معيارهاي انتخاب کارگزاران در سيره سياسي امام علي(ع)

محمد احساني

مقدمه

از مسايل مهم گسترش عدالت اجتماعي، وجود زمامداران و کارگزارن شايسته و کاردان است که نقش اساسي در بهبود وضع زندگي مردم و تحقق عدالت در جامعه دارند. سرگذشت جوامع و ملل دنيا در طول تاريخ نشان مي‌دهد ملت‌هايي به رشد و پيشرفت در عرصه‌هاي گوناگون فردي و اجتماعي نايل شد‌ه‌اند که از زمامداران لايق و مناسبي برخوردار بوده‌اند. رشد توسعه پيشرفت و ترقي مادي و معنوي جامعه به وحدت، هماهنگي و برنامه‌ريزي درست و سنجيده بستگي دارد و اين امر خود مرهون رهبري، زمام داران متدين و کاردان است. از اين‌روست که در هر جامعه‌اي براي انتخاب بسياري از مسؤلان بلند پايه، مانند رئيس کشور و اعضاي پارلمان شروطي در نظر مي‌گيرند که در صورت داشتن آن شروط به اين مقام ها دست مي‌يابند. طبيعي است که رهنمايي‌هاي بزرگان دين و سياست مداران با تجربه در اين زمينه بسيار رهگشا خواهد بود.

براين اساس، بهره‌گيري از دستور العمل‌هاي رهبران دين، براي انتخاب افراد کاردان و شايسته ضروري مي‌نمايد. يکي از شخصيت‌هاي مؤثر و روشنگر در جهت تبيين معيارهاي انتخاب کارگزاران حکومتي، شخصيت امام علي(ع) است که بايد در عرصه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي از سيره ايشان بهره جست. اين نوشتار به نوبه خود سعي دارد تا معيارهاي انتخاب کارگزاران حکومتي را از لابلاي خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه آن حضرت استخراج و در اختيار علاقه‌مندان به سيره سياسي ايشان قرار دهد. در اين گفتار پس از تعريف مفاهيم کليدي به تبيين معيارهاي گزينش کارگزاران از ديدگاه علي(ع) پرداخته‌يم که نظير دين مداري، خدا محوري، حق مداري، عدالت خواهي، حسن سابقه، دلسوزي به فقرا وفا به عهد و پيمان و امثال آن هستند. در برابر آن برخي از ملاک‌هاي عدم گزينش کارگزار را که در سخنان آن حضرت خيلي مورد تأکيد قرار گرفته و بسياري از کاگزاران را به خاطر عدم آن ملاک‌ها برکنار نمودند، اشاره نمودم تا افرادي با اين ويژگي‌ها به اداره جامعه راه پيدا نکنند. اين صفات عبارتند از: انحصار‌طلبي، خيانت کاري، هوا پرستي و دنيا‌طلبي که اغلب عامل لغزش انسان‌هاست.

مفهوم شناسي

مفهوم «سيره سياسي»: سيره سياسي، ترکيبي است از دو واژه «سيره» و «سياست». از اين‌رو براي شناخت مفهوم آن، ابتدا بايد به تعريف اين دو کلمه بپردازيم. هرچند ارائه تعريف جامع و مانعي از «سيره» و «سياست» و نيز «سيره سياسي» دشوار است، ولي با مراجعه به معاني لغوي اين واژه‌ها و تعاريف گوناگوني كه براي آن‌ها ذكر شده، مي‌‌توان تا حدودي مفهوم «سيره سياسي» را به دست آورد.

سيره در لغت

اهل لغت معاني متعددي براي سيره نقل كرده‌اند از قبيل: روش، طريقه، سن،[1] سبك و نحوة انجام دادن كار، حركت در روز و حركت در شب و نيز به معناي حركت كردن و راه رفتن گرفته و آن را بر وزن فعله مثل فطره دلالت بر نوع عمل مي‌دانند.[2]

سيره در اصطلاح

آنچه از متون مختلف ديني و اصولي برمي‌آيد اين است که سيره بخشي از سنت است؛ يعني سنت به دو بخش فعلي (رفتاري) و قولي (گفتاري) تقسيم مي­شود و به سنت رفتاري، اصطلاحا سيره نيز گفته مي‌شود. صاحب نظران در مورد سيره، داراي دو عقيده‌اند:

اول اينکه، سيره به هر نوع فعل و رفتاري كه از شخص سر بزند و نيز چگونگي و نوع عمل اطلاق مي‌گردد. اين معنا با تحليل لغوي واژه سيره هماهنگ است. در اين معنا در رفتار و عمل، تكرار قيد نشده‌است؛ زيرا هيچ فعلي از افعال انسان بدون حالتي خاص تحقق نمي‌يابد.

 دوم، سيره عبارت است از روش و طريقه و يا فعل و رفتاري كه همراه با تكرار و استمرار باشد، به نحوي كه پس از مدتي به صورت يك قاعده و قانون براي رفتار تبديل گردد[3]. چرا كه رفتارهاي پيوسته ومکرر افراد حكيم و عاقل تابع سبك و قاعده ويژه‌اي است و از منطق و اسلوب خاصي پيروي مي‌كند. بنابراين سيره علي(ع)، يعني روش عملي آن حضرت.[4] مثلاً اگر سخن گفتن حضرت بليغ و رسا بود، اين مي‌رساند که سيره ايشان در سخن گويي چنين بوده است.

منظور ما از سيره امام علي(ع) در اين نوشتار همين معناي دوم است، يعني اينکه روش و طريقه عملکرد و رفتار ايشان در زمينه هاي مختلف فردي واجتماعي براساس قاعده وبرنامه خاصي بوده، متفاوت از ديگران. همان‌گونه که ايشان در آغاز تصدي خلافت ظاهري ضمن خطبه‌اي در حضور عموم، برنامه حکومتي شان را رسما اعلام فرمودند. در آن خطبه اعلام کردند که در اداره کشور و عزل و نصب کارگزاران طبق قرآن کريم وسيره رسول خدا(ص) رفتار خواهد کرد. در تقسيم اموال فرمودند که هيچ کس را بر ديگران ترجيح نمي‌دهم و آنچه از بيت المال در اختيار بود بين همه بالسويه تقسيم خواهم کرد.

سياست در لغت

واژه سياست، ريشه در زبان عربي دارد و از ماده ساس، يسوس اخذ شده است. سياست در زبان عرب به معاني مختلفي به کار رفته است. به عنوان نمونه: «سست الرعية سياسة»؛[5]رعيت را به نوعي سياست کردم؛ يعني مردم را امر ونهي کردم و آنها را به کاري واداشتم. «سوس فلان امور الناس، صبر ملکا وملک عليهم»؛[6] فلاني امور مردم را سياست کرد، يعني مالک وصاحب اختيار مردم شد ومقدرات آن‌ها را به دست گرفت. «وساس السلطان والوالي الرعية»[7]؛ سلطان و والي رعيت را سياست نمود، يعني کارهاي ملت را سرپستي و تدبير کرد.

آنچه از معاني لغوي سياست نتيجه مي‌شود، اين است که واژه «سياست» در لغت به مفهوم مطلق تدبير امور اجتماعي مربوط به حکومت وقدرت است.

سياست در اصطلاح

از «سياست» در اصطلاح، نيز تعريف‌هاي مختلفي شده است كه اين موضوع به اختلاف فكري و نظري صاحب‌نظران سياسي باز مي‌‌گردد. با اين وجود، تقريباً همه انديشمندان سياسي بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه منظور از «سياست» مديريت و تدبير امور جامعه در مسير زندگي معقول همراه با عزّت و رفاه عمومي‌ است.[8]دکتر علي شريعتي مي‌گويد: سياست عبارت است از: خود آگاهي انسان نسبت به محيط و جامعه و سرنوشت مشترک  زندگي مشترک خود و جامعه‌اي که در آن زنگي و بدان وابسته است.[9] متفکران غربي براساس باورهاي سکولاريستي خود، تعريف ديگري از سياست ارائه داده‌اند که به روشني جدايي دين از سياست را نشان مي‌دهد. از‌ اين‌رو، سياست از سوي ماکياولي چنين تعريف شد: سياست يعني نيرنگ و فريب و استفاده از هر وسيله ممکن، در جهت دستيابي به قدرت و پول و ثروت.[10]

برخي از متفکران مسلمان در برابر تفکر غربي، برمحور انديشه الهي تعريف ديگري ارائه داده‌اند که در آن بر رابط نزديک دين و سياست تأکيد شده است.

با توجه به معاني لغوي واصطلاحي سيره و سياست، مي‌‌توان نتيجه گرفت که: «سيره سياسي امام علي(ع)» عبارت است از: رفتارهاي قانون‌مند و برنامه‌ريزي شده آن حضرت در ارتباط با امور حکومتي و به ويژه عملکرد ايشان در زمينه عزل و نصب‌ها و اعزام کارگزاران به ولايات مختلف کشور پهناور اسلامي‌آن روزگار. دستور العمل‌هاي حکومتي امام علي(ع) در باب گماشتن کارگزاران به اداره گوشه‌اي از کشور و يا برکنار کردن آنها يقينا، براساس معيارها و ملاکهاي معين و ثابتي بوده که تأسي به آن براي سياست مداران امروزي بسيار رهگشا است. در اين مقاله سعي مي‌شود، معيارها و ملاک‌هاي انتصاب وعزل کارگزاران حکومتي را عمدتا از نامه هاي سياسي- اداري علي(ع) استخراج نموده در اختيار علاقه‌مندان به آموزه‌هاي اسلامي‌قرار دهيم تا دست‌آويزي باشد براي سياست مداران مسلمان در سراسر جوامع ديني.

مفهوم معيار انتخاب

هرچند معنا و مفهوم معيار در انتخاب کارگزاران روشن است و چندان نيازي به تبيين تفسير ندارد، ولي با اين حال مناسب است براي روشنگري بيشتر مفاهيم کليدي به توضيح اين واژه نيز بپردازيم. منظور از معيار انتخاب در اين بحث آن ملاک‌ها و ويژگي‌هايي است که هر انتخاب‌گري حين انتخاب خود آن را در نظر مي‌گيرد و بر همان ملاک مشخص فردي را براي تصدي امري گزينش مي‌کند. سيره امام علي (ع) در انتخاب کارگزاران نشان دهنده مجموعه معيارهايي است که در عملکرد آن حضرت نسبت به عزل و نصب فرمانداران و يا فرمانده لشکر ولو در موردي خاص، محور کار ايشان بوده است. اين معيارها ممکن است ملاک‌هاي مثبت باشند که هرکارفرمايي بايد واجد آن باشد و يا ملاک‌هاي منفي که هيچ کارمندي نبايد داراي آن ملاک‌ها باشد، چنان که اين دوگونه ملاک‌ها از دستور العمل ها و نامه هاي حضرت، در نهج البلاغه به خوبي قابل وصول و دست‌يابي است.

مفهوم انتخاب: زندگي انسان پر از انتخاب‌ها و گزينش‌هاست. اول صبح وقتي از بستر خواب بلند مي‌شويم و با اعضاي خانواده و افرادي بيرون از محيط خانه ارتباط برقرار مي‌کنيم؛ در اين تعاملات و برخورد‌ها، بي‌شک در معرض انتخاب و گزينش‌هاي گوناگون قرار مي‌گريم که بايد از ميان دو يا چند راه يکي را ترجيح دهيم. در مسائل اجتماعي و سياسي نيز امر بدين منوال است.

 انتخاب، مبتني براصل اراده و اختيار است که از ويژگي‌هاي ذاتي و فطري انسان به شمار مي‌رود. اختيار بدين معنا‌ست که فاعل باخواست و ميل خود و بدون اجبار و ديگري کاري را انجام مي‌دهد. اما انتخاب به معناي گزينش، در جايي است که فاعل نسبت به دو يا چند چيزي مخالف، گرايش داشته و به خواست خود يکي را بربقيه ترجيح دهد وآن را برگزيند.[11]

انتخابات، جمع انتخاب، يک فعاليت گروهي را تداعي مي‌کند و اينکه جمعي براي حفظ امنيت، وحدت، استقلال و تأمين مصالح جامعه در برنامه انتخابات شرکت و افرادي را براساس شناخت خود برمي‌گزينند و آنها را برسرنوشت خود مسلط مي‌سازند. تفاوتي در اين امر وجود ندارد، انتخابات چه مربوط به تعيين رئيس کشور باشد يا اعضاي پارلمان و مجلس، همين مفهوم را خواهد داشت. واژه انتخاب در اين نوشتار اعم از فعاليت فردي وگروهي مي‌باشد.

اهميت توجه به سيره سياسي امام علي(ع)

بررسي سيره امام علي(ع) از جهاتي براي مسلمانان داراي اهميت و ارزشمندي است:

1- مقبوليت سيره علي(ع) براي عموم مسلمانان: اولين عامل اهميت توجه به سيره سياسي علي(ع) مقبوليت گفتار و رفتار ايشان است. چراکه حضرت علي(ع) تنها صحابه‌اي است که براي عموم مسلمانان، اعم از شيعه وسني مورد پذيرش مي‌باشد؛ شيعيان آن حضرت را به عنوان خليفه بلافصل پيامبر اکرم(ص) قبول دارند و براين باورند که طبق نص صريح رسول خدا(ص) او نخستين جانشين ايشان بوده است. اهل سنت وجماعت - چه پيرو مذهب حنفي، شافعي و حنبلي يا مالکي- ايشان را به عنوان به عنوان خليفه چهارم مي‌پذيرند و معتقدند که او پس از سه خليفه قبلي، به خلافت رسيد. به هرحال، تمامي‌مسلمانان، سيره سياسي علي(ع) را برخود حجت مي‌دانند و به آن ملتزمند. از اين‌رو، بررسي عملکرد آن حضرت در فعاليت‌هاي سياسي و رفتارهاي اجتماعي حائز اهميت فوق العاده است.

2- توصيه‌هاي پيامبر خدا(ص) به تبعيت از سيره علي(ع): رسول اکرم(ص) مکرر مردم را به پيروي از سيره و انديشه علي(ع) سفارش نموده است. سيد ابن طاووس به نقل از مناقب خوارزمي‌مي‌گويد: رسول خدا فرمود: اي عمار! علي همواره برهدايت است وپيروي از او پيروي از من است و پيروي از من اطاعت از خداست. [12]

3- همراهي علي(ع) با حق و قرآن: از بسياري از سخنان پيامبر خدا(ص) استفاده مي‌شود که علي(ع) با قرآن ملازمند و از هم جدا شدني نيستند. ابن حجر هيتمي‌در «الصواعق المحرقه» حديثي را نقل مي‌کند که رسول خدا(ص) فرمود: «اين علي(ع) باقرآن است وقرآن با اوست و از هم جدا نمي‌شوند تا اينکه در روز قيامت در کنار حوض کوثر بر من وارد گردند»[13]

روايت ديگري به اين مضمون وجود دارد.

4- برتري علي(ع) در کياست و مديريت جامعه: سيره و رفتار علي(ع) چه در دوران حيات رسول الله(ص) وچه در مدت پنج سال حکومت شان، نشان‌دهنده‌ي توان بالاي سياست و مديريت آن حضرت نسبت به اداره امور جامعه و کشور داري است. با اينکه جامعه آن روز از سيره رسول خدا(ص) فاصله گرفته بود و احکام اسلامي‌آن گونه که شايسته بود اجرا نمي‌شد، در عين حال آن حضرت توانست در طول خلافت ‌کوتاه‌شان سنت رسول خدا(ص) را احيا کند.

معيارهاي انتخاب کارگزاران

سخنان علي(ع) در صحنه‌هاي گوناگون سياسي- اجتماعي حاوي تبيين صفات و دستوراتي است براي حاکمان ومديران حکومتي که از مجموع آنهـا به خوبي مي‌توان شاخص‌هايي را براي گزينش کارگزاران به دست آورد. دقت کامل حضرت در انتخاب افراد و در نظر گرفتن ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي آنان و نيز برکنار کردن برخي از کارمندان را در اثر سوي سابقه و يا ارتکاب خيانتي از پستت شان برساس موازن و معيارهاي ديني و الهي بوده است نه ملاحظات سياسي.

آنچه در سيره سياسي علي(ع) مسلم است اين است که در انديشه سياسي آن حضرت، دانش و تقوا و تلفيق اين دو در عمل، از شروط لازم براي مديريت و زمام‌داري است؛ چرا كه مدير و حاكم ناآگاه و بي تقوا جامعه را به گم‌راهي و فساد مي‌كشاند. حضرت علي(ع) در اين زمينه مي‌ فرمايد: «نبايد نادان بر ناموس و جان مسلمانان حاكم شود، وگرنه آن‌ها را به گمراهي مي‌‌برد»[14] باز مي‌فرمايد: «حكومت و اداره جامعه بر اساس تقوا و پرهيزگاري نه به كسي آسيب مي‌رساند و نه كشتزار قومي‌ را از بين مي‌برد»؛[15]

1ـ دين مداري

مهم ترين عامل تعيين رفتار آدمي‌در كلام امام علي(ع)، به خصوص نهج البلاغه، دين و ايمان به محتواي ديني است. دين و برنامه‌هاي عملي آن از جهات گوناگون بر شكل‌گيري شخصيت، افكار و رفتار انسان تأثير مي‌‌گذارد؛ به گونه‌اي كه فرد تمامي‌ برنامه‌هاي زندگي‌اش را از دين و الگوهاي ديني فرا مي  گيرد؛ همان‌گونه كه بينش‌هاي ديني رفتار فردي و خانوادگي را تحت تأثير قرار مي‌دهد، گرايش هاي سياسي ـ اجتماعي را نيز هدايت مي‌نمايد اگر دين حق باشد و از قواعد فطري و الهي تبعيت نمايد، بر خط مشي انسان تأثير مثبت خواهد گذاشت، وگرنه تأثيرات منفي از خود بر جاي مي‌‌گذارد.

دين عامل بسيار مهم مهار قدرت و جلوگيري از فساد سياسي ـ اجتماعي است. در بيانات و فرمان هاي حضرت علي(ع)، بر رعايت احكام و دستورات خداوند و پيروي از دين مقدس اسلام مكرر تأكيد شده است. آن حضرت در خطبه 189 نهج البلاغه، ضمن ارائه توصيف جامع از دين اسلام، همگان را به پيروي از آن دعوت مي‌ كنند: «پس آن (دين اسلام) را محترم و بزرگ داشته، از آن پيروي نماييد و حق آن را ادا كنيد» اين از آن روست كه عمل به احكام اسلام موجب سعادت دنيا و آخرت انسان است. اگر زمامدار و رئيس كشور، مؤمن و متديّن به آيين اسلام باشد، ايمان و تديّن او مانع استبدادش مي‌گردد. اسلام بر تربيت اخلاقي، تقوا و خودسازي زمامداران و مديران جامعه تأكيد بسيار دارد؛ چون ابزارهاي قدرت و فرمان روايي بيش‌تر در اختيار حاكمان قرار دارد و از اين رو، نياز آن ها به تربيت اخلاقي و سياسي نيز افزون‌تر است.

به نظر امام علي(ع) دين تضمين کننده منافع دنيا وآخرت انسان است، مخصوصا صاحبان زور و قدرت و رياست که در صورت تبعيت صد در صد از هواهاي نفساني، دين ودنياي خود را از دست خواهند داد. اين مسئله در پست‌هاي افراد فرق نمي‌کند، چه کارگزار حکومت باشد يا نماينده پارلمان و قوه قانون گزاري، اگر اعتناي به دين نداشته باشد، افزون براينکه مشکلاتي را براي جامعه پديد مي‌آورد دنيا وآخرت خويش را نيز از دست خواهند داد. چرا که قدرت و رياست دنيا دائمي‌نيست و صاحبان قدرت پس از چندي يقينا، پست خود را به کسي ديگر واگذار خواهند کرد و مانند افراد عادي، چه بسا بدتر از آنها به زندگي خويش ادامه خواهند داد. وضع چنين افرادي نسبت به زندگي پس از مرگ نيز از عملکرد‌شان مشخص است که چيزي در اختيار ندارند وسرانجام تهي دست از دنيا بيرون خواهند رفت، مگر اينکه موفق به توبه و ندامت و پشيماني و جبران گذشته شوند. البته اين توفيق به آساني به دست نمي‌آيد و بايد به خودسازي بپردازند و حقوق مردم را که در دوره رياست خويش تضييع کرده به صاحبانش برگردانند و يا از آنها حلاليت بطلبند.

2- خدامحوري

دومين ويژگي كه از فرمان‌هاي حكومتي حضرت علي(ع) در ارتباط با امور اداري و سياسي به دست مي‌آيد و جنبه تربيتي نيز دارد، «خدامحوري» است. كسي كه در وادي اداره جامعه و مسائل سياسي قدم مي‌گذارد و مي‌ خواهد به مردم خدمت كند، بايد در هر شرايطي خدا باور و خدامحور باشد; چون قدرت و رياست به طور طبيعي، غرورآفرين است و از اين‌رو، سياستمداران بيش از ديگران در معرض لغزش و سقوط قرار دارند. ياد خدا و توجه به او نيرويي است كه همواره انسان را در لغزشگاه‌ها و خطرات حفظ مي‌‌كند. حضرت علي(ع) بدين دليل، در دستورالعمل خود به مالك اشتر فرمان مي‌‌دهند: «خداوند سبحان را با قلب و دست و زبان ياري نما; زيرا خداي بزرگ ياري و عزّت كسي را كه ياريش كند و عزيزش بدارد تضمين كرده است»[16]

خدامحوري آثار متعددي همچون اخلاص در عمل، دوري از گناه و قرب الي الله دارد كه هر يك به لحاظ تربيتي بسيار مهم است; زيرا هدف عالي در تربيت اسلامي‌ رسيدن به مقام قرب الهي مي‌باشد و بايد تمام فعاليت‌هاي مربيان در اين زمينه صورت گيرد. علاوه بر اين، اگر مديران و سياست گذاران جامعه بر اساس خداباوري و حق‌مداري حركت كنند و در راه خدا قدم بردارند، خداوند محبت آن‌ها را در دل مردم جاي مي‌دهد. علي(ع)نيز به اين امر اشاره دارند: «هر كه آنچه را بين او و بين خداست اصلاح كند، خداوند آنچه را بين او و بين مردم است درست مي‌‌كند»[17] بدين روي، سياستمداران نظام اسلامي‌ بايد به گونه‌اي تربيت شوند كه ويژگي خداباوري در قلب و روح آنان رسوخ كند تا تمام كارهاي‌شان براساس خدامحوري انجام گيرد.

3- حق مداري

از ديگر خصوصياتي كه بايد در انتخاب سياسي زمامداران و مديران بدان توجه شود، «حق‌مداري» است. تصميم گيرندگان سياسي بايد افراد را چنان براي اداره امور كشور تربيت نمايند كه روحيه حق‌طلبي و حق‌مداري از شاخصه‌هاي وجودي آنان باشد. حضرت علي(ع)در اين زمينه، به مالك اشتر براي انتخاب همكاران نزديكش دستور مي‌‌دهند: «افراد حق‌گو را به خود نزديك كن، از ميان خواص خود كسي را به خود نزديك‌تر كن كه در حق‌گويي ـ گرچه گفتار حق تلخ است ـ صراحت لهجه داشته باشد»[18] همچنين آن حضرت درباره حق والي و رعيت مي‌‌فرمايد: «هرگاه رعيت حق والي و والي حق رعيت را ادا كند، حق در بين آن‌ها عزيز و قواعد دين استوار و روزگار اصلاح مي‌ شود»[19] بنابراين، يكي از صفات برازنده زمامدار، حق‌گويي و حق‌مداري است كه طبق كلام رسول خدا(صلي الله عليه وآله)، «حق را بايد گفت، هر چند در ذائقه بعضي تلخ آيد»[20]

 4ـ تقواي الهي

تقوا نيرويي است كه انسان را از همه آفات دروني و بيروني نگه مي‌‌دارد و او را در برابر لغزش‌ها محكم و استوار مي‌‌سازد. تقوا در همه شؤون زندگي، به خصوص مسائل سياسي و اداري جامعه، بسيار كارساز است; زيرا ملكه تقوا در روح انسان نيرويي پديد مي‌آورد كه به او مصونيت روحي و اخلاقي مي‌بخشد و او را از خطا و اشتباه باز مي‌دارد. علي(ع)مي‌فرمايد: «بندگان خدا، بدانيد كه تقوا خانه‌اي است چون دژي محكم و استوار»[21] آن حضرت همچنين درباره «تقوا» مي‌‌فرمايند: «تقوا كليد درستي و اندوخته روز قيامت است; از هر بندگي آزاد مي‌كند و از هر بدبختي رهايي مي‌بخشد»[22] و نيز مي‌فرمايد: «هيچ عزّتي عزّت بخشتر از تقوا نيست»[23]

از اين‌رو حضرت علي(ع) پيش از همه، زمامداران حكومتي را به رعايت تقوا دستور مي‌دهند; مالك را به پرهيزگاري و انجام فرايضي الهي سفارش مي‌‌كردند.[24] ديگر كارگزاران را نيز به اين مهـم توصيه مي‌نمودند تا در آشكار و نهان از خدا بترسند و نافرماني او را مرتكب نشوند.[25]

بنابراين، براي پيش‌گيري از آفت‌هاي احتمالي، لازم است كارگزاران دولت را از ابتدا پرهيزگار و درست‌كار تربيت كرد; چون زمامدار بي تقوا اسير هوا و هوس، حرص و طمع و خشم و شهوت است و چنين كسي فقط در پي تأمين نيازهاي خود مي‌باشد. پس اولين شرط مدير شايسته اين است كه داراي تقوا باشد تا خطا و اشتباهي از او سر نزند; زيرا مدير و مسؤول وظيفه سنگيني بر عهده دارد كه در صورت ارتكاب خلاف، فساد بزرگ اجتماعي را موجب مي‌گردد.

5- عدالت خواهي

عدالت خواهي از شاخصه‌هاي بارز انتخاب سياسي در سيره و گفتار امام علي(ع) است. سراسر زندگي آن حضرت نشان دهنده اعتدال و اجراي عدالت در جامعه است. ظلم ستيزي ايشان و مبارزه با ستم و بيدادگري، چه در دوران حكومت و چه پيش از آن، از ويژگي هاي زندگي آن حضرت است; چنان كه دوست و دشمن بدان معترفند. حضرت علي(ع) در دستورالعملهاي سياسي خود به فرمانروايان، همواره بر رعايت انصاف و عدالت در بين مردم تأكيد مي‌كردند; همان‌گونه كه فرازهايي از عهدنامه مالك اشتر به اين موضوع اختصاص يافته است: «مالكا، انصاف و عدالت رابين خدا و مردم از يك سو و خود و نزديكانت و هر كه هواي او را در سر داري از سوي ديگر، مراعات كن»[26]

براين اساس، يكي ازمعيارهاي انتخاب کارگزاران طبق فرمان‌هاي حكومتي حضرت علي(ع) عدالت خواهي است. زمامداران مسلمان بايد از چنين خصوصيتي برخوردار باشند تا بتوانند حق و عدالت را در جامعه اجرا نمايند. امروزه بيش از هر زمان ديگري، به خصوص در نظام جمهوري اسلامي‌، ضرورت اين موضوع احساس مي‌‌شود; چرا كه اين نظام براي رسيدن به اهداف بلند خود، نياز مبرم به نيروهاي متخصص و كاردان و داراي ويژگي هاي تعهد، وفاداري و عدالتخواهي دارد. اما متأسفانه بسياري از كارگزاران نظام اسلامي‌، به ويژه در رده‌هاي‌ پايين سياسي ـ اداري از ويژگي‌هاي مطلوب برخوردار نيستند. از همين روست كه گاه نظام با چالش هايي اجرايي، قانونگذاري و يا قضايي روبه رو مي‌‌شود.

6- حسن سابقه

از معيارهاي مهم علي(ع) در انتخاب کارگزاران توجه ايشان به سابقه فردي آنان بود و در اين زمينه کمال دقت را مبذول مي‌داشتند. ايشان برهمين اساس پس از تصدي خلافت به عزل و نصب وسيعي واليان و فرمان روايان سراسر کشور پهناور اسلامي‌اقدام کردند که مهم‌ترين آنها عزل معاويه از ولايت مصر بود.اهميت اين امر نسبت به ديگر چالش‌هاي موجود در فرا راه زمامداري علي(ع) بدان جهت بود که مصر به لحاظ سياسي نظامي‌فوق العاده مهم بود، با اين حال در مسافتي بسيار دور از مرکز حکومت قرار داشت که به آساني قابل دسترسي نبود. از اين رو، مغيره بن شعبه در همان روز نخست خلافت خدمت امام رفت و پرسيد که با معاويه چه خواهي کرد؟ فرمود: او را برکنار مي‌کنم، چون او را شايسته حکومت برمسلمانان نمي‌دانم.[27]

ابن عباس نيز به خاطر مصلحت‌خواهي در موفقيت حکومت امام، همين پشنهاد را داد و گفت در شرايط موجود که هنوز پايه‌هاي حکومت شما استقرار نيافته، مماشات بامعاويه عاقلانه تر از اين است که او را عليه خود برانگيزي. امام بارد اين پشنهاد فرمود: من اهل مداهنه در دين نيستم و حتي دو روز هم به معاويه اجازه نمي‌دهم که برجان ومال و عرض مسلمانان مسلط بماند.[28]

در عهدنامه مالک اشتر به او مي‌فرمايد: بدترين وزيران تو، کساني هستند که پيش از تو وزير بدکاران بوده و در گناهان آنان شرکت‌ داشته‌اند. مبادا چنين افرادي محرم راز تو باشند، چون آنان ياوران گناهکاران وياري دهندگان ستمکارانند.[29]

همچنين حضرت در نامه‌اي خطاب به منذر ابن جارود عبدي كه بر بعضي از شهرهاي فارس از جانب آن حضرت حكم‌راني داشت و مرتكب خيانت و فساد مالي شد، به تأثير سوابق خانوادگي بر رفتار سياسي فرد اشاره مي‌كنند و مي‌فرمايند: «نيكي پدرت مرا فريب داد و گمان كردم كه توهم از روش او پيروي مي‌نمايي و به راه او حركت مي‌ كني. پس ناگاه به من خبر رسيد كه خيانت كرده از سيره پدر و خانوادهات عدول نموده‌اي»[30]

روشن است كه نقش سوابق خانوادگي در رفتار سياسي فرد از نظر امام علي(ع)مسلّم بوده و حضرت به اين موضوع اذعان داشته‌اند، وگرنه اشاره به عدم شايستگي معاويه در تصدي خلافت مسلمانان به لحاظ سوابق بد خانوادگي و فاميلي و اشاره به حسن رفتار پدر منذر ابن جارود و تأثير آن در انتخاب منذر به عنوان والي و حكمران يكي از شهرهاي فارس از جانب آن حضرت، معنا ندارد. بنابراين، مي‌‌توان گفت: خانواده يكي از عوامل مهم در عملکرد سياسي است و انديشه‌هاي سياسي فرد بيش‌تر تحت تأثير جهت‌گيري‌ها، نگرش‌ها و رفتارهاي سياسي ـ اجتماعي فاميلي وي قرار دارد. به همين دليل است حضرت علي(ع) در يكي از خطبه هاي نهج البلاغه از سوابق خانوادگي، مقام و منزلتش نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) و چگونگي ارتباطش با آن حضرت به تفضيل سخن مي‌ گويد.[31]

7- وفا به عهد و پيمان

به نظر كارشناسان سياسي، تقويت و پايداري حكومت‌ها تا حدي بسته به پاي‌بندي زمامداران به عهد و پيمان است; زيرا پاي‌بندي زمامداران به وعده‌هايي كه به مردم مي‌‌دهند و احياناً براي تحقق آن سوگند ياد مي‌كنند سبب نفوذ آنان در دل‌ها،كسب اطمينان واستواري نظام مي‌‌گردد. اميرمؤمنان علي(ع) در اين زمينه به مالك دستور مي‌دهند: «از اين كه به مردم وعده دهي و به انجام كاري متعهد شوي و سپس تخلّف كني، بپرهيز; چون خُلف وعده و پيمان شكني موجب خشم خدا وخلق است».[32]

در انديشه سياسي امام علي(ع)پاي‌بندي به عهد و پيمان بهترين وسيله پيوند و اُلفت ميان مردم و زمامداران و موجب استواري و استحكام دولت‌هاست. در اين‌باره مي‌فرمايند: «از واجبات الهي، هيچ كدام همانند وفاي به عهد و پيمان در ميان مردم جهان ـ با تمام اختلافاتي كه دارند ـ مورد اتفاق نيست; حتي مشركان زمان جاهليت نيز ـ علاوه بر مسلمانان ـ آن را مراعات مي‌كردند; چون پيامدهاي پيمان شكني را آزموده بودند»[33]

8- محبت و دلسوزي به فقرا

عنصر ديگري كه لازم است در انتخاب کارگزاران مورد توجه قرار گيرد محبت و دلسوزي به فقرا و تأمين نيازهاي ضروري عامه مردم است. افرادي را بايد براي تصدي امور سياسي و اجرايي كشور انتخاب كرد كه انگيزه‌اي قوي در ارائه خدمت به مردم داشته باشند، ايجاد چنين انگيزه‌اي تنها در اثر تربيت درست بر اساس انديشه‌هاي ديني برخاسته از قرآن و سنّت ميسّر است. توجه به سيره، رفتار و گفتار اميرالمؤمنين علي(ع) در اين زمينه بسيار كارساز و راهگشاست. علي (ع)، هم خود يار و مددكار فقرا و محرومان بود و هم افرادي را با اين ويژگي پرورش داد. دستورات حضرت به مجريان و مديران ارشد حكومت در آن روز، حاكي از اهتمام ايشان به فقرستيزي و تأمين اجتماعي است، چنانكه خطاب به مالك مي‌فرمايد: «اي مالك، درباره طبقه پايين از مردم، كه چاره‌اي ندارند و در فقر و تنگ دستي زندگي مي كنند، خدا را فراموش نكن. آن‌ها عبارتند از: بينوايان، نيازمندان، گرفتاران و زمين‌ير شدگان. آنچه را كه خداوند از حق خود درباره ايشان دستور داده رعايت كن و براي آنان قسمتي از بيت المال و سهمي‌ از غنايم خالص اسلامي‌ هر شهر در نظر بگير»[34]

از اين توصيه‌اي علي(ع) به مالك نسبت به فقرزدايي از جامعه برمي‌آيد كه حمايت از فقرا ونيازمندان به عنوان يك اصل در حكومت اسلامي‌ مطرح است و براي تحقق آن، بايد تلاش كرد; زيرا فقر و كمبود اقتصادي عامل بروز بسياري از مشكلات، از جمله فساد اخلاقي و ناامني در جامعه است. از اين‌وست كه علي(ع)به مديران و كارگزاران نظام اسلامي‌ دستور مي‌‌هند تا از طبقه ضعيف و مستمند و به خصوص كساني كه براي حفظ آبرويشان چيزي نمي‌خواهند و با فقر زندگي مي‌كنند، پشتيباني مالي و اقتصادي نمايند.

9ـ صداقت و امانت داري

در انديشه سياسي علي(ع) امانت‌اري يكي از ويژگي‌اي برجسته و با اهميت كارگزاران حكومت است. از اين نظر، هر كس در هر پست و مقامي‌ كه باشد امانتدار مردم مي‌‌باشد و بايد در حفظ امانت بكوشد; زيرا اموال، ناموس، حيثيت، شرف و بسياري از مسائل حياتي مردم نزد كارگزاران دولت قرار داده شده و آنها مسؤول نگه‌داري آن‌ها هستند، حتي مقام و منصبي كه به ايشان واگذار شده امانت است و بدين روي، بايد در انجام وظيفه‌شان تلاش كنند. حضرت علي(ع) گذشته از اين‌كه خود نمونه كامل امانت‌داري در زمينه‌هاي گوناگون بودند، ديگران را نيز به رعايت امانت سفارش مي‌كردند و مي‌فرمودند: «امانت را ادا كنيد، هر چند صاحبش قاتلان فرزندان انبيا باشد»[35]

سخنان اميرالمؤمنين(ع) در اين باره فراوان است و رفتار و سيره ايشان نيز از اهميت امانت داري حكايت دارد تا آن جا كه فرمودند: «برترين ايمان امانت‌داري است»[36]و «هر كه امانت‌دار نيست، ايمان ندارد»[37] بنابراين، در انتخاب كارگزاران، بايد خصيصه امانت‌داري را در آن‌ها احراز و حتي الامکان تقويت كرد. آنچه امروزه موجب بروز مشكلات گوناگون در جوامع اسلامي‌ شده اين است كه رهبران و كارگزاران حكومتي افرادي صالح و امانت‌دار نيستند. بدين دليل، بايد برنامه‌ريزي كرد تا براساس انديشه‌هاي سياسي امام علي(ع)سياستگذاران و مديران شايسته انتخاب شوند، به گونه‌اي كه تمام ويژگي‌هاي يک زمامدار سياسي مسلمان را دارا باشند. با وجود رهبران و كارگزاران تربيت يافته و با صلاحيت، بحران‌هاي موجود در كشورهاي اسلامي‌ كه غالباً ناشي از بي لياقتي و بي كفايتي زمامداران است، برطرف خواهد شد.

10- بي اعتنايي به دنيا

دنياطلبي و دل بستن به آن يكي از آفت‌هاي مهم فعاليت‌هاي سياسي است و به طور قطع، مانع تجلّي آثار حکومت اسلامي‌مي‌گردد; چون بر اساس تفكر امام علي(ع)، دل بستن به دنيا منشأ همه خطاهاست.[38] علي(ع) در گفتار و رفتار، بي اعتنايي به دنيا را نشان مي‌ دهند و همگان را بدان توصيه مي‌‌كنند. آن حضرت در اين باره فرمودند: «به خدا سوگند كه اين دنياي شما در نظر من از استخوان خوكي در دست شخصي جذامي‌ كه هيچ كس ميلي به آن ندارد، پست‌تر و كم ارزش‌تر است»[39] همچنين فرمودند: «دنياي شما نزد من بي ارزش‌تر از برگ جويده‌اي است كه در دهان ملخ باشد»[40]

بنابراين، براي جلوگيري از آفات زيان‌بار قدرت و سياست، بايد كارگزاران نظام اسلامي‌ را به گونه اي برگزيد كه در اثر تربيت‌هاي ديني با بي اعتنايي به دنيا انجام وظيفه نمايند; همان طور كه سيره اميرالمؤمنين علي(ع)بر دوري از زرق و برق دنيا و بي توجهي بدان استوار بود. او مكّرر همه مردم، به خصوص كارمندان نظام اسلامي را به زهد و دل نبستن به دنيا دستور مي‌دادند و مي‌فرمودند: «از دنيا بپرهيزيد; زيرا دنيا در حقيقت، دام شيطان است»[41]

11- تخصص و کارداني

از ديگر ملاک‌هاي انتخاب کارمند در حکومت اسلامي‌به نظر علي(ع) افزون بر ويژگي‌هاي فردي و کمالات نفساني، داشتن تخصص و مهارت لازم در انجام وظايف مربوطه است. يعني کارگزار در اثر برخورداري از علم و دانش مورد نياز در حوزه کاري خود، بتواند مأموريت محوله را به بهترين وجه به سرانجام برساند. امام علي(ع) در توصيه‌هايي به مالک مي‌فرمايد:« ي مالک! از افراد با تجربه و با حيا از خانواده هاي پاک و شايسته و با سابقه در اسلام براي اداره کشور بکار گير» [42]ا

در اين بيان به تجربه داشتن در کار تأکيد شده است و اينکه کاردار حکومت اسلامي‌بايد کاردان و اهل فن و دانش کافي باشد. در عمل هم علي(ع) به اين ويژگي توجه کرد و افراد با تجربه‌اي همچون مالک و ابن عباس و عثمان بن حنيف و امثال آنها را به ولايات مختلف به عنوان کارگزار منصوب فرمود.

معيارهاي عدم انتخاب كارگزاران

برخي از خصوصيات فردي ممکن است به شکل اوصاف رذيله در افراد وجود داشته باشد و مانع خدمت رساني به مردم شوند. از اين‌رو، مي‌بايست مورد ملاحظه انتخاب کنندگان کارگزاران قرار گيرند. چراکه انتخاب و دستورالعمل‌هاي سياسي هر قدر كارساز و مؤثر باشد و بتواند كارگزاران مؤمن و متعهدي را گزينش نمايد، با اين وجود، در مقام اجرا و عمل، خواه ناخواه با موانع و مشكلاتي مواجه خواهد شد. اين مشكلات بيش‌تر ناشي از ويژگي‌هاي منفي كارگزاران است; زيرا سياست وق‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍درت، به طور طبيعي، آفت‌زاست و بدين روي، سياست‌مدار بيش ازهركس ديگري، در معرض خطا و نافرماني خدا قرار دارد. در اين جا، به برخي ويژگي‌هاي منفي، كه ممكن است دامنگير كارگزاران سياسي‌ شود و در نتيجه آن‌ها نتوانند به صورت شايسته انجام وظيفه كنند، اشاره مي‌‌گردد:

1ـ غرور و خودبيني

يكي از پيامدهاي قدرت، غرور و خودخواهي است كه معمولاً پس از احراز مقام فرمان‌روايي در برخي از سياستمداران مشاهده مي‌ شود; چون بشر ـ نوعاً ـ در اثر غفلت از حقيقت و ضعف ايمان به محض رسيدن به مقام و رياست، دچار غرور و خودبيني مي‌گردد. تكبّر و خودپسندي بزرگ‌ترين آفت رفتار سياسي است و مي‌‌تواند تمام آثار مثبت فردي و اجتماعي فرد را از بين ببرد. از اين جاست كه حضرت علي(ع) همواره كارگزاران نظام اسلامي‌ را به دوري از تكبّر و خودبيني توصيه مي‌كنند. آن حضرت به مالك مي‌فرمايند: «بپرهيز از خودپسندي و تكيه به چيزي كه تو را به خودخواهي وادارد و بپرهيز از اين كه دوست بداري تو را مردم بستايند; زيرا حالت غرور و خودبيني مناسب‌ترين فرصت براي شيطان است تا نيكي نيكوكاران را از بين ببرد»[43]

2ـ انحصارطلبي

منظور از انحصارطلبي آن است كه زمامدار و كارگزار در حوزه قدرت و اختياراتش همه چيز را به خود و وابستگان خود اختصاص مي‌دهد; بدين معنا كه قدرت، سياست، امكانات و ديگر امتيازات اجتماعي را به اقوام، گروه و جناح سياسي خود اختصاص داده، ديگران را از آن‌ها محروم سازد. از اين‌جا است که از انتخاب چنين افرادي در کادر اجرايي کشور بايد اجتناب گردد.

از اين‌گونه فرمان‌هاي امام علي(ع) به مديران ارشد نظام حكومتي، به خوبي برمي‌‌آيد كه انحصارطلبي و خودكامگي از ديدگاه آن حضرت بزرگ‌ترين آفت دولت است. تاريخ، دولت‌هاي فراواني را سراغ دارد كه در اثر انحصارطلبي و به اصطلاح «تماميت خواهي» زمامداران و مديران، به سرعت رو به ضعف نهاده و زمينه زوال‌شان فراهم گرديده و نابود شده‌اند. علي(ع)انحصارطلبي را علت اصلي سقوط خلافت عثمان وقتل او معرفي نموده، مي‌ فرمايند: «من قضيه قتل عثمان و مسائل مربوط به آن را در يك بيان جامع براي شما مي‌ گويم: او خودكامگي و خودسري كرد، تا آن جا كه اين خصلت در او قوي شد واز حد تجاوز كرد و تا اين كه خشم مردم دامنگير او گرديد»[44]

امروزه نيز زمامداران بسياري از كشورهاي اسلامي‌ و غيراسلامي‌ گرفتار خودكامگي و انحصارطلبي‌هاي گوناگون حزبي، نژادي، زباني، مذهبي و امثال آن هستند كه همين موجب نابساماني‌هاي سياسي و اجتماعي فراوان شده است. بسياري از جنگ‌ها، تجاوزها و جنايت‌هاي موجود در جهان معلول انحصارطلبي زمامداران است. از اين‌رو، دست اندركاران امور سياسي ـ اجتماعي بايد تلاش نمايند تا با تربيت و انتخاب درست كارگزاران حكومتي از بروز اين آفت جلوگيري كنند.

3ـ هواپرستي

بي شك، پيروي از هواهاي نفساني خطري است كه همه انسان‌ها را تهديد مي‌كند، اما زمامداران به دليل شرايط خاص خود، پيش از ديگران در معرض اين خطر قرار دارند; زيرا همان‌گونه كه گفته شد، قدرت و رياست معمولاً زمينه غفلت و بي‌توجهي آنان را به خدا و جهان آخرت فراهم مي‌‌سازد.بدين روست كه علي(ع)مي‌‌فرمايد: «بدترين زمامدار كسي است كه هواي نفس بر او غلبه كند و امارت داشته باشد»[45] در انديشه سياسي حضرت علي(ع)هواپرستي وپيروي از خواسته‌هاي نفساني مانع اصلي تحقق عدالت است. از‌ اين‌رو، آن حضرت هميشه دوري گزيدن از هواي نفس را به فرمان‌روايان توصيه مي‌‌كردند; چون هر گاه زمامدار بر اساس خواسته خود عمل كند و هر چه را ميل دارد انجام دهد، اين روش او را از عدالت و دادگري باز مي‌ دارد.[46] علي(ع) در جايي ديگر مي‌فرمايند: «دين اسير دست اشرار و بدكرداراني است كه آن را وسيله رسيدن به هواي نفس و دنياي خود قرار داده‌اند»[47]بنابراين، از منظر امام علي(ع)هواپرستي بزرگ‌ترين آفت حکومت است و اگر زمامداران گرفتار آن شوند، به حق و عدالت عمل نخواهد شد.

جمع بندي

آنچه درباره انتخاب کارگزاران حکومت اسلامي‌و کادر سياسي از منظر امام علي(ع) گفته شد، مي‌توان به اهميت و فراگير بودن آن، درهمه سطوح و مقاطع تحصيلي و حتي دركانون‌هاي خانوادگي پي برد و توجه مسؤولان و برنامه ريزان كشورها را بدان جلب نمود، زيرا با انتخاب درست كارگزاران از نظر ديني و سياسي، مي‌‌توان از بروز بسياري از بحران‌هاي اجتماعي جلوگيري كرد.

بر اساس انديشه سياسي امام علي(ع)، عوامل متعددي در فرايند انتخاب کارگزاران نقش دارد و بايد با در نظر گرفتن آن‌ها، به گزينش زمامداران جامعه پرداخت. نقش دين، خدا‌محوري، حق‌مداري و امثال آن كه ريشه در اعماق فرهنگ و سنّت کهن اسلامي‌دارند، در شكل‌گيري نگرش‌هاي سياسي و تأثير آن بر گرايش‌هاي زمامداران روشن است. از‌ اين‌رو، در اين نوشتار به ملاکهاي انتخاب کارگزاران و قانون گذاران از ديدگاه امام علي(ع) اشاره شد و اگر در هر جامعه‌اي به اين معيارها توجه نماينده در خوش بختي همراه با پيشرفت و تکامل زندگي خواهند کرد.همچنين روش‌هاي اجراي برنامه‌هاي سياسي نيز به نوبه خود، داراي اهميت است، اين موضوع از فرمان‌هاي گوناگون حضرت علي(ع) به زمامداران نظام اسلامي‌ به روشني قابل استفاده مي‌‌باشد.


 

پی نوشت


 

[1]. المصباح المنير، ج1، ص 361. السيره الطريقه في الشيء و السنته ( ابن فارس، معجم مقاييس اللغه، ج3، ص61).

[2]. دهخدا, علي اكبر، لغت نامه, تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران, چ1, 1373, ص 12241 – 12242؛ احمد سياح, فرهنگ بزرگ جامع نوين, ج1 و2, چ15, تهران: كتابفروشي اسلام, ص 690؛ اباهيم انيس عبدالحليم منتصر, الطهران: مكتب نشر الثقافه الاسلاميه, الطبعه الثالثه, 1408ق , ص 467؛ حسن مصطفوي التحقيق في كلمات القرآن الكريم, المجلد الخامس,تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1360, ص 335-336 ماده سير،؛ فخر الدين الطريحي, مجمع البحرين, ج3, تهران: المكتبه المرتضويه, چ2, 1362, ص 340؛ ابن فارس, معجم مقاييس الغه, ج3, ص 61، لسان العرب، ج6، ص 454.

[3]. مطهري، شهيد مرتضي، مجموعه آثار، ج16 (سيري در سيره نبوي)، ص50 تا 72.

[4]. المصباح المنير، ج1، ص 361..

[5]. الجوهري، اسماعيل بن حماد، الصحاح اللغه، تحقيق احمد عبد الغفور عطار،انتشارات دار العلم للملايين، بيتا،ج3،ص 938.

[6] .راغب اصفهاني،مفردات القرآن،واژه( ساس).

[7] .همان.

[8]. جعفري،محمد تقي، حکمت اصول سياسي اسلام،قم، بتياد نهج البلاغه،1369،ص47.

[9]. عبد الحميد،ابوالحميد، مباني علم سياست،توس،1370،ص30.

[10]. مصباح يزدي محمد تقي، جزوه درس فلسفه سياست،مؤسسه آموزسي وپژوهشي امام خميني،ص31.

[11]. مصباح،مجتبي، فلسفه اخلاق،قم،مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني،1381،ص136.

[12]. ابن طاووس،طرايف،ترجمه داود الهامي،نشر نويد اسلام،1374،ص236.

[13]. هيتمي، احمد،ابن حجر، الصواعق المحرقه،مصر،مکتبه القاهرۀ،1385ق،ص126.

[14]. خطبه131.

[15]. خطبه16.

[16]. نامه 53.

[17]. حکمت 415.

[18]. نامه 53.

[19]. خطبه 216.

[20]. بحارالانوار،ج67،ص107.

[21]. خطبه157.

[22]. نامه23.

[23]. حکمت371.

[24]. نامه53.

[25] نامه.53.

[26]. نامه 53.

[27]. قاضي زاده، کاظم، حکومت نامه علي(ع)،قم، دفتر نشر معارف،1383،ج1،ص411.

[28]. همان،ص414.

[29]. نامه 53.

[30]. نامه71.

[31]. ر.ک. نهج البلاغه، خطبه 192.

[32]. نامه53.

[33]. نامه53.

[34]. نامه53.

[35]. محمديري شهري،ميزان الحکمه، ماده امانت.

[36]. همان.

[37]. همان.

[38]. بحار الانوار،ج51،ص258.

[39]. حکمت236.

[40]. حکمت224.

[41]. حکمت156.

[42]. نامه 53.

[43]. نامه53.

[44]. حکمت30.

[45]. غرر الحکم،ج1،ص444.

[46]. نامه59.

[47]. نامه53.

 

بازگشت

نظر دهيد