراهاي ولايتي انتخاب ميشوند.
3 - دو كانديد طبقه اناث در هر شوراي ولايتي كه اكثريت آراء
را به دست آورده اند، انتخاب ميگردند. كرسيهاي باقيمانده به
كانديداني كه بيشترين آراء را به دست آوردهاند، صرف نظر از
جنسشان، تفويض ميگردد.
(2) هر گاه كانديدي نتواند كرسي خود را اشغال نمايد و يا به
دلايلي كرسي را در دوره شوراي ولايتي ترك نمايد، كرسي وي براي
ميعاد باقيمانده به كانديد بعدي داراي بيشترين آراء از عين
جنس (ذكور و يا اناث) تعلق ميگيرد«.
مفاد اين ماده نيز به مفهوم پذيرش نظام
اكثريت ساده ميباشد كه انتخابات به مرحله دوم نميكشد.
3 - انتخاب
اعضاي شوراهاي ولسواليها:
همچنين در مورد انتخاب اعضاي شوراهاي ولسواليها ماده
31 قانون انتخابات مقرر ميدارد: »...2 - در هر ولسوالي دو
كانديد اناث كه بيشترين آراء را به دست آوردهاند، انتخاب
ميگردند. كرسيهاي باقيمانده به كانديداني كه بيشترين آراء
را به دست آوردهاند، صرف نظر از جنس شان، تفويض ميگردد.
3 - هرگاه كانديدي نتواند كرسي خود را اشغال نمايد و يا به
دلايلي كرسي را در دوره شوراهاي ولسواليها ترك نمايد كرسي وي
براي ميعاد باقيمانده به بعدي داراي بيشترين آراء از عين جنس
(ذكور و يا اناث) تعلق ميگيرد. مفاد ماده 31 نيز به معناي
قبولي نظام اكثريت ساده ميباشد كه به يك مرحله پايان
ميپذيرد.
محاسن ومعايب
گزينش نظام تلفيقي
نظام حقوقي انتخاباتي افغانستان چرا به شيوه تلفيقي روي
آورده است، شايد علّت آن اين بوده كه از مزاياي هردو روش در
جهت حل بحران كشور بهره برد، به اين معنا كه نظير برخي از
كشورها مثل آلمان ژاپن، ايتاليا، تايوان و غيره براي تأمين
عدالت و تحكيم ثبات سياسي و از بين بردن محروميتهاي سياسي و
نابرابري اجتماعي، به نظام انتخاباتي تناسبي يا تلفيقي رو
آوردهاند، و اتخاذ چنين روشي را راهكار مناسبي براي از بين
بردن نابرابريهاي اجتماعي، قومي و مذهبي و تأمين عدالت و
ثبات سياسي تلقي نموده است. و به دليل حساسيت رياست جمهوري كه
در رأس اداره كشور قرار دارد، نظام اكثريتي مطلق را مناسب ديده
است تا رييس جمهور با به دست آوردن آراي بيشتر از نصف مورد
قبول و پذيرش گروههاي قومي، مذهبي و دستهجات سياسي قرار
بگيرد، و همينطور »مجلس مشران و اعيان« تا شانس تأمين ثبات
سياسي و عدالت اجتماعي، به خطر مواجه نشود. و براي انتخاب
»مجلس نمايندگان« و شوراهاي ولايتي و ولسوالي نظام اكثريت ساده
و يك مرحلهاي را برگزيده است، زمينه مشاركت در قدرت را در سطح
وسيع براي گروهها و اشخاص مستقل به وجود بياورد و همه را در
يك رقابت سالم به سوي ائتلافهاي سالم و احيانا به سوي نظام دو
حزبي سوق بدهد، اشخاص مستقل و احزاب متعدد و پراكنده در قالب
دو موضعگيري به يكديگر نزديك بشود و هرج و مرج گروهي به تدريج
از بين برود.
ولي ذكر اين نكته لازم است كه همان ايرادات و اشكالاتي كه هم
بر نظام اكثريت ساده و هم بر نظام اكثريت مطلق وارد بود، بر
نظام تلفيقي نيز وارد است، و اشكال و ايرادهاي نظير كاهش عدم
مقبوليت، كاهش رقابت سياسي از طريق حذف احزاب و سوق يافتن
احزاب و دستهجات به سوي خشونت و قانون شكني همچنان وجوددارد.
نتيجه
با توجه به آنچه گذشت، به اين جمع بندي ميرسيم كه تئوري دموكراسي و مردمي
بودن نظام، مشروعيت خويش را در اراده و آراي مردم جستجو
ميكند، و در اين ميان برگزاري انتخابات، به عنوان راهكاري
براي مشاركت و تبارز اراده مردم طراحي شده است، كه به تدريج به
مثابه يك ابزار در استخدام رقابت كنندگان عرصه قدرت واقع شده
است. و در اين فرايند نظامهاي متفاوتي براي چگونگي برگزاري
انتخابات و دستيابي به آراي مردم به وجود آمده است با نگاه كلي
در اين فرايند، سه نوع نظام انتخاباتي مورد بررسي قرار گرفت و
سرانجام با بررسي نظام و سيستم انتخاباتي »دولت جمهوري اسلامي
افغانستان« طبق قوانين و مقررات مربوط به انتخابات، بهنتيجه
رسيديم كه نظام انتخاباتي دولت جمهوري اسلامي افغانستان روش
مختلط و تلفيقي از اكثريت مطلق و ساده را اتخاذ كرده است، و
روش تلفيقي را به عنوان راه حل معضلات سياسي و اجتماعي كشور و
شيوه مناسب براي مشاركت مردم دانسته است. چنانكه اتخاذ چنين
روشي در برخي از كشورها نظير آلمان ژاپن، ايتاليا، تايوان و
غيره سابقه داشته است و آنها براي زدودن محروميتهاي سياسي و
نابرابري اجتماعي، به نظام انتخاباتي تناسبي يا تلفيقي رو
آوردهاند، افغانستان نيز اتخاذ چنين روشي را راهكار مناسبي
براي حل بحران و تأمين عدالت و ثبات سياسي تلقي نموده
است،قانونگذار به دليل حساسيت رياست جمهوري كه در رأس اداره
كشور قرار دارد و مجلس اعيان كه جايگاه ممتازي دارد، نظام
اكثريتي مطلق را مناسب ديده است تا رييس جمهور با به دست آوردن
آراي بيشتر از نصف و همخواني آن با مجلس اعيان، مورد قبول و
پذيرش اكثريت گروههاي قومي، مذهبي و دستهجات سياسي قرار
بگيرد، و همينطور »مجلس مشران و اعيان« جايگاه ممتاز خويش را
با مقبوليت بيشتر حفظ نمايد، تا شانس تأمين ثبات سياسي و عدالت
اجتماعي، به خطر مواجه نشود. و براي انتخاب »مجلس نمايندگان« و
شوراهاي ولايتي و ولسوالي نظام اكثريت ساده و يك مرحلهاي را
برگزيده است، تا زمينه مشاركت همه اقشار و گروهها را به وجود
بياورد و كشور بتواند به سوي ائتلافهاي سالم و نظام دو حزبي
سوق يابد و احزاب متعدد و پراكنده در قالب دو موضعگيري به
يكديگر نزديك بشود و هرج و مرج گروهي به تدريج از بين برود.
پي نوشت
[1].
نگاه كنيد به فرهنگ عميد، حسن عميد، ج 1، ص 280،
تهران، انتشارات اميركبير.
[2].
عبدالحميد،
ابوالحمد.
مبانى سياست، ص 344، انتشارات طوس، چاپ ششم، 1370.
[3].
، قاضى، ابوالفضل بايستههاى حقوق اساسى، ص 291 چاپ
سيزدهم، زمستان 1382.
[4].
مياح
عبدالرحمان ر . ك : اصطلاحات سياسى، به كوشش ، ص 20،
انتشارات پارسايان، تابستان 1382.
[5].
ايوبي
حجت الله اكثريت چگونه حكومت مىكند،، ص 48، انتشارات
سروش، تهران 1379.
[6].
باقري
يارمحمد
نظام انتخاباتى و رقابت سياسى، ،
فصلنامه سراج، شماره 21، ص 9، تابستان 1383.
[8].
بايستههاى حقوق اساسى، ص 54.
[9].
اصطلاحات سياسى، پيشين، ص 51.
[11].
ماده سوم قانون اساسى افغانستان مقرر مىدارد : «در
افغانستان هيچ قانون نمىتواند مخالف معتقدات و احكام
دين مقدس اسلام باشد».
[12].
اصطلاحات سياسى، پيشين، ص 20.
[13].
نگاه كنيد به فرهنگ سياسى، على آقابخشى با همكارى مينو
افشار راد، ص 124، تهران، مركز اطلاعات و مدارك علمى
ايران چاپ دوم، 1375.
[14].
هاشمي
محمّد حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، ، ج دوم، ص
118، چاپ هشتم، بهار 1383، نشر ميزان.
[15].
Sorutin
majoritaire a un to
[16].
.Scrutin
majoritaire a deux tours .
[17].
حقوق اساسى جمهورى اسلامى، پيشين، ص 118. اصطلاحات
سياسى، پيشين، ص 20.
[18].
اكثريت چگونه حكومت مىكند، پيشين، ص 61.
[19].
حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، پيشين، ص 120.
[20].
حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، پيشين، ص 94 - 96.
[21].
فصلنامه سراج، پيشين، ص 17 .
[22].
قاسم زاده، حقوق اساسى، ص 179 -
180،چاپ ششم، 1335.
[23].
فصلنامه سراج، پيشين، ص 19.
[24].
. rasaneh.reporter.ir//:http 4831/3/52
/ تاباختنا ىاهزاينشيپ
[25].
طبق ماده 82 قانون اساسى كه مقرر مىدارد: »شوراى ملى
متشتكل از دو مجلس: ولسى جرگه، و مشرانو جرگه
مىباشد.« شوراى ملى افغانستان داراى دو بخش است؛ يكى
مجلس سنا (مجلس سران و اعيان، و ديگرى مجلس نمايندگان
(مجلس مردم).
[26].
قانون اساسى افغانستان، ماده 61، مصوب 1382.
[27].
قانون انتخابات ماده 83، مصوب 1383.
[28].
طبق ماده 82 قانون اساسى كه مقرر مىدارد: »
شوراى ملى مشتكل از دو مجلس: ولسى
جرگه، و مشرانو جرگه مىباشد.« شوراى ملى افغانستان
داراى دو بخش است؛ يكى مجلس سنا (مجلس سران و اعيان)،
و ديگرى مجلس نمايندگان (مجلس مردم).
[29].
ماده 25 قانون انتخابات.
[30].
قانون انتخابات، ماده 26 .
[31].
رجوع كنيد به ماده 24 قانون انتخابات.
|